خلاصه داستان قسمت ۲۶ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۶ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملکیکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۲۶ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۲۶ سریال ترکی اسم من ملک

دفنه وقتی میبیند که عمر جواب تماس‌های او را نمیدهد، عصبی شده و عمر را بلاک میکند.‌کمی بعد، عمر که دیگر طاقت ندارد، خودش با دفنه تماس میگیرد‌. او بخاطر بلاک بودن، دم خانه سیدعلی می رود و با کرم رو در رو می شود. کرم از آمدن عمر عصبانی شده و با او درگیر شده و او را از خانه دور میکند. قدریه که باید همیشه از همه چیز سر در بیاورد، از اتاق بیرون آمده است. نفیسه او را به اتاق می برد و از او میخواهد که طبق توصیه دکتر، فقط استراحت کند و به فکر بچه اش باشد. در خانه، دفنه همچنان ناراحت است، زیرا خودش را بخاطر سیدعلی کوچک مقصر میداند. ملک او را دلداری داده و قانع میکند که مقصر نبوده است. کرم ، دفنه را به اتاق برده و به او میگوید که قصد دارد به آلمان برود تا سیدعلی را برگرداند، زیرا طاقت دیدن ناراحتی ملک و این وضعیت را ندارد. دفنه به او برای بلیت از پول‌های پس اندازش میدهد. کرم از او میخواهد تا رسیدنش به آلمان به ملک چیزی نگوید. باشاک و دخترش زهرا به خانه پیش ملک آمده اند.

باشاک از زهرا میخواهد که با دفنه بیرون بروند تا کمی هوا بخورند. خلیل به یکی از آشنایان خود در فرودگاه سپرده تا اطلاعات پرواز آلپای را به دست بیاورد. او متوجه می شود که آلپای سوار هواپیما نشده. سپس با احسان تماس گرفته و این خبر را میدهد.انها تا قطعی نشدن این قضیه به ملک چیزی نمی‌گویند. دفنه و زهرا در کافه نشسته و صحبت میکنند. زهرا میگوید که به درس علاقه زیادی ندارد و دوست دارد زود ازدواج کند. او از علاقه اش به پسری میگوید که از آشنایان خانوادگی است. کمی بعد، عمر که از بیرون کافه دفنه را میبیند، داخل آمده و بی مقدمه بخاطر بلاک کردن او بحث میکند. زهرا وقتی آنها را در حال بحث میبیند، از اینکه عمر و دفنه یکدیگر را میشناسند ناراحت شده و معلوم می شود که او به عمر علاقه دارد. میتات نیز در حال رد شدن از مقابل کافه، وقتی دفنه و عمر را با هم میبیند با عصبانیت داخل آمده و دفنه را به زور همراه خودش بیرون می برد.

فوندا به ترکیه آمده و آلپای خیالش راحت می شود، اما او میگوید که پولها را در حساب شخصی خودش ریخته تا در حساب آلپای بلوکه نشود. کرم بلیت پرواز برای شب گرفته و در فرودگاه منتظر نشسته است. در خانه، قدریه دوباره بی توجه به نصیحت‌های نفیسه، به طبقه بالا پیش نفیسه و سیدعلی می رود. نفیسه از او میخواهد که برای استراحت به اتاقش برگردد.هنگامی که او از پله ها پایین می آید، پایش پیچ خورده و محکم به زمین می خورد. اونزیله از پایین این صحنه را میبیند. قدریه مطمئن می شود که بچه آسیب دیده است. همان لحظه، میتات با دادو بیداد به همراه دفنه وارد خانه می شود . ملک در پی صدا از اتاق خود بیرون می آید تا به حیاط برود. قدریه که روبروی او در راه پله نشسته، به عمد خودش را مقابل ملک پرت میکند تا او را در آسیب دیدن خود مقصر جلوه دهد. ملک شوکه شده و دیگران را برای کمک صدا می زند.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن