خلاصه داستان قسمت ۴۱ سریال ترکی قهرمان + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۴۱ سریال ترکی قهرمان را مطالعه می کنید. با ما همراه باشید. “قهرمان” محصول سال ۲۰۱۹ میلادی است و در ترکیه مخاطبان و طرفداران زیادی دارد. سریال ترکی قهرمان Şampiyon جدیدترین سریال تولگاهان ساییشمان بازیگر محبوب ترکیه ای می باشد که دارای داستانی درام و غم انگیز می باشد. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ تولگاهان سایمشان، ییلدیز چاگری آتیکسوی و امیر اوزیاکیشیر در سریال قهرمان به ایفای نقش پرداخته اند.

قسمت ۴۱ سریال ترکی قهرمان

خلاصه داستان سریال ترکی قهرمان

فیرات بولوکباشی ملقب به قفقاز قهرمان سابق بوکس بوده و در مسابقه قهرمانی رقیبش رو شکست میده ولی رقیب همونجا خونریزی مغزی میکنه و میمیره و این ماجرا زندگی فیرات رو زیر و رو میکنه و خونه و کار و همسرشو از دست میده و با پسرش تنها میمونه. بعد از هفت سال فیرات برای درمان پسرش که تب مدیترانه ای داره به ۶۰۰ هزار لیره نیاز پیدا میکنه و برای همین باز مجبور میشه به رینگ بره…

قسمت ۴۱ سریال ترکی قهرمان

یامان پیش فیرات می رود تا با او صحبت کند و او را از دادن مسابقه منصرف کند و به فیرات می گوید که او پسرش است و نمی تواند اجازه بدهد اتفاقی برایش بیفتد. اما فیرات به او توجهی نمی کند و می گوید: «استاد تو خیلی وقته منو از دست دادی. » و می رود. یامان دلش آرام و قرار ندارد و با تماشا کردن مسابقات باکاکیس سعی می کند نقاط ضعف و قوت او را متوجه بشود و به ظفر می گوید تا حواسش به فیرات باشد. ظفر با جدیت تمام با فیرات تمرین می کند تا او را برای مسابقه اماده بکند. شاهین به دفتر تانسل می رود و به او می گوید که می خواهد از باشگاه او جدا بشود. تانسل می گوید: «چجوری بدهیتو پس میدی؟ اون همه پول ازم گرفتی! » شاهین قول می دهد که تا قبل از یک ماه بدهی اش را پرداخت کند. تانسل فکری می کند و می گوید: «فقط یه مسابقه بده تا بدهیت با من صاف بشه و حتی ۲۰ هزارتا هم بهت میدم! » شاهین کمی فکر می کند و قبول می کند. موجلا مشغول حساب کتاب پولی است که فیرات با یک بار مسابقه با باکاکیس به دست می آورد و از دیدن نتیجه آن خوشحال می شود. سرهات از او می خواهد که دست از خیالات بردارد و اماده بشود تا باهم به دکتر بروند و سونوگرافی را انجام دهند تا خیال سرهات هم راحت بشود.
کادو پیش کرم می رود و می گوید که به طریقی به گوشش رسیده که اسلحه ای که دست تانسل دارد از بانک خارج شده و داخل دفتر تانسل است. کرم از او هم می خواهد تا برای پس گرفتن اسلحه با هم به دفتر تانسل بروند. کادو به ناچار قبول می کند. سونا متوجه می شود که فیرات برای چکاپ سلامتی اش مردد است. او تصمیم می گیرد خودش این کار را انجام بدهد و بعد متوجه می شود که توده ای در مغز فیرات وجود دارد که نزدیک چشمانش است. و با نگرانی به فیرات خیره می شود. فیرات از اول از این مشکلش خبر داشته از سونا می خواهد آرام باشد اما سونا از او می خواهد که وارد رینگ نشود. فیرات می گوید که جای نگرانی نیست و سونا باید به او اعتماد کند چون دیگر این مسئله شخصی نیست و یک مسئله ی ملی است و چشم امید همه به اوست. درست وقتی که سرهات و موجلا در مطب دکتر برای سونوگرافی هستند و سرهات بی صبرانه منتظر دیدن نتیجه است، ظفر به او زنگ می زند و می گوید که به خاطر گونش خودش را فورا برساند. ظفر برای او توضیح می دهد که برای اینکه محلی که گونش آنجاست معلوم نشود مجبور هستند آدم عوض کنند و به جای سلوی او مراقب گونش باشد.
کنفرانس خبری دیگری، بین دو بوکسور شکل می گیرد. رادکو بسیار عصبانی است و حتی بلند می شود تا به فیرات حمله کند اما فیرات در کمال آرامش به سوالات خبرنگارها جواب می دهد. تانسل به باروت جو می گوید که نقشه کشیده که در شب مسابقه درویش را از بین ببرد و با گفتن محل باروت جو، درویش ادم هایش را به سراغ او می فرستد و اینگونه درویش تنها می ماند و فرصت برای کشتنش مناسب می شود. بالاخره روز مسابقه فرا می رسد. سونا پیش فیرات می روند و گردنبند نجدت را به او می دهد. بعد هم از او می خواهد که مراقب خودش باشد. فیرات به آرامی می گوید که بعد از این مسابقه برای همه ی آنها زندگی جدیدی شروع خواهد شد. کمی بعد فیرات در رختکن نشسته که شاهین را می بیند. شاهین چیزی از مسابقه ای که قرار است همین امشب در قفس داشته باشد نمی گوید و آرزوی موفقیت برای فیرات می کند. کادو به کرم می گوید که همین امشب که مسابقه است و سر همه به آن گرم است، هردو باید به دفتر تانسل بروند و اسلحه را گیر بیاورند. کرم می گوید که امشب نمی تواند بیاید چون همراه نسلی برای دیدن مسابقه خواهند رفت! کادو عصبی می شود و از او می خواهد که بچه بازی را کنار بگذارد و به فکر مسئله ی اصلی یعنی نابود کردن اسلحه باشد.
۰ ۰ آرا
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن