خلاصه داستان قسمت ۳۲ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۳۲ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملکیکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۳۲ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۳۲ سریال ترکی اسم من ملک

بعد از رفتن میتات، دفنه که حسابی از این رفتارها کلافه شده، به روی ملک می آورد که در مورد مشکل او و خانواده اش با خبر است و قدریه همه چیز را به آنها گفته است. او با گریه، از ملک گله میکند و او را بخاطر اینکه آنها را به ترکیه آورده و زندگی آنها را آگاهانه خراب کرده است، مقصر میداند و میگوید تمامی این اتفاقات حق اوست. کرم سعی دارد جلوی دفنه را بگیرد تا زیاده روی نکند. ملک از حرفهای دفنه ناراحت شده اما با این حال او را بغل میکند تا آرامش کند. میتات با عصبانیت به خانه جومالی می رود و تهدیدش را در مورد نزدیک شدن عمر و دفنه یادآوری کرده و داد و بیداد میکند. عمر جلو آمده و با میتات درگیر می شود. بعد از رفتن میتات، جومالی با عمر و خلیل بخاطر نزدیک شدن به خانواده سیدعلی دعوا میکند. خلیل که دیگر از این کینه و زورگویی های جومالی خسته شده، با او بحث کرده و از خانه بیرون می رود و میگوید که تا زمانی که شرایط این باشد دیگر به آنجا بر نمی‌گردد. عمر نیز میخواهد همراه او برود، اما به اصرار مادرش میماند. زمرد نیز از رفتارهای جومالی و زیاده روی او به ستوه آمده است.

فوندا به یک هتل دیگر رفته و یک سوییت بزرگ و مجهز برای خود میگیرد. آلپای به همراه سیدعلی در پارک نشسته و مجبور هستند شب را آنجا بگذرانند. ویلدان به اتاق عمر می رود و متوجه می شود که او تا به حال با دفنه بیرون رفته و با یکدیگر دوست هستند. او میخواهد بابت این قضیه به عمر هشدار بدهد، اما عمر از ویلدان میخواهد که کاری به کارهای او نداشته باشد. خلیل به خانه باغ پیش دوستش میرزا می رود و ماجرا را برای او تعریف کرده و درد و دل میکند. در خانه، ملک مشغول دلداری دادن و صحبت با دفنه و کرم است. او می فهمد که کرم قصد داشته برای پیدا کردن سیدعلی به آلمان برود، و از اینکه کرم بزرگ شده و به فکر آسایش خانواده است، دلگرم می شود. صبح، محمود و قدریه دوباره برای صبحانه بیرون نمی آیند. نفیسه از این قضیه حرصش میگیرد.کمی بعد، قدریه در اتاق از محمود میخواهد که برای صبحانه بیرون بروند و با بقیه باشند. محمد از اینکه حال قدریه بهتر شده خوشحال می شود. سر میز صبحانه، ملک می‌گوید که برای ثبت نام بچه ها در مدرسه باید برگه محل سکونت را ارائه دهد. نفیسه از محمود میخواهد که سر راه به دهیاری برود و برگه محل اقامت برای بچه ها بگیرد. محمود از ترس قدریه و نگاه های او، بهانه می آورد. ملک متوجه شده و می‌گوید که خودش این کار را حل میکند. در خانه جومالی، او متوجه می شود که همه با او قهر هستند و کسی برای صبحانه نیامده است. سپس با کلافگی به مغازه می رود. آلپای با فوندا تماس میگیرد و میخواهد او را ببیند. فوندا بخاطر سیدعلی کوچک، دلش می سوزد و میگوید که بیرون می آید تا برای آنها صبحانه بگیرد.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن