خلاصه داستان قسمت ۳۲۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۳۲۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا را می توانید مطالعه کنید. این مجموعه ترکیه ای باء نام ” زمانی در چوکوروا ” نیز در ایران شناخته می شود. ژانر این سریال درام رمانتیک است و کارگردانان این سریال مورات سراچ اغلو می باشد. نخستین قسمت از این مجموعه در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۸ از شبکه آ تی وی پخش شد.

قسمت ۳۲۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۲۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۲۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

گولتن و چتین در خانه جدیدشان در حال شام خوردن هستند. چتین میگه از اینکه از عمارت بیرون شدیم واسه تو ناراحتم. گولتن میگه اشتباه می کنی من خودم زندگی کردن تو اون عمارت را اصلا دوست نداشتم به خاطر اینکه ثانیه و غفور تو خانه کارگری اونجا زندگی می کردن حس بدی میداد بهم. چتین از مهربانی و خوش قلبی گواتن تعریف و تحسینش می کند. بعد از مدتی تکین به آنجا میاد و وقتی چتین میبیند تکین است او را برای شام دعوت می کند به داخل. تکین درباره عمارت با چتین و گولتن حرف میزند و در آخر می گوید که به خانه او بروند و باهم زندگی کنند که گولتن زیر بار نمی رود و میگه ترجیح میدم تو خونه خودمون همینجا زندگی کنم. مژگان و فکرت در خانه تکین موقع شام خوردن باهم تنها هستند که فکرت به مژگان می‌گوید کاری پیش اومده و باید برود و شام نمی خورد ، مژگان از این رفتار و کار فکرت ناراحت می شود. فکرت به سمت خانه دمیر می رود. وقتی می رسد یواشکی به حیاط خانه دمیر و سپس به قسمت گاراژ می رود و نامه ای را که نوشته تو ماشین زلیخا می گذارد و از خانه بیرون می زند.

دمیر و زلیخا باهم بچه ها را می خوابانند. بعد از مدتی سودا میرود به اتاق زلیخاو او را را نصیحت می کند. سودا به زلیخا می گوید که رابطه اش را با دمیر خوب کند و سپس به اتاقش برمی گردد. زلیخا بعد از رفتن سودا به حرفهای او و تکین درباره بهتر کردن رابطه اش با دمیر فکر می کند و تحت تاثیر حرف هایشان قرار می گیرید. زلیخا به طرف اتاق دمیر می رود ولی وقتی داخل می شود می بیند که دمیر تو اتاقش نیست زلیخا ناراحت می شود و به اتاقش برمی گردد. دمیر که به خانه امید رفته، او را روی تختخواب به آغوش کشیده و باهم می خوابند. فکرت به خانه برمی گردد که مژگان پیشش می رود و از رفتار های اخیرش گلگی می کند و می گوید که این حس بهش دست داده که داره ازش فرار می کند.

قسمت ۳۲۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۲۶ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

فکرت به مژگان میگه که من احساس می کنم رابطه ای که با هم داریم اصلا درست نیست. مژگان اینگونه برداشت می کند که فکرت از حسش به او اطمینان کافی را ندارد و دیگه این رابطه را با مژگان نمی خواهد، که به طرف اتاقش راهی می شود. فکرت دست مژگان را می گیرد و بهش میگه من اصلا نمی تونم بهت فکر نکنم و در آخر مژگان را می بوسد. همان موقع تکین که وارد خانه شده اون صحنه را میبیند ولی مژگان و فکرت متوجه حضور تکین نشدند. تکین جا می خورد و از خانه بیرون زده و به سمت سرخاک ایلماز می رود. آنجا با ایلماز درد و دل می کند و میگه انگاری یه نفر وارد زندگی مژگان شده و اتفاق خوبی برای مژگان است میتواند زندگی خوبی را دوباره شروع کند.

فردای آن روز  موقع صبحانه زلیخا چیزی به دمیر نمیگه که دیشب کجا بوده و وقتی دمیر می رود، سودا ازش می پرسد که چرا چیزی به دمیر نگفتی؟ چرا نپرسیدی که کجا بوده دیشب؟ زلیخا بهش می‌گوید که چون مثل همیشه قرار است بهم دروغ بگه و ترجیح میدهم که چیزی نپرسم.
زلیخا به غفور می گوید که ماشینش را برای عوض کردن روغن به تعمیرگاه ببرد. غفور وقتی سوار ماشین زلیخا می شود کتش را در میاورد و روی صندلی کنار راننده می‌گذارد که نامه فکرت به سمت گوشه در می افتد.
دمیر در حال سوار شدن ماشین است که یکدفعه یه ماشین داخل خانه شان می آید و به آنها می‌گوید که من همان  راننده تاکسی هستم که هولیا را به آن خرابه برد و سپس می‌گوید من خبر دارم که کی هولیا را کشته. دمیر و زلیخا و سودا با شنیدن این حرف شوکه می شوند.

برای امتیاز به این نوشته جدولیاب کلیک کنید!
[کل: ۴۶ میانگین: ۳.۸]

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *