خلاصه داستان قسمت ۹۷ سریال ترکی تو در بزن + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۹۷ سریال ترکی تو در بزن (تو در خانه ام را بزن) را مطالعه می کنید. با ما همراه باشید. سریال ترکی تو در بزن به تهیه کنندگی شرکت  MF Yapım از شبکه Fox TV پخش می شود و کارگردانی آن به عهده کارگردان مشهور و خوشنام ترک اوندر میهلار Ender Mıhlar میباشد. هانده ارچل و کرم بورسین که نقش های اصلی داستان را به عهده دارند مهمترین دلیل جذابیت این سریال است. ( Sen Çal Kapimi ) یا همان تو در خانه ام را بزن شنبه ها از ساعت ۲۱:۳۰ به وقت ترکیه به مدت ۱۳۰ دقیقه از شبکه فاکس پخش میشود.

قسمت ۹۷ سریال ترکی تو در بزن
قسمت ۹۷ سریال ترکی تو در بزن

خلاصه داستان قسمت ۹۷ سریال ترکی تو در بزن

سرکان وقتی میفهمد که ادا بارداره از خوشحالی شوکه می شود و ادارو می بوسد و میگه از این به بعد دیگه تنهات نمیزارم هرجا بری میام خودم حمام میبرمت دستشویی بخوای بری میام همیشه کنارتم و به ادا میگه بریم دکتر اصلا دکترت کیه؟ که ادا میگه همین دکتری که دارم خوبه بزرگش نکن الکی. سرکان میگه باید یه مهمونی بزرگ بگیری و به همه بگیم که ادا میگه ۳ ماه اول نباید به کسی بگیم چون معلوم نیست بمونه سرکان میگه از این حرفا نزن خودم مراقبتم باشه به کسی چیزی نمیگیم فعل ولی به کیراز که باید بگیم؟ ادا میگه بعدا بهش میگیم آروم آروم و میرن حاضر بشن که به دکتر برن. وقتی اونجا میرسن سرکان میگه دکتر ۶ دقیقه ست که دیر کرده پس دکتر مناسبی نیست باید بریم سراغ یه دکتر بهتر که ادا میگه نه نمیخواد. دکتر بعد از معاینه میگه همه چی خوبه فقط یکسری دارو بهش میده و میگه یه ماه دیگه بیا برای چک کردن که سرکان میگه خیلی دیر نیست؟ به نظر هر ۲روز یکبار باید بیاد ادا میگه روندش هر ماهه پاشو بریم. نورای خانم به پریل زنگ میزنه و میگه یه پروژه بزرگ دارم که میخواستم ببینم هنوز کار میکنین یا نه پریل میگه آره درسته سهاممونو فروختیم ولی هنوز باهم کار میکنیم ادا ییلدیز هم باهامونه نورای خانم میگه پس برای حرف زدن درباره پروژه تا چند ساعت دیگه میام اونجا. پریل استرس میگیره و میگه ما هیچ کارکنی هیچ معماری نداریم حتی نظافتچی نداریم چیکار باید بکنیم؟

و به انگین میگه سریع برو چندتا معمار پیدا کن بیار که انگین میگه مگه به این آسونیه؟ پریل میگه برو شرکت بازیگری چندتا بازیگر معمار بیار که اردم همان موقع میاد تو انگین اشاره میکنه که اولین کارکنت اومد و میره. بعد از مدتی انگین به پریل میگه عزیزم معمارات اومدن دیگه، اردم به همراه ملو، آیفر، آیدان، کمال، سیفی، کرم وارد شرکت میشن. پریل میگه میانگین سنی رفته بالا آیدان میگه اومدیم اینجا بهمون توهین بشه؟ میخواد بره که پریل عذرخواهی میکنه. آیفر میگه من اصلا حتی کار با کامپیوتر بلد نیستم که پریل بهشون میگه فقط کافیه ادای کار کردن را در بیارین احتیاجی نیست کار کنین. ادا و سرکان به جلوی در ورودی شرکت میرسن که سرکان میگه ببین ادا الان باید یجوری رفتار کنم که کسی بارداریتو نفهمه سخته میخوای برگردیم خونه؟ ادا میگه نه مشتری داریم نه جلسه میشینم یه جا چیزی نمیشه. وقتی به داخل میرن میبینن که همه اونجان سرکان میپرسه اینجا چه خبره؟ و جمع میشن به اتاق سرکان و پریل و انگین ماجرارو برای ادا و سرکان توضیح میدن. سرکان میگه کار خوبی نکردین باید زنگ بزنین و جلسه را کنسل کنین مگه قرار نبود از پروژه های کوچیک شروع کنیم؟ پریل میگه تنها مشتریه که تا الان داشتیم سرکان بعد میدونین که من حریصم از پسش برمیایم. همگی سر کاراشون برمیگردن تا ۴تایی درباره پروژه نورای حرف بزنن. ادا میخواد بره دستشویی که سرکان میگه کجا میری؟ میخوای بیام؟ ادا میگه خودم میرم. انگین میپرسه چرا به همه چی این دختر گیر میدی؟ به قهوه خوردنش کار داری به دستشویی رفتنش کار داری؟ چه خبره؟ سرکان بحثو میکشه به پروژه.

نورای خانم بالاخره میاد و با دیدن کارکنان شرکت میگه میانگین سنیتون رفته بالا؟ انگین میگه ما برامون تجربه خیلی مهمه هرکدامشان را از یه جای پدا کردیم جمع کردیم تو کار خودشون عالین. نورای خانم میگه چهره همشون آشناست انگار جایی دیدمشون که پریل راهنماییشون میکند به اتاق سرکان. سیفی اشتباهی ابه جای کیف پینا کیف ادارو باز میکن که برگه آزمایش بارداری را میبینی اردم با شنیدن این حرف از سیفی میپرسه آیدان خانم بارداره؟ سیفی میگه به کسی چیزی نمیگیا اینجوری نیست اصلا. اردم خبر بارداری آیدان را به آیفر میگه آیفر شوکه میشه و میگه حالا که کسی نمیدونه به کسی چیزی نمیگم. آیفر با ملو درحال درست کردن قهوه هستن که اردم میاد و به ملو بارداری آیدان خانم را میگه، ملو میگه شوهر خواهر بفهمه که دیوانه میشه هنوز به ظرف نمیتونه بگه بابا. آیفر به ملو میگه بره از تو کیف ادا یه چیزی بیاره که ملو قرص های ادارو میبینه و میگه اینا چیه؟ آیفر میگه داروهای ضد افسردگیه. آیفر و ملو باهم حرص میخورن چون فکر میکنن که ادا افسرده ست، آیفر به اردم میگه درباره افسردگی به کسی چیزی نگیا محرمانه ست. آیدان که فکر میکنه پینا حامله ست تو یه اتاق حالش بد شده و سیفی و کمال بالاسرش هستن و دلداریش میدن که آیدن میگه شماها خواهر منو نمیشناسین فولاد زرهیه که دومی نداره حالا من جوابشو چی بدم؟ چی بگم بهش؟ کرم که اونارو از دور میبینه به اردم میگه چیشده؟ چرا آیدان خانم گریه میکنه اردم میگه آخه بارداره. کرم که شوکه شده میگه چی؟ آیدان خانم؟ محاله. اردم میگه حالا شده دیگه الانم ناراحته چون از سرکان میترسه. تازه ادا خانمم افسرده شده.

کرم میگه امکان نداره آبجی ادا خیلی قویه خیلی با انرژیه به این زودیا از پا در نمیاد که اردم میگه حالا که شده و میره. کرم با خودش میگه تا اوضاع بدتر نشده منم برم. تو اتاق سرکان درباره پروژه نورای خانم حرف میزنن و میگن اگه مشکلی نیست میتونیم یه روز بیایم زمین را ببینیم. آیفر همان موقع با ملو میاد و قهوه و شیرینی براشون میاره که ادا میخواد شیرینی بخوره اما سرکان نمیزاره میگه شکر داره نباید بخوری. نورای خانم با دیدن شیرینی ها یادش میاد و میگه شما تو هتل کار میکردین. من بعد از کارم میرفتم اونجا برای استراحت که ملو برای جمع کردن میگه چون وظیفه من روابط عمومیه اونجا هم میرم کار میکنم . ملو میخواد درستش کنه ولی بدترش میکنه و از طرفی ادا خوابش میبره و نورای خانم کلافه میشه و میگه واقعا که و میره. پریل و انگین میرن دنبالش را درستش کنن. ادا به سرکان میگه از دست من عصبی شد؟ سرکان میگه اینجا انقدر عجیب غریبن که نرمالشون تو بودی خودتو ناراحت نکن. پریل سعی میکنه اوضاع را آروم کنه که همان موقع کرم و ملو و آیفر به سمت در خروج می دوند که انگین میگه انقدر خسته شدن و کار کردن دارن میرن برای ناهار بعد از ۱ دقیقه آیدان و کمال و سیفی فرار میکنن، پریل میگه پروژه را ما گرفتیم دیگه آره؟ نورای خانم میگه شرکتتون خیلی بهم ریخته ست، معذرت خواهی میکنه و میره. ادا و سرکان با کیراز به خانه میرن ولی ادا هرچی میگه و هرکاری میخواد بکنه سرکان نمیزاره. ادا کلافه میشه و میگه میخوای از الان تا ۹ ماه دیگه برم بیمارستان که کاری نتونم بکنم؟ سرکان میگه بیمارستان لازم نیست تو خونه باش. ادا با عصبانیت به خانه میره که سرکان میگه حداقل یه بوس میدادی، بوس که خوبه دنیارو قشنگتر میکنه و پشت سرش به داخل میره….

برای امتیاز به این نوشته جدولیاب کلیک کنید!
[کل: ۰ میانگین: ۰]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *