گفتگو جذاب و خواندنی با سیما خضرآبادی بازیگر نقش شیوا در سریال بچه مهندس ۴

سیما خضرآبادی می گوید لیسانس رشته بازیگری دارد و بدون واسطه و پارتی بازی والدین هنرمندش وارد این حرفه شده و پله به پله مسیر بازیگری را طی کرده است. با وجود این که در دوران کودکی در چند اثر سینمایی و نمایشی نقش آفرینی کرده بود اما در ۱۹ سالگی با بازی در فیلم کودک و فرشته به بینندگان معرفی و با بازی در سریال وضعیت سفید بیشتر شناخته شد.

سیما خضرآبادی

به بهانه بازی در نقش شیوا در فصل چهارم سریال بچه مهندس بازیگر جوان آثاری همچون من و زیبا، چک برگشتی، هفت سین، علی البدل و بازی نقاب ها گفتگو خواندنی از او را مطالعه می کنید:

*برای بازی در فصل چهارم سریال بچه مهندس چگونه دعوت به کار شدید؟

 مثل همه کارها دعوت شدم. ۷ قسمت فیلم نامه آماده بود که مطالعه کردم و داستان را به صورت سیناپس برایم تعریف کردند سپس بازی در سریال را پذیرفتم.

*با توجه به کامل نبودن فیلم نامه، شخصیت شیوا را با توجه به تعریف هایی که برای تان شد چگونه طراحی و بازی کردید؟

شخصیت شیوا به لحاظ رفتاری از من دور نیست ولی به لحاظ زندگی از من دور است. برای ما به ازای بیرونی نقش، دوستی دارم که اتفاق هایی که درقصه برای شیوا رخ می دهد برای او هم در زندگی رخ داده است، از او و شرایط زندگی و حس و حالش خیلی کمک گرفتم.

*کار در کنار تیم بازیگران حرفه ای و جوان چگونه است؟

هر بازیگری دوست دارد با بازیگران حرفه‌ای کار کند. در این سریال بازیگران جدید در کنار بازیگران پیش کسوت همچون آقایان قائمیان، عبدالرضا اکبری و ثریا قاسمی حضور داشتند که واقعا از پیش کسوت ها یاد گرفتم و حس خوبی داشت. کار در کنار احمد کاوری جذابیت های خود را داشتم. هر بازیگری دوست دارد با کارگردان های مختلف کار کند و به تجربه هایش اضافه شود.

سیما خضرآبادی

*البته شما در یک خانواده هنرمند بزرگ شده اید و از بدو کودکی با این حرفه مأنوس بودید و به واسطه والدین‌تان در دوران کودکی وارد این حرفه شدید.

من جزو بازیگرانی هستم که با وجود این که والدینم جزو قدیمی های این حرفه هستند ولی هیچ وقت به واسطه آن ها کوچک ترین باندبازی نکرده ام و راضی هستم. خودم پله پله در این مسیر پیش می روم. تحصیلات آکادمیک در رشته بازیگری سینما دارم و من به واسطه پدر و مادرم به این حرفه علاقه مند شدم.

*ورود به این حرفه آن هم بی واسطه چه سختی هایی داشت؟

 در دوران کودکی در چند اثر بازی کردم و والدینم برای این که لطمه ای به درسم نخورد اجازه ادامه این حرفه را ندادند و اصلاً به من نمی گفتند، بعدها متوجه شدم آن ها پیشنهادها را به واسطه تحصیل ام رد می کردند. اولین فیلم حرفه ای که بازی کردم در ۱۹ سالگی در فیلم کودک و فرشته بود و از آن جا به صورت جدی فعالیت هنری ام شروع شد.

*در سریال وضعیت سفید بازی کردید که یکی از سریال های پرمخاطب و ماندگار تلویزیون است.

دقیقاً یکی از بهترین آثاری که بازی کردم همین سریال بود‌. معتقدم وضعیت سفید اثری بود که کل گروه با همدلی کنار هم کارکردند، ما در ۱۷ ماه فیلم برداری می توانم به جرئت بگویم که یک خانواده شده بودیم. افسانه چهره آزاد و ابوالفضل پورعرب نقش مادر و پدرم را بازی می کردند و واقعاً آن قدر که آن ها را می دیدم خانواده ام را نمی دیدم. حتی احساس می کردم رابعه مدنی که نقش مادربزرگ قصه را داشت، مادربزرگ خودم است.

*این سریال نقطه اوج بازی تان بود که دیده شدید.

دقیقاً. وضعیت سفید بزرگ ترین اتفاق برایم بود به لحاظ همین بازتاب خوبی از مردم دریافت کردم و از آن جا من را شناختند.

*بعد از این سریال پیشنهادهای بازی تان زیاد شد؟

بله، البته ترجیح می دادم که خیلی گزیده کار باشم، کارهایی را بازی کنم که به لحاظ حرفه ای دوست شان دارم و گاهی اوقات اشتباه انتخاب کرده ام که برای هر بازیگری پیش می آید ولی در کل تمام تلاشم را کردم که در کار خوب بازی کنم.

*پله پله تلاش می کنید تا در این حرفه به کدام نقطه برسید؟

به بازیگری علاقه دارم چون می توانم یک شخصیت را خلق و با او زندگی کنم و این یک ‌بخش آن است. بخش دیگر، دروغ چرا! شهرت است، منظورم از شهرت این نیست که در اماکن عمومی من را بشناسند و امضا و عکس بگیرند. دوست دارم در حرفه ام با آدم های بزرگ کار کنم، من را بشناسند، توانایی ام را ببینند، در آثارشان بازی کنم و اتفاق های خوب برایم بیفتد. معتقدم بازیگری انتها ندارد و دوست دارم تا جایی که می توانم در این حرفه موفق باشم.

*البته برخی جوانان علاقه و عطش ورود به این حرفه و رسیدن به شهرت و پول را دارند. از سختی های این حرفه برای آن ها بگویید؟

هر فرد علاقه مندی که شرایط حرفه بازیگری را نمی داند تنها کافی است یک هفته سر صحنه بیاید و فقط نگاه کند. مطمئن باشید اگر به بازیگری عشق واقعی نداشته باشد خسته می شود، به طور مثال در سریال بچه مهندس به دلیل این که کار عقب بود مجبور بودیم با عجله کار را به پخش برسانیم. شاید باورتان نشود حدود ۳ماه در شبانه روز سه یا چهار ساعت بیشتر استراحت نداشتیم و ۲ گروه کار می کردیم؛ اعضای یک گروه از ساعت۶ تا۱۸ می آمدند و اعضای گروه دوم ساعت ۱۸ می آمدند و تا ۴، ۵ صبح کار می کردند و همان چند ساعت زمان کوتاه فقط ریکاوری می کردیم و دوباره سر صحنه می رفتیم. حرفم این است، فقط کسی می تواند این شرایط را تحمل کند که واقعاً عاشق حرفه اش باشد. برخی سکانس ها را نگاه می کنم  که زیر چشمانم گود افتاده بود!

سیما خضرآبادی

*انتقادپذیر هستید؟

به شدت. علاقه دارم بشنوم تا بازی خودم را اصلاح کنم.

*با توجه به این که حرفه بازیگری هم اکنون درآمد آن چنانی ندارد، برای آینده برنامه تان چیست؟

خودم به شخصه به غیر از بازیگری به فکر این هستم که یک کافه بزنم و امیدوارم یک روزی بتوانم این کار را انجام بدهم نه به لحاظ مالی بلکه به خاطر علاقه ای که بعد از بازیگری به این حرفه دارم تا اگر یک روزی نتوانم بازی کنم یا بنا به هر دلیلی پیشنهاد نداشتم، مدیریت کافه ای را برعهده داشته باشم.

۰ ۰ آرا
رأی دهی به مقاله
برچسب ها
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 نظرات
Inline Feedbacks
نمایش تمام کامنتها
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن