خلاصه داستان قسمت ۷ سریال ترکی بوی توت فرنگی + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۷ سریال ترکی بوی توت فرنگی را مطاله می فرمایید. با ما همراه باشید. سریال ترکی بوی توت فرنگی (Çilek Kokusu) محصول سال ۲۰۱۵ شرکت گلد فیلم ترکیه است. این سریال در ژانر کمدی و عاشقانه ساخته شده است که بازیگران اصلی آن عبارتند از؛ Demet Özdemir , Yusuf Çim , Mahir Günşiray, Murat Başoğlu , Laçin Ceylan , Ekin Daymaz , Mine Tugay .

قسمت ۷ سریال ترکی بوی توت فرنگی

خلاصه داستان قسمت ۷ سریال ترکی بوی توت فرنگی

ولکان با دیدن آسلی، با او احوالپرسی کرده و به بوراک میگوید که او را می شناسد و او قبلاً در استانبول کار می‌کرده است. آسلی داخل می آید تا کیفش را بردارد، و با ذوق ماجرا را به غنچه نیز می گوید.سپس به همراه بوراک و ولکان به طبقه پایین لب اسکله برای مهمانی می روند. اردم بعد از کار، دنبال غنچه آمده تا برای نهار با یکدیگر بیرون بروند. او به غنچه علاقه دارد و غنچه نیز متوجه این قضیه شده است. ولکان بخاطر صحبت برای خسارت ماشین مسافر هتل به سمت اتاق مدیریت می رود و بوراک و آسلی به اسکله می روند، اما آنها متوجه می شوند که کسی که شب گذشته با او در بار دعوا کرده و او را کتک زده بودند، در آنجا حضور دارد. آنها از ترس سریع سوار یک قایق موتوری شده و از ساحل دور می شوند، اما وسط راه، بنزین قایق تمام می شود و گوشی بوراک داخل آب افتاده و خاموش می شود. آنها در نزدیکی قایق، یک کشتی پیدا کرده و به سمت آن می روند. کشتی خالی و خراب است و آنها که چاره ای ندارند، مجبورند شب را در کشتی بمانند. در هتل همه با نگرانی دنبال بوراک می‌گردند. صبح روز بعد، صاحبان کشتی که روس هستند به آنجا آمده و بعد از تعمیر کشتی، آنها را به سمت شهر دوتچا می برند.

بوراک از آنجا با ولکان تماس گرفته و ماجرا را می‌گوید و از او میخواهد که یک کشتی برای برگرداندن آنها ارسال کند . بوراک و آسلی داخل شهر رفته و خرید کرده و کمی تفریح میکنند تا کشتی از راه برسد. در استانبول، صاحبخانه امل خبر میدهد که خانه به به فروش رفته و باید آنجا را تخلیه کنند. امل دنبال خانه میگردد اما بخاطر افزایش اجاره خانه ها، خانه مناسبی پیدا نمیکند. شکران، همکار او در خانه پدر بوراک، با سلدا صحبت میکند تا در صورت امکان، امل در یکی از واحد‌های آنها بماند. سلدا وقتی می فهمد که امل دختر بزرگ دارد، میگوید که فقط تا مدتی که دختر او نیامده است او میتواند بماند و بعد از آن باید خانه پیدا کند. امل از اینکه فرصتی برای گشتن خانه دارد خوشحال می شود. چایلا به بودروم آمده و از اینکه همچنان از بوراک خبری نیست، عصبی است. ولکان به او میگوید که بوراک بخاطر کاری به دوتچا رفته و به زودی برمیگردد. او حرفی از آسلی نمی‌زند. غنچه نیز که نگران آسلی است، از ولکان خبر او را میگیرد. ولکان میگوید که او همراه بوراک است و به زودی می آید.

۰ ۰ رای
Article Rating
[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن