خلاصه داستان قسمت ۸ سریال ترکی دختران آفتاب

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۸ سریال ترکی دختران آفتاب را مشاهده می فرمایید. با ما همراه باشید. این سریال ترکی به کارگردانی Metin Balekoğlu در ژانری درام، کمدی، رمانتیک در ۱ فصل ۳۹ قسمتی در استانبول ساخته شده است. تهیه کنندگان سریال دختران آفتاب اسماعیل گوندوگو و اینچی کرهان می باشند. این سریال یک مجموعه تلویزیونی ترکیه‌ای با بازی امره کینای، اوریم آلاسیا، تولگا ساریتاش و بورجو اوزبرک و هانده ارچل است.

قسمت ۸ سریال ترکی دختران آفتاب

خلاصه داستان قسمت ۸ سریال ترکی دختران آفتاب

صبح روز بعد، گونش و هالوک از بچه ها می‌خواهند که از یکدیگر عذرخواهی کنند. سلین از علی معذرت خواهی کرده و می‌گوید که نباید آن حرفها را در مورد مادرش به او می زد. علی نیز با چهره ای پشیمان میگوید که مقصر بوده است و از این به بعد میخواهد با سلین دوست باشد و او را در جمع دوستانشان راه بدهد. رعنا ای پشت دیوار این حرف‌ها را شنیده و از علی حرصش میگیرد. سلین با شنیدن حرفهای علی خوشحال می شود،اما بعد از رفتن هالوک و گونش، علی به سلین میگوید که از او انتقام خواند گرفت و به دروغ مقابل خانواده گفته که با او مشکلی ندارد. سلین با شنیدن این حرف نگران و ناراحت می شود. علی با توچه تماس میگیرد و از او میخواهد که برای شب یک مهمانی ترتیب دهد تا او دختران را به آنجا بیاورد و سلین را اذیت کنند. سر میز صبحانه، علی در مورد مهمانی شب به همه میگوید و از دختران برای مهمانی دعوت میکند. نازلی برای اولین بار تصمیم دارد که در این مهمانی ها شرکت کند. پری از اینکه نازلی میخواهد بیاید متعجب و خوشحال می شود. سلین به اتاقش می رود و با ذوق لباس انتخاب میکند، اما گونش پیش او رفته و میگوید که به عنوان تنبیه او حق ندارد به مهمانی برود. اینجی با سویلای تماس گرفته و حادثه روز قبل را تعریف میکند.

سویلای به خانه هالوک می آید تا علی را ببیند. علی با دلخوری با او برخورد میکند ‌ سویلای به اتاق هالوک و گونش می رود. گونش با دیدن او متعجب می شود. سویلای بابت دختران گونش به او تذکر میدهد. گونش عصبی شده و با سویلای بحث میکند و سپس او را بیرون میکند. نازلی که هیچ لباس دخترانه مجلسی ندارد، پیش سلین می رود تا از او لباس بگیرد. سلین به شرط راضی کردن گونش برای رفتن او به مهمانی، به نازلی لباس میدهد. نازلی پیش ساواش می رود و میگوید که تصمیم دارد تغییر کند و در جمع باشد.سپس از او میخواهد به مهمانی بیاید، اما ساواش قبول نمیکند. رعنا پیش هالوک رفته و به او میگوید که گونش باید طبق روال رسوم آنها، قرارداد ازدواج امضا کند. هالوک عصبانی شده و می‌گوید که گونش دنبال پول او نیست و هرگز چنین چیزی به او نمی‌گوید. علی و نازلی با اصرار، گونش را راضی میکنند تا سلین همراه آنها به مهمانی برود. در مهمانی، علی به سلین میگوید که خوشحال نباشد، زیرا امشب برای او سنگین تمام می شود. سلین ناراحت و نگران می شود. جان که از پری خوشش آمده، خجالت میکشد تا در این مورد با او صحبت کند. دوست جان سعی دارد جان را پیش پری بفرستد تا با حرف بزند.

۰ ۰ رای
Article Rating
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن