خلاصه داستان قسمت ۲۹ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۹ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر را می توانید مطالعه کنید. با ما همراه باشید. این سریال به کارگردانی علی بیلگین، امیدها و ناامیدی‌ها، جنگ‌ها و تلاش‌های کارکنان صنعت سینما را به تصویر می‌کشد. سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر (Menajerimi Ara) در ژانر درام و کمدی محصول سال ۲۰۲۰ برگرفته از سریال فرانسوی Dix Pour cent به سفارش کانال Star Tv میباشد.

قسمت ۲۹ سریال ترکی با منیجرم تماس بگی
قسمت ۲۹ سریال ترکی با منیجرم تماس بگی

قسمت ۲۹ سریال ترکی با منیجرم تماس بگی

دجله سادی را تعقیب می کند و میبینه که به سالن رقص رفته و داره ترکی میرقصه، دجله ازش فیلم میگیره و فورا پیش فریس خانم میره. دجله عکس ها و فیلم رقصو بهش نشان میدهد فریس عصبی میشه و به سرعت به اونجا میره. فریس گوشه کلاس می ایستد و نگاهش میکند، سدی وقتی چشمش به فریس می افتد جا می خورد و به دنبال فریس می رود و جلوشو میگیره که فریس که عصبیه میگه اصلا هیچ توضیحی نمیخوام ازت قرارداد فسخ را واست میفرستم برو با یکی دیگه کار کن. دجله تو تراس ایستاده که باریش میره پیشش. باریش ازش معذرت خواهی میکنه و میگه که نباید بهت شک میکردم، دجله میگه دیگه ناراحت نیستم دیگه تصمیم گرفتم از کسی ناراحت نشم و نمیخوام کسی زندگیش به خاطر من خراب بشه، با برن حرف بزن اون خیلی دوستت داره تو هم دوستش داری پس نزار واسه همچین موضوع الکی رابطتون بهم بخوره اگه سر هرچیز دیگه ای بود دخالت نمیکردم، باریش قبول میکنه. دجله میره پیش فریس تا به کارهاش برسه.

برن به آژانس میره تا با کراج دوباره قرارداد ببنده. برن به تراس میره که میبینه باریش اونجاست و بهش میگه اگه میخوای تنها باشی برم که باریش بهش میگه من وقتی عصبی میشم نمیفهمم چی میگم چیکار میکنم منو ببخش و باهم دوباره رابطشون خوب میشه. فریس تو سرویس بهداشتی در حال آرایش کردن است که دجله میگه با سادی چیکار میکنین؟ فریس میگه قراردادشو فسخ کردم، راستی میدونی رابطه برن و باریش باهم خوب شده، دجله میگه میدونم. فریس ازش میپرسه تو از کجا میدونی؟ دجله میگه اگه عصبی نمیشین میگم، با باریش حرف زدم گفتم نمیخواد به خاطر همچین اتفاقی رابطشونو خراب کنه و از طرفی از نظر کار هم لطمه میبنیم، فریس بهش خیره نگاه میکنه و میگه یعنی برای کار فقط باهاش حرف زدی اینارو گفتی؟ میدونم که رابطه تو و باریش فقط مختص کار نیست، دجله میگه نه باور کنین فقط واسه کار بود، فریس قبول میکنه و میرن. بعد از رفتن آنها برن که تو یکی از سرویس های بهداشتی بوده بیرون میاد و عصبی میشه.

گولین تو قسمت اتاق چاپ در حال یواشکی حرف زدن است که بکیر میفهمه و بهش شک میکنه. امیر به قهوه خانه صاحب خانه دجله میره تا باهاش حرف بزنه تا بزاره دجله همونجا بمونه ولی آقا مصطفی قبول نمیکنه، در آخر امیر باهاش شرط میبنده و میگه تخته بازی میکنیم اگه تو بردی به اندازه اجاره یک سالتو همینجا میدم ولی اگه من ببرم باید بزاری دجله همونجا بمونه و میگه دجله دختر عموی منه. آنها بازی میکنن و امیر میبره. مصطفی به دم در خانه دجله و مرال میره و بهشون میگه بمونین همینجا پسرعموت اومد بهم گفت که اون پسر دوستتون بوده نمیخواد برین. مرال و دجله خوشحال میشن و مرال میگه حتما کار باریش بوده بهش پیام بده تشکر کن که دجله میگه شب بهش رودررو میگم. همه افراد آژانس تو جشن تولد همکارشون جمع شدن. فریس متوجه نگاه های چینار به جولیده میشه ازش میپرسه خیر باشه چیزی هست که من نمیدونم؟ چینار میگه آره یه چیزهایی هست ولی دلشو شکستم که فریس میگه برو حرف بزن حلش کن. دجله با ظاهری جذاب میاد و اول میره پیش باریش که از چشم های برن دور نمیمونه. دجله از باریش تشکر میکنه که با عمو مصطفی حرف زده دیگه لازم نیست دنبال خونه باشن که باریش میگه این موضوع به من ربطی نداره، من کاری نکردم که دجله میگه اگه تو نکردی پس کار کی بوده؟ و جفتشون به امیر فکر میکنن و دجله میگه آهان فهمیدم و میره.

باریش ذهنش پیش امیر گیر میکنه و اعصابش بهم میریزه و همش تو مجلس دجله را زیر نظر داره که برن حرص میخوره. دجله میخواد بره پیش امیر که برن جلوشو میگیره و میگه میشه باهم حرف بزنیم؟ برن به دجله میگه من این اواخر حالم خیلی خوب نیست ذهنم مشغوله ازت میخوام منو ببخشی کارم اشتباه بوده، دجله که جا خورده قبول میکنه و برن با تنفر او را بغل میکنه و تو سرش واسش نقشه میکشه‌. برن میره پیش دوستش که سدایی. سدایی میگه چرا عصبی؟ رابطت خوب شده که با باریش، برن با حرص میگه فکر میکردم خودش اومده معذرت خواهی نگو بازم کار دجله بوده اینبار از جایی که فکرشو نمیکنه ضربه میزنم بهش جوری که با گریه بره. دجله پیش امیر میره و میگه من ازت کمک خواستم؟ چرا اینکارو کردی؟ نگو تو نکردی که باور نمیکنم. امیر به حرفاش توجه نمیکنه و میگه چقدر خوشگل شدی، باریش با حرص اونارو میبینه. دجله هرچی با عصبانیت باهاش حرف میزنه ازش توضیح میخواد امیر چیزی نمیگه و فقط ازش تعریف میکنه و بهش میگه چقدر زیبایی و بهش میگه فرداشب چیکاره ای؟ و بهش پیشنهاد میده برن بیرون که باریش با حرص و عصبانیت بهش چشم میدوزد، دجله میخواد جواب بده که کیک تولد را میارن و جشن شروع میشه.

فردای آن روز مرال ازش میپرسه دیشب چه خبر بود؟ دجله میگه از همه مهمتر این بود که برن اومد ازم عذر خواهی کرد و بغلم کرد مرال شوکه میشه. دجله میگه که کار باریش نبوده امیر با عمو مصطفی حرف زده، مرال خنده شیطنتی میزنه و بهش میگه چیا گفت؟ دجله میگه هرچی ازش میپرسیدم چرا این کارو کردی حرف های خودشو میزد جواب نمیداد، مرال میپرسه مثلا چیا؟ دجله میگه اینکه چقدر خوشگل شدی و این حرفا، مرال میخنده میگه اااووو پس اینطور، دجله میگه تازه شب دعوت کرد بیرون مرال میپرسه تو چی گفتی؟ دجله میگه جواب ندادم، مرال راضیش میکنه تا شب با امیر بره بیرون حتی واسه تشکر کردن هم که شده بره. در حال رفتن به سرکار بودن که دجله میگه اگه واسش کتاب آشپزی بگیرم به نظرت خوبه؟ برای تشکر فقط میدونم که به آشپزی علاقه داره شاید یه کتاب خوب پیدا کنم بگیرم خوشش بیاد که مرال تایید میکنه و باهم میرن به کتاب فروشی. برن سر صحنه فیلمبرداری هست و در حال گریم شدن که همزمان فضای مجازی را چک میکند و میبینه که همه درباره فردی به اسم بوسه حرف میزنن و میگن احتمال داره میخواد جای برن بیاد، برن عصبی میشه و به دجله با به ایمیل ناشناس پیام میده که اگه بوسه را از پروژه حذف نکنی همه میفهمن که تو دختر کراج اوزدانی، دجله جا میخورد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا