سریال آقازاده چند قسمت است؟ + خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال آقازاده

در این مطلب، توضیحاتی درباره بازیگران سریال آقازاده و همچنین خلاصه داستان این سریال نمایش خانگی خواهیم داشت! با ما همراه باشید. سریال ” آقازاده ” در ژانر اجتماعی به کارگردانی بهرنگ توفیقی و به تهیه کنندگی حامد عنقا برای پخش در شبکه نمایش خانگی آماده شده است «آقازاده» جمعه ها در وی او دی ها و روزهای شنبه به صورت فیزیکی منتشر می شود و مخاطبان جمعه ۶ تیر بیننده نخستین قسمت از آن در فیلیمو و نماوا بودند. سریال آقازاده در ۲۴ قسمت ۵۰ دقیقه ای برای پخش از شبکه نمایش خانگی آماده شده است.

همچنین بد نیست بدانید مهدی کوشکی در نقش الکس و کاوه خداشناس در نقش یک مقام رسمی دو بازیگر جدیدی هستند که به این پروژه اضافه شده اند!جالب است بدانید بخش هایی از این سریال نمایش خانگی در حرم امام رضا علیه السلام در مشهد مقدس تصویربرداری شده است. پیش از این حامد عنقا در گفت‌ و گویی آقازاده را پیشکش فقیرانه‌ ای به آستان مقدس علی ابن موسی الرضا (ع) دانسته بود و اعلام کرده بود، بخش‌ هایی از سریال که در مشهد ضبط می‌ شود بر همه کار غلبه دارد.

سریال آقازاده را می توان به عنوان اولین ورود سازمان اوج به حوزه نمایش خانگی برشمرد! بد نیست بدانید پیش از این حضور یک بازیگر ناشناخته به عنوان نقش اصلی زن این سریال و احتمال حضور کیوانچ سوپراستار ترک در این سریال خبر رسیده بود!

لازم به بیان است ستار اورکی ، آهنگساز دو فیلم برنده جایزه اسکار یعنی ” جدایی نادر از سیمین ” و ” فروشنده ” با سریال نمایش خانگی ” آقازاده ” ساخت موسیقی متن در شبکه نمایش خانگی را هم تجربه خواهد کرد! ستار اورکی دومین همکاری خود با حامد عنقا و بهرنگ توفیقی را پس از تجربه موفق سریال ” پدر ” آغاز کرده است و دو قطعه ای که علیرضا قربانی با آهنگسازی او برای ” پدر ” خواند، با نام ‌های ” لیلا ” و ” عشق آسان ندارد ” هنوز هم از پرمخاطب ترین قطعه های موسیقایی است و شنیده می شود.

خلاصه داستان سریال آفازاده

این سریال قصه‌ ای پرالتهاب و جذاب را روایت می‌ کند که نام شخصیت اصلی آن ” حامد ” و حرفه او دادیاری است. براساس گفته های کارگردان این سریال نمایش خانگی، ” آقازاده ” درباره آقازاده ها می باشد و حسابی می خواهد از خجالت آن ها در بیاید و دست آن ها را رو کند!

بازیگران سریال آقازاده

  • امیر آقایی
  • امین تارخ
  • مهدی سلطانی
  • لعیا زنگنه
  • کامبیز دیرباز
  • جمشید هاشم پور
  • سینا مهراد
  • امین حیایی
  • ثریا قاسمی
  • نیکی کریمی

این دومین تجربه نیکی کریمی پس از سریال ” ممنوعه ” و چهارمین حضور امیر آقایی پس از سریال های ” قلب یخی ” ، ” عالیجناب ” ، و ” رقص روی شیشه ” در شبکه نمایش خانگی است.

حامد عنقا ، طراح، فیلمنامه نویس و همچنین تهیه کننده امروز ۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۹ شمسی مهمان برنامه رادیویی گیومه در رادیو نمایش بود. حامد عنقا در بخشی از این گفت و گو، درباره بازگشت خود به شبکه نمایش خانگی پس از ۱۰ سال چنین توضیح داد:

آقازاده سخت ترین تولید من بوده است. کسانی که مرا می‌ شناسند می ‌دانند که شکل حضور من در پروژه‌ هایی که به عنوان طراح و نویسنده حضور دارم، در عرصه تولید فرق می‌ کند و عنوان طراح به این معنا است که محصول را طراحی می ‌کنم نه قصه و در انتخاب بازیگران، عوامل، موسیقی و تدوین و صداگذاری هم پا به پای کارگردانم. این موضوع بعد از اینکه وارد تهیه‌کنندگی شدم چند برابر شد!

آقازاده از تمام کارهای من در این سال ها حتی سریال تاریخی نردبام آسمان که دو سال تسمه از گرده مان کشید تا تمام شد، سخت ‌تر بود! هم موضوع سختی داشت و هم من برای اولین بار تصمیم گرفتم شکل خاصی از روایت را تجربه کنم. این جنس روایت و استانداردی که برای خودمان تعریف کردیم، سختی کار را بیشتر کرد. در این سال ها سریال های زیادی در شبکه نمایش خانگی تجربه شد و من بعد از ۱۰ سال به این مدیوم بر می گشتم و فکر می کردم حق این باشد که اگر دوباره به این شبکه بر می‌گردم متفاوت و از جنس دیگری باشد. “

حامد عنقا ، تهیه کننده سریال آقازاده افزود: ” مسئله درباره بهتر و بدتر بودن نیست و ادعایی در این خصوص نداریم و تمرکزمان روی متفاوت بودن و حفظ کیفیت است. طراحی کار متفاوت چند ماهی طول کشید. کار متفاوت ابزار متفاوت می خواهد. جنس تولید متفاوت می خواهد و بازیگرهای متفاوت می‌ طلبد. ما سعی کردیم ترکیب خیلی خاصی از بازیگران را کنار هم بنشانیم. از امیر آقایی بگیرید تا نیکی کریمی ، کامبیز دیرباز ، مهدی سلطانی ، لعیا زنگنه ، امین تارخ ، ثریا قاسمی ، جمشید هاشم پور ، سینا مهراد ، دیبا زاهدی ، سامیه لک ، مسعود فروتن، سعید داخ ، حتی محمد حسین لطیفی و… اگر بخواهم اسم ببرم آقازاده پرکاراکترین و پربازیگرترین کاری است که در این سال ها داشتم و شما وقتی بازیگرانی در این طراز داری جنس تولید و شکل کار فرق می کند. “

حامد عنقا با اشاره به اینکه پیش تولید آقازاده از اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۸ شمسی آغاز شد، ادامه داد: ” سپس ما وارد تولید شدیم و تا همین ماجرای بیماری کرونا یعنی ۶، ۷ اسفند کار ادامه داشت. در ادامه هم طبیعی بود که سلامتی گروه و تک ‌تک بچه‌ ها نسبت به ادامه کار برایم در اولویت باشد. حالا کمتر از ۱۰ درصد کار باقی مانده است و شاید طی دو سه هفته اگر تصویربرداری می‌کردیم کار به انتها می ‌رسید اما حق این بود که کار را تعطیل کنیم تا بچه ‌ها در آرامش خیال باشند و صبر کنیم تا فضا عادی شود. به مرور هم داریم این فضای سخت را رد می‌ کنیم. “

حامد عنقا ، نویسنده سریال آقازاده درباره زمان پخش این سریال نیز خبر داد: ” ما در شرایطی که فکر نمی کردیم ویروس منحوس کرونا دامان ما را هم آلوده کند، می خواستیم با آغاز ماه مبارک پخش کار را شروع کنیم. اکنون هم تمام تلاشمان را می کنیم تا در نزدیک‌ترین زمان به نتیجه برسیم. بیش از ۹۰ درصد کار ضبط شده اما از آنجایی که ما فیلمبرداری را به صورت رج‌زدن جلو بردیم، هنوز باید سکانس‌هایی را بگیریم تا قسمت های یک تا ۱۰ سریال را تکمیل کنیم. فکر می کنم از یک هفته ۱۰ روز بعد از اینکه فیلمبرداری‌مان را شروع کنیم با هماهنگی وزارت ارشاد و اخذ پروانه نمایش بتوانیم پخش سریال را آغاز کنیم. “

حامد عنقا در پایان در خصوص سوالی مبنی بر موفقیت تمامی آثار خود گفت: ” اگر خدا همیشه به ما لطف و نظری داشته و کار مورد اقبال مخاطب قرار گرفته به این دلیل بوده که سریالی می سازیم که خودمان و خانواده‌مان هم از دیدن آن لذت می‌بریم و به آن معتقدیم. این موضوع درباره بهرنگ توفیقی و هر کدام از عواملی که در این سال ها با آنها کار کرده ام مطرح بوده است که هیچکدام به عنوان شغل به این کارها نگاه نکرده‌ایم. من و بهرنگ توفیقی گاهی با هم شوخی می کنیم و می گوییم اگر به ما پول هم ندهند باز به کارمان ادامه می‌دهیم و حالا چقدر آدم‌های خوشبختی‌ایم که به ما پول هم می دهند! “

آقازاده قسمت ۱
آقازاده قسمت ۱

قسمت ۱ سریال آقازاده

نیما آقازاده ای است که کارهایش را با پول و پاپوش درست کردن برای دیگران جلو می برد، بهرامی وکیل نیما است که مهره اصلی نیما محسوب می شود و شهنام، تینا و مانلی آدم هایش هستند. قسمت اول سریال با آزاد شدن مانلی از زندان شروع می شود که تینا به دنبالش می رود. مانلی به تینا میگه من دیگه با تو و دارودستت کاری ندارم و دیگه آدم شما نیستم تینا ازش میخواد تا باهم صحبت کنند و آن هم قبول میکند. تینا تو ماشین در طول مسیر باهاش صحبت میکند تا حامد را ول کند و پیش آنها برگردد اما قبول نمیکند و میگه یک تار مو حامد میارزد به ۱۰۰ تای شماها از آنجایی که از طریق تماس، بهرامی به تینا همه حرف هایشان را میشنود یک اس ام اس میدهد که پیش شهنام بروند.

تینا، مانلی را به یک کارخانه اوراقی ماشین میبرد و آنجا از ماشین پیاده می شود  به بهانه کار داشتن و پیش شهنام می رود و بهش میگه مطمئنی از این کار؟ هیچ راه دیگه ای نیست؟ شهنام هم میگه از اینجا به بعد کار منه برو ماشین منتظرته که با رفتن آن، درهای ماشین قفل می شود و مانلی شهنام را میبیند و سعی میکند از ماشین پیاده شود و در را باز کند که موفق نمی شود و شهنام ماشین را با ماشین های مخصوص بلند میکند و به داخل دستگاه پرس میاندازد و به التماس های مانلی توجهی نمیکند، در نهایت مانلی با ماشین پرس می شود و میمیرد. بعد از این اتفاق برمیگردد به ۹ ماه پیش…

نیما کارش لنگ حامد که یک نیروی امنیتی است میافتد ولی از آنجایی که هیچ کار خلافی نکرده و هیچ مدرکی نه از خودش و نه خانواده اش وجود ندارد می خواد براش پاپوش درست کند تا با اون بازیش دهد و کارهایش پیش برود. به همین خاطر به مانلی که کارش پاپوش درست کردن است و با آدم های شخصیتی وارد رابطه می شود که با گرفتن فیلم و عکس از خودشان آنها را تحت فشار میگذارد، می گوید که باید این بار وارد رابطه با حامد شود و تبدیل شود به یک دختر مذهبی و به اسم واقعی خودش یعنی راضیه برگردد و یک مدت تو محل آنها زندگی کند. نقشه آنها میگیرد و حامد عاشق آن پی شود و با هم نامزد میکنند. یک ساعت قبل از عقد راضیه به حامد واقعیت را میگوید چون راضیه واقعا عاشق حامد می شود و بهش میگه که اینا همه نقشه بود که با ازدواجمان آبروی تو و خانواده ات را ببرند، حامد وقتی متوجه این می شود اعصلبش خورد می شود و از مراسم بیرون میزند بعد از ۲ ساعت برمی گردد و به راضیه میگه اسم واقعیت که راضیه است آره؟ آن هم تایید میکند و بهش میگه پس صورتتو پاک کن برای عقد آماده شو… .

آقازاده قسمت ۲
آقازاده قسمت ۲

قسمت ۲ سریال آقازاده

ماجرای این قسمت برمیگردد به دوران قبل از وارد شدن مانلی به گروه نیما.

راضیه دختری است که پدر و مادرش را از دست داده و با مادربزرگش زندگی میکند، او دختری بلندپرواز است که وضع مالی معمولی دارد، او با یه پسری که برای شهرام کار میکند دوست است، در جنگل باهم درباره آیندشون حرف میزنند و راضیه احساس نارضایتی میکند از کارش و بهش میگه کارتو عوض کن. پسره وقتی به سمت ماشین میره تا کاپشنشو بیاره برای راضیه، راضیه متوجه جیغ و داد می شود وقتی به دنبال صدا میرود میبیند که ۳تا مرد با سلاح سرد دنبال دختری به اسم تینا کردند که تینا در حال دویدن تو چاله میافتد آن مردها هم روی چاله را میپوشانند تا او همانجا بماند و بمیرد، اما از آنجایی که راضیه او را دید به کمکش میرود. تینا از او خوشش میاید و برای تشکر با خودش او را به ویلا نیما میبرد و بهش ماجرارو میگوید، نیما به راضیه میگه از دخترهای شجاعی مثل تو خوشم میاد.

راضیه را نگه میدارند تا در مهمانی همان شب حضور داشته باشد از طرفی دوستش هرچی بهش زنگ میزند جواب نمیدهد و بهش پیام میدهد که جایی هستم بعدا زنگ میزنم. در آن مهمانی نیما برای راضیه موبایل میگیرد و به عنوان هدیه برای تشکر بهش میدهد. همان شب مهمانی دوستش برای شهرام بسته ای میاورد و او راضیه را در آن مهمانی میبیند و با خودش بیرون میبرد. آنها چند روزی باهم قهر میکنند و دوباره نیما راضیه را تو جاده میبیند و دعوتش میکند به دورهمیشان تو جنگل و آنجا بهش میگه اگه میخوای موفق باشی خودتو از هرچی و هرکسی که جلوی موفقیتتو میگیره رها کن،.

برمیگردد به زمان حال؛ خطبه عقد حامد و راضیه خوانده می شود و آنها رسما زن و شوهر میشوند، پدر و مادر حامد متوجه می شوند که حامد تو فکرست و اتفاقی افتاده اما چیزی نمیگویند. فردای آن روز حامد با پدرش به سمت مسجد می روند تا پدرش آنجا باهاش حرف بزند که تلفن حامد زنگ میخورد و بهش خبر میدهد که دکتر پدر نیما او را با قید وثیقه آزاد کرده، حامد عصبانی شده و به آنجا می رود. وقتی به آنجا می رسد تعجب میکند و میگوید با او پرونده سنگینی که نیما داره چجوری آزادش کردین؟ اصلا با قید وثیقه نمیتونه آزاد بشه‌. در حیاط دادسرا نیما حامد را میبینه و به سمتش می رود و ازدواجش را تبریک میگه و بهش میگوید حتما عروس حاجی باید یه دختر آفتاب مهتاب ندیده باشه، دختری باحجاب، با اصالت اهل نماز  روزه، داشت تیکه مینداخت که حامد یه سیلی تو صورتش میزند و میگه بالاخره میندازمت تو زندان به زودی به جایی که توش بودی برمیگردی.

قسمت ۳ سریال آقازاده
قسمت ۳ سریال آقازاده

قسمت ۳ سریال آقازاده

راضیه بدون اینکه به مادربزرگش و نوذر چیزی بگوید که کجا می رود به سمت تهران می رود، وقتی به ترمینال می رسد به تینا زنگ می زند که من تهرانم بیا دنبالم. تینا از اینکه راضیه را به این زودی در تهران میبیند تعجب میکند و ازش وقتی میپرسد برای چی اومدی اینجا میگه اومدم دنبال آرزوهام اینجا انقدر بزرگ هست که برای همه جا داره. راضیه از تینا میخواد که او را پیش نیما ببرد، تینا از آنجایی که از کارهایی که میکنند خبر دارد سعی میکند که راضیه را منصرف و راضیش کند که به شمال برگردد اما او میگوید تصمیمش را گرفته به همین خاطر پیش نیما می روند.

نیما از دیدن راضیه تعجب میکند و میگوید فکر نمیکردم به این زودیا اینجا ببینمت و راضیه میگه به حرفاتون فکر کردم و اومدم تا برای خواسته هام تلاش کنم. اولین کاری که راضیه میکند، به همراه تینا برای خرید چند دست لباس و کلاه گیس می رود، بعد به آرایشگاه می رود تا دستی به صورتش بکشد. نیما به همراه راضیه و تینا به یک مناقصه می روند، آنجا تینا از یک تابلو خوشش میاید و وقتی به نیما میگوید، نیما ازش میخواد که تو مناقصه شرکت کند تا تابلو مورد علاقه اش را بخرد.موقع برگشت به خانه راضیه احساس میکند که آشنایی را در سالن دیده اما تینا بهش میگه خیالت راحت اینجورجاها آشنا نمیبینی ولی راضیه درست حدس زده بود چون نوذر آنجا حضور داشت و راضیه را از دور میپایید.

سر میزشام راضیه به نیما میگه که باید کی کارمو شروع کنم اصلا کارم چی هست که نیما در جواب میگه به موقعش میفهمی فعلا باید کم کم مستقل بشی بری خونه خودت.

زمان حال
از طرف دیگه حامد به دنبال پرونده نیما است که چجوری به همین راحتی از بازداشتگاه بیرون اومده. وقتی به خانه میرود، در مراسم پاتختی، موقع باز کردن کادوها یکی از دوستان راضیه که در اصل از آدم های نیما بوده، در مجلس حضور داشته یک گوشی ورتو بهش هدیه میدهد که راضیه با دیدن این کادو استرس میگیرد و یاد اولین هدیه نیما بهش میافتد. آخر شب راضیه پیشش می رود تا باهم صحبت کند که حامد نمیزاره حرف بزند و میگه راضیه فعلا نه هیچ حرفی نمیخوام فعلا بشنوم، از این موضوع هم هیچی نباید خبردار بشه مواظب باش پدرومادرم چیزی نفهمند‌.

قسمت 4 سریال آقازاده
قسمت ۴ سریال آقازاده

قسمت ۴ سریال آقازاده

حامد و راضیه مادربزرگ راضیه را تا ترمینال همراهی می کنند، موقع خداحافظی مادربزرگ راضیه به حامد گوشزد میکند تا از راضیه به خوبی مواظبت کنه و هم براش پدر باشه هم برادر هم شوهر و از راضیه میخواد تا جوری زندگی کنه که خدا ازش راضی باشد. تو ماشین موقع برگشت راضیه میخواد با حامد صحبت کند و همه چیز را برایش تعریف کند و میگه هرچی که بوده مال گذشته ام بوده باید توضیح بدم که حامد تو حرفش میپرد و میگوید راضیه فعلا نه. فعلا نمیخوام درباره اش حرف بزنیم بعدا.

زمان گذشته

شهرام به دنبال مانلی می رود و میگوید باید باهم جایی برویم. شهرام اورا به یک خانه لوکس می برد و وقتی مانلی میپرسد چرا اومدیم اینجا کلید خانه را بهش میدهد و میگه نیما گفت دیگه باید مستقل بشی و همان موقع برای مانلی یک اس ام اس میاید که نیما زده امیدوارم از خانه ات خوشت اومده باشه، اومدم میام میبینمت. مانلی سه روز در خانه میماند و هرچی پیام یا زنگ میزند از نیما جوابی دریافت نمی کند به همین خاطر عصبی می شود به شهرام و تینا میگوید ولی در جواب بهش میگویند که به پروپای نیما نپیچ. به تینا زنگ میزند ولی او هم از نیما خبری ندارد و بهش میگه نیما اهل اون فکری که تو سر تو هست نیست خیال بافی نکن پاشو امشب بیا کنسرتم حال و هوات عوض شود ولی مانلی میگوید حوصله ندارم. بعد از چند ساعت نیما در خانه اش می رود و میگوید حاضرشو بریم کنسرت و مانلی ازش میپرسد که چرا جوابمو نمیدادی که نیما گفت سرم شلوغ بود.

زمان حال

حامد یه پرونده دیگه ای پیدا کرده است که مشکوک بوده و پای ۱۳۰ هکتار زمین وسط بوده که بعد از یک پرسجو متوجه می شود مال کسی به نام تینا راد میباشد. از رئیسش اجازه میگیرد برای انجام تحقیقات اولیه که متوجه ۲ اسم دیگر تو این پرونده می شود، نیما بحری و بهروز بهرامی. دکتر امیر بحری پدر نیما به خانه پدر حامد می رود که در آنجا با راضیه مواجه می شود که بهش تبریک میگوید برای ازدواجش. دکتر با حاج رضا صحبت میکند تا با حامد پسرش صحبت کند یه ۵،۶ ماه اطراف نیما نگردد بعد از انتخابات هرکاری خواست بکنه که حاج رضا میگوید این ۲نفر دارند کارهای خودشان را انجام میدهند ماجرارو شخصی نکن. دکتر وقتی میبیند بی فایده است صحبت کردن موقع برگشت به خانه اش به نیما زنگ میزند که راضی نشد حداقل تو یه مدت کاری نکن. بعد از رفتن دکتر، راضیه پیش تینا می رود و باهاش دردودل میکند و تینا بهش میگه فعلا نزار نیما و هیچ کس دیگه بفهمد که تو عاشق حامد شدی، نباید از مسیر بازیت خارج میشدی. راضیه شب تو حیاط منتظر حامد مینشیند ولی وقتی میاد و میبینه که مثل غریبه ها باهاش رفتار میکند بهش میگه من که قبل عقد همه چیزو بهت گفتم اگه نمیخوای منو پس طلاقم بده که حامد میگه چند روز دیگه بی سروصدا طلاق میگیریم ولی فعلا میخوام مادر و پدرم چیزی بفهمند.

قسمت ۵ سریال آقازاده

قسمت ۵ سریال آقازاده

راضیه صبح از خواب بیدار میشود. حامد را میبیند که در حال رفتن سر کار است. به او میگوید : خواب موندم. چرا برای نماز بیدارم نکردی؟ گوشی حامد زنگ میخورد و حامد بدون اینکه به راضیه جواب دهد از خانه خارج میشود. گذشته : کنسرت تینا برگزار میشود و راضیه با نیما به کنسرت میرود‌. پدر نیما هم در کنسرت است و مدام خودخوری میکند. تینا بعد از اجرای اولین قطعه اسپانسر برنامه را نیما بحری و پدرش معرفی میکند. نیما می ایستد و حضار او را تشویق میکنند. دکتر نیما را بیرون میکشد و میگوید که اینکارها برای حثیت او خوب نیست و اسپانسر شدن حرکت مناسبی نیست. نیما اما به حرف پدرش گوش نمیکند و میگوید : من دارم کار فرهنگی میکنم. هر کاریم کردم مجوز دارم. دکتر به بهرامی میگوید : هیچ عکس و فیلمی از من بیرون نمیره. یه خرده جلوی سرعت اینم بگیر. بعد از کنسرت تینا در حال عکس گرفتن با خبرنگاران است که حامد به آنجا می آید و کاغذی به او میدهد و میگوید : در روز و تاریخ درج شده در کاغذ تشریف بیارید. تینا نگران میپرسد : چیزی شده؟ حامد میگوید : تشریف بیارید مشخص میشه. موقع خارج شدن از مراسم دکتر حامد را میبیند و با او صمیمانه خوش و بش میکند. حامد اما با او سرد برخورد میکند و او را دکتر خطاب میکند.

دکتر میگوید : قبلا که عمو امیر بودم! حامد لبخندی میزند و خدافظی میکند. دکتر هم وارفته از رفتار حامد میگوید : به پدرت سلام برسان. بعد از کنسرت نیما مهمانی بزرگی ترتیب میدهد. مانلی( راضیه ) تنها گوشه ای نشسته است. تینا کنار او مینشیند و میگوید : چرا تنها نشستی؟ مانلی میگوید : از وقتی اومدیم نیما رفته بالا. اصلا پایین نیومده. پس چرا اینهمه آدم دعوت کرده. تینا میگوید : نیما توی همین میهمانی ها کارهاش رو انجام میده. الکس پیش آنها می آید و مینشیند. رو به مانلی میمکند و میگوید : تو چرا معاشرتی نیستی!؟ تینا و مانلی هر دو از حضور او معذب هستند. الکس میگوید : فرق من با شما دو تا اینه توی رودربایستی خودتون موندین. من اینجوری نیستم. یکی از مهمان ها تینا را صدا میزند. تینا میرود اما همچنان چشمش به مانلی ‌و الکس است. الکس با مانلی حرف میزند‌. مانلی عصبانی میشود و لیوان شربتی که در دست دارد را به روی الکس میریزد و با خشم مهمانی را ترک میکند. نیما در طبقه بالا در حال انجام معامله ای ۱۷۰میلیاردی است. و از مهمانی برای پوشش قرارش استفاده میکند. دختری به نام سحر که شاه ماهی قبلی نیما بوده است با حال خراب سیگارش را پشت دست خودش خاموش میکند و به مهمانی می آید. شهنام جلوی ورود او را میگیرد. سحر شروع به داد و بیداد میکند و نیما را صدا میزند. شهنام او را کتک میزند.

سحر موقع رفتن با قفل فرمان شیشه ماشین نیما را میشکند. کلید خانه ای مانلی که قبلا متعلق به سحر بوده همراه او است. به خانه میرود و تابلوی ۵۰۰ میلیونی که مانلی در حراج خریده بود را میشکند. بعد شروع به مصرف شیشه میکند.در ذهنش حرفهای نیما تکرار میشود که به او وعده و وعید داشتن زندگی خوب را داده است. به حمام میرود. روی شیشه حمام با رژ لبش مینویسد : تقدیم به نیما بحری. با عشق. در وان حمام رگ دستش را میزند. وقتی مانلی به خانه می آید متوجه حضوری کسی میشود و تابلوی شکسته شده. به حمام میرود. جسد سحر را میبیند و شروع میکند به جیغ زدن. به نیما زنگ میزند اما نیما گوشی را به شهنام میدهد و شهنام جریان را به نیما میگوید ‌. شهنام به خانه مانلی میرود و او را به خانه ی تینا میفرستد. خودش و چند نفر دیگر هم جسد را میبرند و حمام را تمیز میکنند. نیما به خانه ی تینا میرود و با تینا دعوا میکند و میگوید : آخرین بار کی سحر رو دیدی؟ مگه من نگفتم هر چیزی شد باید به من بگی. یه جسد رو دستمونه. دنبالش رو بگیرن به کی میرسند؟ تو!؟ نه من! نیما با مانلی حرف میزند و مغز او را شست و شو میدهد تا قضیه را فراموش کند و فکر زنگ زدن به پلیس را از سرش دور بیندازد.

چون این قتل در خانه ی او اتفاق افتاده است و متهم اصلی خودش است. و به او میگوید : میدونی سحر چرا مرد ؟ چون از رسیدن به رویاهاش میترسید. کسی که شیشه دستش باشه نمیتونه به آرزوهاش برسه. اگه میبینی تینا انقدر محبوبه و طرفدار داره چون برای اون هر کاری کرده. الکس و من کسایی هستیم که میتونیم تو رو به آرزوهات برسونیم. دلم میخواد فردا صبح شاد و سرحال بلند شی و برای رسیدن به اهدافت تلاش کنی. صبح فردا مانلی بیدار میشود و به خانه اش میرود‌. قاب عکس شکسته شده دوباره روی دیوار است. به حمام میرود و آماده میشود. به دفتر الکس میرود‌. الکس میگوید : اون در رو هم پشت سرت ببند. مانلی نوذر و تمام چیزهای که در شمال داشت از ذهنش عبور میکند و در را میبندد.

قسمت ۶ سریال آقازاده

حامد از سرکار برمی گردد و با خانواده تو حیاط شام میخورند، بعد از اینکه سفره را جمع کردند حاج آقا به حامد دو بلیط برای سفر به مشهد مقدس میدهد اول حامد وقتی میفهمد فقط ۲تا بلیط گرفتند مخالفت میکند و میگه باهم بربم که پدرش در جوابش میگوید ما ماه عسلمونو رفتیم نوبت شماست، دعا یادت نره. حامد و راضیه سوار هواپیما می شوند و به سمت مشهد می روند، تو فرودگاه راضیه موبایل حامد میگیره و تو کیفش میزاره به محض اینکه از فرودگاه بیرون میایند یک نفر که شهرام است کیف راضیه را میدزدد و آنها برای تشکیل پرونده به سمت پلیس فرودگاه می روند. وقتی به هتل می رسند حامد حاظر می شود که به حرم برود که راضیه میگه منم میام باهم بربم اما حامد میگه میخوام تنها برم بعدا میبرمت.

زمان گذشته

مانلی با دیدن فیلم تو فضای مجازی وضو گرفتن را یاد میگیرد و با دیدن فیلم طرز آداب و معاشرت آنها را میفهمد و به آن محل نقل مکان میکند. چند وقتی میگذرد اما مانلی خسته می شود و به خانه خودش ررمیگردد که شهرام به انجا می رود و باهاش دعوا میکند که تو وضعیتی نیستی که بخوای خودت تصمیم بگیری زود حاضر شو و برگرد همانجا. هرروز به مسجد می رود و خودش را نشان می دهد تا مدتی میگذرد، یک ماه برای اولین بار سه روز اجاره اش عقب میافتد و پسر صاحب خانه اش وسایلشو تو کوچه میریزد که حامد میبیند و با آن پسر درگیر می شود. هرروز مانلی به نیما گزارش میدهد و هرروز با برنامه ریزی از جلوی حامد رد می شود تا اینکه حامد عاشقش می شود و این موضوع را با مادرش درمیان می گذارد.

قسمت هفتم سریال آقازاده

راضیه به حامد می گوید که چگونه برایش دام پهن کرده و این حامد را دچار چالشی جدی می کند. در این قسمت هفتم آقازاده بیشتر به سکانس های مشهد مقدس گذشت و اینکه مراسم خواستگاری توسط خانواده حامد چگونه انجام شد. در این قسمت صحبت های دوطرفه حامد و راضیه در شب خواستگاری دیدنی است. سکانس پایانی حامد و راضیهدر حرم مطهر امام رضا (ع) هم حزن انگیز و با صدای زیبای زند وکیلی خواننده محبوب دیدنی تر شد . در این قسمت راضیه به حامد می گوید از گذشته خود پشیمان است و الان عاشق حامد شده و درخواست بخشش از طرف حامد دارد. حامد هم مستاصل مانده و در مشهد پیش یک حکیمی می رود تا راه را به وی نشان دهد.

[تعداد: ۲۶   میانگین: ۳.۸/۵]
۰ ۰ vote
Article Rating
برچسب ها
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
2 Comments
جدیدترین
قدیمی ترین پرطرفدار
Inline Feedbacks
View all comments
Mohamad46
Mohamad46
16 روز قبل

این سریال بیشتر مردم راتحریک میکندبنظرم خوبه تامامردم ببینیم و بدانیم که در کشورمان چه میگذرد

مهیسا
مهیسا
28 روز قبل

تابحال سریال جذابی بود،

2
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x