خلاصه داستان قسمت ۲۳ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۳ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملکیکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۲۳ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۲۳ سریال ترکی اسم من ملک

ملک با آشفتگی، ماجرا را به اهالی خانه میگوید. او از سیدعلی و محمود کمک میخواهد تا سیدعلی کوچک را بازگردانند. محمود از قدریه میترسد، اما بخاطر حرف سیدعلی مجبور می شود همراه سیدعلی و ملک، به دنبال سیدعلی کوچک به سمت فرودگاه برود. ملک در ماشین میگوید که سیدعلی کوچک با دفنه در پارک بوده اند. سیدعلی عصبی شده و مطمئن است که دفنه به عمد، سیدعلی کوچک را به پدرش داده است. دفنه و عمر در پارک به دنبال سیدعلی می‌گردند. دفنه گریه میکند و حاضر نیست این خبر را تلفنی به ملک بگوید. جمالی به خانه می رود و وقتی زمرد از او می شنود که او باعث اخراج ملک از بیمارستان شده، تو کمالی را سرزنش میکند و میگوید چه بریدن نان دیگران تاوان سنگینی دارد. جمالی حرصش میگیرد و از اتاق بیرون می آید. کرم که سر تمرین فوتبال بوده، از همه جا بی خبر به خانه برمیگردد. او با دفنه تماس میگید و دفنه خبر میدهد که سیدعلی را گم کرده است. کرم عصبی شده و از او میخواهد به خانه بیاید تا دنبال چاره ای باشند. بعد از قطع تماس، قدریه به کرم میگوید که پدرش سیدعلی را دزدیده است. او به کرم بخاطر دردسرهایشان طعنه می زند و آنها با یکدیگر بحث میکنند. قدریه ناگهان سرگیجه گرفته و حالش بد می شود.

کرم و اونزیله او را به گوشه حیاط می آورند. در فرودگاه، ملک دیر رسیده و مامورین میگویند که هواپیما در حال بلند شدن است. ملک با گریه پشت شیشه ایستاده و با درماندگی به هواپیما نگاه میکند. دقنه به خانه آمده و متوجه ماجرا می شود. عمر که دفنه را به خانه رسانده بود، کمی بعد با شنیدن سر و صدا داخل می آید تا به قدریه کمک کند. کرم که به عمر حساس شده، با دیدن او عصبی می شود. همگی کمک می‌کنند و قدریه را به بیمارستان می رسانند. اونزیله با میتات تماس میگیرد و خبر دزدیده شدن سیدعلی کوچک و بیمارستان رفتن قدریه را به او میدهد. میتات نیز با محمود تماس میگیرد و خبر میدهد. محمود و ملک و سیدعلی که داخل ماشین هستند،به سمت بیمارستان می روند. سیدعلی از دفنه عصبانی است و تصور میکند که او سیدعلی کوچک را به پدرش داده، اما دفنه با گریه قسم میخورد که او این کار را نکرده است و از چیزی خبر ندارد. با این حال سیدعلی به او اعتماد ندارد و با طعنه به ملک می فهماند که دخترش نیز مثل خود اوست. ملک حرفهای دفنه را باور میکند و او را آرام می‌کند. دفنه به ملک می‌گوید که عمر تمام روز با آنها بوده و شاهد است. ملک به دفنه میگوید که او حق ندارد با عمر بیرون برود و آزادانه برخورد کند. دکتر بعد از معاینه قدریه میگوید که بچه سالم است ، اما او باید خیلی مراقبت کند قدریه با اینکه وسیله سنگین جابجا کرده بود، به دروغ می‌گوید که چنین کاری نکرده و بخاطر فشار عصبی، که منظورش ملک است، به این حال افتاده است.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن