خلاصه داستان قسمت ۴۰ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۴۰ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر را می توانید مطالعه کنید. با ما همراه باشید. این سریال به کارگردانی علی بیلگین، امیدها و ناامیدی‌ها، جنگ‌ها و تلاش‌های کارکنان صنعت سینما را به تصویر می‌کشد. سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر (Menajerimi Ara) در ژانر درام و کمدی محصول سال ۲۰۲۰ برگرفته از سریال فرانسوی Dix Pour cent به سفارش کانال Star Tv میباشد.َ

قسمت ۴۰ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر
قسمت ۴۰ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر

قسمت ۴۰ سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر

سرکان با کراج تو کافه قرار میزارن تا درباره برن حرف بزنن. کراج میگه برن بابد برگرده به آژانس خودمون من نزدیکش باشم سرکان میگه نمیخواد بیاد اونجا منم اصرار کنم از پیش منم میره و معلوم نیست با کی کار میکنه، خیالت راحت باشه مواظبشم حواسم بهش هست ما باهم رفیقیم، کراج تلفنش زنگ میخوره میره تا جواب بده که سرکان با خودش میگه نابودت میکنم کراج. دو خانم به آژانس اگو میرن و به جولیده میگن میخوان آقا چینار را ببینن، جلیده میپرسه وقت قبلی دارین یا نه که میگن نه ولی کاز خیلی واجب داریم. امراه با انها تو اتاق جلسه ملاقات میکند و بهشون میگه تا ماه بهمن وقت ندارن اگه میخواین اون موقع واستون وقت بزارم که آنها میگن خیلی دیره سریال به مشکل خورده میخواستیم باهاشون حرف بزنیم ما میریم دوباره میایم. سویچ سر فیلمبرداری تبلیعاتی امیر نمیدونه باید چیکار کنه و همش به دجله رنگ میزنه، دجله بهش میگه فریس خانم اونجاست؟

سویچ میگه نه گفت کار داره انگاری اوزان با یه دختره حرف میزده تو اینستاگرام رفته به کارهای اون برسه، دجله میپرسه اهان رفتن کلانتری؟ سویچ میگه نه هنوز اقدامی نکرده که شکایت کنن، دجله میگه خب پس میام اونجا الان. سر فیلمبرداری امیر دجله را میبینه و میره سمتش، دجله میپرسه همه چیز خوبه؟ رو به راهه؟ امیر میگه اینو من باید بپرسم چرا اخراج شدی؟ دجله ادامه نمیده و میگه بهتره درباره اش حرف نزنیم بیا به کار برسیم. فیلمبرداری شروع می شود و دجله حین کار بهش میگه باید چیکار کنه و بعد از چند دقیقه میگه بهشون بگو که به بازیگرمون استراحت بده. امیر به دجله میگه سوار ماشین شو. وقتی میشینند امیر ماشین را روشن میکنه و میره که دجله میگه امیر چیکار میکنی؟ وایسا امیر بهش میگه تو ساعت استراحتیم مشکلی پیش نمیاد زود برمیگردیم. بعد از کمی دور زدن برمیگردن به مکان فیلمبرداری، امیر با دجله حرف میزنه، دجله میگه که فریس خانم فکر میکنه من با شما دوتا رابطه ای دارم درسته که خارج از کار باهم دوستیم ولی نمیدونه که یه چیز خاصی نیست.

امیر میخنده میگه میدونستم بین تو و اون چیزی نیست، دجله بلافاصله میگه بین من و تو هم چیزی نیست امیر من الان اصلا به چیزی جزء کارم و پیشرفتم فکر نمیکنم آماده نیستم نمیتونم وارد رابطه بشم، امیر که جوابشو گرفته میگه فهمیدم دیگه واست مشکل درست نمیکنم و به سر صحنه فیلمبرداری برمیگردن. فریس با دوست دختر اوزان به سر قرار تو کافه میره. قبل از اینکه اون دختر بیاد اجه را اونجا میبینه. اجه میپرسه با کی قرار داری اینجا؟ فریس میگه بالاخره با یکی قرار دارم دیگه و میخنده و میره. اجه به یکی از کارکنان اونجا میگه حواست بهش باشه ببین با کی قرار داره خبر بگیر واسم تو به من کمک کن منم به تو. بالاخره دوست دختر اوزان سر قرار میاد. فریس بهش میگه که فکر نمیکردم اینجوری باشی نه اصلا به تو این کارها نمیاد، دوست دختر اوزان میگه یعنی چجوری؟ فریس میگه فکر میکردم از این دخترهایی باشی که از پبام و عکس های شخصی تو دوران رابطه استفاده میکنن تا به زور طرفشونو نگه دارن وقتی ام که بهم میخوره پخش میکنن به تو اصلا نمیاد که این کارهارو بکنی!

دوست دختر اوزان میگه نه من هیچ وقت همچین کاری نمیکنم اصلا چرا همچین چیزی به ذهنتون رسیده؟ اتفاقی افتاده. که فریس میگه نه من فقط نگران شدم آخه مدیر برنامه های اوزانم دیگه همش نگرانم آخه از این کارها هم زیاد شده خواستم مطمئن بشم. بعد از چند دقیقه صحبت کردن فریس میگه اوزان هم اینجاست بزار بگم بیاد باهم این موضوع را ببندیم تموم بشه. فریس میگه من باید برم دیگه و آروم به اوزان میگه خیلی نرم رفتار کن بهش فشار نیاد یجوری پیامارو پاک کن و میره. آن دختر به اوزان میگه شب چیکاره ای؟ که اوزان میگه ببین این دوران اشنایی بوده فقط من متوجه شدم که به درد هم نمیخوریم بهتره دیگه کشش ندیم، اون دختر میگه من اشتباه کردم و میگه مواظب خودت باش و میره. فریس به سویچ زنگ میزنه و میپرسه که اوصاع چجوریه؟ همه چیز روبراهه یا نه؟ سویچ که با دجله همه کارارو میکنه میگه هیچ مشکلی نیست، فریس خوشحال میشه و میگه متعجبم کردی آفرین. شب دجله و مرال در حال غذا درست کردنن که دجله میگه کل روز دنبال کارهای سویچ بودم مرال عصبی میشه و دعواش میکنه و میگه نمیدونم چرا کارهای اونو انجام میدی وقتی فریس خانم حتی گوش نکرد به حرفات تا ببینه حق با کیه تو چرا داری این کارهارو میکنی!!

دجله پنجره اتاقشو باز میکنه تا بوی سرخ کردنی بره بیرون که باد میزنه هدیه باریش از روی دیوار می افتد و شیشه اش میشکنه. دجله در حال جمع کردن است که چشمش به صفحه پشت کاغذ شعر می افتد که نویسنده خودش امضاء کرده و نوشته تقدیم به دجله جانم. دجله از خوشحالی شوکه میشه، مرال ازش میپرسه چی شد؟ که دجله ماجرارو بهش میگه. باریش و برادرش در حال غذا درست کردن هستن که در خانه شان زده می شود. باریش وقتی در را باز میکنه با دجله روبرو میشه و از دیدنش ذوق میکنه. دجله میگه ۵ دقیقه وقت داری باهم حرف بزنیم؟ باهمدیگه تو حیاط میرن. دجله به باریش میگه چرا بهم نگفتی؟ چرا نگفتی که دست خط خود شاعر بوده نه دست خط تو؟ باریش میگه چه فرقی میکرد؟ دجله با ذوق میگه بهترین و با ارزش ترین هدیه ای بود که تا حالا گرفتم مرسی باریش، باریش‌ از اینکه دجله را خوشحال کرده خوشحال میشه.

باریش میگه تو چرا بهم نگفتی؟ دجله میگه چیو؟ باریش میگه این که از کار اخراج شدی؟ دجله میگه چون از کسی نمیخواستم کمکم کنه. دجله از دهنش میپره و میگه حتی به بابامم گفتم دخالت نکنه، سپس به خاطر حرفی که زد خودش جا میخوره و وقتی باریش را میبینه که تعجب نکرده کمی فکر میکنه و میگه تو میدونستی؟ تو میدونستی که برن میدونه و هیچی بهم نگفتی؟ گذاشتی با ایمیل های مختلف منو تهدید کنه ولی هیچی نیومدی بگی بهم؟ باریش که خبر نداشته میگه کدوم ایمیل من اصلا خبر ندارم!! دجله با نازاحتی میره و هرچی باریش صداش میزنه اعتنایی نمیکنه …

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی با منیجرم تماس بگیر + عکس

 

۰ ۰ آرا
امتیازدهی به مقاله

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
دکمه بازگشت به بالا