خلاصه داستان قسمت ۲۹ سریال ترکی دختران آفتاب

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۲۹ سریال ترکی دختران آفتاب را مشاهده می فرمایید. با ما همراه باشید. این سریال ترکی به کارگردانی Metin Balekoğlu در ژانری درام، کمدی، رمانتیک در ۱ فصل ۳۹ قسمتی در استانبول ساخته شده است. تهیه کنندگان سریال دختران آفتاب اسماعیل گوندوگو و اینچی کرهان می باشند. این سریال یک مجموعه تلویزیونی ترکیه‌ای با بازی امره کینای، اوریم آلاسیا، تولگا ساریتاش و بورجو اوزبرک و هانده ارچل است.

خلاصه داستان قسمت ۲۹ سریال ترکی دختران آفتاب

نازلی و ساواش به اتاق می روند. ساواش به نازلی میگوید که نامه او را خوانده و از علاقه او به خودش مطلع شده است، اما ساواش عاشق نازلی نیست و فقط او را دوست دارد و نمی‌تواند با او باشد. نازلی با شنیدن این حرف شوکه و ناراحت شده و با عصبانیت میگوید که او نامه ای برای ساواش ننوشته است و دنبال عشق او نیست. سپس از اتاق بیرون می رود. سلین لباس خود را عوض کرده و به حیاط برمیگردد. توچه فیلم او را روی پروجکتور پخش میکند و همه آن را می بینند. سلین شوکه شده و با خجالت و شرمندگی بیرون می رود. علی و امره از توچه عصبانی می شوند و با او دعوا می‌کنند. پری و نازلی و سلین همه از مهمانی بیرون آمده و به خانه می روند. جان که حرفهای نازلی و پری را در مورد نامه شنیده، متوجه می شود که نامه را با اشتباه در کیف ساواش گذاشته بوده است. او پیش ساواش می رود و ماجرا را توضیح میدهد. ساواش میفهمد که اشتباه کرده و نازلی برای او نامه ننوشته بوده است و از برخورد خود با او ناراحت می شود. در بیمارستان، هالوک میگوید که به اشتباهات خودش پی برده و پشیمان است و تصمیم دارد پیش روانشناس برود و از متخصص کمک بگیرد تا حالش خوب شود. او از رعنا و گونش و احمد کمک میخواهد تا او را حمایت کنند.
آنها همگی خوشحال شده و قبول میکنند. هالوک میگوید که میخواهد با علی و ساواش حرف بزند و مقابل همه از آنها معذرت خواهی کند. شب وقتی علی به خانه برمی‌گردد، متوجه می شود که سویلای قفل در را عوض کرده است. او هرچه سویلای را صدا می زند، سویلای در را باز نمی‌کند. علی که بخاطر ماجرای سلین عصبی و ناراحت است، بیرون کنار پنجره می نشیند. سویلای بابت اینکه علی را تنبیه کرده است ناراحت است اما حاضر نیست او را به خانه راه بدهد. علی به آتلیه پیش احمد می رود. احمد به او میگوید که هالوک از او و ساواش میخواهد که به خانه بروند. علی که علاقه ای با روبرو شدن با هالوک ندارد، میگوید که فقط در صورت آمدن ساواش حاضر است به خانه برود. ساواش که در آتلیه است، به سالن آمده و میگوید که او نیز قصد دارد به خانه برود. صبح روز بعد در خانه هالوک همگی جمع شده اند. سلین بخاطر ماجرای شب گذشته ناراحت است و از اتاق بیرون نیامده است. هالوک مقابل همه از ساواش و علی معذرت خواهی میکند.

علی بخاطر تمام ناراحتی هایی که از هالوک دارد، اهمیتی به معذرت خواهی هالوک نمی‌دهد و سپس به اتاق سلین می رود. سلین که پریشان و ناراحت است، با علی بخاطر کار آنها دعوا میکند. علی میگوید که او از این ماجرا خبر نداشته است و با توچه همدست نبوده است. سلین باور ندارد و علی را مقصر میداند و گریه میکند. ساواش پیش نازلی می رود و میگوید‌ که بابت نامه اشتباه کرده است. اما در ادامه می‌گوید که از اینکه نازلی آن حرفها را نزده و نامه از طرف او نبوده ناراحت شده است. نازلی در دل خود از این قضیه خوشحال می شود. گونش و هالوک در اتاق هستند. گونش از هالوک قول میگیرد که دیگر چیزی را از او پنهان نکند و به او دروغ نیز نگوید. سپس در مورد علت تصادف سوال میکند. هالوک یادش می افتد که به عمد به خاطر اینکه گونش او را ترک نکند،ماشین را به درخت کوبیده بود، اما مقابل گونش می‌گوید که فقط یه تصادف بوده است.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن