معنی واژه مستمری در حل جدول

این بخش از مطلب در جدول یاب به معنی واژه مستمری  در جداول مختلف دارد ، مستمری در جدول کلمات متقاطع معانی مختلفی داشته که در ادامه به بررسی لغت مستمری در جدول خواهیم پرداخت.

معنی واژه مستمری در حل جدول

معنی واژه مستمری در جدول

در حل جدول ، برای پرسش «مستمری در جدول» می توانید از پاسخ زیر استفاده نمایید.

  • راتب
  • راستاد
  • واجبی
  • جامگی

مستمری در جدول چهار حرفی

  1. راتب
  2. حقوق

مستمری در جدول پنج حرفی

  1. مقرری
  2. واجبی
  3. مواجب
  4. جامگی

مستمری در جدول شش حرفی

راستاد

مستمری و مقرری در جدول:

راتب

مستمری روزانه در جدول:

جیره

مستمری و جیره در حل جدول:

ورستاد

درآمد و مستمری در حل جدول:

عایدی

وظیفه مستمری در حل جدول:

جرا

معنی این واژه در بانک های دیگر

مستمری (فرهنگ معین): (~.) [ع.] (اِ.) حقوق ماهیانه، مواجب.
مستمری‌ (فارسی به انگلیسی): Allowance, Annuity, Dole, Entitlement, Salary, Stipend
مستمری (لغت نامه دهخدا): مستمری. [م ُ ت َ](ع ص) نعت فاعلی از استمراء. رجوع به استمراء شود.
مستمری (فرهنگ عمید): حقوق و مواجب دائمی و همیشگی، ماهیانه،
مستمری (مترادف و متضاد زبان فارسی): جیره، حقوق، حقوق بازنشستگی، راتب، راتبه، رسم، شهریه، عطیه، ماهیانه، مشاهره، مقرری، مواجب، وظیفه
مستمری (فرهنگ فارسی هوشیار): (صفت اسم) آنچه از جنس و نقد که دولت سالیانه یا ماهیانه تا پایان حیات به ماموران خود دهد.
مستمری (فرهنگ فارسی آزاد): مُستَمِرّی، اصطلاحی فارسی و به معنای مقرری مالی است که به طور مرتب و دائم به فردی پرداخت می گردد،

 

 

 

بیشتر بخوانید :

معنی واژه صبر زرد در حل جدول

۰ ۰ رای
Article Rating
[تعداد: ۱   میانگین: ۵/۵]

برچسب ها

فرزانه سمندر

استقلالی ام و عاشق نوشتن، کار خبرنگاری رو از آوای ساوه شروع کردم و مدت 15 ساله با گروه مجلات کلبه و کولاک آشنا هستم و همکاری می کنم.
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
1 دیدگاه
جدیدترین
قدیمی ترین پرطرفدار
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
اوزرا
اوزرا
1 ماه قبل

مهتر(مه+تر)متضادش کهتر(که+تر)مهرام.کهرام.و هر کلمه ایی رام داشته باشد.تورکی است.مثل رامسر.رام شیر.رام هرمز.رامبد.رامین.رامتین.بایرام.پارام(روستایی در اهر).پارام پارچا.شهرام.بهرام………..هر کلمه ایی که(کح)داشته باشد تورکی است.مثل کهریز.کهریزک.کهراب.کهدلان.کهدل.کهربا.کهره(جرم مثل جرم سماور)….هر کلمه ایی مه داشته باشد.تورکی است.مثل مهرام.مهراب(محراب).مهمان.مهناز.مهر.مهرداد.مهرنام.مهرسام

1
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن