خلاصه داستان قسمت ۲۶ سریال ترکی دختران آفتاب

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۶ سریال ترکی دختران آفتاب را مشاهده می فرمایید. با ما همراه باشید. این سریال ترکی به کارگردانی Metin Balekoğlu در ژانری درام، کمدی، رمانتیک در ۱ فصل ۳۹ قسمتی در استانبول ساخته شده است. تهیه کنندگان سریال دختران آفتاب اسماعیل گوندوگو و اینچی کرهان می باشند. این سریال یک مجموعه تلویزیونی ترکیه‌ای با بازی امره کینای، اوریم آلاسیا، تولگا ساریتاش و بورجو اوزبرک و هانده ارچل است.

قسمت ۲۶ سریال ترکی دختران آفتاب

خلاصه داستان قسمت ۲۶ سریال ترکی دختران آفتاب

جان در خانه مشغول نوشتن نامه ای برای پری است زیرا نمی‌تواند حرف دلش را مستقیم به او بگوید. گونش در حال رفتن به ازمیر است و احمد دم در او را بدرقه میکند. بعد از رفتن گونش، اینجی پیش احمد آمده و با حرص در مورد حرفهای او و گونش سوال میکند. احمد میگوید که گونش دخترانش را به او سپرده تا مراقبشان باشد. سپس به اینجی میگوید که نمی‌تواند رفتارهای او را تحمل کند و آنها می‌توانند جدا شوند و اینجی همچنان در آن خانه زندگی کند. اینجی چنین چیزی را قبول نمیکند. دختران به همراه ساواش و علی به دریاچه می روند تا قایق سواری کنند. ساواش و نازلی و پری سوار یک قایق می شوند و سلین بر خلاف میلش مجبور است با علی در یک قایق باشد. پری که دوست دارد نازلی و ساواش با یکدیگر باشند، سعی دارد آنها را به هم نزدیک کند. سپس از آنها عکس یادگاری میگیرد. کمی بعد جان با پری تماس میگیرد. پری میگوید که آنها به ویلای جنگلی هالوک رفته اند. توچه متوجه مکالمه جان و پری می شود و بعد از قطع تماس، او را وادار میکند که ماجرا را بگوید. توچه آدرس ویلا را میداند و تصمیم می‌گیرد با دیدم به آنجا برود تا سلین را اذیت کند. سلین بخاطر ماجرای بوسیدن، با علی در قایق بحث میکند. علی میگوید که از رفتار سلین مشخص است که از این قضیه ناراحت و پشیمان نیست.
سلین از برخورد علی و خونسرد بودن او حرصش میگیرد. دیدم با علی تماس میگیرد و علی با او عاشقانه صحبت میکند. سلین عصبی می شود. اینجی به خانه سویلای می رود و خبر میدهد که بین گونش و هالوک خراب شده و گونش به ازمیر رفته است. او میگوید که رابطه آنها درست نمی شود و به زودی خدا خواهد شد. بعد از رفتن اینجی، هالوک پیش سویلای رفته و میگوید که گوشی علی خاموش است و از سویلای میخواهد که به علی بگوید با او تماس بگیرد زیرا میخواهد از او معذرت خواهی کند. سویلای متعجب شده و سپس بابت دلخوری گونش و شکرآب شدن رابطه آنها طعنه می زند و میگوید که گونش به ازمیر رفته است. هالوک که از این قضیه خبر نداشت جا میخورد. گونش به ازمیر رسیده و پیش دوستش نهال می رود و ماجرا را برای او تعریف میکند. نهال سعی دارد گونش را قانع کند که نباید به راحتی هالوک را ترک کند و باید به او فرصت بدهد. شب،توچه و دیدم و جان به ویلا می رسند. علی از آمدن آنها متعجب شده و سلین عصبی می شود. جان به پری میگوید که ناخواسته مجبور به گفتن آدرس آنها شده و مقصر نیست.

پری از آمدن جان خوشحال است و میگوید که ایرادی ندارد. علی مدام با دیدم عاشقانه برخورد کرده و او را بغل میکند و می بوسد و سلین با دیدن این صحنه ها حرصش می‌گیرد. توچه از اینکه سلین را حرص میدهد خوشحال است. سلین علی را صدا زده و میگوید که او یادش رفته که بخاطر ساواش به آنجا آمده اند تا مراقبش باشند و روحیه او عوض بشود. ساواش از پشت در صدای او را می شنود و با عصبانیت به سمت دریا می رود. نازلی دنبال ساواش رفته و او را بیرون می کشد. شب، گونش به خانه نهال می رود و هالوک را آنجا می بیند. او متوجه می شود که هالوک با نهال هماهنگ کرده و از این قضیه عصبی می شود. هالوک با گونش صحبت میکند و از او معذرت خواهی کرده و فرصتی میخواهد تا جبران کند، اما گونش حاضر به بخشش نیست و می‌گوید که از ازدواج پشیمان است و میخواهد به ازمیر برگرد.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن