گفتگو با همسر شهید سید منصور موسوی نژاد دشتستانی ، شهید حادثه ناو کنارک

در این مطلب از جدولیاب، گفتگو با همسر شهید سید منصور موسوی نژاد دشتستانی ، شهید حادثه ناو کنارک را خواهیم خواند! با ما همراه باشید. روز یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۹ شمسی ناوچه کنارک ارتش جمهوری اسلامی ایران طی حادثه ای در آب های خلیج فارس، به اشتباه مورد اصابت موشک کروز نور ناوشکن جماران قرار گرفته است و چند نفر از پرسنل آن به شهادت رسیده است!

روابط عمومی نیروی دریایی با اعلام این خبر عنوان کرده است عصر روز یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۹ شمسی در حین انجام تمرین دریایی توسط تعدادی از شناورهای نیروی دریایی ارتش در آبهای جاسک و چابهار، شناور پشتیبانی سبک کنارک دچار حادثه شد و تعدادی از دریادلان نیروی دریایی به فیض شهادت نائل آمدند.

پس از این حادثه تیم های امداد و نجات دریایی در فاصله کوتاه در محل حضور یافته و مجروحان و شهدا را از شناور تخلیه و به مراکز درمانی منتقل کردند. گفتنی است نیروهای مستقر در شناور مذکور رشادت مثال زدنی در نجات جان همرزمان خود به خرج دادند؛ تعداد شهدای این حادثه ۱۹ تن بوده است!

لازم به بیان است شهید سید منصور موسوی نژاد دشتستانی ، در جریان حادثه ناوچه کنارک ارتش جمهوری اسلامی ایران به شهادت رسید. شهید سید منصور موسوی نژاد دشتستانی متولد ۲۱ اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۹ شمسی و اهل روستای نظر آقا از دهستان زیرراه بخش سعدآباد شهرستان دشتستان استان بوشهر بود که در روز ۲۱ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۹ شمسی و در روز تولد خود به شهادت رسید.

به پاس گرامیداشت یاد و خاطره این شهید بزرگوار تصمیم گرفتیم تا با همسر این شهید ناوچه کنارک ارتش جمهوری اسلامی ایران به گفتگو بنشینیم. با ما همراه باشید:

لطفاً خودتان را معرفی نمایید؟

بنده سکینه براهیمی جمیمه همسر شهید سید منصور موسوی نژاد دشتستانی هستم. مراسم عقد ما در تاریخ ۲۵ دی ‌ماه سال ۱۳۹۳ شمسی برگزار شد و مراسم عروسی ما در دوم بهمن ماه سال ۱۳۹۴ شمسی صورت گرفت. زندگی مشترک ما پنج سال بیشتر نبود که سرتاسر خوشی و خوشبختی بود، ولی متأسفانه خیلی زود تمام شد؛ و دارای یک فرزند سه ‌ساله به نام سید مسعود هستم.

لطفاً شهید را بهتر معرفی کنید؟

سید منصور موسوی نژاد دشتستانی فرزند سید اسماعیل در سال ۱۳۶۹ شمسی در خانواده مذهبی چشم به جهان گشود. زادگاه او در روستای نظر آقا از دهستان زیراه بخش سعدآباد از شهرستان دشتستان استان بوشهر بود. دوران ابتدایی را در دبستان رودکی و راهنمایی را در مدرسه راهنمایی شهید مدرس نظر آقا به پایان رسانید، سپس در دبیرستان دکتر محمود حسابی نظر آقا در رشته ریاضی فیزیک دیپلم گرفت و در سال ۱۳۸۹ شمسی وارد ارتش جمهوری اسلامی ایران شد.

شخصیت شهید چگونه بود؟

همیشه خنده در صورت داشتند، در انجام کار‌ها آرامششان را حفظ و سعی می‌کردند کار‌ها را به نحو احسن و با در نظر گرفتن شرایط انجام دهند. به همه احترام می‌ گذاشتند و کوچک و بزرگ برای ایشان فرقی نمی‌کرد. همیشه برای دادن صدقه اولین نفر بود و ما را هم برای کمک به دیگران و صدقه دادن تشویق می‌کرد.

چه موقع از شهادت ایشان باخبر شدید؟

بعد از افطار از اتفاقی که برای آن ‌ها پیش ‌آمده بود خبردار شدم. از آن لحظه به بعد آرام و قرار نداشتم تا اینکه صبح روز بعد خبر شهادت ایشان را شنیدم. در آن لحظه ‌ها تنها چیزی که مرا آرام می ‌کرد، به یاد آوردن مصائب حضرت زینب (س) بود. شهادت سید منصور همه را سوزاند و همه عزادار او هستند.

فکر می‌کردید روزی همسر شما شهید شود؟

در خیالاتم چنین بود، اما هیچ وقت به روی زبان نیاوردم. فقط شهید سید منصور، انگشتر نقره با نگین زرشکی از یک شهید به یادگار داشت و همیشه همراه وی بود، خیلی این انگشتر دوست داشت.

از شهادت همسرتان راضی هستید؟

بله راضی هستم، چون به آرزویی که می ‌خواست رسید و برای انسان هیچ‌چیز بالاتر از شهادت نیست. برای یک زن سخت ‌تر از بی‌سرپرست شدن نیست، ولی چون خودش شهادت را می‌خواست راضی هستم. همین‌ طور که به وجودش افتخار می‌کردم، به شهادتش هم افتخارمی‌کنم.

در مورد خصوصیات اخلاقی وی ناگفته‌ای باقی‌مانده است؟

خیلی مهمان ‌دوست و مقید به صله‌رحم بود، با دیگران خوش ‌برخورد و آن ‌ها را دوست داشت. خیلی به افراد مسن احترام می ‌گذاشت، دست ‌بوسشان بود و همیشه به آن ‌ها سر می‌زد. بین خانواده ‌های ما رابطه صمیمانه‌ ای برقرار است و خیلی به هم محبت می‌کنند، برای مادر من به اندازه مادر خودش احترام می‌گذاشت.

نظر ایشان در مورد وضعیت جامعه چطور بود؟

لحظه‌ای نبود که ایشان به وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم فکر نکنند طوری که همه دغدغه شهید، مردم بود و این نکته را همیشه بیان می ‌کرد. علاقه خاصی به آقا داشتند، خیلی دوست داشتند ایشان را ببینند. سخنرانی ‌های حضرت آقا را خوب گوش می ‌کردند و همیشه در خانه ما حرف از بزرگی و اقتدار رهبر بود.

در خصوص حال و احوال معنوی چطور؟

بدون تعارف می‌ گویم که کمتر زمانی بود که نماز اول وقت ایشان ترک شود و همیشه با وضو بودند. به یاد دارم وقتی می‌خواستیم با سید مسعود به خرید برویم اگر صدای اذان می ‌شنید می‌گفت: اول باید نمازم را بخوانم و بعد خرید کنیم. همیشه ماه محرم که فرا می ‌رسید مقداری پول برای نذری و کار خیر کنار می ‌گذاشتند، سعی می ‌کردند به هر طریقی دل فقیری را شاد کنند.

به درس و مطالعه چقدر علاقه داشتند؟

همیشه اهل کتاب خواندن بودند و به نوشتن خیلی علاقه داشتند، دوست داشت روزبه ‌روز بر معلومات خود افزوده شود.

شهید ورزش خاصی را دوست داشتند؟

سید منصور به ورزش دو و میدانی و پیاده ‌روی خیلی علاقه داشت و بخشی از اوقات فراغت خود را به این موضوع اختصاص می ‌داد.

سخن آخر؟

از خدا می ‌خواهم قدرت و صبری به من عطا کند که بتوانم سید مسعودم را همان طوری که می‌خواست بزرگ کنم و مثل پدر خود، مردی بزرگ و شجاع و سیدی دوست ‌داشتنی تحویل جامعه بدهم، فردی مفید برای نظام مقدس جمهوری اسلامی زیر پرچم ولایت ‌فقیه باشد. در آخر بازهم تکرار می‌کنم باعث افتخار من است که شهید شد و در راه خدا رفت، شهدا زنده هستند و من این را حس می ‌کنم.

 

[تعداد: ۱   میانگین:  ۵/۵]
۰ ۰ vote
Article Rating
برچسب ها

وبگردی

ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x