تاریخیدانستنی ها

مرج دابق یعنی چه و جنگ مرج دابق بین کدام کشورها سرگرفت؟

پنج قرن پیش، خطوط مرزی کنونی خاورمیانه درنتیجه تعدادی از جنگ هایی که عثمانی ها انجام دادند شکل گرفت. پیامدهای این جنگ ها که سیاست ها و حرکت های جمعیتی و مذهبی منطقه را شکل داد خیلی مهم تر از پدیده ها و موافقت نامه های جدید بوده است. یکی از مهم ترین جنگ ها،  نبرد مرج دابق (Marj Dabiq)، میان امپراتوری عثمانی و سلطنت مملوک مصر، شام و حجاز و بوده است. (جنگ دیگر، جنگ چالدران بین امپراتوری های صفویه (شاه اسماعیل اول) و عثمانی (سلطان سلیم اول) بوده است. مترجم.)

این جنگ ها ۵ قرن پیش خاورمیانه را زیرو رو کردند

 

مرج دابق به معنی «علفزار دابق» است و جنگ مرج دابق در سوریه امروزی صورت گرفت.

منطقه شمال غربی سوریه مکان نبردهای بی شماری در دوران باستان و جدید بوده چراکه در مسیر خشکی قابل عبوری میان ترکیه و اروپا از یک سو و شام، مصر و بین النهرین، از سوی دیگر واقع شده است.

در اوایل قرن شانزدهم، امپراتوری عثمانی که بیشتر منطقه بالکان را تصرف کرده بود، توجه اش را به خاورمیانه معطوف کرد. انگیزه اولیه از این رویکرد تأثیر گسترش سریع امپراتوری صفویه بود. امپراتوری صفویه در سال ۱۵۰۱ میلادی ایجاد شد و به زودی بر بیشتر ایران، افغانستان و عراق مسلط شد.

گسترش امپراتوری صفویه تأثیری عظیم بر قبایل ترک و کرد شرق ترکیه به جا گذاشت چراکه بسیاری از آنها تحت تأثیر تبلیغات شیعه صفوی قرار گرفتند.

عثمانی ها به منظور مقابله با این نفوذ بی ثبات کننده در جناح شرقی خود، به مقابله مستقیم با صفویان پرداختند. این مقابله به نبرد محوری چالدران در ۲۳ اوت ۱۵۱۴ منتهی شد که به مدد برتری توپخانه ای عثمانی ها به پیروزی آنها انجامید.

این جنگ ها ۵ قرن پیش خاورمیانه را زیرو رو کردند

نبرد چالدران پایه های حکومت عثمانی را در شرق ترکیه و بین النهرین تثبیت کرد و گسترش صفوی را بیشتر محدود به سرزمین ایران کرد اما در نهایت گسترش اسلام شیعه و تقویت رابطه بین هویت ملی ایرانی و اسلام شیعه را به دنبال داشت. منتها اسلام سنی که توسط عثمانی ها پشتیبانی می شد بر بیشتر منطقه غالب شد.

نبرد چالدران خیلی زود به نبرد تعیین کننده دیگری در منطقه منجر شد. سلطان سلیم اول پادشاه وقت عثمانی پس از امن کردن مرز شرقی، توجه اش را به سمت جنوب غربی معطوف کرد یعنی جایی که تحت تسلط سلاطین مملوک بود.

سلاطین مملوک به مدت ۳ قرن قدرت مسلط جهان اسلام بودند و بر یک منطقه باثبات به مرکزیت مصر و همچنین بر شهرهای مقدس مکه، مدینه و بیت المقدس حکومت می کردند، این در حالی بود که بقیه جهان اسلام ترک خورده بود و به دنبال حمله مغول در یک وضعیت پر از هرج و مرج جنگی به سر می برد.

سلطنت مملوک در سال ۱۲۵۰ میلادی توسط یک قشر الیگارشی ترک و سرباز- برده های چرکسی در مصر پایه گذاری شد. (چرکسی یک گروه قومی قفقازی بودند که به دنبال فتوحات روس ها در قفقاز در قرن ۱۹ آواره شدند. مترجم.) مملوکان قدرت را از خاندان ایوبی گرفته بودند. (خاندان ایوبی یک سلسله مسلمان سنی بود که به وسیله صلاح الدین به مرکزیت مصر پایه گذاری شد. خاندان ایوبی پیشرفت مغول ها را در العین جلوت در ۱۲۶۰ متوقف کردند. مترجم.)

علاوه بر این، پس از فروپاشی خلافت عباسی به وسیله مغول ها در بغداد در سال ۱۲۵۸ میلادی، یک عضو بازمانده خاندان عباسی به قاهره فرار کرد که او و جانشینانش یک «خلافت در سایه» را تحت کنترل مملوکان ایجاد کردند. اما در اوایل ۱۵۰۰میلادی، مملوکان به آرامی سیر نزول شان آغاز شده بود.

عثمانی ها به شدت از امکان اتحاد بین مملوکان و صفویان می ترسیدند. پس از نبرد چالدران، صفویان و مملوکان به فکر یک پیمان دفاعی افتادند تا اگر عثمانی ها دوباره به ایران حمله کردند مملوکان از سوریه به شمال و به طرف ترکیه حرکت کنند. این موضوع به شروع حمله عثمانی به سلطنت مملوک در سال ۱۵۱۶ منجر شد.

درنتیجه عثمانی ها در زمان سلطان سلیم اول به سوریه حمله کردند. سلطان مملوک پیش از این دیپلماسی بی کفایت و گیج کننده ای داشت و در تلاش بود هم از عثمانی ها حمایت کند هم از صفوی ها. ارتشی هم که به شهر حلب در شمال سوریه فرستاد به جای محافظت از شهر آن را ویران کرد و درنتیجه حمایت مردم مردم محلی را از دست داد.

با این حال، عامل کلیدی در پیروزی عثمانی ها بر سلطان مملوک تسلط عثمانی ها بر فن آوری های جدید و تاکتیک نظامی آنها بود. هم مملوکان و هم عثمانی ها حدود شصت و پنج هزار سرباز را به میدان فرستادند، اما نیروهای مملوک بیش از حد به سواره نظام وابسته بودند و سعی داشتند از طریق نبرد سواره نظام به پیروزی دست یابند این در حالی بود که نیروهای عثمانی به طرز ماهرانه ای از توپخانه در جناح ها و تفنگداران در مرکز بهره می بردند. همین قدرت شلیک زیاد و برتر به کشته شدن ۷ هزار نفر از جمله خود سلطان مملوک و در هم شکسته شدن سلطنت مملوکان منجر شد.

پس از نبرد مرج دابق سلطنت مملوکان به سرعت سقوط کرد. با پیروزی عثمانی ها در نبرد ریدنیا (Ridaniya) در نزدیکی قاهره در ۲۲ ژانویه ۱۵۱۷، مصر به یک استان عثمانی تبدیل شد.

علاوه بر این عثمانی ها کنترل حجاز را در دست گرفتند و مکه مکرمه از دست مملوکان خارج و تابع سلاطین عثمانی شد.

همچنین عثمانی ها کنترل «خلیفه سایه» را به دست آوردند وی را به استانبول بردند و خلافت به سلطان عثمانی منتقل شد. بیشتر جهان اهل سنت هم ادعای خلافت از سوی عثمانی ها را پذیرفتند. بنابراین، نبرد مرج دابق چهار قرن سلطه مذهبی عثمانی ها بر جهان اسلام و تسلط سیاسی آنها بر جهان عرب را به وجود آورد.

صرف نظر از نتایج فوری سیاسی و نظامی این جنگ، نبرد مرج دابق مفاهیم مذهبی و سیاسی دراز مدتی برای خاورمیانه داشت. امپراتوری عثمانی خیلی قاطعانه تر سنی شد که نتیجه به دست آوردن کنترل خلافت و میلیون ها عرب سنی بود.

این در حالی بود که امپراتوری عثمانی پیش از این همیشه مذهب سنی همراه با آزاداندیشی داشت. عثمانی ها نوعی اسلام سنی قومی با عناصر صوفی گری قوی داشتند. وقتی امپراتوری بزرگ شد، نیاز به فقهای آموزش دیده که بتوانند شریعت را تفسیر کنند احساس شد. در مسائل مذهبی، امپراتوری کمی ابداعات داشت و به طور کلی با دید غیردوستانه ای به شیعیان می نگریست.

در واقع در امپراتوری عثمانی خلافت به نهاد مهم تری تبدیل شد و در زمانه گسترش استعمار اروپایی برای مسلمانان به یک نقطه محوری تبدیل شد. بنابراین محافظه کاری بیشتر در منطقه و استفاده از اسلام به عنوان استاندارد ضد امپریالیستی از زمان عثمانی ها ایجاد شد.

اما از سوی دیگر، اتحاد قدرت و ثروت امپراتوری عثمانی با کارکردهای مذهبی نیز بسیاری از اعراب را از خلافت بیگانه  کرد. واکنش های خشکه مقدس ها با ظهور جنبش وهابی در مرکز عربستان در قرن هجدهم به اوج خود رسید.

در حالی که حکومت عثمانی برای ترکیه و بخش هایی از شام سودمند بود، نهادهای قوی در بسیاری از نقاط جهان عرب که عثمانی ها از طریق فرمانداران، واسطه ها، قبایل و یا اغلب موارد مملوکان بر آنها حکومت می کرد ریشه ندواند.

استقلال سیاسی از عثمانی ها نیز تنها در نقاط خیلی حاشیه ای جهان عرب -در مراکش، سودان و در بخش هایی از مرکز و جنوب عربستان باقی مانده بود. درنتیجه، فرهنگ های سیاسی پیچیده تا قرن نوزدهم در بیشتر منطقه پیشرفتی نداشت. در نهایت، مصر که از نظر فرهنگی نقش برجسته ای در منطقه داشت، تنها تا حدی به جایگاه پیشین اش به عنوان بازیگر اصلی خاورمیانه در دوران مدرن دست یافت؛ بعد از این مصر می بایست نفوذ فرهنگی و سیاسی خود را با ترکیه، عربستان سعودی و ایران شریک می شد.

یکی از نتایج کنترل عثمانی ها بر منطقه گسترش تجارت بین اروپا و خاورمیانه از طریق استانبول یا حلب بود که از اهمیت مصر، عراق و شبه جزیره عربستان در این زمینه می کاست. به این ترتیب شهرهایی که پیشتر مهم بودند مانند بغداد و اسکندریه به شهرستان های گردوخاک گرفته و استانی تبدیل شدند. فرهنگ عرب نیز تحت حکومت ترکیه با رکود مواجه شد. کار ادبی و علمی بسیار کمی نیز به زبان عربی انجام می شد و در بیشتر جهان اسلام، اشعار و آثار ادبی زیبا و نیز کارهای هنری بیشتر به زبان های ترکی و فارسی و همچنین جغتایی (که از زبان ترکی مشتق شده) و اردو تولید شد.

بنابراین نبرد مرج دابق پیامدهای زیادی نیز در عصر حاضر داشت. این جنگ به کسوفی در قدرت و نهادهای عرب منجر شد. حتی پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، میراث آن همچنان به شکل دهی به جهان عرب ادامه می دهد.

 

نوشته: اخلیش پیلالامری (Akhilesh Pillalamarri)

تحلیلگر روابط بین الملل، سردبیر و نویسنده.

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!

وبگردی

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا