خلاصه داستان قسمت ۲۷ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۷ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملکیکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۲۷ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۲۷ سریال ترکی اسم من ملک

همه دور قدریه جمع می شوند. قدریه با دادو بیداد میگوید که بچه اش را از دست داده است. ملک با گریه بالای سر او میگوید که حواسش نبوده و از عمد کاری نکرده است. آنها سریع قدریه را به بیمارستان می برند. فوندا به ترکیه رسیده و به هتل آلپای می رود. آلپای با دیدن او خیالش بابت پولها راحت می شود. وقتی او سراغ پول ها را از فوندا میگیرد، فوندا میگوید که او پولها را به حساب خودش ریخته است. در خانه باشاک، احسان به او میگوید که آنها متوجه شده اند که آلپای و سیدعلی کوچک از کشور خارج نشده اند. باشاک میخواهد با ملک تماس بگیرد و این خبر را بگوید، اما احسان میگوید که تا قطعی نشد این مسأله چیزی به ملک نگویند. مریم، سر زده به همراه کیکی که پخته است به خانه باشاک و احسان می آید. او بخاطر اینکه متوجه شده است خانواده خلیل او را پسند کرده اند، خوشحال است و بی بهانه با خوشحالی به دیدن باشاک آمده است. کمی بعد، خلیل نیز به خانه آنها می آید تا با احسان در مورد مسأله آلپای صحبت کند. مریم با دیدن خلیل در دلش خوشحال می شود. در بیمارستان، میتات با عصبانیت ملک را مقصر افتادن قدریه میداند. نفیسه از او عصبانی شده میخواهد که ساکت باشد. میتات از اینکه نفیسه همچنان از ملک طرفداری میکند عصبی می شود.

در خانه، ملک در اتاق نشسته و با نگرانی منتظر خبری از قدریه است. او علت عصبانیت میتات از دقنه را سوال میکند و دفنه تعریف میکند که عمر با دیدن او‌ و زهرا داخل کافه آمده و میتات آنها را دیده است. ملک به دفنه میگوید که از قبل نیز به او هشدار داده بود که نباید به عمر نزدیک شود، زیرا آنها اختلافات خانوادگی دارند. سیدعلی که از دم اتاق ملک رد می شود، با شنیدن اسم عمر داخل اتاق رفته و به ملک می‌گوید که دفنه را از نوه جمالی دور کند و نباید به آنها نزدیک شوند. ملک سراغ کرم را از دفنه میگیرد. دفنه هول شده و می‌گوید که کرم برای تمرین فوتبال به زمین بازی رفته است. ملک خودش با کرم تماس میگیرد. کرم با تصور اینکه دفنه پیش ملک دهان لقی کرده است، جواب ملک را نمی‌دهد. در بیمارستان، دکتر از اتاق بیرون آمده و خبر میدهد که حال قدریه خوب است، اما متأسفانه آنها بچه را از دست داده اند. همگی با شنیدن حرف به شدت ناراحت شده و گریه میکنند. میتات محمود را بغل کرده و به او دلداری میدهد. آنها به اتاق قدریه می روند. قدریه با گریه، ملک را مقصر دانسته و او را نفرین میکند. نفیسه سعی دارد او را آرام کند و از او میخواهد که کسی را نفرین نکند. میتات نیز با عصبانیت، ملک را مقصر میداند. نفیسه با ملک تماس گرفته و خبر سقط شدن بچه قدریه را میدهد. ملک ناراحت شده و گریه میکند. سیدعلی میگوید که او مقصر نیست و قسمت اینچنین بوده است. دفنه که ناراحتی ملک را میبیند، به کرم پیام میدهد و از او میخواهد که برگردد. کرم به عمد گوشی را خاموش میکند. عمر به دفنه پیام داده و بابت اینکه میتات او را اذیت نکرده باشد، از او خبر میگیرد. دفنه سریع با عمر تماس میگیرد و از او بابت کرم کمک میخواهد. آنها با هم قرار میگذارند که پنهانی به سمت فرودگاه بروند تا بتوانند جلوی رفتن کرم را بگیرند.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
1 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین پرطرفدار
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
اوزرا
اوزرا
3 ماه قبل

دهلران.مکران.مازندران..وهر کلمه ایی آخرش ران باشد تورکی است.مثل ایران.تهران.شیمران.بیدگل آران.سیران.کران.بیکران.گران.نگران.جمکران.لنکران.جماران.چالدیران.آیران.جیران.هیران(گردنه ی حیران اردبیل).بوران.توران.کوران.چمران.بادران.باران(باراندوز)تیران.پوران.

1
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن