خلاصه داستان قسمت ۸۱ سریال ترکی استانبول ظالم + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۸۱ سریال ترکی استانبول ظالم را می خوانید. نام اصلی این سریال ترکیه ای zalim istanbul است. این سریال دو فصل دارد. فصل دوم استانبول ظالم نیز در سال ۲۰۲۰ پخش می شود. بازیگران اصلی این سریال عبارتنداز؛ سیمای بارلاس، مینه توگای، بهار شاهین، فکرت کوشکان، دنیز اوئور،  اوزان دولونای، سرا کوتلوبی، برکر گوون، مهمت اوزان دولونای، ادریس نبی تاشکان و… .

سریال ترکی استانبول ظالم قسمت 81
سریال ترکی استانبول ظالم قسمت ۸۱

خلاصه داستان قسمت ۸۱ سریال ترکی استانبول ظالم

جمره با تیکه های جیوان و داملا به رابطه جنک و جرن شک کرده، او جنک را سوال پیچ می‌کند اما فایده ای ندارد. جنک میخواهد جمره را دست به سر کند که ندیم می‌آید. او به جمره می‌گوید که به همسرش جرن اعتماد کامل دارد ولی ظاهرا جمره به شوهرش اعتماد ندارد. دیم بعد از تخریب جمره به اتاقش میرود.جنک که از رفتار ندیم متعجب شده به سراغ او میرود و میگوید تو از رابطه منو جرن خبر داشتی ولی چرا چیزی به جمره نگفتی میتونستی زندگی مشترک مارو با یه جمله از هم بپاشی.ولی چرا نکردی!ندیم خنده ای مسکند و میگوید من چرا باید بخواهم رابطه تورو خراب کنم !؟جنک دیگر تصمیم میگرد حرفش را رک بگوید اومیداند که ندیم عاشق جمره است و این را بلند بلند میگوید.در همین لحظه جمره کنار در میاید و جنک اورا میبیندندیم در پاسخ به حرف جنک میگوید من دیگه اون بدبخت ویلچر نشین نیستم که عاشق پرستارش شده.من یه ادم دیگه شدم و زن تو برام هیچ اهمیتی نداره.جمره این حرف هارا میشنود و با گریه به اتاقش میرود.جرن به اگاه میگوید که پیشنهادش را قبول میکند و مبلغ بالایی را در چک مینویسد .اگاه برای خلاص شدن از شر جرن هر رغمی را قبول میکند.شنیز به اگاه و جرن مشکوک شده و اتاق اگاه را میگردد.او دسته چک را میبیند و متوجه میشود که اگاه به جرن چک داده.او عکس برادر شوهرش ممتاز که زمانی معشوقه اش بود را میبیند و میگوید اینها همه تقصیر تواست.شنیز پنهانی از ویلا خارج میشود و به قبرستان میرود. ان شب ندیم هم تصمیم میگیرد که سر خاک پدرش برود.جنک که به ندیم مشکوک است اورا تعقیب میکند تا بداند او کجا میرود.

شنیز سر مزار ممتاز اشک میریزد و میگوید همه این اتفاقا و همه گناهانی که مرتکب شدم تقصیر توعه چون تو برای پسرمون پدری نکردی منم حرصمو روی ندیم خالی کردم . سالهایی که برای جنک پدری نکردی رو حساب کردم تا وقتی زنده هستم حرصمو سر ندیم خالی میکنم.کمی بعد ندیم از راه میرسد و شنیز از دیدن او شکه میشود.جنک که ندیم را تعقیب کرده هم می اید و مادرش را میبیند. شنیز میگوید که برای هواخوری و درددل کردن امده بود . او و جنک از قبرستان بیرون می ایند. شنیز به پسرش میگوید که از امدنش به مزار چیزی به اگاه نگوید . ندیم همه چیز را از کودکی به یاد دارد. او شنیز و پدرش را باهم دیده بود. ندیم برای اولین بار است که با پاهای خودش به مزار پدرش امده. او ابتدا دعا میخواند و میگوید هیچ گاه پدرش را نخواهد بخشید.چون به مادرش خیانت کرده است. ندیم همه چیز را میداند این که این همه سال شنیز کاری کرده که او ویلچر نشین شود.اما نمیخواهد انتقام بگیرد چون عمویش اگاه ضربه میخورد. ندیم باناراحت شدن عمویش عذاب وجدان میگیرد. صبح روز بعد اگاه کارهای انتقال پول را انجام میدهد ولی جرن هم باید به بانک برود. شنیز که از رفتن اگاه و جرن به بانک خبر دارد تصمیم میگیرد تا نقشه اگاه را خراب کند. او سراغ سحر میرود و میگوید شوهرش در حال خریدن بچه جرن است . سپس ادرس بانک را به او میدهد . داملا و ندیم تصمیم میگیرند که با هم به خرید بروند. ندیم جیوان را دوباره به عنوان راننده استخدام کرده و قرار است با او به خرید برود. جنک که از باهم بودن ایوان و داملا اصلا خوشش نمی اید از این وضعیت عصبانیست .او جمره را با انها میفرستد تا مراقبشان باشد.سحر نزد جنک می اسد و درخواست میکند که او را به ادرس بانک برساند

 

[تعداد: ۰   میانگین: ۰/۵]
۰ ۰ vote
Article Rating
برچسب ها
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x