خلاصه داستان قسمت ۲۸ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۸ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملکیکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۲۸ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۲۸ سریال ترکی اسم من ملک

شب وقتی قدریه را به خانه می برند، او با عصبانیت مقابل ملک رفته و به او توهین میکند و او را مقصر مرگ بچه اش میداند. اونزیله که شاهد ماجرای حقیقی بوده، از اینهمه توهین قدریه به ملک کلافه شده و مدام قصد دارد جلو برود و حقیقت را بگوید، اما جلوی خودش را میگیرد. سپس محمود قدریه را به اتاق می برد تا استراحت کند. ملک که به هم ریخته و عذاب وجدان دارد، گوشه ای نشسته و گریه میکند. نفیسه او را آرام کرده و به اتاقش می فرستد. مریم با زمرد تماس گرفته و بابت مراسم خیریه مدرسه از آنها دعوت میکند. زمرد استقبال کرده و دعوت را می‌پذیرد. سپس از جمالی میخواهد که برای فردا، چند سینی باقلوا برای پذیرایی به مدرسه بفرستند. دفنه پنهانی از خانه خارج شده و سوار ماشین کرم می شود. آنها به فرودگاه می روند و قبل از سوار شدن کرم در هواپیما، او را منصرف میکنند. کرم از دیدن دوباره عمر به همراه دفنه عصبی می شود . خدمتکار خانه به اتاق ملک می رود و متوجه دارو خوردن او می شود.

ملک به دروغ میگوید که برای سر درد و معده درد دار میخورد. او سپس از خدمتکار میخواهد که کرم و دفنه را به اتاق صدا بزند. کمی بعد ، خدمتکار به اتاق نفیسه می رود و میگوید که دفنه و عمر را پیدا نکرده است. نفیسه با نگرانی پیش ملک می آید تا خبر بدهد که بچه ها نیستند. همان لحظه، کرم و دفنه به خانه می آیند. دفنه میگوید که دنبال کرم به زمین بازی رفته بود. در هتل، فوندا مدام در حال گلایه از آلپای بخاطر شرایط موجود است. او از آلپای میخواهد که سیدعلی کوچک را به مادرش تحویل بدهد، اما آلپای با کلافگی میگوید که در این صورت به دردسر می افتد و باید از طریق دیگری این کار را بکند زیرا پدر و برادران ملک به حساب او می رسند. صبح، محمود بخاطر قدریه در اتاق میماند و برای صبحانه بیرون نمی آید. ملک بخاطر این شرایط ناراحت می شود. باشاک با ملک تماس میگیرد و میگوید که با مریم که از دوستان اوست، بابت ثبت نام مدرسه دفنه و کرم صحبت کرده است و او امروز می تواند به آنجا برود. میتات برای صبحانه، نان خریده و با ذوق به سمت داروخانه سیران می رود. سیران نیز چای آورده و آنها مشغول صبحانه خوردن می شوند. میتات رفته رفته بیشتر به سیران علاقه پیدا میکند، اما حرف مستقیمی در این باره بینشان مطرح نمی شود.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن