خلاصه داستان قسمت ۳۱۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۳۱۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا را می توانید مطالعه کنید. این مجموعه ترکیه ای باء نام ” زمانی در چوکوروا ” نیز در ایران شناخته می شود. ژانر این سریال درام رمانتیک است و کارگردانان این سریال مورات سراچ اغلو می باشد. نخستین قسمت از این مجموعه در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۸ از شبکه آ تی وی پخش شد.

قسمت ۳۱۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۱۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۱۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

فکرت به سمت خانه جدید پزشک ارشد، امید می رود. امید بعد از نشان دادن خانه به فکرت می‌گوید که داری با دمیر خیلی خوب پیشرفت میکنی آفرین اگه همینجوری پیش بری، دمیر بزودی زنشو طلاق میده. فکرت بهش میگه الانم ازدواج دمیر و زلیخا ظاهریه و فقط روی کاغذه اصلا لازم نیست الکی عذاب وجدان بگیری. امید با شوخی و خنده به فکرت می‌گوید حالا اگه واقعی عاشقش بشوم چیکار کنم؟ فکرت تیکه می اندازد و با کنایه بهش می‌گوید اون موقع احتمال دارد خودش هم عاشق یه زن دیگه شود. همان موقع دمیر به عمارت میاید تا به امید سر بزند. امید به فکرت می گوید به اتاق برود و شراب را هم با خودش به اتاق ببرد. دمیر وارد خانه می شود و یک جعبه شکلات به امید می دهد و ازش درباره اسباب کشی و جابجاییش میپرسد بعد از کمی خوش و بش کردن امید دعوتش میکند به صرف مشروب و با هم می نوشند. فکرت از لای در بهشان نگاه میکند و پوزخند معنداری میزند.
در خانه تکین همگی سر میز شام حضور دارند. مژگان حسابی ذهنش درگیر شده نسبت به صمیمیت امید با فکرت و به آنها حسودی میکند، مژگان از فکرت میپرسد که امید را چقدر میشناسد؟ فکرت بهش میگه فقط چند دفعه به مطبش رفتم و از وقتی اومده پزشک ارشد شده چند دفعه تلفنی حرف زدیم. تکین لبخند میزند و با شوخی به فکرت می‌گوید شاید واسه تو اومده اینجا. فکرت انکار میکند و مژگان پکر می شود و تو خودش میرود.

فردای آن روز فکرت بر سر خاک عدنان می رود و با حرص سنگ قبر تازه اش را نگاه میکند. مسئول قبرستان به سمت شرکت تکین می رود. وقتی می رسد بهش می‌گوید کسی که سنگ قبر عدنان را شکسته فکرت است، و بهش میگه که من اینو به دمیر نگفتم که دشمنی آنها دوباره شروع نشود. تکین تو فکر فرو می رود که چرا باید فکرت با عدنان دشمن باشد و از مسئول قبرستان تشکر می کند.

قسمت ۳۱۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۱۸ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

روز عروسی و عقد گولتن و چتین و چند زوج دیگر فرا می رسد. همه در خانه در حال تکاپو هستند و در حیاط خانه میز و صندلی ها چیده شده است. گولتن لباس عروسش می پوشد و حاضر می شود. ثانیه با دیدن گولتن در لباس عروسی اشک شوق می ریزد و آرزوی خوشبختی براش می کند.
چتین با تکین و خانواده اش به خانه غفور می روند تا عروس را بردارند. فکرت در مراسم حاضر می شود. چتین طبق رسم و رسومشون به خانه میرود و به اوزوم پول میدهد تا بگذارد گولتن بیرون بیاید. همگی به رقص و پایکوبی مشغول هستند و خوش میگذرانند.

زلیخا متوجه عدم حضور راشید در مجلس می شود . به خاطر همین پیش سودا می رود و می‌گوید فادیک لباس عروسش را پوشیده و آماده ست ولی راشید نیست. زلیخا به شدت عصبی می شود از اینکار راشید که فادیک را گول زده و اصلا قصد ازدواج نداشته با او را نداشته و برای فادیک غصه می خورد. زلیخا که چاره ای ندارد پیش فادیک می رود و بهش می‌گوید که راشید نیامده. فادیک گریه میکند و با آشفتگی می گوید که چقدر بدبخت است. زلیخا دلداریش میدهد و بهش می‌گوید‌ که نگران نباش به زودی عشق واقعی خودت را پیدا می کنی و باهم ازدواج میکنین. فادیک به زلیخا می گوید که به گولتن چیزی نگوید تا در روز عروسیش ناراحت نشود.
عاقد از راه می رسد و خطبه عقد گولتن و چتین و زوج های دیگر را میخواند و آنها را به طور رسمی زن و شوهر اعلام می‌کند. همگی می رقصند و خوشحالند .
بهیجه یه وکیل جدید پیدا می کند و بهش می گوید حسابهای بانکی زلیخا را چک کند. و بهش میگوید پاداش خیلی خوبی بابت پیدا کردن ارث ایلماز میدهد.

بیشتر بخوانید:

(بخش دوم) خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی روزگاری در چکوروا + عکس

۰ ۰ آرا
رأی دهی به مقاله
برای امتیاز به این نوشته جدولیاب کلیک کنید!
[کل: ۱۳ میانگین: ۲.۶]
برچسب ها
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن