خلاصه داستان قسمت ۳۷۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا + پخش آنلاین

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۳۷۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا را می توانید مطالعه کنید. این مجموعه ترکیه ای باء نام ” زمانی در چوکوروا ” نیز در ایران شناخته می شود. ژانر این سریال درام رمانتیک است و کارگردانان این سریال مورات سراچ اغلو می باشد. نخستین قسمت از این مجموعه در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۸ از شبکه آ تی وی پخش شد.

قسمت ۳۷۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا
قسمت ۳۷۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

قسمت ۳۷۹ سریال ترکی روزگاری در چکوروا

دمیر از دیدن زلیخا که برگشته خیلی خوشحال شده و بهش میگه امید داره دروغ میگه من اون موقعی که باهم مثل هم خانه بودیم و تو منو نمیخواستی این اشتباهو کردم خیلی هم پشیمونم. زلیخا میگه هرچی باشه خیانت کردی الانم فقط واسه عدنان و لیلا برگشتم که آواره نشن و طعم بی پدریو نفهمن از الانم میشیم مثل قبل فقط تو یه خانه باهم زندگی میکنیم میتونی بری به خوشگذرونیات برسی. دمیر سعی میکنه ارومش کنه و عذرخواهی میکنه و میگه تروخدا منو اینجوری مجازات نکن زلیخا، زلیخا افتنایی نمیکنه و میره. سودا با دمیر حرف میزنه و میگه نگران نباش فقط زمان احتیاج داره، با گذشت زمان میتونه دوباره بهت اعتماد کنه. امید شب زیادی مست میکنه و اصلا تو حال خودش نیست. میره شرکت دمیر و روی دیوار های اونجا با اسپری رنگ از دمیر بد مینویسه.

فکرت اونجا میره و جلوی امید را میگیره و بهش میگه تو داری چیکار میکنی؟ این راهش نیست  میدونم عاشق دمیری ولی این راهی که میری یا به اون صدمه میزنی یا به خودت. امید دیت بردار نیست و شروع میکنه به فریاد زدن و میگه بزار همه بفهمن که چیکار کرده با من، فکرت آرومش میکنه و اونو با زور با خودش میبره. آخر شب سودا و زلیخا باهم به جنگل میرن و یه نوشته زیر یه سنگ میزارن و میرن. بعد از مدتی جومالی به اونجا میره تا پولی که به سودا گفته بود را بردارد اما با یه نامه روبرو میشه که نوشته من بهت هیچ پولی نمیدم هرکاری میخوای بکنی برو بکن. زلیخا وقتی به عمارت برمیگرده به اتاقش میرود که میبینه دمیر اونجاست، زلیخا او را از اتاقش بیرون میکند که دمیر میره تو سالن میشینه. فکرت، امید را به هتل میرساند و میگه تو به استراحت احتیاج داری.

بعد از رفتن فکرت، امید بلند میشه و به خانه دمیر زنگ میزنه و بهش میگه من همیشه منتظرتم دمیر من از عشقت دست نمیکشم و بهش آدرس هتلو میده و میگه اگه خواستی بیا اینجا، دمیر وقتی میبینه امید دوباره زنگ زده، کلافه و به شدت عصبی میشه و سرش فریاد میزنه و میگه دست از سر زندگیم بردار بهت گفته بودم ازن فاصله بگیر دیگه میکشمت. دمیر اسلحه را برمیداره و به سمت هتل میره، زلیخا که حرفهاشو شنیده بود دنبال دمیر میره‌. دمیر به اتاق امید میره و به امید میگه من وقتی اومدم سمتت فکر میکردم زلیخا منو نمیخواد و اشتباه کردم تو میدونی بهت گفته بودم که چقد منتظر این بودم که خانواده داشته باشم زلیخا دوسم داشته باشه. دمیر با گریه میگه ولی حالا به خاطر تو از دستش دادم دمیر میخواد اول امید بعد خودشو بکشه.

زلیخا که تعقیبش کرده بود حرف هایش را میشنود و وقتی میبینه میخواد به امید میخواهد شلیک کنه جلویش را میگیرد که دمیر اسلحه را روی سر خودش میزاره. زلیخا شوکه میشه و بهش میگه به ما فکر کن دمیر اسلحه را بیار پایین به من و بچه ها. زلیخا خواهش میکنه و او را در آغوش میگیره و میگه باشه بخشیدمت اینکارو نکن. امید با بغض و حسرت به آنها چشم میدوزد‌. فردای ان روز دمیر و زلیخا باهم سر میز صبحانه می روند که سودا وقتی میبینه باهم آشتی کردن از ته دل خوشحال میشه. پلیس به عمارت میاد و میگه برای بازجویی باید زلیخا و سودا را باخودمون ببریم، دمیر میپرسه چیشده؟ واسه چی؟ خودم میارمشون که پلیس میگه نمیتونیم موضوع قتل هستش، همگی تعجب میکنن. جومالی آنها را از دور میبیند.

از سودا و زلیخا درباره قتل و گزارشی که دادن بازجویی میکنن که آنها میگن ما خبر نداریم و گزارش دروغه. دادستان اکیپ میفرسته تا محلی که گزارش دادن را بکنن، دمیر هم به دنبال اونا میره. آنها قسمت های مختلفی را شروع به کندن میکنن ولی جنازه ای پیدا نمیکنن. دمیر میگه من که گفتم الکیه همچین چیزی اصلا ممکن نیست. پلیس هم به خاطر گزارش غلط و نبودن مدرک سودا و زلیخا را به خانه میفرستن. شرمین پیش فسون میره و با کلافگی بهش میگه هنوز بتول واسم ماهیانه نریخته هیچ پولی ندارم. فسون بهش میگه خب یه زنگ بزن بهش شرمین میگه میدونی چقد پولش میشه به خارج از کشور زنگ زدن؟ آخرین بار اندازه یه ماه اجاره خانه پولش شد. بعد از چند دقیقه میگه فهمیدم از کجا بهش زنگ بزنم…

بیشتر بخوانید:

(بخش دوم) خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی روزگاری در چکوروا + عکس

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا