خلاصه داستان قسمت ۳۴ سریال ترکی اسم من ملک + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۳۴ سریال ترکی اسم من ملک را می خوانید. با ما همراه باشید. سریال ترکی اسم من ملکیکی از سریال های غم انگیز شبکه ت ر ت می باشد که پخش خود را دوباره شروع کرده است‌. این سریال دارای ژانر درام می باشد که چه در ترکیه و چه در دیگر کشورها دارای طرفداران زیادی می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Nehir Erdogan ،Kutsi Kutsi ،Mustafa Mert Koç ،Rabia Soyturk ،Mehmet Çevik ،Kaan Çakir ،Ece Ozdikici ،Ulvi Kahyaoglu ،Nizam Namidar ،Zeyno Eracar ،Muharrem Türkseven ،Hande Kaptan.

قسمت ۳۴ سریال ترکی اسم من ملک

خلاصه داستان سریال ترکی اسم من ملک

نجات که از طرف همسرش بطور ناگهانی ترک شده بود به تنهایی از دخترش نگهداری میکرد و برای این که اونو ناراحت نکنه گفته بود مادرت در یه ماموریت در افریقاست و از زبان اون برای دخترش نامه مینوشت ولی متوجه شد که دخترش بشدت انتظار داره که مادرش در جشن تولد شش سالگیش شرکت کنه و …

قسمت ۳۴ سریال ترکی اسم من ملک

در بازار، سیدعلی دم مغازه نشسته و مشغول درست کردن فرفره برای سیدعلی کوچک است. میتات پیش او آمده و وقتی سیدعلی از او گله میکند، میتات با خشم و ناراحتی، میگوید که از بچگی هیچ خاطره خوشی با سیدعلی نداشته، زیرا سیدعلی او‌ را مسبب مرگ زنش می دانسته، و وقتی که میتات به ملک پناه آورده تا کمبود محبتش را جبران کند، ملک نیز او را تنها گذاشته است. او کمی گله کرده و سپس با ناراحتی از آنجا می رود. محمود نیز از شنیدن حرفهای میتات ناراحت شده و گریه اش میگیرد. سیدعلی با ناراحتی به گوشه ای خیره می شود. کرم و دفنه به همراه دوست کرم به رستوران می روند. آنها از بازی کرم تعریف می‌کنند و می‌گویند که مربی نیز از او خیلی خوشش آمده است. عمر با دفنه تماس میگیرد، اما دقنه با یادآوری اتفاقات اخیر، به ناچار جواب او را نمی‌دهد. ملک با ناراحتی به سمت داروخانه می رود تا داروهایش را تهیه کند.‌ سیران به او میگوید که یکی از داروها در انبار است و چند ساعت دیگر حاضر می شود. همان لحظه، میتات داخل داروخانه آمده و با دیدن ملک، حرصش میگیرد. ملک از داروخانه بیرون می آید. میتات در برابر کنجکاوی سیران، میگوید که ملک خواهر اوست. ملک به دهیاری می رود تا برای بچه ها برگه اقامت بگیرد.

میتات نیز به املاکی پیش دوستش می رود تا به او سر بزند. فوندا که برای بستن قرارداد به املاکی آمده، در بین حرفهایش اسم آلپای و آمدن آنها از آلمان را می آورد. میتات به او مشکوک شده و بعد از رفتنش، آدرس خانه را از دوستش میگیرد و به سمت خانه می رود. آلپای با تصور اینکه فوندا به خانه امده، در را باز میکند و با دیدن میتات جا میخورد. میتات بعد از شنیدن گله های آلپای، میگوید که این بار نیز به او کمک می‌کند، به شرط اینکه از ترکیه برود و دست از سر آنها بردارد. او به آلپای میگوید که سیدعلی را می برد و در قبال پس گرفتن شکایت ملک، بچه را به او میدهد. آلپای نیز که میترسد به کلانتری برود، قبول میکند. در خانه، اونزیله از بی انصافی قدریه در مورد ملک و بچه هایش عصبی شده و به روی او می آورد که شاهد بوده است که او به عمد خودش را مقابل ملک انداخته و از قبل نیز زمین خورده بود. قدریه عصبی شده و با اونزیله بد برخورد میکند و او را تهدید میکند. مربی تیم نوجوانان شهر که فرد معروف و محبوبی است، به بازار و پیش سید علی می آید. او به سیدعلی میگوید که بازی نوه او یعنی گرم عالی است و آینده درخشانی دارد. او از سیدعلی اجازه میخواهد تا کرم را به تیم ببرد.

سیدعلی که از دوستان اوست، میگوید که از نوه اش حمایت میکند، اما نمیخواهد که کرم در این مورد چیزی بداند. میتات با ملک تماس میگیرد و از او میخواهد به همراه بچه هایش به کلانتری بیاید زیرا با او کار مهمی دارد. ملک سریع با بچه ها تماس گرفته و با آنها دم کلانتری می رود. میتات با ملک صحبت میکند و از او میخواهد که شکایتش از آلپای را پس بگیرد و قول بدهد که در صورت گرفتن سیدعلی، همان روز از آنتاکیا می رود. ملک به اجبار و از روی ناچاری، حرف میتات را قبول میکند. میتات، سیدعلی را از داخل ماشین می آورد. ملک با خوشحالی سیدعلی را بغل کرده و اشک شوق می ریزد. بچه ها نیز سمت او می روند. سپس، میتات از ملک میخواهد کاری را که از او خواسته بود انجام دهد. ملک با سختی، به سمت در کلانتری می رود. همان لحظه، سیران با میتات تماس میگیرد و به او میگوید که شماره ملک را از او نگرفته بوده، و از او میخواهد که برای تحویل گرفتن داروهایش به داروخانه بیاید. میتات سوال میکند که داروها برای چیست. وقتی که سیران میگوید برای سرطان است، میتات شوکه شده و به ملک که در حال رفتن به کلانتری است، و بچه های او که در طرف دیگر هستند، خیره می شود.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن