خلاصه داستان قسمت ۳۰ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۳۰ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملکیکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۳۰ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۳۰ سریال ترکی اسم من ملک

قدریه با دیدن کرم و دفنه در حیاط، با پرخاش با آنها صحبت کرده و مادر آنها را بدقدم و مسبب تمامی اتفاقات میداند. او به بچه ها که از مشکل ملک با خانواده و قهر خانواده ملک با او خبر ندارند، میگوید که ملک در روز نامزدی اش فرار کرده و باعث آبروریزی خانواده شده است. بچه ها با شنیدن این حرف متعجب می شوند. آنها به اتاق می روند و دفنه که خیلی از این مسأله ناراحت و عصبی شده، تازه می فهمد که علت بدرفتاری همه با آنها چیست. عمر در بیمارستان، بین پرونده های بیماران نام سیدعلی را می‌بیند و با دیدن عکس شکستی دست او، متوجه می شود که او از کشور خارج نشده و آنجاست. او همان لحظه با دفنه تماس میگیرد تا این خبر را به او بدهد. کرم وقتی شماره عمر را میبیند، گوشی دفنه را جواب داده و با عصبانیت از او میخواهد که دست از سر دفنه بردارد و دیگر با او تماس نگیرد. سپس گوشی را قطع میکند. عمر از برخورد کرم کلافه می شود. کرم به دفنه میگوید که عمر حتما به عمد به او نزدیک می شود تا با توجه به مشکل خانوادگی آنها، تلافی عمویش را در بیاورد، اما دفنه چنین چیزی را قبول ندارد.

در بازار، میتات به عمد به جومالی طعنه می زند و به او میگوید که جلوی نوه اش را بگیرد، زیرا او را با دفنه دیده است. جومالی با شنیدن این حرف متعجب می شود. میتات میگوید که اگر دوباره آنها را با هم ببیند، برای آنها دردسر درست خواهد کرد. میتات به همراه یک دسته گل به سمت داروخانه سیران می رود. سیران قبل از آمدن او، به همراه دخترش از مغازه بیرون آمده و به سمت پارک رفته است. میتات دسته گل را بیرون داروخانه میگذارد و می رود. آلپای و فوندا به همراه سید علی کوچک به هتل جدیدی می روند. فوندا به عمد گرانترین اتاق و با امکانات زیاد را انتخاب میکند. آلپای از ولخرجی فوندا عصبی می شود. ملک و احسان به کلانتری رفته و با شکایت از آلپای، برگه دادستانی را میگیرند. زمرد وقتی می شنود که قدریه بچه اش را از دست داده است، برای ابراز همدردی به خانه سیدعلی می رود. نفیسه از دیدن او خوشحال شده و آنها با یکدیگر در حیاط می نشینند.

کمی بعد، عمر به خانه سیدعلی می آید. کرم با دیدن او عصبانی شده و با عمر دعوا میکند. عمر بی اهمیت به کرم، میگوید که سیدعلی در آنتاکیا است و امروز به بیمارستان آمده بود. اهالی خانه غافلگیر می شوند. پلیس خبر میدهد که اسم آلپای در یکی از هتلها ثبت شده است. آنها به سمت هتل حرکت می کنند. ملک و احسان نیز به سمت هتل می روند. احسان با سیدعلی تماس میگیرد و این خبر را میدهد. سید علی نیز سریع به سمت هتل می رود. خلیل نیز که از قضیه با خبر است، خودش به هتل رفته و گوشه دیگری ایستاده و از دور به پلیس ها نگاه میکند. در هتل، دست سیدعلی کوچک درد میکند و فوندا از آلپای میخواهد که به داروخانه رفته و داروهای او را بخرد. آلپای به اصرار از فوندا میخواهد که او برای خرید دارو برود. فوندا با حرص، حاضر شده و از اتاق بیرون می آید. او دم در هتل، پلیس ها و سپس ملک را میبیند و متوجه قضیه می شود.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن