گفتگوی اختصاصی با محسن ایزی به بهانه روز تولدش

می خواستم شبیه هیچ کس نباشم!

محسن ایزی متولد دوم اسفند ۱۳۶۷، در سبزوار، فارغ التحصیل مهندسی نرم افزار، بازیگر و کارگردان آیتم های طنز اینستاگرامی و یکی از اولین هنرمندان پر مخاطب فضای مجازی است که با ایده ای تازه و بکر برای خودش مخاطبان فراوانی پیدا کرده و بعد از آن به یکی از برندهای این دنیای پرهیاهو تبدیل شده است. در صفحه اینستاگرامی و کانال تلگرامی محسن ایزی جز حال خوب و انرژی مثبت چیزی پیدا نمی شود. با محسن ایزی که یکی از پرمخاطب ترین هنرمندان دنیای مجازی در سبک کمدی و ایده پردازی است به مناسبت تولد ۳۲ سالگی اش گفتگویی صمیمی داشته ایم که با هم می خوانیم.

آقای محسن ایزی

*این ایده چطور به ذهن شما رسید و چه شد آن را به اینستاگرام آوردید؟

مدت ها قبل در یک شرکت تبلیغاتی کار می کردم و از آنجا در مورد خاصیت تولید و محتوا اطلاعات داشتم، می دانستم که هر جای دنیا و در هر بستری اگر کسی بتواند محتوای جدیدی تولید کند، باعث موفقیت او می شود، این می تواند در هر زمینه ای باشد. آن موقع ویدئوهایی که ساخته و در فضای مجازی ترند شده بود و همه آنها را دوست داشتند می دیدیم و این قابلیت که این ویدئوها را به شکل بهتری ارائه بدهیم و همراه با آن سبک جدیدی را بیاوریم، در خودمان می دیدیم. چند بار به شکل خودمانی درست کردیم، ولی بعد که دیدیم مخاطب با آن ارتباط برقرار می کند، این موضوع را جدی تر گرفتیم.

*و سبک کاری شما شبیه هیچ سبکی نبود.

خواستیم چیزی درست کنیم که شبیه هیچ کس نباشد. اگر دقت کرده باشید، هر کسی در هر جای دنیا «بولد» می شود، به این دلیل است که کاری را به شکل دیگری شروع کرده یا محتوایی را درست کرده که کسی درست نکرده است. ایده نو همیشه حرف اول را می زند.

*چه زمانی متوجه شدید به قول معروف کار گرفته است؟

وقتی که خیلی گرفت! وقتی که دیدیم هم در اینستاگرام و فضای مجازی و هم در اپلیکیشن های دیگر پخش می شود. ما کانال کوچکی داشتیم که این کارها را در آن قرار می دادیم و وقتی می دیدیم چند هزار نفر این کارها را برای همدیگر می فرستند یا در سایت ها و پیج های مختلف قرار می دهند، فهمیدیم کاری که انجام می دهیم، درست است.

*چرا مقوله طنز را انتخاب کرده اید؟

چون به شخصیت خودم خیلی شبیه بود، یعنی من در طول روز زیاد می خندم و بیشتر وقت ها سعی می کنم اگر قصه غم انگیزی اتفاق افتاده و کسی ناراحت است، تا جایی که بتوانم حال او را بهتر کنم. کلا انرژی مثبت را دوست دارم.

*این سوژه ها و ایده ها از کجا می آید؟

اکثرا اتفاقات روزمره ای است که خودمان به چشم می بینیم و در غالب ویدئو طنز کار می کنیم. کارهای موزیکال یک شکل خیال پردازی است که در ذهنم خودم انجام می دهم.

*چقدر ممیزی ها را خودتان رعایت می کنید؟

این سوال را خیلی دوست دارم! یک تعداد از دوستان و همکاران شما از من می پرسند که به شما گیر می دهند که خط قرمزها را رد نمی کنید؟ نه! بزرگترین خط قرمزی که من دارم، مادر من است و هر شب که به خانه می روم، مادرم را می بینم. هر زمان ویدئویی درست می کنم، به این فکر می کنم خواهرزاده کوچکم، مادربزرگ و خواهر من هم قرار است این ویدئو را ببینند، برای همین همیشه چیزی درست می کنم که اگر در چشمانشان نگاه کردم، آن حرمت ها از بین نرود.

*پس هیچ وقت به شما گیر نداده اند؟

گیر داده اند، اما نه برای محتواها، گاهی برای تبلیغات و اسپانسرهایی که داشته ایم، یکسری سوال پرسیده اند، اما راجع به محتوا از ارگان های مختلف تماس داشته ایم و حتی تشکر هم کرده اند. اینکه تنبیهی بوده باشد، خوشبختانه هرگز نبوده است.

*شما سلبریتی هستید؟

سلبریتی یک اسم است! می توانیم بگوییم هستیم و می توانیم بگوییم نیستیم. تنها خوبی که من از شهرت و این سلبریتی بودن دوست دارم، این است که هر جا هر کسی محسن ایزی را می بیند یا می شناسد، یک لبخند روی لبش می آید. هر چه می خواهد بگوید، با آن لبخند می گوید و این قشنگرین قسمت شهرت و سلبریتی بودن است.

*شهرت را دوست دارید؟

هیچ کس نمی تواند بگوید شهرت را دوست ندارد، همه دوست دارند و من هم همین طور.

*حاشیه را چطور؟

حاشیه را تا جایی که احترام ها و حرمت ها از بین نرود، دوست دارم. حاشیه مثبت خیلی هم خوب است، اما آنجا که بخواهید با حاشیه درست کردن، یکسری چیزها را خراب کنید تا یکسری چیزها را به دست بیاورید، من نیستم.

*چقدر کامنت ها را می خوانید و به آنها توجه می کنید؟

یک مقدار تعداد کامنت ها زیاد است و نمی شود همه آنها را بخوانیم، ولی معمولا وقتی کار را بارگذاری می کنم، در همان ابتدا نظرها را می خوانم تا ببینم مخاطب چقدر از کار استقبال کرده است. شاید از پانصد کامنتی که اول می نویسند، مشخص شود که کار را دوست داشته یا نداشته اند و چون ما طبق سلیقه مخاطب کار می کنیم، همیشه حداکثری را گرفته ایم.

آقای محسن ایزی

*جواب هم می دهید؟

طبیعتا نمی شود جواب همه را داد، ولی از همه تشکر می کنم.

*کامنت جالبی هم داشته اید که در ذهنتان مانده باشد؟

بیشتر کامنت ها جالب است و جدیدا هم مد شده که مثلا می نویسند من یک بسته تخمه آورده ام که بنشینم و کامنت ها را بخوانم، آنقدر که کامنت ها جالب است. بعضی از دوستان خیلی مغزِ بازی در کامنت نوشتن دارند و باید یک رشته در این مورد در دانشگاه داشته باشیم.

*در پیج دوستان و اطرافیان به کامنت جالبی برنخورده اید؟

زیر صفحه دوست خواننده ای کامنتی دیدم که خیلی خوب بود. موزیکی خوانده بود که من خیلی با آن ارتباط برقرار نکرده بودم، ولی بازدید زیادی خورده بود. رفتم ببینم نظر و کامنت های مردم در مورد این موزیک چگونه است، دیدم یک نفر نوشته خیلی موزیک عالی بود و هر روز دارم می شنوم مخصوصا آنجاهایی که شما نمی خوانید!

*بیشترین دایرکتی که دارید، شامل چه می شود؟

به جز بحث پیشنهاد همکاری و تبلیغات، شکلک خنده است؛ تشکر و ایموجی خنده!

*اتفاقی افتاده که دوست نداشته باشید چهره مشهوری باشید؟

شاید خیلی کم باشد، ولی از آنطرف می چربد! برعکس این موضوع خیلی اتفاق افتاده که مثلا جایی که کار آدم گیر است، می گویید کاش آدم را بشناسند و می بینید طرف اصلا نمی داند اینستاگرام یعنی چه!

*به بازیگری علاقه دارید و پیشنهادی داشته اید؟

اگر منظور شما تلویزیون و سینماست بله، هم علاقه دارم و هم پیشنهاد داشته ام. ما خودمان هم دو مینی سریال اینستاگرامی کار کرده ایم که هم کارگردان داشته ایم و هم بازیگر و در اینستاگرام و یوتیوب منتشر کرده ایم و در سایت هایی که مردم تماشا کرده اند، بازدیدهای میلیونی داشته است. یکی از آنها بطری بازی بود و دیگری زعفرون که این دومی مجوز متن هم داشت.

*و در مورد پیشنهادهایتان صحبت می کنید؟

این پیشنهادها هم از سینما و هم در تلویزیون بوده است، ولی آنطور که من خودم می خواستم که چیزی به من اضافه کند، نبوده است. مثلا می توانستم بازی کنم و شما من را به عنوان بازیگر تلویزیون یا نقش چندم یک فیلم سینمایی دیده باشید، ولی آن چیزی نیست که به محسن ایزی در نگاه مردم اضافه کند. مردم محسن ایزی را به عنوان کاراکتری می شناسند که شاید در غالب یک نقش چندم در فیلم سینمایی برای آنها جذاب نباشد. دوست دارم چیزی باشد که هم برای خودم و هم مردم و مخاطبین جذاب باشد.

*اگر بخواهید یک نقش بازی کنید، دوست دارید چگونه باشد؟

طنز که همیشه بازی می کنم، دوست دارم به عنوان یک آدم جدی بدشانس بازی کنم و اگر بخواهند یک نقش جدی به من بدهند، فکر می کنم آدمی که زیاد صحبت نمی کند، خوب باشد و بیشتر از دیالوگ کاریزمای او در فیلم تاثیر داشته باشد.

*اگر می توانستید یک نقش را در یک فیلم ایرانی بازی کنید، دوست داشتید کدام نقش بود؟

مثلا دوست داشتم نقش شهاب حسینی را در «درباره الی» بازی کنم.

*بازیگرهای محبوب شما چه کسانی هستند؟

در ایران باید بازیگرهای نسل های مختلف را انتخاب کنم، مثلا در نسلی که پرویز پرستویی را انتخاب می کنم، از نسل بعد شاید دوست داشته باشم نوید محمدزاده را انتخاب کنم، در صورتی که شما نمی توانید هیچ وقت اینها را مقایسه کنید. در میان خارجی ها هم فیلم های «تارانتینو» و بازی «تام هاردی» را دوست دارم.

*چقدر اهل موسیقی هستید؟

موسیقی با کلام خیلی کم می شنوم و اکثرا موسیقی بی کلام گوش می دهم.

*حسادت بین افرادی که در اینستاگرام فالوورهای زیادی دارند، وجود دارد؟

نمی شود گفت که وجود ندارد. شما در هر کاری که بروید، آدم ها به هم حداقل یک ذره حسادت دارند، ولی الان نسبت به چند سال قبل به جایی رسیده ایم که بچه ها دارند در تولید محتوا رقابت می کنند و می فهمند اگر مردم به کسی توجه می کنند، به خاطر محتوای خوبی است که می سازد. این رقابت باعث شده آن حسادت پایین بیاید و بیشتر رقابت شکل بگیرد.

محسن ایزی

*خوش چهره بودن چقدر در بولد شدن تاثیر دارد؟

خیلی! شما الان فکر کنید آقای محمدرضا گلزار یک چهره معمولی داشت، مطمئن باشید یک بازیگر معمولی بودند مثل خیلی از بازیگرهای معمولی دیگر. هرچند آقای گلزار بازیگر خوبی هم هستند، ولی خوش چهره بودن ایشان باعث شده چند قدم جلوتر باشند، پس تاثیر دارد. نه فقط در ایران، بلکه شما در هر ژانری وارد شوید و چهره خاص و جذابی داشته باشید، چون آدمیزاد زیبایی را دوست دارد، شانس بیشتری دارید. حتی ممکن است مردم اول چهره شما را دوست داشته باشند و بعد به هنر شما بپردازند.

*شما خوش چهره هستید؟

از صفر تا صد به خودم شصت می دهم!

*یک نکته جالب از خودتان برای مخاطبان ما می گویید؟

ویدئوها و کارهایی که درست می کنم را آنقدر قبل از پخش تکرار می کنم که از آنها بدم می آید. چون خودم تدوین می کنم، آنقدر می بینم که به این نتیجه می رسم که خوب نیست و چه کسی به این می خندد؟ اما در نهایت می گویم حالا که زحمت کشیده ام، بگذارم و بعد می فهمم آن حس بد برای تکرار بوده است.

*اگر با خودتان ملاقات کنید، از خودتان خوشتان خواهد آمد؟

اگر شخصیت روبه رو خودم باشم، شاید اول نه، ولی بعد از آن بله.

آقای محسن ایزی

*از نظر خودتان چه ویژگی های خوبی دارید؟

در هر شرایطی دوستان خوبم را نگه می دارم و آنچه را که می دانم برای من نیست، برای آن تلاش نمی کنم. انرژی من همیشه مثبت است و همیشه می خندم و سعی می کنم جایی باشم که به خودم و دوستانم خوش بگذرد. جایی باشم که انرژی منفی آنجا نباشد.

*زندگی را چه رنگی می بینید؟

زندگی به صورت عادی رنگ های شاد است. زندگی رنگ های شاد است که متاسفانه با انرژی منفی که آدم ها وارد زندگی شان می کنند، ممکن است گاهی تیره شود. هر چه آدم ها انرژی منفی وارد زندگی شان کنند، بدتر می شود.

*آقای محسن ایزی خط قرمزهای شما چیست؟

در جواب سوال های اول هم گفتم. اینکه احترام و حرمت ها حفظ شود، خط قرمز من است.

*چهار شخصیت که دوست دارید از نزدیک ببینید؟

خیلی دوست دارم بوفون را ببینم. همین که بوفون و رونالدو را به من بدهند، بس است! با رونالدو البته یک عکس در فاصله سی چهل متری دارم، بازی ایران و پرتغال رونالدو وسط زمین بود و من بین تماشاگران که عکاس عکس گرفت و جالب است که فوکوس روی من است و رونالدو فولو است! در ایران هم آقای مدیری را دوست دارم ببینم که سه بار ایشان را دیده ام.

*چند شماره در گوشی تان که با رسیدن به اسم آنها حالتان خوب می شود؟

مادرم و اعضای خانواده، پدرم و خواهرم به خاطر خواهرزاده هایم که دوستشان دارم و مدیر تبلیغاتم آقای حسین سموری.

*چهار چیز که به جزیره تنهایی تان می برید؟

کسی که دوستش دارم! یک گوشی که اینترنت داشته باشد، یک کنسول بازی و یک قلاب ماهیگیری هم می برم.

*چیزی که از خودتان انتظار داشتید امروز باشید، هستید؟

پانزده سال پیش که تازه به دانشگاه رفته بودم، اصلا ذهنیتم این نبود، چون نرم افزار خوانده بودم، پس قرار بود به رشته خودم بروم و بعد یک شرکت کامپیوتری بزنم، ولی همان اول که به دانشگاه رفتم، فهمیدم چقدر دانشگاه و سواد تدریسی که آنجا می شود، از لحاظ محتوایی ضعیف است. چیزهایی را به من یاد می دادند که به درد من نمی خورد یا خودم بلد بودم. فهمیدم که آن هدف، هدف درستی نیست، چون همان موقع ها داشتم استارت کار تبلیغاتی را می زدم، پس به سمت کار تولید محتوا رفتم و الان نسبت به هفت هشت سال قبل به چیزی که می خواسته ام، رسیده ام.

*آخرین فیلم خوبی که دیده اید و آخرین کتاب خوبی که خوانده اید؟

یک فیلم ترسناک دیدم به اسم «قبرستان حیوانات خانگی» که آن را خیلی دوست داشتم و یک کتاب دارم می خوانم به اسم «دست نیافتنی» که درباره این موضوع است که یک نفر دارد مسیری را در زندگی اش می رود و خیلی ها می گویند اشتباه می کند، ولی او به این مسیر ادامه می دهد.

*قرنطنیه را چقدر رعایت کرده اید؟

روزهای اول خیلی! اسفند که کرونا آمد، همه فکر می کردند خیلی زود می رود، ولی من همراه با خانواده به کرج رفتم و آنها بعد از چند وقت به تهران برگشتند، ولی من تا چهار ماه بعد آنجا تنها بودم. سیستم و موبایل خودم را برده بودم و از دور کار می ساختم. سخت بود و اصلا آدم دیگری شده بودم.

محسن ایزی

*بهترین جایی که سفر کرده اید و بعد از کرونا خواهید رفت؟

بهترین سفری که رفته ام به شهر مسکو بوده است. به نظر من روسیه جای خوشگلی است و پیشنهاد می کنم اگر کسی می خواهد برود، تابستان این کار را انجام بدهد. من خودم سرما را دوست دارم و با آن مشکلی ندارم، اسفندی هم هستم.

*کاری هست که دوست دارید، اما نمی توانید انجام بدهید؟

ساز زدن را خیلی دوست دارم و همیشه وقتی جایی هستیم و دوستی ساز می زند و همه با ساز او انرژی می گیرند، دوست دارم سازی را بلد باشم که البته می توانم، ولی بیشتر مشکل وقت و تنبلی دارم.

*آقای محسن ایزی چقدر اهل ورزش هستید؟

من از پا، زانو، کمر تا دست را در فوتبال داده ام! خیلی فوتبال بازی می کنم و در تیم هنرمندان هم حضور دارم. در ایران تعصب خاصی روی رنگی ندارم، ولی به تیم یوونتوس از بچگی علاقه مند بوده ام.

*یک دوست تخیلی انتخاب می کنید؟

هری پاتر!

*و خودتان شبیه کدام شخصیت کارتونی هستید؟

شبیه هیچ کدام نیستم، اما چون خرابکاری زیاد می کنم، یاد کارآگاه گجت می افتم که یک نفر دیگر خرابکاری هایش را جمع می کرد.

*یک اتفاق ایده آل همین الان برای شما چه می تواند باشد؟

به دو شرکت تولید محتوا در خارج از ایران پیشنهاد همکاری داده ام که فکر می کنم این قضیه منتفی شده باشد. بهترین اتفاق این است که آنها این پیشنهاد را قبول کنند و ما برویم در یک کشور اروپایی تولید محتوا کنیم.

*آقای محسن ایزی فکر می کنید ده سال بعد کجا باشید؟

احتمالا مدیر یک شرکت تبلیغاتی هستم که کارمندان من دارند برای فضاهای مختلف تولید محتوا می کنند.

 

گفتگو: عباسعلی اسکتی

عکس: مجتبی محسنی

۰ ۰ رای
Article Rating
[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]
برچسب ها

حانیه مقصودی فر

میکروبیولوژیستی هستم که علاوه بر باکتری ها و ویروس ها، با حرف و کلمه ها هم بازی می کنم آخه میدونی چیه؟ بازی کردن جزء عمر گیمرها حساب نمیشه *_^
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن