خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی تصادف (برخورد) + جزئیات داستان

این سریال ترکی تصادف (برخورد) با نام carpisma شناخته می شود. ژانر این سریال اکشن، پلیسی و درام است. این سریال در سال ۲۰۱۸ فیلمبرداری آن شروع شد. برعکس اکثر فیلم های ترکیه ای این سریال داستان زندگی ما انسان ها را به رخ می کشد.در این سریال بازیگران به درستی انتخاب شدند دیالوگهای بین طرفین کاملاً درست و پر معنا می باشد . به قول قددیر (کادیر آدالی ) که در سریال می گوید انسان ها یک بار نمی میرند چند بار میمیرد.

سریال ترکی تصادف

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی تصادف (برخورد)

داستان در مورد یک کمیسر به اسم قدیر است. قدیر توی یک حادثه همسر و دخترش را از دست میدهد. این اقدام تروریستی که باعث مرگ دختر و زن قدیر میشود او را خیلی عذاب میدهد و تصمیم میگیرد با یک تصادف به زندگی خودش پایان دهد. ولی چهار ماشین دیگر هم درگیر این تصادف میشوند. نام ترکی شخصیت اول مرد در ترکیه کادیر تلفظ می‌شد اما ما در این نقد معادل ایرانی اش یعنی قدیر میگوییم در این سریال قدیر نقش یک پلیسی را بازی می‌کند که نان حرام از گلویش پایین نمی رود . در قسمت اول سریال او همراه با خانواده خود به استادیوم برای تماشای فوتبال می‌رود پس از اتمام فوتبال در سمت بیرونی ورزشگاه مورد حمله تروریست ها قرار میگیرد و خانواده خود را از دست میدهد و پس از آن به دنبال کشف حقیقت خواهد بود اما چه حقیقتی بدتر از این که پدر او یک بازیگر قهار و یک تروریست تمام عیار است ؟

مادر قدیر او را  هنگام بچگی به دلیل کشته شدن پسر اول در پارک رها می کند قدیر  در یتیم خانه ای به همراه دخترکی به نام زینب بزرگ می شود که از قضا در بچگی قول و قرار ازدواج می گذارند قدیر و زینب هر یک راه خود را رفته و با شخص دیگر ازدواج می کند.  شوهر زینب در تلاش برای پولشویی است و با تروریست‌ها همکاری می کند اما به دلیل دزدی و خروج از کشور دخترشان توسط شخصی به نام ولی جعفر به گروگان گرفته می شود تا بتوانند از این طریق پول های دزدیده شده را برگرداند از طرفی قدیر همسر و بچه خود را از دست داده و خود را مقصر  می داند و به فکر خودکشی است. زینب برای نجات دخترش از بانک دزدی می کند تا پول را به ولی جعفر برساند در همین حین گزارشی به دست قدیر میرسد که از بانک دزدی شده و قدیر خودکشی را به تعویق می اندازد تا مجرم را دستگیر کند در طرف دیگر ماجرا کرم که تازه از زندان آزاد شده به دلیل سابقه اش در هیچ کجا کار نمی دهند دست به دزدی می زند و جمره دختر پولدار ماجرا را با چاقو زخمی می کند در همین راستا جمره که خیانت نامادری خود را با شوهرش میبیند با شکمی زخمی داخل ماشین رفته تا خود را به بیمارستان برساند همچنین کرم از کار خود پشیمان شده و قصد بازگشت دارد تا جمره  را نجات دهد و در یک چهار راه چهار ماشین به یکدیگر برخورد می کند قدیر زینب جمره کرم و این آغاز ماجراست. نام سریال نیز بر گرفته است همین تصادف می باشد .

سریال بسیار جذاب و دیدنی است و اتفاق هایی در آن رخ خواهد داد که هیچ یک باور نخواهید کرد .

در این سریال شما شخصیت بدی را می بینید که همواره دوستش خواهید داشت او شخصی نیست به نام ولی جعفر که درگذشته و در زمانی که پلیس بود با تروریست ها مشغول قاچاق مواد مخدر می شود و در همین راستا خانواده خود را از دست می دهد و قدیر را مقصر اصلی این ماجرا می داند.

تاکنون ۹ قسمت از این سریال به زبان فارسی ترجمه و پخش شده است برای فهمیدن ادامه ماجرای این سریال همراه ما باشید.

 

خلاصه داستان قسمت ۲۰ سریال ترکی برخورد

ولی شروع به لرزیدن کرده و سریع قرصی را که در دست دارد، میخورد. او در مقابل کنجکاوی آیلین، میگوید که اگر قرص ها را نخورد مریض شده و میمیرد. جمره با دمیر تماس گرفته و آدرس پارکینگ را میدهد تا او فوری خودش را به آنجا برساند. وقتی دمیر به پارکینگ می آید و وضعیت را میبیند، عصبانی شده و سعی میکند جمره را با خودش ببرد و از او میخواهد که دردسر درست نکند. اما جمره حاضر به رها کردن کرم نیست و میگوید که کرم به خاطر او مجروح شده است. او دمیر را راضی میکند تا کرم را سوار ماشین کرده و برای درمان به جایی ببرند. دمیر با اکراه قبول میکند. غالب با قدیر تماس گرفته و خبر میدهد که به استانبول آمده و برای دادن پول ها پیش او خواهد آمد. ولی به او میگوید که اگر به همراه پلیس بیاید، دخترش را خواهد کشت. جمره و دمیر، کرم را به همان ویلای روستایی که کرم و یعقوب دزدی کرده بودند می برند، و دکتری آشنا را برای مداوای او خبر میکنند. قدیر، یاد سالها قبل می افتد، که مدیر او را صدا زده و گفته بود که بین تیم آنها، یک نفر در حال همکاری با باند قاچاق مواد است و باید هرچه زودتر آن فرد را پیدا کنند. او از قدیر میخواهد که بین افراد جست و جو کند.

قدیر که به رفتارهای ولی شک دارد، پنهانی صندوق ماشین او را چک کرده و پودر سفیدی که داخل صندوق ریخته را برای آزمایش نزد مدیر می برد، اما اطلاع نمی‌دهد که آن را از کجا پیدا کرده. ولی دوباره برای جاسازی مواد پیش افراد باند می رود.یکی از افراد، اتاقی را به ولی نشان میدهد که افراد خانواده پستچی های دیگر را به عنوان ضمانت گرفته و چون آنها محموله را به موقع نرساندند، آنها را مقابل ولی می کشند. ولی شوکه می شود. آن فرد به ولی میگوید که ۱۲ ساعت فرصت دارد تا محموله را برساند، وگرنه خانواده او نیز کشته خواهند شد. همان شب، قدیر پیش ولی می رود، و غیر مستقیم به او میفهماند که متوجه کارهای اوست و از او میخواهد از این کار دست بکشد، اما ولی نیز غیر مستقیم به او میفهماند که ترجیح میدهد به کارش ادامه بدهد و به جای اینکه طعمه دیگران باشد، خودش کسی باشد که شکار میکند. در زمان حال، قدیر غالب را که در حال بردن ساک پول برای ولی است تعقیب میکند. غالب در ایس اتوبوس ایستاده و یک موتوری، کیف پول را از او میگیرد و یک آدرس به او میدهد.

قدیر که این نقشه ولی را می شناسد، به عمد دنبال غالب نمی رود. دکتر بعد از معاینه کرم میگوید که وضعیت او وخیم است و ممکن است بمیرد. بعد از رفتن دکتر، دمیر به جمره می‌گوید که مطمئن است فیلمی در کار نیست و علت این مسایل و پافشاری پلیس، بخاطر سلیم است، زیرا سلیم وکیل ولی جوهر است. جمره با شنیدن این حرف شوکه شده و با عصبانیت از خانه بیرون می آید او از دمیر میخواهد که مراقب کرم باشد. سپس به شرکت سلیم می رود و با او شروع به دعوا میکند. سلیم میگوید که بخاطر پول و رفاه او وکالت ولی را قبول کرده است، وگرنه با پرونده های کوچک به جایی نمی‌رسیدند. جمره با عصبانیت میگوید که دیگر اعتمادی به حرفهای سلیم ندارد و از این به بعد به همه چیز شک خواهد کرد. ولی با زینب تماس میگیرد و میگوید که آیلین را به غالب نمی‌دهد و فقط دست او می‌دهد.او از زینب میخواهد به آدرسی که او میگوید برود.

خلاصه داستان قسمت ۱۹ سریال ترکی برخورد

در پارکینگ، یعقوب اسلحه را روی سر جمره گذاشته و در حال تحقیر کردن کرم است. کرم یاد حرفهای نگهبان زندان می افتد که گفته بود مراقب باشد تا به قصد کمک، به کسی آسیب نزند. سپس به جمره نگاه میکند. غالب به همراه قدیر و زینب به یک ساختمان نیمه کاره می روند. قدیر به غالب میگوید که برای پیدا کردن آیلین، باید با یکدیگر متحد شده و طبق نقشه عمل کنند. سپس زینب میخواهد به تنهایی با غالب صحبت کند. او با عصبانیت سیلی به غالب می زند و او را مقصر تمام بدبختیهای هایش می داند . غالب میگوید که زینب هرگز به او علاقه نداشته و نگاهی که حالا به این مرد، یعنی قدیر دارد را تابحال به او نداشته است. زینب به قماربازی و خیانت‌های مکرر غالب اشاره میکند و حالا نیز آیلین را از او میخواهد. غالب میگوید که ولی آدم خیلی خطرناکی است، اما با این حال قبول میکند که با قدیر همکاری کند.

در پارکینگ، یعقوب به مرال میگوید که بین کرم و جمره یکی را برای کشتن انتخاب کند. مرال، مضطرب شده و در نهایت جمره را انتخاب میکند. همان لحظه کرم جلو آمده و با یعقوب درگیر می شود. در حین درگیری، یعقوب به کرم شلیک کرده و او را مجروح میکند. او به همراه مرال و دوستش سریع از آنجا فرار میکنند. جمره که از دست یعقوب رها شده، با نگرانی کنار کرم آمده و میخواهد او را به بیمارستان ببرد، اما کرم قبول نمیکند زیرا نمیخواهد دوباره به زندان برود. در مسیر، یعقوب از دست مرال عصبانی شده و میگوید که او حتما کرم را دوست دارد، زیرا او را برای کشتن انتخاب نکرد. مرال که در واقع کرم را دوست دارد، به یعقوب می گوید که به عمد بخاطر استفاده از جمره ، برای گرفتن پول از نامادری او چنین چیزی گفته است. او یعقوب را توجیه کرده و سپس به راهشان ادامه می‌دهند. ولی برای آیلین اسباب بازی های زیادی خریده تا او را سرگرم کند، اما آیلین تمایلی به بازی با آنها ندارد و میخواهد از آنجا برود.

ولی به او میگوید که رفتنش بستگی به رفتار پدر و مادر او دارد و اگر امروز آنها کاری که او میخواهد را انجام دهند، او میتواند برود. قدیر و زینب داخل ماشین هستند. قدیر، آهنگ مادرش را پخش می‌کند و یاد روزی می افتد که در پرورشگاه، به همراه زینب به این آهنگ گوش می‌دادند. او سپس به زینب دلداری میدهد که امروز همه چیز ختم به خیر می شود و او دخترش تحویل خواهد گرفت . در شرکت سلیم، او بخاطر قبول وکالت کرم، در حال بحث با دمیر است. او میگوید که شرکت آنها جای پرونده افراد کثیفی مانند کرم نیست. دمیر با طعنه به سلیم میگوید که او خودش نیز وکیل ولی است و قدیر بابت این قضیه شرکت آنها را تهدید کرده است. سلیم از حرف دمیر عصبی می شود.

سریال ترکی تصادف

خلاصه داستان قسمت ۱۸ سریال ترکی برخورد

ولی برای اینکه اعصاب قدیر را به هم بریزد، هماهنگ میکند تا از طرف پزشک قانونی، گوشواره های اسلی را که بعد از مرگ شناسایی شده اند، به اداره بفرستند. وقتی که مدیر، گوشواره ها را به قدیر می دهد،او به شدت به هم می‌ریزد و عصبی می شود. سپس وسط سالن اداره ایستاده و به همه می‌گوید که هر طور شده، باعث و بانی این ماجرا را پیدا کرده و او را به سزای اعمالش می رساند و هیچ رحمی نمیکند. وقتی قدیر از اداره بیرون می آید، زینب را دم در می بیند. زینب بخاطر آشفتگی قدیر، او را به رستورانی می‌برد تا کمی آرام شود . آنها به رستورانی می روند که در ایام قدیم از آنجا خاطره داشتند. قدیر، از دورانی که زینب او را ترک کرده بود صحبت میکند و از سختی هایش میگوید. او سپس میگوید که اسلی تمام رفتارهای او را تحمل کرده بود به او او علاقه داشت. قدیر نیز با وجود علاقه به زینب، با اسلی ازدواج کرده بود.

قدیر میگوید که اسلی هرگز در مورد احساس او نسبت به زینب سوالی نکرده بود، زیرا از جواب آن میترسید. بعد از رفتن قدیر از رستوران، پیامی برای او می آید که داخل آن، همان آهنگی است که مادر قدیر آن را خوانده بود. ولی به عمد آن آهنگ را فرستاده تا قدیر را اذیت کند. در رستوران، یک نفر جعبه ای روی میز زینب میگذارد که داخل آن یک موبایل است. ولی پشت خط، با زینب صحبت کرده و به او میگوید که با تحویل غالب و پول، آیلین را به او پس میدهد. او از زینب میخواهد که موضع خودش را بین او و قدیر مشخص کند.زینب میگوید که طرف اوست‌. غالب وقتی از نداشتن سوء پیشینه مطمئن می شود، با خیال راحت به ترکیه برمیگردد. او همان ابتدا در فرودگاه سراغ کمدش می رود و چمدان پول را برمیدارد و به سمت خانه می رود. کرم به جمره خبر میدهد که قرار است به دیدن یعقوب برود و فلش را نیز از او میگیرد.

جمره به اصرار همراه کرم می رود. کرم، جمره را دم در پارکینگ پیاده کرده و خودش داخل می رود. او مرال را می‌بیند که داخل پارکینگ منتظر او ایستاده است. کرم پیاده شده و بی مقدمه شروع به ابراز ناراحتی و گله از کار کثیف مرال و خیانتش میکند. مرال در سکوت فقط گریه میکند. همان لحظه، یعقوب به همراه جمره ، در حالی که اسلحه را روی سر او گذاشته است، پیش آنها می آید .دوست یعقوب و کرم نیز که با یعقوب هماهنگی کرده بود، همراه اوست. تاکسی ای که غالب از فرودگاه سوار آن شده بود، ناگهان گوشه خیابان نگه داشته و قدیر یه عنوان راننده آن پیاده می شود. زینب نیز به آنجا آمده و هر دو، با علی صحبت میکنند و قدیر به او میگوید که باید با آنها همکاری کند.

قسمت ۱۷ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۱۷ سریال ترکی برخورد

وقتی ولی کلیپ زینب را در اخبار می بیند، نیت او را میفهمد و از اینکه زینب کارش را خوب بلد است، خوشش می آید. در خانه مادر کرم، مشغول خدمت کردن به پدر کرم و دوستان اوست که طبق معمول در خانه آنها بساط مشروب خوری راه انداخته اند. پدر کرم با مادر او بد رفتاری کرده و او را مقابل دوستانش تحقیر میکند. کرم از زندان آزاد می شود. او هنگام بیرون آمدن، از نگهبان می شنود که پسری را که از او در مقابل لات های زندان دفاع کرده بود، به دست همان افراد کشته شده است. کرم به شدت عصبی شده و دادو بیداد میکند. نگهبان میگوید که کرم بخاطر مراقبت از آن پسر، باعث مرگ او شد. او کرم را نصیحت کرده و می‌گوید که از این به بعد حواسش باشد تا به جای خوبی کردن به کسی، به او آسیب نرساند.

کرم با ناراحتی بیرون می آید. جمره، دم در منتظر او ایستاده است. کرم به او می‌گوید که هر زمان فیلم را به دست آورد، به او خبر میدهد. غالب، با آشنایان خود تماس گرفته و از آنها میخواهد که وضعیت سو پیشینه و تحت تعقیب بودن او را چک کنند. کرم به خانه قدیر می رود. قدیر از او میخواهد که در آن خانه زندگی کند و از این به بعد زندگی جدیدی برای خودش بسازد. او همچنین کرم را تهدید میکند که دیگر حق انجام هیچگونه خلافی ندارد. یعقوب سر قرار می رود. او متوجه می شود که دمیر نیامده و او را سرکار گذاشته است. او با عصبانیت سوار ماشین شده و با دوستش به سمت هتل برمیگردد. دمیر که او را زیر نظر گرفته است، آنها را تعقیب میکند. کرم با دوستش، که یعقوب نیز داخل ماشین اوست، تماس میگیرد. او سراغ یعقوب را از او میگیرد، و وقتی می فهمد که دوستش قرار است برای بعد از ظهر، ماشینش را به یعقوب قرض بدهد، از او میخواهد که خودش به جای او ماشین را ببرد تا یعقوب را غافلگیر کند.

یعقوب حرفهای کرم را می شنود. وقتی یعقوب به هتل می رسد، دمیر به اتاق او می آید و بی مقدمه شروع به کتک زدن یعقوب می کند. او فیلم را از گوشی یعقوب پاک کرده و فلش را نیز از او میگیرد و بعد از گوشمالی حسابی یعقوب، از انجا می رود. او با خوشحالی پیش بلما رفته و خبر میدهد که دیگر تهدیدی در کار نیست و فیلمها را گرفته است. ولی ، یادش می آید که در سال ۲۰۰۷، هنگامی که پلیس بود، با یک باند مواد مخدر همکاری میکرد و مواد آنها را جابجا میکرد. او حتی سر این ماجرا، همراه خودش را که قبل از قدیر با او کار میکرد، کشته بود.

قسمت ۱۶ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال ترکی برخورد

وقتی که ولی از غذاخوری بیرون می آید،حواسش نیست و در خیابان به کسی تنه می زند. آن فرد از دست ولی عصبانی می شود و با او بحث میکند. ولی که ذهنش درگیر است، از آن رهگذر کلافه شده و او را به کوچه ای خلوت می برد و در حد مرگ کتک می زند.قدیر، یاد دوران کودکی خودش و زینب در پرورشگاه می افتد.قدیر هدفونی در گوشش گذاشته و با واکمن به صدایی گوش می دهد. زینب پیش او می آید و قدیر میگوید که داخل آن کاست، صدای مادر اوست که آن را برای قدیر گذاشته است. او و زینب هر دو به صدای ضبط شده ی زنی که آواز میخواند، گوش می دهند. زینب و قدیر هر دو اطمینان دارند که روزی پدرو مادرشان به دنبال آنها می آیند و آنها را از پرورشگاه می برند. در زمان حال، زینب با عصبانیت به قدیر میگوید که پدرش هرگز به دنبال او برنگشت و او نمیخواهد که آیلین نیز چشم انتظار او باشد و نا امید شود.

قدیر به او قول میدهد که آیلین را پیدا میکند، اما از او میخواهد که دیگر بی اطلاع از او کاری نکند. سپس قبل از اینکه مدیر متوجه فرار زینب بشود، او را به سمت خانه می برد‌. دمیر به اتاق کار جمره می رود و در مورد علت عوض شدن تصمیم او سوال میکند. جمره می‌گوید که بخاطر پاک شدن خون روی زمین، به بلما شک دارد. دمیر که خودش خون را پاک کرده است، در ظاهر به جمره حق میدهد.‌ جمره از دمیر میخواهد که وکالت کرم را به عهده بگیرد و هر طور شده او را زودتر از زندان بیرون بیاورد. دمیر کلافه می شود اما جمره روی حرف خود تاکید میکند. مرال به خانه مادری اش می رود تا وسایلش را جمع کند. او در این حین، فیلم مورد نظر را پنهانی روی فلش خودش نیز کپی میکند. سپس هنگامی که داخل ماشین، پیش یعقوب برمیگردد، به یعقوب میگوید که او فلش را در هتل جا گذاشته بود و آن را به یعقوب پس میدهد. یعقوب از اینکه مرال تا الان فلش را به او پس نداده بود متعجب می شود، اما مرال میگوید که این موضوع را فراموش کرده بود.

دمیر به ملاقات کرم می رود و میگوید که وکیل اوست، و خبر میدهد که او فردا آزاد می شود، اما او را آدم فرصت طلبی میخواند که قصد بازی دادن جمره را دارد و به دروغ در مورد فیلم به جمره وعده داده است. کرم می‌گوید که بعد از آزاد شدن این قضیه را به آنها ثابت خواهد کرد. وقتی قدیر زینب را به خانه می آورد، کمی بغد، حکم منع استفاده از دستبند الکترونیکی زینب صادر می شود و او منع تعقیب می شود.قدیر از اینکه زینب دیگر قابل کنترل نخواهد بود، عصبی شده و کادرخودش و محافظین را از دم خانه جمع کرده و می روند. سلیم سر قرار با ولی می رود و به او یادآوری میکند که تنها چند روز تا تحویل پول فرصت دارد. ولی از تهدید او عصبی شده و به او یادآوری میکند که برای فهمیدن جمره، در مورد اینکه سلیم وکیل اوست، و نابود شدن زندگی سلیم بخاطر این مسأله نیز چیز زیادی نمانده و همچنین در این صورت جمره، علت واقعی مرگ مادرش را نیز خواهد فهمید.

سلیم دفاعی ندارد و سکوت میکند. بلما به دمیر در مورد گرفتن شماره یعقوب خبر میدهد.دمیر با یعقوب تماس میگیرد و میگوید که پول حاضر است، و برای فردا با یکدیگر قرار میگذارند. در اداره، قدیر آرشیو فیلمهای فرودگاه را چک کرده و غالب را کنترل میکند، و متوجه گذاشتن چمدان پول داخل کمد می رود. او پیش مدیر می رود و درخواست ده میلیون یورو پول تقلبی میکند تا چمدان ها را عوض کنند. زینب برای اینکه بتواند غالب را برگرداند، به کمک جمره یک کلیپ از خودش تهیه میکند و داخل آن از رنج و عذاب دزدیده شدن دخترش، و تلاش تنهایی خودش بخاطر نبودن پدر آیلین صحبت میکند. او سعی دارد با تحریک احساسات غالب او را برگرداند.کلیپ زینب در تلویزیون پخش می شود و همه آن را می بیند.

خلاصه داستان قسمت ۱۵ سریال ترکی برخورد

در سال ۲۰۰۷، ولی و قدیر صبح در استادیوم بیدار می شوند. ولی ، صحبتهای قدیر را به روی او می آورد. قدیر از اینکه در حالت مستی، همه چیز را برای ولی تعریف کرده است، عصبی می شود. آنها برای خوردن سوپ به رستوران می روند. ولی در مورد زینب و احساسات قدیر نسبت به او سوال میکند. قدیر برای او درد و دل میکند، و میگوید که بعد از رفتن زینب، او فقط اسلی را در زندگی اش به عنوان یک دوست دارد که برای او از دوران یتیم‌خانه مانده است. ولی از او سوال میکند که اگر روزی زینب از او کمک بخواهد، بخاطر او هرکاری حاضر است انجام دهد؟ قدیر چنین چیزی را تایید میکند.
در زمان حال، ولی به این فکر میکند که قدیر در حال حاضر چنین کاری را میکند، و او از نقطه ضعف قدیر استفاده کرده است. زینب اصرار دارد تا دخترش را ببیند. ولی کمی با او بحث کرده، و سپس در خانه رهایش میکند تا خودش آیلین را پیدا کند. زینب اتاق دخترش را پیدا کرده و سراغ او می رود، و آیلین را بغل کرده و خیالش راحت می شود. ولی با قدیر تماس میگیرد و بابت اینکه زینب پیش او رفته است، قدیر را حرص میدهد. قدیر با عصبانیت او را تهدید میکند که حق ندارد آسیبی به آنها برساند. زینب در اتاق، از آیلین میخواهد که پشتش به در باشد و تحت هیچ شرایطی بر نگردد.
سپس وقتی یکی از افراد ولی به اتاق می آید، از پشت سر به او ضربه می زند و او را نقش بر زمین میکند. ولی صدایی از اتاق شنیده و به سرعت به آنجا می آید.
زینب ولی را نیز از پشت سر می زند و سپس به سرعت سمت آیلین رفته و او را بغل میکند تا با یکدیگر فرار کنند، اما همان لحظه، ولی از جایش بلند شده و ضربه محکمی به سر زینب می زند و او را زخمی میکند. زینب با ناتوانی روی زمین می افتد. او وقتی چشم باز میکند، داخل یک غذاخوری است و ولی مقابل او نشسته و با خونسردی سوپ می خورد. او به زینب میگوید که تنها راه پس گرفتن دخترش، آوردن غالب است.
ولی متوجه می شود که تا دقایق دیگر قدیر به آنجا می رسد. برای همین از آنجا می رود. چند لحظه بعد، قدیر به غذاخوری رسیده و زینب را می‌بیند و بخاطر فرار کردنش او را دعوا میکند. در شرکت سلیم، او و بلما و دمیر در اتاق هستند که یعقوب، به عنوان یک گلفروش، سبد گلی را برای بلما به اتاق می آورد و سپس منظور دار، به او کارت ویزیت داده و می رود.بلما با دیدن او هول شده و استرس میگیرد. کمی بعد، جمره به شرکت آمده و به آنها اعلام میکند که شکایتش را از کرم پس گرفته است، و از رفتن به آمریکا منصرف شده و تصمیم دارد بماند و روی پرونده اش کار کند.بلما و دمیر عصبی شده و سلیم نیز شوکه می شود.

 

سریال ترکی تصادف

خلاصه داستان قسمت ۱۴ سریال ترکی تصادف (برخورد)

قدیر، یاد سال ۲۰۰۷، اوایل آشنایی اش با ولی می افتد‌ . آنها بعد از یک عملیات، به رستورانی می روند‌. ولی در مورد علت پلیس شدن قدیر از او سوال میکند و اصرار دارد تا در مورد زندگی او بداند. قدیر کلافه شده و میگوید که او خانواده ای ندارد و در یتیم‌خانه بزرگ شده است. ولی متعجب می شود. قدیر میگوید که علت پلیس شدن او، پیدا کردن مادرش بوده است. آنها سپس مشروب خورده و مست می شوند. ولی به قدیر می‌گوید که قصد دارد شب به خانه او بیاید. قدیر، ولی را به استادیوم می برد و به او میگوید که خانه او‌ آنجاست. سپس بخاطر مست بودن، به عشقش به زینب اعتراف میکند و میگوید که به عشق او شعری درست کرده و هر هفته در استادیوم آن شعر را به همراه هواداران می خواند. در زمان حال، جمره به اداره می رود و با قدیر در مورد کرم صحبت میکند.

او میخواهد که از طریق قدیر به این اطمینان برسد و که کرم بیگناه است و میتواند حرفهای او را باور کند. قدیر از او میخواهد که خودش به این باور برسد و با چشمان باز نسبت به ماجرا، تصمیمش را بگیرد. قدیر، شب به محل کشیک خانه دستیار ولی می رود و آدم را به خانه می فرستد تا استراحت کند. جمره به خانه ای که محل حادثه بود، می رود. او یادش می آید که آن شب خون زیادی از او ریخته شده بود، اما وقتی می بیند که هیچ اثری از خون نبوده و بلما نیز چنین چیزی را انکار کرده است، دو دل می شود، اما باز هم نمیخواهد حقیقت را قبول کند و سپس با برداشتن پاسپورت خود، با قصد رفتن به آمریکا از خانه بیرون می رود. صبح ، مادر کرم که بیرون خانه خوابیده است، با صدای شوهرش که به او دستور صبحانه می دهد، بیدار شده و از سر ناچاری دوباره به خانه برمی‌گردد. زینب، طبق آموزشهایی که ولی به او داده است، به بهانه حمام رفتن، دستبند الکترونیکی را به نحوی از خودش جدا میکند و سپس از پنجره فرار میکند.

وقتی از اداره با آدم تماس گرفته و میگویند که ارتباط با دستبند قطع شده است، آنها سریع دنبال زینب می‌گردند. زینب از خانه خارج شده و از طریق تاکسی و مترو، خودش را به محل قرار می رساند. وقتی قدیر خبر فرار زینب را می شنود، به شدت از دست افرادش عصبانی می شود.اما از آنها میخواهد که فعلا هیچ خبری به مدیر ندهند. همان لحظه، دستیار ولی به خانه خانواده‌ اش می آید و هنگام بیرون آمدن، قدیر او را تعقیب میکند. ولی، وقتی دستیارش را از پنجره می بیند، از آنجایی که فهمیده است که او قانونش را زیر پا گذاشته و پنهانی پیش خانواده اش رفته، قبل از اینکه قدیر بتواند او را دستگیر کند، با نشانه گیری او، سرش را هدف قرار داده و او را در جا میکشد. قدیر که درست پشت سر او بوده، شوکه می شود. ولی وسایلش را جمع کرده و از آن ساختمان می رود.

قدیر وقتی نمیتواند ولی را پیدا کند، با عصبانیت برمیگردد. جمره با یادآوری پاک شدن خون از روی زمین، و نشانه های دیگر ، تصمیم قطعی خودش را میگیرد . او نامه پذیرش دانشگاه از آمریکا را پاره میکند و سپس به ملاقات کرم می رود. او به کرم میگوید که حرفهای او را باور میکند و شکایتش را پس می‌گیرد، و فیلم را از او میخواهد. افراد ولی، زینب را با چشمانی بسته پیش ولی می رسانند. ولی به زینب می‌گوید که او باید غالب و قدیر را به او بدهد، زیرا میخواهد قدیر را از طریق کسی که دوستش دارد، بکشد.

سریال ترکی تصادف

خلاصه داستان قسمت ۱۳ سریال ترکی تصادف (برخورد)

در خانه، زینب متوجه صدای ویبره یک گوشی داخل کشور می شود. او با تعجب گوشی را پیدا کرده و جواب میدهد. پشت خط، ولی از او میخواهد که موضعش را مشخص کند و اگر میخواهد دخترش را ببیند، به حرفهای او گوش کند. زینب می فهمد که افراد ولی از طریق پنجره، وارد اتاق شده و گوشی را جاسازی کرده اند. او به ولی میگوید که بخاطر دخترش هرکاری حاضر است انجام دهد. ولی به او آموزش میدهد که چگونه بتواند پیش او بیاید. در اداره، قدیر که یکی از افراد نزدیک ولی را شناسایی کرده است، به همکارانش می سپارد تا خانه آن شخص را زیر نظر بگیرند تا هر زمان او آمد، تعقیبش کنند و به ولی برسند. در خانه زینب، او با جمره مشغول صحبت می شوند و از ادامه روند وضعیت اخیر گله میکند. جمره که فکرش درگیر کرم است، در این مورد با زینب مشورت میکند.

زینب میگوید که اگر قدیر کرم را بیگناه میداند، پس او قطعا بیگناه است. در زندان، مادر کرم به ملاقات او می آید. کرم از اینکه بعد از اینهمه سال مادرش این بار نگران او شده و به دیدنش آمده، از او گله میکند. او مادرش را بخاطر اینکه به زندگی با پدرش تن داده، سرزنش میکند و به او میگوید که برگشتن به آن خانه اشتباه است و آنجا دریچه جهنم است. کمی بعد از مادرش، قدیر نیز به دیدن کرم می آید. او بعد از نصیحت کردن کرم، مقداری پول کف دست او میگذارد. کرم بعد از ملاقات با قدیر، عصبی شده و وقتی به بند بازمی‌گردد، با همه کتک کاری میکند و سپس به انفرادی منتقل می شود. هنگامی که قدیر از زندان بیرون می آید، با آدم، دستیار خودش تماس میگیرد و از او میخواهد که یعقوب را برای او پیدا کند.

او مطمئن است که همه چیز زیر سر یعقوب است و کرم قربانی نقشه یعقوب شده است. مادر کرم وقتی به خانه برمی‌گردد، دم در یاد حرفهای کرم می افتد و به در خانه به چشم ورودی جهنم نگاه میکند. او از رفتن به داخل خانه منصرف می شود اما چون جایی را ندارد، دم در خانه روی تخت مینشیند. دمیر و بلما در استخر هستند. دمیر به بلما میگوید که جمره از طریق کرم، ماجرای فیلم را فهمیده است. بلما بابت این قضیه مضطرب می‌شود. دمیر میگوید که باید منتظر یعقوب باشند تا او را گیر بیاورند، و سپس او میداند که چگونه با یعقوب برخورد کند تا فیلم را از او بگیرد. قدیر و آدم، دم خانه فردی که از افراد ولی است می روند و منتظر آمدن او میمانند. آدم به قدیر می‌گوید که در اداره، همه در مورد رابطه صمیمی و برادرانه ولی و قدیر صحبت میکنند. قدیر میگوید که این قضیه درست است و آنها زمانی مثل دو برادر بودند.

خلاصه داستان قسمت ۱۲ سریال ترکی تصادف (برخورد)

بلما در یک بار با دمیر قرار میگذارد. او از شدت استرس، مشروب زیادی خورده و مست کرده است. وقتی دمیر به بار می آید، بلما به او میگوید که او نمی‌تواند به این راحتی از بلما دست بکشد و به آمریکا برود. دمیر متوجه حرفهای بلما نمی شود. بلما ماجرای آسانسور و فیلمشان را برای او تعریف میکند و میگوید که آن فرد مبلغ سه میلیون لیره از آنها میخواهد. دمیر به شدت عصبانی شده و آنجا را ترک میکند. در زندان، هنگام غذا کرم سر میز پسری مظلوم که توانایی دفاع از خود را ندارد می نشیند. یکی از قلدرهای زندان، سینی غذای آن پسر را برمیدارد. کرم عصبانی شده و سینی را پس می‌گیرد و سپس با او بحث میکند. آن مرد قلدر، کرم را تهدید میکند که دیر یا زود حساب او را خواهد رسید. جمره با دمیر قرار شام میگذارد. او برای دمیر تعریف میکند که به دیدن کرم در زندان رفته بود. او میگوید که کرم حرفهای بی ربطی در مورد تنها نبودن بلما در خانه و وجود داشتن یک فیلم، زده بود. دمیر شوکه شده و خودش را کنترل میکند.

او به جمره میگوید که رفتن او پیش کرم اشتباه بوده و از او میخواهد که دیگر به هیچ وجه به آنجا نرود. شب، زینب با ناراحتی، لباس آیلین را بغل کرده و با نگرانی به او فکر میکند. در زندان، کرم به دستشویی رفته و چاقویی را پنهانی بیرون می آورد و آن را تیز میکند و در جوراب خودش پنهان میکند. صبح روز بعد، قدیر به خانه زینب می آید و او را بخاطر غذا نخوردن و ضعیف شدن سرزنش میکند. سپس خودش دست به کار شده و برای زینب املت درست میکند و میز می‌چیند. آنها سر میز می نشینند. زینب یادآوری میکند که سالهاست با یکدیگر پشت میز غذا نبوده اند. قدیر با یادآوری این مسأله، از سر میز بلند شده و بدون هیچ حرفی از خانه می رود. همان لحظه، غالب با زینب تماس میگیرد. زینب با عصبانیت با او دعوا میکند و او را مقصر این مصیبت ها می داند. غالب زینب را بخاطر همکاری نکردن با او مقصر میداند و سپس میگوید که پلیس، آیلین را پیدا خواهد کرد و از دست او کاری بر نمی‌آید.

زینب با او دعوا کرده و گوشی را قطع میکند. جمره به شرکت پدرش می رود. سلیم به اصرار و با عصبانیت از او میخواهد که وکالت پرونده‌ زینب را رها کند ،اما جمره قبول نمیکند و اجازه دخالت به سلیم را نمی‌دهد. کمی بعد، دمیر پنهانی با سلیم صحبت کرده و می‌گوید که او به زودی جمره را برای رفتن به آمریکا آماده می کند و جای نگرانی نخواهد بود. او از سلیم میخواهد که به جمره فشار نیاورد، زیرا این کار باعث لج کردن او می شود. قدیر به شرکت سلیم می رود. او سلیم را در مورد ولی تهدید میکند و میگوید که او باید دختر دزدیده شده را پس بیاورد. سلیم، وکالت ولی را انکار میکند. قدیر عصبانی شده و با شلیک اسلحه، شیشه اتاق سلیم را به نشانه تهدید می شکند و می رود.

 

خلاصه داستان قسمت ۱۱ سریال ترکی تصادف (برخورد)

ولی بعد از اینکه با قدیر بحث کرده و دوباره او را تهدید به نابودی میکند، از آنجا می رود. قدیر عصبانی است، اما نمی‌تواند کاری بکند. او که فهمیده است ولی، ممکن است به زینب و یا دختر او آسیبی برساند تا انتقامش را از قدیر بگیرد، به خانه زینب می رود و به او میگوید که او آشنایی دیرینه ای با ولی دارد، و بخاطر خصومت شخصی که بین آنهاست، ولی سعی دارد از طریق زینب و دخترش او را اذیت کند. زینب نگران می شود، اما با این حال از قدیر میخواهد که او را تنها نگذارد. قدیر متاثر می شود و سپس به زینب قول میدهد که هرطور شده دختر او را پیدا کرده و برمیگرداند. یعقوب و مرال به رستوران می روند.

یعقوب با خوشحالی، ماجرای اخاذی را برای مرال تعریف میکند و از حالا شروع به برنامه ریزی برای خرج آن پول می کند. در زندان، جمره از حرفهای کرم عصبانی می شود و بخاطر اینکه به نامادری او تهمت می زند، با او دعوا میکند. کرم با حرفهایش جمره را به چالش می کشد، که نباید حرفهای همه را باور کند و انسان ساده ای باشد. جمره با خودش فکر میکند که از زمانی که متولد شده و مادرش را از دست داده، همیشه حرف اطرافیانش را باور کرده و با چنین روندی زندگی کرده است. او که ناخواسته تحت تاثیر کرم قرار گرفته است، بعد از تهدید کرم به مجازات سنگینش، از آنجا می رود. قدیر یادش می آید که سالها قبل، وقتی که او تازه به شعبه منتقل شده بود ، مدیر، او را با ولی، که سر کمیسر قهاری بود آشنا کرده و از ولی خواسته بود تا با قدیر همکاری کند.

ولی که علاقه ای به کار کردن با شخص دیگری را نداشت، از ابتدا با قدیر لج کرده بود و سعی داشت او را از سرش باز کند و از او میخواست که به شعبه دیگری برود، اما قدیر نیز مانند او لجباز بود و قصد داشت توانایی هایش را نشان دهد. ولی مجبور بود با قدیر کار کند و او را همراه خودش سر صحنه های جرم ببرد. قدیر پیش مدیر می رود. او در مورد آزادی ولی از زندان سوال میکند. مدیر میگوید که ولی بخاطر داشتن وکیل خوب، توانست از زندان آزاد بشود. قدیر سراغ وکیل را میگیرد تا او را پیدا کند. او خوب میداند که ولی تمام کارهای او را می فهمد و گویی در ذهن او زندگی میکند. ولی نیز، چنین حسی نسبت به قدیر دارد. ولی با سلیم، که وکیل او بوده است، قرار گذاشته و به او میگوید که قدیر به زودی او را پیدا کرده و سراغش خواهد آمد. او در مورد لو رفتن وکالت و همکاری سلیم با خودش، و عکس العمل جمره در مورد این موضوع به سلیم هشدار میدهد، و سعی دارد او را وادار کند که تابع حرفهای او باشد.

خلاصه داستان قسمت ۱۰ سریال ترکی تصادف (برخورد)

قدیر به استادیوم خالی می رود و کرم را در آنجا میبیند. او ابتدا کرم را بخاطر کارش نصیحت میکند و از او دلخور است، اما وقتی سکوت کرم را میبیند، عصبانی شده و با او دعوا میکند. کرم همچنان جوابی بخاطر کارش نمی‌دهد. قدیر کرم را با خودش به کلانتری می برد. ولی، با سلیم، پدر جمره سر قرار می رود.‌ سلیم پیگیر پول ها می شود. ولی میگوید که هنگام دریافت پول به مشکل خورده و سپس دختر بچه ای را به گروگان گرفته، اما هنوز نتوانسته است پول را پس بگیرد. سلیم عصبی و کلافه می شود و به او میگوید هر طور شده باید پول را پیدا کند، زیرا آن پول مال شخصی دیگری است. دمیر و بلما در رستوران هستند. بلما به دمیر پیشنهاد غیر مستقیمی میدهد که برای منصرف کردن جمره از رفتن به آمریکا، سلیم را از سر راهشان بردارد و خودش جای او را بگیرد. همان لحظه، جمره با دمیر تماس گرفته و با خوشحالی به او میگوید که ضارب او دستگیر شده و حالا او برای شناسایی‌ مجرم، در راه کلانتری است. دمیر هول می شود و تصمیم می‌گیرد خودش نیز به کلانتری برود. او کار خودشان را تمام شده می داند. در کلانتری، قدیر هرکار میکند نمی‌تواند از کرم حرفی بکشد.
وقتی جمره برای دیدن کرم می آید، با حرص به او میگوید که او را به زندان می اندازد و او سالها در آنجا خواهد ماند. کرم، یاد شبی می افتد که به خانه آمده بود و پدرش را به همراه دوستانش در حال مشروب خوری و پای بساط دیده بود و با او دعوای سنگینی کرده بود. پدر او، مادرش را کتک زده و کرم در درگیری با پدرش، شیشه ای را به کمر او فرو میکند. قدیر با جمره صحبت کرده و به او میگوید که کرم پسر بدی نیست و آن روز بی دلیل درحال برگشت به محل حادثه نبوده است. جمره بی اهمیت به حرف قدیر،بیرون می آید. دمیر از اینکه کرم چیزی به جمره نگفته، خوشحال می شود. کرم را به زندان منتقل می‌کنند. ذهن جمره درگیر حرفهای قدیر و واکنش کرم می شود. روز بعد، او به عنوان وکیل به زندان رفته و به دیدن کرم می رود. او متوجه می شود که کرم بخاطر نجات جان او به محل حادثه برگشته بود.
همچنین کرم به او میگوید که آن شب، نامادری اش در خانه تنها نبوده و او فیلمی از آن شب دارد، که در ازای آن آزادی اش او میخواهد. بلما به شرکت رفته تا به دیدن دمیر برود. یعقوب همزمان با او سوار آسانسور شده و بی مقدمه، فیلم را به او نشان میدهد و سپس درخواست پول کلانی میکند و میگوید که با او قرار میگذارد و اگر پول را آماده نکند، فیلم را در اینترنت پخش خواهد کرد. بلما شوکه می شود. قدیر در حیاط پرورشگاه نشسته است. ولی از پشت میله ها، او را میبیند و با یکدیگر رو در رو می شوند. او میگوید که فقط در ازای پول، بچه را پس میدهد. آنها با یکدیگر بحثشان شده و ولی در مورد مادر قدیر، به او طعنه می زند. قدیر به شدت عصبانی می شود.

خلاصه داستان قسمت ۱ تا ۶ سریال ترکی تصادف (برخورد)

داستان این سریال با یک تصادف آغاز می‌شود. زندگی چهار نفر در این تصادف به یکدیگر گره می خورد و زندگی هیچ کدام از آنها بعد از این حادثه دیگر مثل سابق نخواهد شد. نام این چهار نفر قدیرریال جمره، کرم و زینب است.
قدیر (با بازی Kıvanç Tatlıtuğ) یک سرکمیسر مدیریت امنیت در بخش جرم های برنامه ریزی شده در استانبول است. او در کنار همسر و دخترش زندگی خوب و شادی دارد. قدیر مردی بسیار کاری است و سر نترسی دارد و از اینکه خودش را به خطر بیندارد هیچ واهمه‌ای ندارد. او در حد مرگ عاشق خانواده‌اش است و تمام تلاشش را می‌کند تا بهترین همسر و بهترین پدر باشد و در زندگی‌اش هم هیچ چیز و هیچ کسی جز همسر و دختر دوست داشتنی‌اش ندارد. قدیر درواقع در یتیم خانه بزرگ شده و با همسرش هم در همان جا آشنا شده است. به جز خانواده‌اش، به کارش هم عشق می‌ورزد و یک تیم فوتبال را هم دوست دارد. او برای تماشای تمام بازی‌های فوتبال می‌رود و تیم محبوبش را تشویق میکند. یک روز خانواده‌اش را هم همراه خود برای تماشای فوتبال به ورزشگاه می‌برد اما یک اتفاق غیرقابل پیش بینی برای آنها رخ می‌دهد. به خاطر حملات تروریستی صورت گرفته در بیرون استادیوم همسر و فرزند قدیر می‌میرند و زندگی برای قدیر روی دیگری پیدا می کند.

قدیر خودش را به خاطر این اتفاق سرزنش می‌کند و با خودش فکر می کند اگر همسر و دخترش را مجبور نمی کرد برای تماشای فوتبال به ورزشگاه بروند الان آنها زنده بودند. او آنقدر افسرده و دل شکسته و ناامید از زندگی می‌شود که احساس می‌کند شاید بهتر باشد او هم به زندگی‌اش پایان ببخشد. یک تصادف و سانحه رانندگی در تازه‌ای به روی زندگی او باز می‌کند و به جای خودکشی کردن او را به زندگی برمی‌گرداند. قدیر بعدا با دوست دوران کودکی‌اش از یتیم خانه، ملاقات می‌کند. زینب (الچین سانگو) الان یک مدیر موفق بانک است که دوست دوران کودکی قدیر در یتیم خانه بوده است. وقتی او یک دختر بچه کوچک بوده پدرش که افسر پلیس بود هنگام انجام وظیفه از دنیا می‌رود و زینب در یتیم خانه بزرگ می‌شود. او بعد از رشد کردن در یتیم خانه از تنهایی ترس پیدا می کند.
زینب زندگی مرفهی دارد و آدم تقریبا ثروتمندی است اما ازدواج موفق نداشته است. او متوجه می شود که همسرش گالیپ (با بازی اسماعیل دمیرسی) دوباره روابط فرازناشویی دارد. این بار او تصمیم می‌گیرد از همسرش طلاق بگیرد و در کنار دختر کوچولویش زندگی جدیدی را آغاز کند. با این همه خیلی زود متوجه می‌شود که همسرش به خاطر قمار بازی بدهی بسیار سنگینی بالا آورده است و در یک سری فعالیت‌های کالاهای قاچاق دست دارد. اگرچه زنیب واقعا تصمیم دارد از همسرش جدا شود اما خود را در موقعیت بسیار دشواری می‌بیند. شوهر زینب با تمام پول‌هایی که از قاچاقچی‌های دزدیده است به خارج از کشور فرار می کند. بعد از آن سرکرده مافیا، ولی (با بازی انور سیلاک) از زینب می‌خواهد که همه بدهی همسرش را به آنها پس بدهد و برای رسیدن به این خواسته‌شان دختر زینب را می‌ربایند. اگر زینب از بانکی که در آنجا کار می‌کند پول بدزدد و بدهی شوهرش را پرداخت کند قادر خواهد بود دخترش را دوباره ببیند.

زندگی زینب وضعیت بد و اسف بازی پیدا می‌کند. او حتی نمی‌توانند این مسائل را با پلیس درمیان بگذارد. او هیچ راه دیگری مقابل خود نمی‌بیند جز اینکه از بانک محل کارش پول بدزدد و دخترش را نجات دهد. به همین خاطر هر کاری که ولی می‌خواهد انجام می‌دهد و از بانک پول می‌دزدد. زینب در مسیر رفتن به محلی که قرار است دخترش را ببیند، توسط پلیس متوقف می‌شود اما موفق می‌شود از دست پلیس فرار کند اما دچار یک سانحه رانندگی می‌شود و در آنجا وقتی که مایوس و بی امید به کمک نیاز دارد دوست دوران کودکی‌اش قدیر را می‌بیند.
از طرف دیگر جمره ( با بازی ملیسا اسلی پاموک) یک وکیل موفق است که مدتی است با دمیر ( با بازی هاکان کورتاش) نامزد کرده است. به نظر می‌رسد جمره زندگی ایده آلی دارد: شغل خوب، ثروت، پدری که توجه خاصی به او دارد و یک نامزد رمانتیک! اما واقعیت این است که زندگی ایده آل و بی عیب و نقص او روی دروغ ساخته شده است. نامزد جمره با نامادری او یک رابطه‌ی پنهانی دارد و از جمره برای رسیدن به هد‌ف‌هایش سوءاستفاده می‌کند. جمره که از تمام از مسائل بی خبر است فکر می‌کند که یک نامزد منحصر به فرد دارد که تمام رویا و آرزویش ازدواج با او می‌باشد. با این حال دیوار زندگی ایده آل او هم فرو می‌ریزد. یک روز جممره به خانه‌اش می‌رود و در آنجا با چند سارق مواجه می‌شود که به او خنجر می‌زنند. جمره در مسیر رفتن به بیمارستان دچار یک سانحه رانندگی و تصادف می‌شود و بعد از این اتفاق زندگی او هم کاملا دستخوش تغییر می‌شود.

در آخر، کرم (با بازی آلپرن دویماز)یک مرد جوان است که پنج سال گذشته زندگی‌اش را به خاطر آسیب زدن به پدرش در زندان سپری کرده است. او به قید ضمانت تازه از زندان بیرون آمده است. او در زندگی به جز یک دوست دختر دوست داشتنی هیچ چیز دیگری ندارد و طرفدار دوآتشه تی فوتبال «سارییر» است. درست مثل قدیر، کرم هم برای تماشای همه بازی‌های تیم محبوبش به استادیوم می‌رود و تیم محبوبش را تشویق می کند. او در استادیوم سر همین فوتبال با قدیر آشنا شده و او را همانند برادر بزرگتر خودش می‌داند.کرم بعد از آزاد شدن از زندان تصمیم می‌گیرد به هیچ وجه دیگر درگیر هیچ مشکلی نشود. به همین خاطر در پی یک شغل آبرومند است. او خیلی سخت و پرتلاش در جستجوی کار است اما موفق نمی‌شود شغل مناسبی پیدا کند. به همین خاطر مجبور می‌شود پیشنهاد یکی از دوستانش را بپذیرد و در یک نقش دزدی شرکت کند. اگرچه این نقش دزدی ماجرای آسانی به نظر می‌رسد اما یک اتفاق غیر قابل پیش بینی رخ می‌دهد و کرم به شکل اتفاق به صاحب خانه‌ای که برای دزدی به آنجارفته‌اند، جمره زخم وارد می کند. بعد از این حادثه ناگوار، کرم و دوستانش از آنجا فرار می‌کنند اما کرم نمی‌تواند چشمان دختری که به او زخم وارد کرده فراموش کند. او فکر می‌کند آن دختر به خاطر خونی که از او رفته خواهد مرد و به همین خاطر تصمیم می‌گیرد و برگردد و جان آن دختر را نجات بدهد. در همین راستا، کرم هم درگیر تصادف آن شب می‌شود و زندگی‌اش از آنجا دچار تغییر می‌شود.

در این سریال خواهید دید که چطور زندگی چهار نفر مختلف با یک تصادف به هم گره می‌خورد. قدیر تصمیم دارد با یک تصادف عمدی خودش را به کشتن بدهد اما این تصادف شروع ماجرای این سریال می‌شود و زندگی سه نفر دیگر را به سه ماشین مختلف را تحت تاثیر قرار می‌دهد و بعد از این حادثه هرگز این ۴ نفر خودشان را از همدیگر جدا نمی‌کنند چراکه تقدیر آنها به هم گره خورده است.

[تعداد: ۱   میانگین: ۳/۵]
۰ ۰ vote
Article Rating
برچسب ها
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x