خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی تصادف (برخورد) + جزئیات داستان

این سریال ترکی تصادف (برخورد) با نام carpisma شناخته می شود. ژانر این سریال اکشن، پلیسی و درام است. این سریال در سال ۲۰۱۸ فیلمبرداری آن شروع شد. برعکس اکثر فیلم های ترکیه ای این سریال داستان زندگی ما انسان ها را به رخ می کشد.در این سریال بازیگران به درستی انتخاب شدند دیالوگهای بین طرفین کاملاً درست و پر معنا می باشد . به قول قددیر (کادیر آدالی ) که در سریال می گوید انسان ها یک بار نمی میرند چند بار میمیرد.

سریال ترکی تصادف

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی تصادف (برخورد)

داستان در مورد یک کمیسر به اسم قدیر است. قدیر توی یک حادثه همسر و دخترش را از دست میدهد. این اقدام تروریستی که باعث مرگ دختر و زن قدیر میشود او را خیلی عذاب میدهد و تصمیم میگیرد با یک تصادف به زندگی خودش پایان دهد. ولی چهار ماشین دیگر هم درگیر این تصادف میشوند. نام ترکی شخصیت اول مرد در ترکیه کادیر تلفظ می‌شد اما ما در این نقد معادل ایرانی اش یعنی قدیر میگوییم در این سریال قدیر نقش یک پلیسی را بازی می‌کند که نان حرام از گلویش پایین نمی رود . در قسمت اول سریال او همراه با خانواده خود به استادیوم برای تماشای فوتبال می‌رود پس از اتمام فوتبال در سمت بیرونی ورزشگاه مورد حمله تروریست ها قرار میگیرد و خانواده خود را از دست میدهد و پس از آن به دنبال کشف حقیقت خواهد بود اما چه حقیقتی بدتر از این که پدر او یک بازیگر قهار و یک تروریست تمام عیار است ؟

مادر قدیر او را  هنگام بچگی به دلیل کشته شدن پسر اول در پارک رها می کند قدیر  در یتیم خانه ای به همراه دخترکی به نام زینب بزرگ می شود که از قضا در بچگی قول و قرار ازدواج می گذارند قدیر و زینب هر یک راه خود را رفته و با شخص دیگر ازدواج می کند.  شوهر زینب در تلاش برای پولشویی است و با تروریست‌ها همکاری می کند اما به دلیل دزدی و خروج از کشور دخترشان توسط شخصی به نام ولی جعفر به گروگان گرفته می شود تا بتوانند از این طریق پول های دزدیده شده را برگرداند از طرفی قدیر همسر و بچه خود را از دست داده و خود را مقصر  می داند و به فکر خودکشی است. زینب برای نجات دخترش از بانک دزدی می کند تا پول را به ولی جعفر برساند در همین حین گزارشی به دست قدیر میرسد که از بانک دزدی شده و قدیر خودکشی را به تعویق می اندازد تا مجرم را دستگیر کند در طرف دیگر ماجرا کرم که تازه از زندان آزاد شده به دلیل سابقه اش در هیچ کجا کار نمی دهند دست به دزدی می زند و جمره دختر پولدار ماجرا را با چاقو زخمی می کند در همین راستا جمره که خیانت نامادری خود را با شوهرش میبیند با شکمی زخمی داخل ماشین رفته تا خود را به بیمارستان برساند همچنین کرم از کار خود پشیمان شده و قصد بازگشت دارد تا جمره  را نجات دهد و در یک چهار راه چهار ماشین به یکدیگر برخورد می کند قدیر زینب جمره کرم و این آغاز ماجراست. نام سریال نیز بر گرفته است همین تصادف می باشد .

سریال بسیار جذاب و دیدنی است و اتفاق هایی در آن رخ خواهد داد که هیچ یک باور نخواهید کرد .

در این سریال شما شخصیت بدی را می بینید که همواره دوستش خواهید داشت او شخصی نیست به نام ولی جعفر که درگذشته و در زمانی که پلیس بود با تروریست ها مشغول قاچاق مواد مخدر می شود و در همین راستا خانواده خود را از دست می دهد و قدیر را مقصر اصلی این ماجرا می داند.

تاکنون ۹ قسمت از این سریال به زبان فارسی ترجمه و پخش شده است برای فهمیدن ادامه ماجرای این سریال همراه ما باشید.

قسمت ۵۲  سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۵۲  سریال ترکی برخورد

شب، زینب به خانه قدیر می رود.او ابتدا کرم را میبیند و به او میگوید که جمره ناراحت است و او باید پیش جمره برود و از دل او دربیاورد. کرم با تصور اینکه جمره بخاطر دوری از او ناراحت است، خوشحال شده و به اصرار زینب،به سمت خانه آنها می رود. زینب با دیدن مرال، با طعنه از او در مورد رفتنش از آن خانه سوال میکند. همان لحظه، قدیر از اتاقش بیرون آمده و زینب با دیدن قدیر در لباس رسمی و در حالی که به خودش رسیده، متعجب می شود. او از قدیر در مورد اینکه به کجا می رود سوال میکند. قدیر میگوید که قرار کاری دارد. زینب اصرار دارد تا همراه قدیر برود، اما قدیر قبول نمیکند. زینب که حرصش گرفته، قدیر را تعقیب میکند. کرم دم خانه جمره می رود و میخواهد با او صحبت کند. او سعی دارد دل جمره را به دست بیاورد تا با یکدیگر آشتی کنند. کمی بعد، سلیم داخل کوچه آنها آمده و مقابل جمره می آید. او قصد دارد با جمره صحبت کند و از او بخواهد که به خانه برگردد. جمره به حرفهای سلیم اهمیت نمی‌دهد و میگوید که دیگر هرگز به آن خانه نمی آید و پدری را که کارهای اشتباهی مرتکب شده قبول ندارد. قدیر دم در یک کازینو می رود. زینب نیز پیاده شده و قدیر با دیدن او متعجب و عصبی می شود.او چاره ای ندارد و زینب را همراه خودش داخل می برد‌ و از او میخواهد گوشه ای بنشیند تا او به کارش برسد.

قدیر که از دایی شنیده بود که او یک امانتی ساعت دست بیجان دارد و آن را میخواهد، از افرادی که داخل یک اتاق می بیند، سراغ امانتی را میگیرد. آنها یک ساعت را به قدیر نشان داده و ناگهان به سمت او حمله میکنند. قدیر همگی آنها را کتک زده و ناکار می کند. سپس ساعت را برداشته و بیرون می آید. بیجان و ولی داخل اتاق دیگری هستند و با دوربین، قدیر را می‌بینند. ولی اصرار دارد که قدیر را بکشد اما بیجان همچنان چنین قصدی ندارد. قدیر سراغ زینب رفته و با هم از آنجا بیرون می روند. آنها لب ساحل می روند و با یکدیگر صحبت میکنند. قدیر به زینب ابراز علاقه کرده و آنها یکدیگر را می بوسند. روز بعد، ولی دوباره پیش بیجان می رود تا سراغ قدیر را برای تحویل دادن ساعت بگیرد. بیجان از دخالت ولی عصبی می شود . او میگوید که فعلا قصد کشتن قدیر را ندارد و آرام آرام پیش می رود تا به وقتش،شخصیت بیجان را مقابل او قرار داده و او را بکشد. بلما در اخبار اینترنتی، مرگ دکتر زنان و زایمان را به دمیر نشان میدهد و میگوید که مطمئن است سلیم او را کشته است. او استرس دارد و از دمیر میخواهد که هرچه سریع تر این مسأله را پیگیری کنند ،زیرا او از سلیم میترسد و احساس امنیت ندارد. کمی بعد، جمره پیش بلما آمده و با نشان دادن عکس دکتر، از او سوال میکند که او کیست‌. بلما میگوید که آن مرد، دکتر مادر جمره بوده است. جمره شوکه شده و بیرون می آید. کمی بعد، زینب به شرکت می آید. جمره ماجرا را برای او توضیح میدهد. زینب به جمره میگوید که سلیم یک پولشویی بزرگ انجام میدهد و از جمره میخواهد که به او کمک کند تا سریع تر مدارکی علیه سلیم جمع‌آوری کنند. ولی از رابطه نزدیک زینب و قدیر عصبی است و برای همین با سلیم تماس گرفته و از او میخواهد که باعث زندان رفتن زینب بشود تا آنها را از یکدیگر دور کند. سلیم قبول میکند. سلیم نیز از دمیر میخواهد که مدارکی علیه زینب پیدا کند تا بتوانند از آن استفاده کرده و او را به زندان بفرستند.

قسمت 51 سریال ترکی برخورد
قسمت ۵۱ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۵۱ سریال ترکی برخورد

قدیر، از بیجان، که خبر ندارد خود اوست، سراغ بیجان را میگیرد. او بیجان را «دایی» خطاب میکند و میگوید هر طور شده باید بیجان را پیدا کند و حسابش را با او صاف کند. بیجان علت مشکل او را میپرسد. قدیر میگوید که بیجان باعث مرگ زن و بچه او شده است. آسیه از بیرون، وقتی قدیر و بیجان را رو در روی هم میبیند، بخاطر حرفهایی که ولی می زند، مضطرب شده و از ولی خواهش میکند که به قدیر نگوید که بیجان پدر اوست. سپس سوار ماشین شده و به خانه می رود. قدیر با اصرار و تهدید غیر مستقیم، از دایی آدرس بیجان را میخواهد. بیجان، روی کاغذ یک آدرس نوشته و به قدیر می دهد. وقتی قدیر از مغازه بیرون می آید، ولی که گوشه ای پنهان شده بود، با حرص داخل مغازه بیجان می رود و با او بخاطر نکشتن قدیر بحث میکند. او میگوید که به سختی قدیر را پیش او آورده بود. بیجان به او میفهماند که در کارهایش دخالت نکند و خودش میداند که چه زمانی باید قدیر را بکشد و فعلا وقت این کار نیست. آنها پشت مغازه می روند. سلیم و آدم و یک مرد دیگر نیز آنجا هستند. بیجان، آن مرد را بخاطر اینکه هویت او را شناخته، با یک شلیک میکشد. سپس اسلحه را روی سر آدم میگذارد. قدیر از بیجان خواهش میکند که آدم را نکشد. بیجان که بازی اش گرفته، اسلحه را به آدم میدهد و از او میخواهد که ولی را بکشد.

آدم اسلحه را به سمت ولی میگیرد و شلیک میکند. اسلحه خالی است و ولی نفس راحتی میکشد. او از اینکه آدم به او خیانت کرده و در مقابل طرفداری او، قصد کشتنش را داشت، ناراحت می شود. بیجان، به آنها هشدار میدهد که اگر کسی هویت او را بفهمد، هر سه آنها را خواهد کشت. سپس یک گلوله به سلیم میدهد و به او میگوید که بخاطر اشتباهاتش، کم مانده تا کار او تمام شود. او میگوید که آن گلوله را برای مرگ خودش باید نگه دارد. سپس در جواب کنجکاوی ولی، میگوید که امشب قدیر کشته خواهد شد. قدیر با اداره تماس گرفته و از آنها میخواهد که در مورد آدرسی که از بیجان پیدا کرده تحقیق کنند. سلیم و ولی داخل ماشین هستند. ولی دوباره در مورد ماجرای مرگ مادر جمره، به سلیم طعنه می زند. سلیم نیز به ولی میگوید که تلاش او برای کشته شدن قدیر مشکوک است و او دلیلی دارد که به زودی مشخص می شود. آسیه با زینب تماس میگیرد و از او میخواهد که یکدیگر را ببیند. بعد از قطع تماس، بیجان به خانه آسیه می آید. آسیه با دیدن بیجان به شدت مضطرب شده و به گوشه اتاق می رود. بیجان که به دنبال اذیت کردن آسیه است، او را به بالکن برده و به زور میخواهد که به پایین ساختمان پرت کند. او بخاطر مردن پسرهایش، آسیه را مقصر میداند و بابت این قضیه، آسیه را زجر میدهد و او را محکوم به مرگ توسط خودش میداند. بیجان کمی بعد، آسیه را رها کرده و می رود. در شرکت سلیم به اتاق رفته و بلما را در آنجا میبنید. او با طعنه به بلما میگوید که یک نفر مزاحم کارهای اوست و در چیزهایی که به او مربوط نیست دخالت کرده است، و به زودی شر او کم می شود. بلما حس میکند که سلیم متوجه پیگیری او بابت مرگ مادر جمره شده است. او هراسان بیرون می آید و با دمیر تماس میگیرد و میگوید که مطمئن است که سلیم در مرگ مادر جمره دست داشته است.

قسمت 50 سریال ترکی برخورد
قسمت ۵۰ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۵۰ سریال ترکی برخورد

زینب از شنیدن ماجرای آسیه ناراحت می شود. آنها کمی در ساحل قدم زده و آسیه از زینب میخواهد که بیشتر او را ببیند، تا بتواند با اخلاق قدیر آشنا بشود، سپس می رود. ولی از دور آنها را تماشا می کند. قدیر با شماره ای که از آدم پیدا کرده بود تماس میگیرد تا سراغ بیجان را بگیرد. آن مرد با شنیدن اسم بیجان، هول شده و فرار میکند.قدیر که آن مرد را زیر نظر داشته، او را دنبال کرده و گیر می اندازد. او به زور و تهدید آدرس بیجان را از آن مرد میخواهد. آن مرد به قدیر هشدار میدهد که با پیدا کردن بیجان، زندگی خودش به پایان می‌رسد. سپس فردی به نام ظریف را معرفی میکند که شریک سابق بیجان بوده و حالا در یک مغازه داخل بازار کار میکند. جمره دم خانه دکتر می رود. دکتر وقتی جمره را از چشمی در میبیند، به عمد در را باز نمیکند. سلیم با ولی تماس گرفته و از او میخواهد که دکتر را بکشد زیرا برای او تهدید محسوب می شود. ولی از سلیم میخواهد که خودش این کار را انجام دهد. جمیل دوباره به تعمیرگاه می رود و با حرفهایش قصد تحریک کردن کرم را دارد. او موفق می شود و کرم با عصبانیت به جمیل حمله کرده و او را کتک می زند. دمیر و یعقوب بیرون مغازه ایستاده و دمیر با دیدن این صحنه، به یعقوب می گوید که بعد از مرگ جمیل، همه به کرم شک خواهند کرد. یعقوب از دور با عذاب وجدان به جمیل نگاه کرده و چیزی نمی‌گوید.

شب، ولی به خانه آسیه می رود و در مورد دیدارش با زینب سوال میکند. آسیه از اینکه ولی او را تعقیب کرده، از او عصبانی می شود. او به آسیه هشدار میدهد که اگر قدیر پدرش را بشناسد، قاتل پدرش می شود . سپس میگوید که فردا به او علت این قضیه را خواهد گفت. صبح روز بعد، جمره دوباره دم خانه دکتر می رود. در خانه باز است و وقتی او داخل می رود،با جنازه دکتر رو به رو شده و شوکه می شود. سپس از خانه بیرون می آید.‌بعد از رفتن جمره،سلیم که با اسلحه در خانه پنهان شده، بیرون می آید. قدیر به آدرس مغازه ظریف می رود. او به ظریف میگوید که دنبال بیجان میگردد. ظریف میگوید که بهتر است دنبال او نگردد، زیرا بیجان خودش او را پیدا خواهد کرد، و شاید هم از قبل پیدا کرده است، زیرا بیجان فردی است که دشمنش را از قبل می شناسد و زیر نظر میگیرد. مشخص می شود که ظریف، خود بیجان است، که تمام این مدت که قدیر دنبال بیجان می‌گشته، او را زیر نظر داشته و اطراف او می‌گشته است. ولی، آسیه را دم مغازه بیجان می آورد. آسیه از دیدن قدیر و بیجان مقابل هم، شوکه می شود. ولی به آسیه میگوید که بیجان، باعث مرگ زن و بچه قدیر شده است، و حالا اگر قدیر بداند که این مرد همان بیجان است، قاتل پدرش خواهد شد.

خلاصه داستان قسمت ۴۹ سریال ترکی برخورد

زینب و قدیر، تا شب مشغول گشت و گذار هستند. شب، قدیر زینب را به خانه می رساند. سپس به خانه خودش که چند خانه بالاتر است، می رود. هنگامی که زینب قصد داخل رفتن دارد، ولی که گوشه ای پنهان شده، او را به زور داخل کوچه می کشاند تا قدیر متوجه نشود. سپس بخاطر بیرون رفتن زینب با قدیر و همچنین نرفتن پیش ولی، با او بحث میکند. زینب که از دست ولی خسته شده، به او میگوید که دیگر به حرفهایش اهمیت نمی‌دهد و از چیزی نمی‌ترسد. او به ولی می‌گوید که هرکاری که دلش میخواهد انجام دهد و از عواقبش نیز نمی‌ترسد و دیگر چیزی را از قدیر پنهان نخواهد کرد. ولی حرصش گرفته و می رود. نیمه شب، یعقوب و جمیل به تعمیرگاهی که کرم مشغول به کار شده می روند و یک موتور از آنجا می دزدند تا گردن کرم بیندازند. صبح، آسیه بعد از اینکه پرستارش را با دادن دارو می‌خواباند، از خانه بیرون می آید و به شرکت می رود. او زینب را در شرکت می بیند. زینب میگوید که او را می شناسد و میداند که او مادر قدیر است.

آسیه میفهمد که زینب همان دختری بوده که قدیر عاشقش شده بود. آنها با یکدیگر بیرون می روند. جمره پیش قدیر می رود و شماره دکتر زایمان مادرش را به او میدهد و از او میخواهد که مشخصات او را پیدا کند. او توضیح دیگری به قدیر نمی‌دهد. پلیس برای ثبت دزدی به تعمیرگاه می رود. صاحب کار کرم، اسمی از کرم نمی برد و به او شک نکرده است. کرم از معرفت او خوشحال شده و شروع به کار میکند. دکتر زایمان، به شرکت سلیم می رود و با عصبانیت بخاطر ترس از لو رفتنش با او دعوا میکند و از او پول میخواهد. او توضیح میدهد که یک زن به دیدن او آمده بود. سلیم با نشان دادن عکس، متوجه می شود که بلما سراغ او رفته و شوکه می شود. او سپس به دکتر، عکس جمره را نشان میدهد و به او می سپارد که هیچ توضیحی به جمره ندهد. سپس به او وعده پول میدهد. وقتی جمره به شرکت می آید، از دور، بحث کردن سلیم و دکتر را میبیند، اما او را نمی‌شناسد.

زینب از آسیه، علت ترک کردن قدیر را می پرسد. آسیه تعریف میکند که بیجان، پدر قدیر، فردی خلافکار بوده است. هنگامی که قدیر را حامله بوده، دشمنان بیجان به ماشین آنها حمله میکنند و باعث مرگ پسر بزرگتر آنها می شوند. همان روز، قدیر به دنیا می آید. آسیه از ترس اینکه قدیر نیز دچار سرنوشت برادرش نشود، از بیمارستان فرار کرده و به خانه یکی از اقوامشان می رود، اما بیجان جای او را پیدا میکند. آسیه که چاره ای پیدا نمیکند، ترجیح میدهد که قدیر را در یک پارک رها کند تا به جای مرگ او، در حسرت دوری اش بماند. او نوار کاست صدای خودش را نیز برای قدیر میگذارد‌‌. وقتی بیجان، آسیه را پیدا میکند. اورا به بیمارستان روانی برده و بستری میکند.

خلاصه داستان قسمت ۴۸ سریال ترکی برخورد

قدیر به شرکت سلیم رفته و به اتاق دمیر می رود. دمیر از دیدن قدیر در اتاقش شوکه می شود. قدیر شروع به تهدیدهای غیر مستقیم دمیر میکند و در نهایت میگوید که دنبال فردی به نام بی جان میگردد و او باید این فرد را پیدا کند، و اگر چیزی از او بداند و نگوید، عاقبت بدی خواهد داشت. او سپس بیرون آمده و با کرم تماس میگیرد و برای شب با او قرار میگذارد که به رستوران بروند و خوش بگذرانند. آدم در خانه پدر و مادر ولی که در آنجا کشته شده بودند، ایستاده است. قدیر نیز پیش او می رود. آنها کمی با هم صحبت میکنند. قدیر به آدم میفهماند که خبر دارد او همچنان به ولی وفادار است و آن روز نیز مقابل قدیر نقش بازی کرده بود و در ظاهر از قدیر دفاع کرده بود. آدم چیزی نمیگوید‌ و با ناراحتی به قدیر نگاه میکند. آدم، همچنان میگوید که جای بیجان را نمیداند، اما آدرس شخصی را که بیجان را می شناسد به قدیر میدهد تا از او سوال کند.

جمره و زینب حاضر می شوند تا برای شام بیرون بروند. قدیر و کرم نیز به رستوران رفته و مشغول مشروب خوردن هستند. کمی بعد، جمره و زینب نیز به همان رستوران می آیند و سر میز بغلی می نشینند. آنها به یکدیگر محل نمیدهند و با هم قهر هستند، همگی شروع به طعنه زدن و صحبت در مورد اشتباهاتشان می کنند. قدیر رو به کرم میگوید که او در نوزده سالگی تصمیم گرفته بود تا با زینب ازدواج کند اما روزی که قصد داشت پیشنهاد ازدواج بدهد، زینب جواب قبولی قدیر در آزمون افسری را به او داده و سپس با چمدانش از خانه رفته است. زینب با شنیدن این حرف ناراحت شده و قدیر را بیرون می آورد تا با او صحبت کند. او میگوید که این مسأله را نمی‌دانست و صحبت قدیر در این باره داخل جمع درست نبوده. آنها کمی با هم بحث میکنند و قدیر ناگهان زینب را می بوسد. آنها دوباره با هم خوب می شوند و در حالی که مست هستند، تاکسی گرفته و به سمت هتل می روند. ولی از دور صمیمیت آنها را میبیند و عصبی می شود.

جمره و کرم نیز از رستوران بیرون می آیند. کرم سعی دارد به جمره نزدیک شود اما جمره میگوید که کرم قلب او را شکسته است. سپس سوار تاکسی شده و می رود. زینب از قدیر میخواهد که دوباره به نوزده سالگی برگردند. قدیر با جمره هماهنگ کرده و لباس و وسایل زینب را به هتل می فرستد. وقتی زینب بیدار می شود، قدیر میگیرد که امروز قرار است به نوزده سالگی برگردند و مانند آن روز زندگی کنند. آنها حاضر شده و پارک می روند و با هم صحبت و بازی میکنند. مرال پیش ولی می رود و میگوید که زینب و قدیر به هم نزدیک شده اند و رابطه صمیمی دارند.ولی از شنیدن این حرف عصبانی می شود.‌

خلاصه داستان قسمت ۴۷ سریال ترکی برخورد

قدیر با دیدن مادرش جا میخورد. آسیه، بهت زده سعی دارد به قدیر نزدیک شود. قدیر از او فاصله می‌گیرد و نمی‌تواند به کسی که هرگز او را ندیده، به چشم مادرش نگاه کرده و با او ر‌احت باشد. او ناگهان کلافه شده و بی توجه به آسیه ، از خانه بیرون می رود. آسیه دنبال او می رود و با خواهش و التماس از او میخواهد که نرود، اما قدیر به او اهمیت نمی‌دهد و سوار ماشین می شود. او وسط راه، ماشین را نگه میدارد و گریه میکند. زینب با او تماس میگیرد و قدیر به او میگوید که بالاخره مادرش را دیده است. زینب متوجه پریشانی حال قدیر می شود و با او قرار میگذارد تا پیشش برود و او را آرام کند. ولی به حمام عمومی رفته است. گرجی و افرادش نیز به حمام می آیند. ولی که از قبل، از آمدن گرجی خبر داشته، اسلحه اش را آماده کرده و بی مقدمه، جلو می رود و همه افراد و بادیگارد های گرجی را میکشد و سپس به خود او می رسد. گرجی به شدت ترسیده و میگوید که هرچه بخواهد به او میدهد، اما ولی بی اهمیت به حرفهای گرجی، او را میکشد. زینب پیش قدیر می رود. قدیر به او میگوید که مادرش را پیدا کرده اما در عوض، زینب را از دست داده است. زینب میگوید که هدف قدیر از ابتدا پیدا کردن مادرش بوده است. قدیر می‌گوید که زینب از هرچیزی برایش مهم تر بوده و هیچوقت حاضر نبوده که بخاطر دیدن مادری که سالها با عشق او زندگی کرده بود ، بخواهد زینب را از دست بدهد و حالا نیز دیدن مادرش، بخصوص با نداشتن زینب، برایش اهمیتی نداشته است.

زینب سعی دارد این مسأله را انکار کند و همچنین میگوید که بین او و ولی چیزی وجود ندارد، اما از دید قدیر اینگونه به نظر نمیرسد. آنها کمی با یکدیگر بحث کرده و سپس قدیر می رود. در شرکت، جمره با تعجب به عکس خودش و مادرش خیره شده. او کمی با خودش کلنجار می رود و سپس به اتاق زینب می رود. زینب میگوید که عکس را او در اتاق جمره گذاشته و بابت پنهانکاری اش از او معذرت خواهی میکند. جمره که سردرگم شده است، قصد دارد با پدرش صحبت کند. زینب جلوی او را میگیرد و می‌گوید که باید ابتدا خودش تحقیقات انجام بدهد زیرا اگر دست خالی سراغ سلیم برود ، سلیم ماجرا را توجیه کرده و او دست خالی میماند. جمره حرف زینب را قبول میکند. ولی به خانه آسیه می رود. آسیه با او بخاطر دروغی که چندین سال در مورد مرگ قدیر به او گفته بود، دعوا میکند و میگوید که از ولی متنفر است. ولی میگوید که آسیه مادر او نیز هست و او را از دست نمی‌دهد. او میگوید که خودش از قدیر برای رسیدن به چیزهایی که میخواهد، لایق تر است. جمیل به تعمیرگاهی که کرم مشغول به کار شده می رود و با حرفها طعنه هایش سعی دارد کرم را عصبی کند. او موفق می شود و وقتی بیرون می آید، یعقوب با دمیز تماس گرفته و میگوید که مرحله اول نقشه را به خوبی پیش رفته اند.

قسمت ۴۶ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۴۶ سریال ترکی برخورد

قدیر از پس گرفتن شکایت زینب به شدت عصبانی می شود. او سه ساعت وقت دارد تا دلیلی برای متهم کردن ولی پیدا کند، وگرنه ولی آزاد می شود. قدیر به خانه زینب می رود و بخاطر پس گرفتن شکایتش، با او بحث کرده و با ناراحتی از خانه بیرون می آید. او به خانه خودش می رود و از مادر کرم میخواهد که بابت دزدیده شدنش توسط ولی، از او شکایت کند. مادر کرم قبول نمیکند. او یادش می آید که شب گذشته، ولی در کوچه‌ مقابل او آمده و از او خواسته بود که در صورت تقاضای قدیر برای شکایت کردن او از ولی، این پیشنهاد را قبول نکند و در عوض، ولی امنیت جان و زندگی کرم را تضمین میکند. کرم و قدیر از اینکه مادر کرم راضی به شکایت نمی شود متعجب می شوند. کرم به شرکت سلیم پیش جمره می رود . او از جمره میخواهد که همراهش برای شهادت علیه ولی بیاید، اما جمره نیز قبول نمیکند. کرم کلافه می شود و با قدیر تماس میگیرد و میگوید که جمره نیز شکایت نمیکند. زمان ولی به پایان رسیده و طبق پیگیری دادستان، او باید آزاد شود. قدیر از اینکه راهی برای متهم کردن ولی پیدا نکرده است، به شدت عصبانی است. ولی آزاد شده و با خونسردی از کلانتری بیرون می آید. او قبل از رفتن، روی کاغذی آدرس خانه مادر قدیر را نوشته و به مدیر میدهد و میگوید که طبق قولی که به قدیر داده، آدرس مادرش را به او میدهد.

او بعد از بیرون آمدن، سوار ماشین آدم می شود. آدم میگوید که برای طبیعی جلوه دادن مقابل قدیر، از او دفاع کرده بود تا قدیر باور کند که آدم سمت اوست. مدیر آدرس مادر قدیر را به او میدهد. قدیر برای رفتن به آنجا دو دل است و نمی‌داند باید چه واکنشی داشته باشد. زینب و آیلین در پارک نشسته اند. او در قبال رسیدن قدیر به مادرش، قدیر را رنجانده و بابت این قضیه ناراحت است. قدیر به سمت خانه مادرش می رود. ولی نیز، به پارک آمده و روی نیمکت زینب می نشیند. آیلین از دیدن ولی خوشحال می شود. زینب با ناراحتی، آیلین را میگیرد و از آنجا می رود. ولی به این فکر میکند که زینب بخاطر خوشحالی کسی که دوست دارد، چیزی را که دوست ندارد تحمل میکند. جمره در شرکت به اتاقش می رود. او روی میز، عکس بچگی خودش را در بغل مادرش میبیند و به شدت شوکه می شود. قدیر به خانه مادرش می رود. او با تردید و استرس، در می زند. پرستار آسیه در را باز میکند. قدیر میگوید که برای دیدن صاحب خانه آمده است. او با تردید، خودش را یوسف معرفی میکند. آسیه با شنیدن نام یوسف، دست و پایش می‌لرزد و هیجان زده می شود. قدیر داخل خانه آمده و با دیدن آسیه، چشمانش پر از اشک شده و به او خیره میماند.

قسمت ۴۵ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۴۵ سریال ترکی برخورد

گرجی به همراه افرادش، به سمت خانه ولی می رود. او به همه افراد ولی حمله کرده و سپس به خود ولی می رسد و با اسلحه او را تهدید میکند. سپس بابت دزدی ولی، او را بازخواست میکند. همان لحظه، قدیر وارد می شود و مقابل ولی می آید. او دست‌های ولی را که خلع سلاح است، می بندد و به سمت ماشین می برد. آدم، از دور آنها را میبیند و قدیر را تعقیب میکند. زینب به همراه جمره بیرون می رود. زینب در مورد اتفاقات اخیر با او درد و دل کرده و سپس خواسته های ولی را میگوید. او میگوید که بخاطر رسیدن قدیر به مادرش، تصمیم دارد که شکایتش از قدیر را پس بگیرد. جمره بابت فشار شرایط اخیر بر روی زینب، برای او ناراحت می شود. کرم طبق پیشنهاد قدیر، تصمیم می‌گیرد از صفر شروع کند و دوباره شاگرد تعمیرگاه بشود تا بتواند برای مغازه خودش سرمایه‌ای جمع کند.او به تعمیرگاهی که زمان قدیم مشغول به کار بود می رود. صاحب مغازه، از دیدن کرم خوشحال می شود و با کمال میل به او کار میدهد و به سابقه داشتن کرم اهمیت نمی‌دهد. کرم بابت این اتفاق خوشحال می شود. دمیر که کرم را تعقیب کرده بود، با یعقوب تماس میگیرد و قرار میگذارد.

او در ازای پول زیاد، از یعقوب میخواهد که کاری کند که کرم به دردسر بیفتد و دوباره به زندان برود، تا هم او به مرال برسد و هم خودش دوباره با جمره باشد. یعقوب بخاطر پول، هرکاری را قبول میکند. قدیر، ولی را به ساختمان متروکه ای می برد و شروع به بازخواست و دادو بیداد میکند. ولی میگوید که او از حادثه بمبگذاری هیچ اطلاعی نداشته و خودش نیز جای بیجان را نمی‌داند و باید منتظر خبر او باشد. قدیر آدرس مادرش را میخواهد، اما ولی آدرس را نمی‌دهد. او به قدیر می‌گوید که نام واقعی اش یوسف است. قدیر با شنیدن این حرف شوکه شده و حسابی به هم می‌ریزد. ولی میگوید که او در تمامی سالهایی که پلیس بود تمام پرونده ها را چک کرده و از طریق پرونده های مربوط به بیمارستان روانی، متوجه شده است که زنی در آنجا بچه اش را رها کرده و او همان مادر قدیر بوده است. قدیر به شدت به هم می‌ریزد. او مدام اسلحه را روی سر ولی میگذارد. ولی ترسیده و میگوید که آدرس مادرش را میدهد تا پیش او برود.

اما قدیر اهمیتی به حرفهای ولی نمیدهد. ناگهان آدم وارد می شود و اسلحه را به سمت قدیر میگیرد. او به قدیر میگوید که نمی‌گذارد قاتل شود، زیرا هدف ولی همین است تا او را بدبخت کند. او از قدیر حمایت میکند و سپس از آنجا می رود. قدیر، ولی را بلند کرده و سوار ماشین میکند و به کلانتری می برد. همه با تعجب دور قدیر و ولی جمع می شوند. مدیر مقابل ولی می آید و با او بحث میکند. ولی گوشی را گرفته تا یک تماس بگیرد. او مطمئن است که قرار نیست مدت زیادی در آنجا بماند. کمی بعد، دادستان با مدیر تماس میگیرد و میگوید که زینب شکایتش را پس گرفته و ولی متهم نیست و میتواند ازاد شود. مدیر و قدیر،شوکه و عصبانی می شوند.

قسمت ۴۴ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۴۴ سریال ترکی برخورد

در خانه، کرم داخل کشوی اتاق مرال، پول پیدا میکند. او سراغ مرال می رود و بابت پولها از او توضیح میخواهد. همان لحظه، قدیر نیز به خانه می آید. قدیر متوجه قضیه می شود و با مرال بحث میکند و سپس به مرال میگوید که ولی از باعث و بانی های مرگ زن و بچه اش بوده است. مرال متعجب می شود و سپس به خواست قدیر، برای او ماجرا را توضیح میدهد. یعقوب و جمیل، پاسپورتهای خود را آماده کرده و با پولهایی که از ولی گرفته‌ اند، قصد رفتن دارند. یعقوب میگوید که او باید با مرال تماس بگیرد، زیرا میخواهد مرال را نیز همراه خودش ببرد. قدیر وقتی متوجه تماس یعقوب با مرال می شود، از او میخواهد که آدرس آنها را پیدا کند تا پیششان بروند. زینب به پرورشگاه، جایی که برای اولین بار قدیر را دیده بود می رود. ولی به آنجا می آید و به او میگوید که حدسش درست است و بیجان، پدر قدیر است. او به زینب می‌گوید که به شرط اینکه شکایتش را از ولی پس بگیرد، و از قدیر نیز فاصله بگیرد، جای مادر قدیر را به او میگوید. زینب شرط دوم را قبول نمیکند، اما ولی میگوید که قدیر باید بین زینب و مادرش یکی را انتخاب کند و این تصمیم با زینب است که قدیر را به مادرش میرساند یا نه. مرال، قدیر و کرم را پیش یعقوب می برد. کرم و قدیر با اسلحه، آنها را گیر می اندازند. قدیر از یعقوب می خواهد که همراه او به خانه گرجی بیاید و برای پیدا کردن ولی به او کمک کند.

ولی به خانه پیش آسیه می رود. آسیه از بین حرفهای او متوجه می شود که پسرش زنده است، اما ولی توضیح دیگری به او نمی‌دهد و این مسأله را برای آسیه روشن نمیکند و سپس می رود. قدیر به همراه یعقوب ، وارد خانه گرجی می شود. او با گرجی رو در رو شده و به او میگوید که دزد خانه اش، ولی بوده است‌‌.گرجی شوکه و عصبانی می شود. قدیر از او میخواهد که جای ولی را به او بگوید. زینب برای دیدن سلیم به بیمارستان می رود. او عکس مادر جمره را به سلیم نشان میدهد. سلیم شوکه و هول می شود‌. زینب از سلیم میخواهد که در ازای نگفتن این راز به جمره، آدرس آسیه را به او بدهد. سلیم میگوید که آدرسی از او ندارد. زینب میگوید که هرطور شده باید جای آسیه را پیدا کند وگرنه با جمره صحبت خواهد کرد. جمره به اتاق سلیم می آید و زینب فوری عکس را پنهان میکند. جمره به چهره آنها مشکوک می شود اما زینب بهانه ای می آورد. بعد از رفتن زینب، سلیم با ولی تماس میگیرد و این خبر را به او میگوید. بلما دوباره دم خانه دکتر زایمان می رود و این بار با تهدید به او میگوید که اگر ماجرا را به او نگوید، از طریق مدارکی که علیه او دارد، باید به دادگاه جواب پس بدهد. او به دکتر فرصت میدهد تا تصمیمش را بگیرد.

قسمت ۴۳ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۴۳ سریال ترکی برخورد

آگاه سعی دارد به آرامی به باشاک نزدیک شود، اما باشاک با تهدید از او میخواهد که از خودش و بچه فاصله بگیرد. او میگوید که بچه برای خود اوست و هیچکس حق ندارد آنها را از یکدیگر جدا کند. آگاه دوباره سعی دارد به او نزدیک شود، اما باشاک با شکستن آینه، تکه ی شکسته آینه را روی گردنش می‌گذارد تا آگاه به او نزدیک نشود. آگاه باشاک را آرام می‌کند و به او قول میدهد که بچه را از او دور نمیکند. او میگوید که باشاک باید جرن را نیز به عنوان یک مادر درک کند و با کمک یکدیگر، مسأله صاحب اصلی بچه را حل کنند. باشاک نرم شده و از روی ناتوانی، زیر گریه میکند. آگاه او را بغل میکند تا آرامش کند. در آزمایشگاه، از جرن و بچه تست دی ان ای گرفته می شود. جرن بی صبرانه منتظر جواب آزمایش است. زمانی که آگاه جواب آزمایش را به او میدهد، جرن با فهمیدن واقعیت، به سرعت داخل بیمارستان رفته و بچه اش را تحویل می‌گیرد.او با شوک و حیرت به بچه نگاه میکند و حس ناشناخته‌ای دارد. دم در بیمارستان، سحر با دلخوری به آگاه میگوید که علیرغم اشتباه دخترش، نمی‌تواند جنک را ببخشد، اما به هر حال آن بچه نوه اوست‌. او میگوید که حالا تصمیم دارد به همراه بچه هایش به شهر خودشان برگردد و زندگی جدیدی را شروع کنند. آگاه از او میخواهد که فعلا صبور باشد و خودش راه چاره ای پیدا خواهد کرد. در خانه، جرن پیش شنیز می رود و با پوزخندی به او میگوید که بچه اش زنده است و نقشه او بی فایده بوده، و حالا او و جنک و بچه شان زندگی جدیدی تشکیل خواهند داد.

او سپس بیرون آمده و عکسی از بچه گرفته و برای جنک ارسال میکند. جنک با دیدن عکس، منقلب می شود. جمره وقتی می بیند که جنک به خانه نمی آید و جرن از این قضیه ناراحت است، پیش جنک می رود و به او میگوید که حتی اگر جرن را نمیخواهد، مسئولیت بچه اش را قبول کند و به او اهمیت بدهد. او تا حدودی می‌تواند جنک را قانع کند. بعد از ظهر، جنک به خانه می رود و با دیدن بچه، متاثر شده و او را بغل میکند. جرن خوشحال می شود و تصور میکند که جنک پیش او برگشته است، اما جنک به او میگوید که هیچ کاری با جرن ندارد و صرفا مسئولیت های بچه را به عنوان پدرش قبول میکند. جرن جا می خورد اما نمی‌تواند چیزی بگوید. شب، یوسف برای دادن مدارکی به ندیم، دم عمارت می آید. او داملا را می بیند و با یکدیگر مشغول صحبت می شوند. جیوان این صحنه را میبیند و غیرتی می شود‌. سپس جلو آمده و با یوسف بحث میکند و با یکدیگر دست به یقه می شوند. یوسف با عصبانیت از آنجا می رود و داملا بخاطر رفتار زشت جیوان، با او دعوا میکند. آنها سر این موضوع، از یکدیگر جدا می شوند‌.

سریال ترکی تصادف (برخورد) قسمت ۴۲

خلاصه داستان قسمت ۴۲ سریال ترکی برخورد

دمیر به مغازه کرم می رود و به او برگه ای از طرف دادگاه داده و یادآوری میکند که قرار دادگاه دارد. او وقتی مغازه را میبیند، از آنجایی که میداند کرم توانایی مالی برای گرفتن آنجا را ندارد ، با طعنه به او میفهماند که پشت قضیه اجاره مغازه، حتما جمره دستی داشته است. کرم عصبانی شده و با دمیر شروع به کتک کاری میکند. سپس کرم با سر و صورت زخمی، به سمت قهوه‌خانه می رود و با صاحب مغازه دعوا کرده و از او میپرسد که ماجرای اجاره مغازه چیست. صاحب مغازه میگوید که جمره اجاره چند ماه را پرداخت کرده است. کرم با عصبانیت بیرون می آید. جمره به مغازه می آید و کرم با عصبانیت، با او سر این قضیه دعوا میکند. او بخاطر این کار جمره، میگوید که دیگر با او ادامه نمی‌دهد و رابطه شان تمام می شود. در شرکت سلیم، حال او خوب نیست و مضطرب است. بلما نیز به دیدن او می آید. کمی بعد، یک نفر بسته ای برای سلیم می آورد که داخل آن، یک عکس از مادر جمره به همراه جمره در کودکی است. سلیم، حالش بد شده و ناگهان بیهوش می شود. آمبولانس خبر کرده و او را به بیمارستان می برند. قدیر بعد از پیگیری، آدرس فردی که عامل بمبگذاری بوده را پیدا میکند.

او سپس پیش کرم می رود و به او میگوید که شب قرار است سراغ بمب گذار برود. او میگوید که اگر اتفاقی برایش افتاد، زینب و آیلین را به او میسپارد.کرم اصرار دارد تا همراه او برود، اما قدیر اجازه نمی‌دهد. بلما با جمره تماس میگیرد و خبر میدهد که سلیم سکته کرده است. جمره با نگرانی به بیمارستان می رود و منتظر عمل سلیم است. شب، قدیر به خانه فردی که عامل بمب گذاری بوده حمله میکند. او آن شخص را گیر آورده و به شدت کتک می زند و علت کارش را از او میپرسد. آن فرد میگوید که او کاره ای نبوده و به دستور بیجان این کار را کرده است. قدیر با شنیدن اسم بیجان بیشتر عصبی شده و در حال خفه کردن اوست. همان لحظه، مدیر و رییس پلیس و مامورین از راه رسیده و جلوی قدیر را میگیرند. قدیر به اصرار آنها، آن مرد را رها میکند. آن مرد همان لحظه اسلحه‌اش را در آورده و قصد شلیک به قدیر را دارد که رییس سریع به او تیر می زند. قدیر با نگاهی پر از خشم و نفرت، از آنجا بیرون می آید و میگوید که باید دنبال بیجان برود. ولی با بیجان، برای تحویل دادن پول ها قرار دارد. او با سلیم تماس میگیرد، زیرا بیجان درخواست کرده بود که سلیم نیز همراه او باشد. دمیر جواب داده و میگوید که سلیم سکته کرده و داخل اتاق عمل است. ولی مضطرب شده و خودش منتظر بیجان میماند. کمی بعد،بیجان به همراه افرادش به محل قرار می آید. ولی با دیدن او،با خودش می‌گوید :« بیا بیجان، بیا بابای مورد علاقه ی قدیر.»

خلاصه داستان قسمت ۴۱ سریال ترکی برخورد

جمره به خانه می آید تا با مادر کرم بیرون برود و وقت بگذرانند. در حین آماده شدن مادر کرم، مرال با جمره صحبت میکند و با حرفهایش، سعی دارد جمره را نسبت به بودن با کرم دو دل کند و آنها را از یکدیگر جدا کند. او از فاصله طبقاتی زیاد آنها و غرور بیش از حد کرم و عدم قبول هیچ کمکی ، صحبت میکند. جمره از شنیدن این حرفها ناراحت می شود. بعد از رفتن جمره، مرال با دمیر تماس میگیرد و از او میخواهد که با یکدیگر، رابطه جمره و کرم را خراب کنند. دمیر نیز قبول میکند. قدیر به همراه زینب به کافه می روند. ولی با زینب تماس میگیرد، اما زینب به عمد جواب نمی‌دهد. در بیمارستان، دکتر آدم را برای عکسبرداری به اتاق دیگری میبرد. کمی بعد، مشخص می شود که آن دکتر تقلبی بوده و برای فراری دادن آدم آمده بود. محافظین آدم با قدیر تماس گرفته و خبر می‌دهند که آدم فرار کرده است.

قدیر ، با زینب خداحافظی میکند و با عصبانیت بیرون می رود. ولی دوباره با زینب تماس میگیرد و زینب برای اینکه ولی دست‌بردار نیست، سر قرار با او می رود. قدیر که به زینب شک کرده بود، جایی نرفته و زینب را تعقیب میکند. زینب و ولی به یک ساختمان متروکه می روند. زینب از ولی علت ترس اینکه چرا مادر قدیر، او را ترک کرد میپرسد. ولی میگوید که او از پدر قدیر میترسید زیرا او آدم خطرناکی بوده است. زینب متوجه حرفهای ولی نمی شود. با این حال، یکی از نامه های قدیر برای مادرش را به ولی میدهد تا به دست آسیه برساند. قدیر از دور، ولی و زینب را در حال صحبت میبیند و عصبی می شود. بعد از رفتن زینب، قدیر پیش ولی می آید و از اینکه او قصد دارد زینب را از او بگیرد، عصبانی شده و با ولی بحث میکند‌. او با محافظین ولی درگیر می شود و از آنها کتک می‌خورد. شب، قدیر با سر و صورت زخمی به خانه می رود.زینب از وضعیت او شوکه می شود. قدیر با عصبانیت، بقیه را از خانه بیرون میفرستد تا با زینب صحبت کند.

او بخاطر دروغ گفتن زینب و قرارهایش با ولی و همچنین دادن نامه خصوصی او به ولی ، با زینب دعوای شدیدی میکند و سپس از خانه بیرون می آید. زینب از اینکه نمی‌تواند حقیقت را به قدیر بگوید، ناراحت است و گریه میکند. قدیر به خانه آسیه می رود و نامه را به او میدهد آسیه با ذوق و حسرت، نامه تولد هجده سالگی قدیر را میخواند و گریه میکند. صبح، صاحب مغازه پیش کرم می آید و میگوید که میتواند مغازه را به او اجاره بدهد و چند ماه دیگر از او اجاره بگیرد. کرم شوکه و متعجب می شود و از این لطف ، تشکر میکند. سپس کلید را گرفته و به تعمیرات می رود. جمره و زینب به خانه ای در اطراف خانه قدیر می روند و آنجا را برای زندگی جداگانه خودشان می پسندند.

خلاصه داستان قسمت ۴۰ سریال ترکی برخورد

شب سر میز شام، آیلین هنگام صحبت میگوید که با ولی به پارک رفته است. قدیر متعجب می شود و زینب که هول شده، میگوید که آیلین در مورد گذشته صحبت میکند. کرم و جمره، به خاطر اذیت و طعنه های مرال، برای شام از خانه بیرون می روند. جمره، کرم را به یک رستوران گران قیمت میبرد.کرم از دیدن رستوران جا خورده و بخاطر اینکه پول زیادی ندارد، معذب می شود. او به جمره میگوید که پول زیادی ندارد و نمی‌تواند جمره را به چنین مکانهایی بیاورد. جمره از اینکه کرم صادق است و خود واقعی اش را نشان می‌دهد، خوشش می آید و از او حمایت میکند. قدیر به اتاق زینب می آید و در مورد دیدن ولی از او سوال میکند، اما زینب میگوید که ولی را ندیده است. قدیر چندین بار از او سوال کرده و می‌گوید که حقیقت را باید بشنود، اما زینب همچنان انکار میکند. بعد از بیرون آمدن قدیر، ولی با زینب تماس میگیرد، اما زینب به عمد جواب او را نمی‌دهد. آسیه، مادر قدیر، در خانه کلاه گیس خودش را در می آورد و با خودش فکر میکند که چهره واقعی او کدام است و چرا باید خودش را پنهان کند. آخر شب، قدیر به اداره می رود و شروع به بررسی پرونده ها و مدارک حادثه بمب گذاری میکند.

او در فیلمهای دوربین، چهره مردی را میبیند که حس میکند مشکوک است. او از این صحنه پرینت میگیرد و تصمیم می‌گیرد آن شخص را پیگیری کند. صبح، قدیر به بیمارستان می رود تا دوباره با آدم حرف بزند. آدم این بار چیزی نمیگوید و ساکت است. قدیر سعی دارد از او حرف بکشد و بداند که بیجان کیست. آدم میگوید که خودش به زودی بیجان را خواهد شناخت. چون که قدیر هر بار در به دست آوردن پول بیجان سنگ انداخته ، بیجان سراغ او خواهد آمد . قدیر از آدم عصبانی می شود. دمیر به عنوان وکیل آدم به اتاق او می آید و قدیر را از اتاق بیرون میکند. افراد بیجان، به خانه ولی می روند. ولی پولها را آماده کرده و به آنها میدهد، اما افراد بیجان میگویند که پولها را خود بیجان تحویل خواهد گرفت و زمان و مکانش را خبر خواهد داد. بلما به خانه دکتر زایمان مادر جمره می رود. دکتر، مردی الکلی است که دیگر کار نمیکند و وضعیت به هم ریخته ای دارد.

بلما عکس مادر جمره را نشان میدهد و میگوید که این زن که او زایمانش را انجام داده بود، زمان زایمان نمرده است. دکتر ناگهان عصبانی و آشفته می شود و به زور، بلما را از خانه بیرون میکند. او با دادو فریاد میگوید زندگی اش را نابود کرده اند. بلما شوکه شده و بیرون می رود. کرم، مقداری پول تهیه کرده و مغازه را برای یک هفته رزرو میکند تا به اجاره نرود. در اداره، قدیر مقابل مدیر و رییس بخش،به دروغ می‌گوید که چیزی در بررسی پرونده ها به دست نیاورده است.

خلاصه داستان قسمت ۳۹ سریال ترکی برخورد

هنگامی که آدم قصد دارد به سر قدیر شلیک کند، مدیر از راه رسیده و به آدم شلیک میکند. قدیر شوکه شده و به خودش می آید. پلیس ها از راه رسیده و آمبولانس نیز برای بردن آدم به بیمارستان می آید. یعقوب و دوستش،در کوچه بغل، از دور این صحنه را میبیند و سپس از آنجا می روند. زینب بخاطر تهدید ولی سکوت میکند، اما به شدت عصبی است. ولی دست آسیه را گرفته و از شرکت بیرون می روند. زینب با عصبانیت، به سلیم که ولی را خبر کرده است، طعنه می زند. ولی، آسیه را به خانه برده و با او بخاطر بی اجازه بیرون رفتنش دعوا میکند. او آسیه را تهدید میکند که حق ندارد دیگر به زینب نزدیک شود.اسیه عذرخواهی کرده و قبول میکند. ولی هنگام رفتن، به پرستار آسیه میگوید که دوز داروهای او را بالا ببرد. زینب پیش سلیم می رود و از او در مورد آدرس و شماره آسیه سوال میکند. سلیم به او اطلاعاتی نمیدهد و میگوید که نزدیک شدن به آسیه خطرناک است و ممکن است این بار به جای دزدیده شدن آیلین، اتفاقات دیگری برای او بیفتد.

کرم و جمره با یکدیگر برای صبحانه بیرون می روند. آنها حرفهای عاشقانه می زنند و از نزدیک شدن به یکدیگر خوشحال هستند. یعقوب و جمیل، پیش ولی می روند و پولها را به او تحویل میدهند. سپس یعقوب به ولی میگوید که آدم گیر افتاده و قدیر او را تحویل پلیس داده است. ولی با شنیدن این حرف عصبی می شود. در بیمارستان، بعد از عمل جراحی آدم، قدیر به اتاق او می رود تا از او حرف بکشد. آدم که تحت تاثیر داروی بیهوشی است، در حال هذیان از کارهایی که این مدت با قدیر کرده بود حرف می زند و مدام از بیجان و خطرهای او برای قدیر صحبت میکند. قدیر از حرفهای او متوجه می شود که بیجان عامل بمب گذاری و کشتن زن و بچه قدیر بوده است. ولی با دمیر تماس گرفته و از او میخواهد که هرچه سریع تر، وکالت آدم را قبول کند زیرا آدم جعبه سیاه ولی است و تمامی اطلاعات آنها را میداند.او میگوید که هر طور شده باید مجازات آدم بابت دزدی کم شود و در مورد جاسوسی او نیز مدرکی برای مجازات وجود ندارد. کرم، جمره را با موتور دوستش به شرکت می رساند.

آنها دم در، در حال بوسیدن یکدیگر هستند که دمیر آنها را میبیند. داخل شرکت، زینب پیش جمره رفته و از او میخواهد که در مورد موکل پدرش، آسیه، اطلاعاتی برای او پیدا کند. قدیر در کلانتری پیش رئیس بخش رفته و از او میخواهد که پرونده های حادثه انفجار را در اختیار او بگذارند. رییس به شرط اینکه قدیر همانجا پرونده ها را بررسی کند، قبول کرده و از او میخواهد که شب به آنجا بیاید. کرم برای گرفتن مغازه ای که برای شروع کارش قصد داشت اجاره کند، سراغ صاحب مغازه می رود، اما متوجه می شود که اجاره مغازه خیلی بالاست. از طرف ولی، یک گلدان دم خانه قدیر برای مرال می آید که داخل آن پر از پول است.مرال گلدان را تحویل گرفته و با ولی تماس میگیرد. او با دیدن پولها، پیشنهاد ولی را قبول کرده. ولی از او میخواهد که تمام اخبار خانه را به گوش او برساند.

قسمت 38 سریال ترکی برخورد
قسمت ۳۸ سریال ترکی تصادف (برخورد)

خلاصه داستان قسمت ۳۸ سریال ترکی برخورد

زینب به آیلین میسپارد که در مورد دیدارشان با ولی به قدیر چیزی نگوید. قدیر، یعقوب و جمیل را تعقیب میکند. آنها دم خانه ای که قرار است دزدی کنند می روند و آنجا را بررسی می‌کنند. سپس با ولی صحبت میکنند و برمیگردند. قدیر آنها را تمام وقت زیر نظر دارد. شب در خانه قدیر، به مناسبت روز ولنتاین،برای آیلین یک آکواریوم خریده است و آیلین با دیدن ماهی ها خیلی خوشحال می شود.او یک گلدان بزرگ نیز برای زینب خریده است. جمره و کرم و زینب، برای اینکه قدیر را خوشحال کنند، طرفداران تیم ساری یر را دم خانه جمع کرده و همگی سرود هواخواهی تیم را می خوانند. قدیر نیز به وجد آمده و میان جمع می رود. مرال به عمد نزدیک کرم شده و ناگهان او را می بوسد. کرم سریع او را پس میزند. جمره این صحنه را میبیند و با عصبانیت از خانه خارج می شود. کرم به دنبال جمره می رود و بی مقدمه او را می بوسد و آنها با یکدیگر آشتی میکنند. صبح، سلیم پیش ولی می رود و به او هشدار میدهد تا از ماجرای دزدی منصرف شود زیرا عواقب بدی دارد، اما ولی میگوید که او کارش را شروع کرده است. یعقوب و جمیل دم خانه گرجی رفته و منتظر هستند.

قدیر از دور آنها را میبیند. جمره با قدیر تماس گرفته و خبر میدهد که اسم آدم در لیست ملاقاتی های ولی بوده است. همان لحظه، آدم پیش یعقوب و جمیل می آید تا مراقب آنها باشد و کار را شروع کنند. آنها همگی داخل خانه رفته و مراقبین خانه را میکشند. سپس پولها را جمع کرده و بیرون می آیند. قدیر، آدم را صدا می زند. آدم شوکه شده و با دیدن قدیر، به سمت او شلیک میکند. قدیر دنبال آنها دویده و سپس داخل سردخانه ای می رود و دنبال آدم میگردد. آدم نیز قصد کشتن قدیر را دارد و لابلای کمدها، دنبال قدیر میگردد. آسیه دوباره به شرکت سلیم می رود. او این بار مستقیم به اتاق زینب می رود.او ابتدا خودش را موکل سلیم معرفی میکند و زینب را به صرف قهوه دعوت میکند. اما وقتی زینب قبول نمیکند، میگوید که او مادر ولی است. زینب شوکه شده و میگوید که مادر ولی مرده است. آسیه میگوید که ولی چند سال پیش سراغ او آمده و حالا مثل پسرش برای او عزیز است. سلیم با ولی تماس گرفته و خبر میدهد که آسیه به آنجا آمده و پیش زینب رفته است. ولی به سرعت به شرکت می آید و با دیدن آسیه سر او داد می زند. زینب ناگهان به خودش آمده و متوجه می شود که آسیه، حتما مادر قدیر است. ولی او را کنار کشیده و میگوید که اگر چیزی به آسیه بگوید، او را همان لحظه خواهد کشت. آدم، از پشت سر اسلحه را روی سر قدیر میگذارد و میگوید که باید او را بکشد وگرنه قدیر دیر یا زود به دست بیجان کشته خواهد شد.

خلاصه داستان قسمت ۳۷ سریال ترکی برخورد

ولی با مرال تماس میگیرد. مرال به دستشویی می رود تا پنهانی با ولی صحبت کند. ولی به مرال پیشنهاد همکاری داده و از او میخواهد که در ازای دادن خبرهای خانه قدیر،به او پول بدهد. مرال که ولی را در توطئه قتل خودش مقصر میداند، با او بحث کرده و این پیشنهاد را قبول نمیکند. او یاد تماس تلفنی زینب با قدیر در روز حادثه می افتد، که به او گفته بود دو جاسوس از طرف ولی در اداره وجود دارد. با این حال مرال این قضیه را نیز به ولی نمیگوید‌‌. یعقوب و جمیل، پیش فردی برای خرید اسلحه می روند. آن فرد، بعد از رفتن آنها با قدیر تماس گرفته و به او خبر میدهد که یعقوب و دوستش از او اسلحه خریده اند. قدیر متوجه می شود که برنامه ای از طرف آنها در راه است. صبح روز بعد، آسیه، مادر قدیر به شرکت سلیم می رود. زینب پیش سلیم است و هنگامی که آسیه می آید، او به سمت اتاق خودش می رود. وقتی آسیه اسم زینب را از سلیم می شوند، توجهش به زینب جلب شده و با دقت به او نگاه میکند. آسیه از سلیم در مورد ولی سوال میکند و میگوید که بخاطر رفتارهای اخیر ولی نگران اوست. سلیم میگوید که نگرانی ولی بخاطر مشکلش با بیجان است و به آسیه میگوید که به نفع اوست که از ولی فاصله بگیرد . آسیه با شنیدن اسم بیجان ، وحشتزده به سلیم نگاه میکند و سپس می رود. قدیر به قبرستان می رود و سر خاک زن و دخترش، با آنها درد و دل میکند. همزمان، آدم نیز با دسته گلی سر خاک ملتم می رود و بعد از آن، سر خاک خواهر ولی می رود. قدیر از پشت سر ، آدم را میبیند و بعد از رفتن آدم، جلوی قبر خواهر ولی آمده و با دیدن اسم او متعجب می شود.

او با حرص، از اینکه آدم همان جاسوس ولی باشد، عصبانی شده و سریع با جمره تماس میگیرد و از او میخواهد که لیست ملاقاتی های ولی در زمان حبسش را پیدا کند. ولی با زینب تماس میگیرد و میخواهد او را ببیند.زینب قبول نمیکند ، اما ولی میگوید که او چیزهایی در مورد پدر قدیر نیز می‌داند، و او زنده است. زینب با شنیدن این حرف شوکه شده و بخاطر قدیر، قرار با ولی را قبول میکند. ولی از او میخواهد که این بار حتما آیلین را همراهش بیاورد. کرم دم در شرکت سلیم می آید و از جمره میخواهد که پایین بیاید. هنگامی که جمره بیرون می رود، سلیم او را میبیند و متعجب می شود. او فوری دمیر را صدا می زند و در مورد رابطه اش با جمره سوال میکند. دمیر میگوید که جمره وقتی همکاری دمیر در پرونده ولی را فهمیده است ، از او جدا شده است. سلیم به او میگوید که هر طور شده باید کرم را از سر راه بردارد و از طریق نقشه ای، او را مجرم کند تا به زندان بیفتد. او به دمیر هشدار میدهد که برای موفقیتش در این شرکت،باید کرم را از میان برداشته و با جمره باشد. زینب به همراه آیلین سر قرار با ولی می رود. آیلین از دیدن ولی خوشحال می شود. زینب میخواهد در مورد پدر قدیر بداند. ولی میگوید که پدر قدیر نیز تصور میکند که او مرده است. سپس میگوید که او در قبال دادن اطلاعات در مورد خانواده قدیر،زینب را میخواهد. زینب شوکه و عصبی می شود و قصد رفتن میکند. ولی میگوید که او هرچه به قدیر نزدیک شود، قدیر پدر و مادرش را به دست نخواهد آورد و در عوض اگر به او نزدیک شود و با او باشد، قدیر نیز به خانواده اش خواهد رسید.

قسمت ۳۶ سریال ترکی برخورد
قسمت ۳۶ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۳۶ سریال ترکی برخورد

پشت چراغ قرمز، یک ماشین کنار ماشین قدیر ایستاده و چند نفر شروع به تیر اندازی به ماشین قدیر میکنند. قدیر خودش را پنهان میکند تا آسیب نبیند. او بعد از فرار آنها، مستقیم به اداره رفته و موضوع را به مدیر میگوید. او مطمئن است که این یک پیغام از طرف کسی بوده تا به قدیر هشدار بدهد، اما میگوید که این کار ولی نبوده است. ولی با یعقوب و دوست او قرار گذاشته و از آنها میخواهد که دزدی را انجام دهند. یعقوب که فکر میکند تیراندازی به مرال کار ولی بوده، به او طعنه می زند، اما ولی انکار میکند. حال مرال بهتر شده و مرخص می شود. کرم و مادر مرال، او را به خانه قدیر می آورند. قدیر با آدم در کافه قرار میگذارد‌‌. آدم بخاطر مرگ ملتم ناراحت است . قدیر میگوید که او سر نخهایی پیدا کرده و به زودی قاتل ملتم را شناسایی میکند. آدم چیزی به روی خودش نمی آورد. قدیر به خانه می آید و مرال را بخاطر قرار با یعقوب و به خطر انداختن جان خودش سرزنش میکند. سپس میگوید که بعد از بهبود حالش، به فکر جایی برای خودش باشد. بلما با دمیر قرار میگذارد و عکسی به او نشان میدهد.

او میگوید که آن عکس، عکس کودکی جمره به همراه مادرش است و در واقع مادر جمره هنگام زایمان نمرده است، و آنها باید حقیقت را بفهمند. در خانه، قدیر دوباره با مادر کرم در مورد شب حادثه صحبت میکند تا بتواند کسی که قصد کشتن او را داشت شناسایی کند. مادر کرم باز هم حقیقت را نگفته و میگوید که آن مرد را نمی‌شناخت. آدم پیش ولی می رود. ولی به او میگوید که مطمئن است که یعقوب و دوستش هنگام دزدی، قبل از انجام عملیات کشته می شوند. او از آدم میخواهد که مراقب آنها باشد تا اتفاقی برایشان نیفتد. آدم با اکراه قبول میکند. جمره به خانه قدیر می آید. مرال به عمد، سعی دارد به کرم نزدیک شود و با رفتارهایش موجب ناراحتی جمره می شود. جمره از اینکه کرم به مرال رسیدگی میکند، عصبی شده و از خانه بیرون می آید. کرم دنبال او می رود و توضیح میدهد که صرفا بخاطر اینکه جان مادرش را به مرال مدیون است از او مراقبت میکند و مرال به عمد برای اذیت کردن جمره، مقابل او دلبری میکند.

جمره حرفهای کرم را قبول کرده و قانع می شود. مدیر با ولی قرار می‌گذارد و یک فلش به او میدهد. او میگوید که ولی بخاطر احتیاجش به پول، حتما دزدی خواهد کرد و این فلش به درد قدیر خواهد خورد. قدیر، علت کمک کردن مدیر به او را درک نمیکند. مدیر میگوید که چون ولی جای مادر قدیر را میداند ، میخواهد به او کمک کند تا به مادرش برسد. ولی به خانه مادر قدیر می رود. او شروع به درد و دل کرده و از علاقه اش به یک زن میگوید. او امیدوار است که بتواند آن زن را مجذوب خودش کند. وقتی مادر قدیر اسم آن زن را میپرسد، ولی میگوید که زینب است.

قسمت ۳۵ سریال ترکی برخورد
قسمت ۳۵ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۳۵ سریال ترکی برخورد

آمبولانس به محل حادثه آمده و مرال را به بیمارستان منتقل می‌کنند. وقتی مدیر به محل حادثه می آید، قدیر به او میگوید که ولی یک جاسوس دیگر نیز دارد، اما از او میخواهد که این قضیه فعلا مخفی بماند و در اداره تظاهر کنند که جاسوس ملتم بوده و ماجرا تمام شده است. او اصرار دارد تا خودش بتواند جاسوس دوم را پیدا کند، زیرا فعلا تنها از طریق همین جاسوس می‌تواند ولی را پیدا کند. ولی پیش مادر قدیر می رود تا به او سر بزند. مادر قدیر اصرار دارد تا در مورد دختری که قدیر عاشقش بود، چیزی بداند. ولی با کلافگی میگوید که چیزی از او نمی‌داند و او باید مرگ پسرش را بپذیرد. اما مادر قدیر حس میکند که پسرش زنده است. آدم سر صحنه حادثه آمده و به جنازه ملتم نگاه میکند و گریه میکند. قدیر با تصور علاقه آدم به ملتم، او را دلداری میدهد. کرم به همراه جمره در بیمارستان هستند. مادر مرال نیز به بیمارستان می آید. کمی بعد، دکتر خبر میدهد که حال مرال خوب است و به بخش منتقل می شود.

افراد ولی، یک فلش به او میدهند که از طرف بیجان آمده است. داخل فلش، فیلم کسی است که پول بی جان را به او نداده و با بولدوزر روی او خاک می ریزند و زنده به گورش میکنند. ولی با دیدن فیلم عصبی می شود. قدیر به همراه زینب به کافه می روند. کمی بعد، یکی از همکلاسی های قدیم زینب او را دیده و برای احوالپرسی جلو می آید. قدیر به صمیمیت آن پسر واکنش نشان میدهد و باعث می شود تا او زودتر فاصله بگیرد و سر میزش برود. زینب متوجه این رفتار قدیر می شود. آدم با عصبانیت پیش ولی می رود. او بخاطر اینکه در مورد جاسوس دوم خبر نداشت، عصبانی است و به ولی میگوید که قدیم، بخاطر خواهر ولی تصمیم به کمک به او داشت و قصد داشت از قدیر انتقام بگیرد، اما حالا ولی نیز باعث شد تا ملتم کشته شود و او برایش فرقی با قدیر ندارد. ولی از واکنش آدم کلافه می شود و سعی دارد او را قانع کند.

او به آدم میگوید که تا زمان لو نرفتن جاسوس دوم، در اداره مراقب باشد و بعد از لو رفتن نیز، میتواند پیش او کار کند. آدم در حالی که غیر مستقیم ولی را تهدید میکند، از آنجا می رود. سلیم با ولی قرار میگذارد و در مورد فیلم تهدید آمیز بیجان که برای او نیز آمده است، خبر میدهد. ولی میگوید که تنها راه پس دادن پول، در حال حاضر دزدیدن پول از فردی به نام گرجی است. سلیم این کار را عاقلانه نمیداند، اما ولی میگوید که راه دیگری ندارند و نباید مشخص شود که دزدی کار او بوده است. در اداره، مدیر همه را جمع کرده و میگوید که جاسوس پیدا شده و به سزای اعمالش رسیده است. آدم پنهانی با ولی تماس میگیرد و خبر میدهد که آنها در مورد جاسوس دوم چیزی نمی‌دانند. ولی حدس می زند که مدیر تله گذاشته باشد، برای همین از آدم میخواهد که همچنان مراقب باشد.

قسمت ۳۴ سریال ترکی برخورد
قسمت ۳۴ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۳۴ سریال ترکی برخورد

وقتی ملتم از کافه بیرون می آید، قدیر دوباره او را تعقیب میکند. ولی با ملتم تماس گرفته و از او میخواهد که شب، مرال را بکشد. مرال به ناچار حرف او را قبول میکند. قدیر از پشت سر، این مکالمه را می شنود. او با کرم تماس میگیرد و از او میخواهد که شب، مراقب مرال باشد و اگر جایی رفت، او را تعقیب کند. دمیر نیز با مرال تماس میگیرد و طبق هماهنگی با ولی، برای شب با او قرار میگذارد‌‌. زینب پیش ولی می رود. ولی از اینکه زینب بدون آیلین آمده است، ناراحت می شود. او دوباره میگوید که آیلین را دختر خودش میداند و زینب از این حرف او عصبی می شود. ولی به زینب میگوید که او فقط یک سوال در مورد مادر قدیر می‌تواند بپرسد و از آن به بعد در هر دیدار، فقط یک سوال را جواب خواهد داد. زینب، علت ترک کردن قدیر توسط مادرش را می‌پرسد. ولی میگوید که مادر قدیر نیز مانند زینب که قدیر را ترک کرده بود، از نگهداری او ترسیده بود. بعد از رفتن زینب، ولی با ملتم تماس گرفته و آدرس و زمان رفتن سر قرار برای کشتن مرال را به او میدهد.

او سپس پیش بلما می رود و بابت اجیر کردن یعقوب و مرال برای کشتن جمره، او را تهدید میکند و سپس در مورد مرگ مادر جمره، به او یادآوری میکند. بلما به حرفهای ولی شک کرده و ‌وقتی به خانه می رود، فوری سراغ گاوصندوق رفته و لای مدارک، عکسی مرتبط با مادر جمره میبیند و طبق حرفهای ولی، حس میکند که مادر جمره نمرده است. زینب به دفتر سلیم برای کار می رود. او با بررسی پرونده ولی، متوجه می شود که او همزمان دو وکیل داشته است و وقتی علت را از سلیم میپرسد، او میگوید که ولی قصد داشت هر دو وکیل را به کار بگیرد، تا وکیل بهتر را انتخاب کند. مرال سر قرار می رود. کرم که او را تعقیب کرده بود، مقابل او آمده و علت این قرار پنهانی را میپرسد. مرال هول شده و از او میخواهد که از آنجا برود و در کار او دخالت نکند. کرم ناگهان فردی با ماسک مشکی که مرال را هدف گرفته است میبیند، و فوری مرال را کنار میکشد. مرال مجروح می شود. ملتم وقتی کرم را میبیند، با ولی تماس میگیرد و ولی دستور میدهد که هر دوی آنها را بکشد. ملتم جلو آمده تا آنها را بکشد، اما همان لحظه قدیر از راه رسیده و ملتم را مجبور به تسلیم شدن میکند.

او وقتی چهره ملتم را میبیند، عصبی شده و با او بخاطر جاسوسی اش دعوا میکند و او را مجبور می‌کند تا آدرس مادرش و ولی را به او بدهد. همان لحظه، زینب با نگرانی تماس گرفته و به قدیر می‌گوید که ولی حتما مانند ماجرای وکالت، دو جاسوس دارد و باید مراقب جاسوس دیگر باشند. سلیم پیش ولی می رود. ولی در مورد گذشته با او صحبت میکند و از پسری میگوید که با خواهرش ارتباط داشت و عاشق او بود. او میگوید که بعد از کشته شدن خواهرش، آن پسر به پیشنهاد ولی، برای گرفتن انتقام عشقش، پلیس می شود. او همیشه همیار ولی و فرد قابل اعتماد او بوده .آن پسر، آدم است. آدم از ساختمان بغل، اسلحه اش را تنظیم کرده و قبل از اینکه ملتم بخواهد چیزی به قدیر اعتراف کند، در حالی که اشک میریزد و به ملتم علاقه دارد، او را هدف قرار داده و میکشد.

خلاصه داستان قسمت ۳۳ سریال ترکی برخورد

ولی پولها را به دست آورده و همگی به اداره می روند. چند نفر از مامورین پلیس مجروح شده و به بیمارستان منتقل می شوند. شب، مرال با دمیر تماس گرفته و از او درخواست پول میکند. دمیر عصبی شده و به ناچار، درخواست او را قبول میکند. دمیر می‌گوید که فردا پول را به مرال میدهد. سلیم پیش ولی می آید و وقتی می شنود که او نتوانسته است پولها را به دست بیاورد، به او میگوید که این آخرین فرصت او بوده و او مدام فرصتهایش را بخاطر تاوان گرفتن از دیگران از دست میدهد، و ممکن است که به زودی خودش تاوان پس بدهد. ولی کلافه شده و دنبال راه حلی است. قدیر به کلانتری می رود. مدیر میگوید که با اینکه او پولها را نجات داده است، اما بخاطر دخالت در کار پلیس در حالی که از کار برکنار شده، بازخواست خواهد شد. قدیر اهمیتی به این قضیه نداده و به هم زدن نقشه ولی را مهمتر میداند. ولی با زینب تماس میگیرد. زینب با عصبانیت، با او بخاطر کاری که با قدیر کرد و به دروغ او را سراغ مادرش فرستاد، دعوا میکند.

ولی به او میگوید که اگر به همراه آیلین پیش او بیاید، هر چیزی که او بخواهد در مورد مادر قدیر خواهد گفت. زینب بخاطر قدیر، با اکراه قبول میکند. قدیر به خانه می آید و در مورد جاسوس اداره که به نقشه های ولی کمک میکند، صحبت میکند. زینب میگوید که شاید جاسوس مرد نباشد. قدیر به فکر فرو رفته و او را تأیید میکند. کرم مادرش را به خانه خودش می رساند. مادر کرم، به او میگوید که راجع به جمره فکر بکند، زیرا آنها در باطن به یکدیگر می آیند و معلوم است که جمره او را درک میکند. قدیر با دمیر‌ قرار میگذارد. دمیر به او میگوید که مرال از او پول میخواهد. ولی میگوید که او نباید پول را بدهد و مرال باید کشته شود. سپس یعقوب و دوست او به آنجا می آیند. ولی با آنها همدست شده تا مرال را بکشند. او از یعقوب می شنود که بلما از آنها خواسته بود تا جمره را بکشند. ولی عصبی شده و میگوید که جمره نباید هیچگونه آسیبی ببیند. روز بعد، قدیر با ملتم تماس گرفته و در حرفهایش میگوید که جاسوس از طریق زینب شناسایی شده است و به زودی برای بازجویی دستگیر می شود. ملتم شوکه می شود و سریع با ولی تماس میگیرد و میخواهد با او قطع همکاری کند، اما ولی باز هم اجازه نمی‌دهد و از او میخواهد تا پایان ماموریت آخرش بماند.

ملتم بعد از قطع تماس، سیم‌کارت را داخل سطل زباله می اندازد. قدیر که از دور او را تحت نظر داشته، جلو رفته و سیمکارت را از سطل زباله برمیدارد. او ملتم را تعقیب کرده و متوجه می شود که سر قرار با آدم رفته است. قدیر از اینکه آدم از ملتم خوشش آمده عصبی می شود. جمره که حدس می زند کرم، به دنبال رویاهایش به مغازه ای که آن را دوست دارد رفته است، به آنجا می رود و کرم را میبیند. او از احساسش به کرم میگوید. کرم خوشحال شده و او نیز به جمره ابراز علاقه میکند.

خلاصه داستان قسمت ۳۲ سریال ترکی برخورد

سلیم با قدیر قرار میگذارد‌، و به او خبر میدهد که امروز قرار است پولهایی را که قدیر با پولهای تقلبی غالب جابجا کرده بود، به خزانه منتقل شوند. او از ولی میخواهد که هرطور شده پولها را به دست بیاورد و از جاسوس خودش در اداره کمک بگیرد. او به ولی هشدار میدهد که بیجان، منتظر گرفتن ده میلیون یورو است‌. زینب، آیلین را به پارک می برد. ولی به آنجا آمده و آیلین با دیدن او ذوق‌زده می شود. زینب اجازه نزدیک شدن ولی به آیلین را نمی‌دهد و ولی را بخاطر آمدنش دعوا میکند. ولی به او میگوید که به زودی با او تماس میگیرد و قراری می‌گذارد، زیرا میخواهد پیشنهادی به او بدهد که زینب آن را قبول خواهد کرد. سپس می رود. کرم به همراه مرال سر قرار با دمیر می رود. دمیر با دیدن مرال شوکه شده و هول می شود. کرم به دمیر میگوید که در صورت دادن جواب مثبت مرال، دمیر را خواهد کشت. سپس از مرال میپرسد که آیا دمیر قصد کشتن مادرش را داشته یا نه. مرال حقیقت را نمی‌گوید. کرم دمیر را رها کرده و می رود. ملتم به دیدن ولی می آید. او از ولی شاکی است و میگوید که در عملیات تهدید زینب، نزدیک بود لو برود، اما هیچ امنیتی ندارد و در صورت دردسر، کسی او را کمک‌ نخواهد کرد. او میگوید که دیگر قصد ادامه همکاری با ولی را ندارد، اما ولی او را تهدید میکند و میگوید که باید آخرین خواسته او را انجام دهد و سپس میتواند از او جدا شود.

او با ناراحتی بیرون می آید. کمی بعد، گوشی قدیر زنگ خورده و صدای کامپیوتری جاسوس، به او میگوید که قصد دارد با ولی قطع همکاری کند و از قدیر برای کم شدن مجازاتش کمک میخواهد. او آدرس خانه مادر قدیر را به او میدهد تا حسن نیتش را نشان دهد و حمایت قدیر را جلب کند. قدیر شوکه شده و استرس میگیرد. او با زینب تماس گرفته و ماجرا را میگوید. سپس به خانه می رود و به همراه زینب حاضر می شوند تا به دیدن مادرش برود. مادر قدیر در خانه، برای زنی که همراه اوست درد و دل کرده و میگوید که مطمئن است پسرش زنده است و روزی به دیدن او خواهد آمد. قدیر و زینب به آدرس مورد نظر می روند و بعد از دیدن زنی که خودش را مادر قدیر معرفی میکند، قدیر به او شک کرده و متوجه می شود که از طرف ولی گول خورده است. او می فهمد که ولی برای اینکه سر قدیر گرم شود چنین نقشه ای کشیده است. او با تماس با مدیر، می فهمد که پول ها در حال انتقال هستند و مطمئن می شود که ولی قرار است به ماشین حمل پول، حمله کند. او با آدم تماس گرفته و خبر میدهد. ماشین های افراد مسلح به ماشین های پلیس حمله کرده و شروع به تیراندازی میکنند. همان لحظه، قدیر نیز از راه می رسد و با کشتن چند نفر از آن افراد، مانع دزدیدن پول می شود. ولی با فهمیدن این قضیه عصبی می شود.

قسمت ۳۱ سریال ترکی برخورد
قسمت ۳۱ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۳۱ سریال ترکی برخورد

کرم به خانه پدرش می رود و دیوانه وار دنبال مادرش میگردد، اما جای او را خالی می بیند. جمره به خانه قدیر رفته و با گریه میگوید که مادر کرم کشته شده است. سپس کرم به آنجا می آید و امیدوارانه سراغ مادرش را میگیرد. قدیر او را آرام میکند و میگوید که مادرش را پیدا خواهند کرد، سپس از خانه بیرون می آیند. همان لحظه، مادر کرم داخل کوچه می آید. کرم از دیدن او شوکه شده و مادرش را بغل میکند. سپس مرال از پشت سر، به آنها نزدیک می شود. مادر کرم می‌گوید که مرال او را نجات داده است. مشخص می شود که در پارکینگ، مرال که بین زندگی کرم و گرفتن پول از ولی، کرم را انتخاب کرده و پولی نصیبش نشده، ماشین ولی را تعقیب کرده و هنگامی که دمیر قصد کشتن مادر کرم را داشته، مرال با اسلحه اش او را تهدید کرده و مادر کرم را فراری داده است. کرم از مرال تشکر کرده و بخاطر امنیت جان او، از قدیر میخواهد که به طور موقت مرال در خانه آنها باشد.

جمره از این قضیه ناراضی به نظر می‌رسد. مرال میگوید که شخص مسلحی که قصد کشتن مادر کرم را داشته است، نمی‌شناسد. ولی وقتی می فهمد که دمیر، مادر کرم را نکشته است، عصبی شده و میگوید که مرال به زودی برای باجگیری سراغ او خواهد آمد. در خانه، مرال مادر کرم را کناری کشیده و میگوید که آن شخص را می‌شناسد، اما به هیچ وجه نباید به کرم بگویند که چه کسی قصد کشتن او را داشته، وگرنه کرم او را خواهد کشت و دوباره به زندان می رود. قدیر که نگران امنیت خانه است، تا صبح بیدار میماند تا مواظب خانه باشد. روز بعد، زینب سر قرار با سلیم رفته و پیشنهاد او را برای همکاری قبول میکند. او سپس پیش قدیر می رود و میگوید که بخاطر پیدا کردن مادر قدیر، تصمیم به این همکاری گرفته است. قدیر از اینکه زینب را در کنار خودش دارد خوشحال است و حس میکند که جای خالی دنیز، با آیلین پر شده است و خانه دوباره پر جنب و جوش شده است.

قسمت 30 سریال ترکی برخورد
قسمت ۳۰ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۳۰ سریال ترکی برخورد

در اداره، آدم در حال شنود کردن تلفن همکاران است. او سپس سر قرار با ملتم می رود. ملتم با نگرانی به او میگوید که پیش قدیر بوده و قدیر فکر میکند که آدم جاسوس ولی است. آدم از شنیدن این حرف متعجب می شود.او از اینکه ملتم در مدت کوتاهی به او اعتماد دارد، اما قدیر بعد از چندین سال کار به او اعتماد ندارد، ناراحت می شود. کمی بعد، آدم پنهانی با قدیر تماس میگیرد و میگوید که طبق حدسشان، ملتم حرفهای قدیر را به او گفته است. قدیر به آدم میگوید که از اول نیز درست گفته بود و این فرد قابل اعتماد نبوده و به درد بخش آنها نمی‌خورد. ولی با زینب تماس میگیرد و به او میگوید که با گرفتن آیلین از او، در حق او بدی کرده اند زیرا آیلین دختر اوست و غالب لیاقت پدر بودن را نداشته است. زینب از حرفهای ولی عصبی شده و با او بحث میکند. بعد از قطع تماس، زینب با آیلین صحبت کرده و به او میفهماند که غالب مرده است. مرال سر قرار با جمره می رود تا فیلم را به او بدهد. کرم ، به جای جمره مقابل مرال سبز شده و بخاطر اینکه بابت پاک کردن فیلم به او دروغ گفته بود، با او بحث میکند. او به زور، فیلم را از مرال میخواهد و پولی نیز به او نمی‌دهد. همان لحظه، قدیر نیز از پشت ستون بیرون آمده و مرال را تحت فشار می‌گذارد. مرال یک فلش به قدیر میدهد و سپس می رود.

وقتی قدیر فلش را پخش میکند، به جای فیلم مورد نظر، فیلم ولی را میبیند. ولی برای عذاب دادن قدیر، میگوید که مادر او تصور میکند که قدیر مرده است و سر خاک فرضی او می رود. او میگوید که پسرش را به دروغ برای او کشته است و خودش را به جای پسرش به او نزدیک کرده‌است و حالا او مادر ولی است. او سپس میگوید که مادرش همین حالا در قبرستان است و او باید بین رفتن پیش مادرش و یا رفتن پیش زینب یکی را انتخاب کند ، زیرا آن یکی خواهد مرد. قدیر به سرعت به سمت خانه می رود تا زینب را که افراد ولی با اسلحه او را گیر انداخته اند، نجات دهد. فردی که با اسلحه به خانه رفته و زینب را تهدید میکند، هنگامی که بیرون می آید ، ماسک خود را برداشته و مشخص می شود که او ملتم است. داخل فیلم، ولی از کرم نیز میخواهد که بین مادرش و جمره یکی را انتخاب کند و آدرس هر دوی آنها را به کرم میگوید. کرم به سرعت به سمت آدرس مادرش می رود اما به جای مادرش، جمره را میبیند و میفهمد که گول خورده است. سپس قدیر با او تماس گرفته و مادرش را به او نشان میدهد و از او میخواهد که حرفهای آخرش را به پسرش بزند.ولی به التماس‌های کرم گوش نمی‌دهد و از فردی که با اسلحه بالای سر مادر کرم ایستاده، میخواهد که او را بکشد. شخصی که اسلحه به دست است، دمیر است. کرم داخل کوچه آمده و دیوانه وار مادرش را صدا می زند.

سریال ترکی تصادف قسمت 29
سریال ترکی تصادف قسمت ۲۹

خلاصه داستان قسمت ۲۹ سریال ترکی برخورد

قدیر زینب را به خانه جدیدی که برای سکونت این مدت همگی در نظر گرفته است، می برد تا خانه را به او نشان دهد. زینب از خانه خوشش آمده و آنها از خاطرات و خواسته های گذشته خود در مورد خانه شان صحبت میکنند. زینب با ناراحتی به قدیر می‌گوید که باید در مورد غالب با آیلین صحبت کند. او با یادآوری از دست دادن پدر خودش، ناراحت شده و نگران تجربه بد برای آیلین است. قدیر او را دلداری میدهد و میگوید که آیلین مثل کودکی خود زینب تنها نیست و همه پیش او هستند و از او حمایت می‌کنند. کرم و جمره در ماشین هستند. جمره از اینکه زندگی اخیرش بی برنامه شده، کلافه است. او و کرم در مورد آرزوها و اهدافشان صحبت میکنند. کرم، جمره را به کارگاهی متروکه می برد و میگوید که که از بچگی به موتور سیکلت علاقه داشته و روزی آن مغازه را باز خواهد کرد و وقتی پولدار شد، مادرش را پیش خودش می آورد تا زندگی خوب و راحتی داشته باشد. همگی به سمت خانه می روند. ولی داخل ماشین خود از دور آنها را می بیند و از اینکه آنها با یکدیگر خانواده ای تشکیل داده اند عصبی می شود، و تصمیم دارد به زودی درس عبرتی به قدیر بدهد.

مادر کرم به همراه آیلین، تنها در خانه بوده و با یکدیگر حسابی دوست شده اند و در نبود اعضای خانه، به کمک یکدیگر کیک و شام پخته اند.کرم، مادرش را به سمت خانه می برد. مادر او در راه در مورد جمره از کرم سوال میکند ،اما کرم میگوید‌ که چیزی بین آنها نیست. او مادرش را به خانه می رساند و و سپس سریع به خانه برمی‌گردد تا پیش جمره باشد. قدیر نیز متوجه علاقه کرم به جمره شده است. شب قبل از خواب، قدیر برای آیلین داستان تعریف میکند تا او را بخواباند. رابطه آیلین با قدیر بهتر شده اما از او میترسد. روز بعد، قدیر با ملتم، دختر جدیدی که به شعبه آنها اضافه شده بود، قرار میگذارد.‌او به ملتم میگوید که یک جاسوس در اداره وجود دارد و از او میخواهد که حواسش را جمع کند. قدیر می‌گوید که مطمئن است آن جاسوس، آدم است. ملتم شوکه شده و باورش نمی شود. قدیر از او میخواهد که چشم و گوش او در اداره باشد و از آدم مدارک کافی جمع کند. ملتم قبول کرده و فوری از کافه بیرون می آید.

خلاصه داستان قسمت ۲۸ سریال ترکی برخورد

قدیر به اداره می رود تا وسایلش را جمع کند. آدم پیش او می آید و فیلم شب حمله به بیمارستان را پنهانی به او میدهد تا شاید به دردش بخورد. ولی با قدیر تماس میگیرد و زنده بودن خودش را اعلام میکند. او نسبت به اینکه قدیر دیگر پلیس نیست، او را حرص میدهد و سپس می‌گوید که حق با قدیر بوده و همانطور که حدس می زد، مادرش او را اصلا دوست نداشته و برای همین او را در پرورشگاه رها کرده است. قدیر با شنیدن این حرفها عصبی می شود. جمره به شرکت پیش دمیر می رود و بابت رابطه او و بلما شروع به دادو میداد میکند. او میگوید که این قضیه را به سلیم نیز خواهد گفت. دمیر می‌گوید که او مدرکی بابت این قضیه ندارد، اما جمره میگوید که فیلم را از مرال خواهد گرفت. بعد از رفتن جمره، دمیر با ولی تماس میگیرد و بابت گرفتن فیلم ابراز نگرانی میکند‌‌. ولی میگوید که این قضیه را حل خواهد کرد. قدیر پیش زینب می رود و حرفهای ولی را در مورد مادرش به او میگوید. زینب قدیر را دلداری داده و میگوید که ولی به عمد و برای اذیت کردن او دروغ گفته است. سپس میگوید که بخاطر کمک به پیدا شدن مادر قدیر از طریق ولی، قصد دارد پیشنهاد کاری سلیم را قبول کند تا به آنها نزدیک باشد. قدیر با چنین کاری مخالف است، اما زینب میگوید که بخاطر جبران پیدا کردن آیلین، هرکاری برای قدیر میکند. مادر قدیر به همراه دختری در آشپزخانه مشغول صحبت است.

او که فکر میکند اسم قدیر یوسف است، به آن دختر که بهار نام دارد، میگوید که از ولی شنیده است که یوسف دختری را دوست داشته است، و او خیلی مشتاق است که آن دختر را ببیند تا از طریق او پسرش را بهتر بشناسد و دلتنگی اش نسبت به یوسف کم شود. او خیلی ناراحت است و بهار او را دلداری میدهد. ولی، یعقوب و مرال را از طریق افرادش دزدیده و پیش خودش می آورد. افراد او یعقوب را کتک می زنند. ولی پیش مرال می آید و به او پیشنهاد میدهد که بین منصرف شدن از گرفتن پول بابت فیلم و مردن کرم، یکی را انتخاب کند. مرال ترجیح میدهد که گرفتن پول و مردن جمره نیز یکی از گزینه ها باشد. جمره پیش بلما می رود و با او نیز دعوا میکند.بلما طبق حرفهای دمیر، با خونسردی با جمره برخورد کرده و او را کفری میکند. او میگوید که بخاطر پول پدرش با او زندگی میکند و جمره نیز نمیتواند چیزی را ثابت کند. جمره که از دست بلما کلافه می شود، از خانه بیرون می آید.

قسمت 27 سریال ترکی برخورد
قسمت ۲۷ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۲۷ سریال ترکی برخورد

روز بعد، حال ولی کمی بهتر شده و سرپا می شود. آن زن، که مادر قدیر است، در مورد وضعیت زندگی قدیر از ولی سوال میکند. او کنجکاو است تا بداند که قدیر عاشق شده است یا نه. ولی به او در مورد زینب و رابطه آنها از دوران پرورشگاه می گوید. مادر قدیر، با ولی خیلی خوب برخورد کرده و به او میگوید که او را مانند پسر خودش دوست دارد. بعد از رفتن مادر قدیر، سلیم و دمیر به دیدن ولی می روند.ولی ابتدا بخاطر اینکه فکر میکند دمیر آنها را لو داده است، قصد دارد او را بکشد. سلیم توضیح میدهد که دمیر بی تقصیر است و جمره باعث لو رفتن آنها شده است. ولی تصمیم می‌گیرد هر طور که شده از قدیر انتقام بگیرد و میخواهد یکی از افراد ولی را بکشد. سلیم به او هشدار میدهد که حق ندارد بلایی سر جمره بیاورد. بعد از رفتن سلیم، ولی با دمیر صحبت کرده و به روی او می آورد که از رابطه او و بلما خبر دارد. دمیر در مورد فیلم و تهدید یعقوب به ولی میگوید.‌ولی به دمیر میگوید که در ازای همکاری با او و کشتن کسی، فیلم را به دست می آورد تا برای او دردسر نشود. دمیر این پیشنهاد را قبول میکند .

سلیم با جمره تماس گرفته و از او میخواهد که قرار ملاقاتی با زینب برای او ترتیب دهد.بعد از قطع این تماس، زینب تمایلی به این ملاقات ندارد اما قدیر میگوید، که مطمئن است که سلیم رابطی برای ولی است و ولی قصد دارد با زینب ارتباط برقرار کند. او از زینب میخواهد که سر این قرار برود و خطری او را تهدید نمی‌کند. قدیر که حدس می زند دمیر نیز برای ولی کار میکند، از جمره میخواهد که پیش دمیر برود و رابطه او و بلما را به روی او بیاورد تا ذهن دمیر درگیر شده و در کارش اشتباه کند. ولی با جاسوس خود در اداره پلیس تماس گرفته و از او میخواهد که آدرس یعقوب را پیدا کند و همچنین به وقتش، کسی که ولی میگوید را بکشد. مدیر با عصبانیت به شرکت سلیم می رود و او را تهدید میکند که اگر در ماجرای دزدی ولی از بیمارستان دستی داشته باشد، خودش او را خواهد کشت. او سپس مانند قدیر،با اسلحه خود شیشه اتاق سلیم را می شکند. کرم به همراه جمره به سمت شرکت می روند، زیرا قدیر از کرم خواسته است که به هیچ وجه از جمره فاصله می‌گیرد و مراقب او باشد. کرم برای مراقبت از آیلین، مادر خودش را به خانه قدیر می آورد. وقتی زینب به شرکت سلیم می رود، سلیم به او پیشنهاد کار در شرکت را می دهد.

قسمت 26 سریال ترکی برخورد
قسمت ۲۶ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۲۶ سریال ترکی برخورد

مرال پیش یعقوب است. یعقوب، در حالی که به فیلم رابطه دمیر و بلما نگاه میکند، به مرال میگوید که دیگر چیزی را از او مخفی نکند. روز بعد، یعقوب به شرکت سلیم می رود. او وسط لابی شرکت روی میز رفته و با صدای موزیک، شروع به خواندن کرده و روی میز می‌رقصد. همه به او خیره می شوند. کمی بعد دمیر و بلما با دیدن او متعجب شده و پایین می آیند. یعقوب، در حال رقصیدن فیلم را به آنها نشان میدهد. همان لحظه، سلیم به شرکت می آید. دمیر و بلما هول شده و چیزی به روی خودشان نمی آورند. یعقوب نیز بدون هیچ حرفی از شرکت می رود. در خانه، آیلین که به ولی عادت کرده بود، از اینکه قدیر او را مجروح کرده ناراحت است و از قدیر دوری میکند. زینب سعی دارد آیلین را قانع کند که ولی آدم بدی بوده است و قدیر مرد خوبی است. کرم به همراه قدیر به تعمیرگاه دوست کرم می روند تا طلاهای دزدیده شده را از یعقوب پس بگیرند. یعقوب که در تعمیرگاه است، افراد خودش را جمع کرده و آنها بر سر طلاها شرط بندی میکنند، و سپس شروع به کتک کاری می‌کنند.

کرم و قدیر همه افراد یعقوب و خود او را به شدت کتک زده و سپس طلاها را با خودشان می برند. قدیر به بیمارستان رفته و بالای سر ولی می رود. او با ولی در حالی که بیهوش است صحبت میکند و از او میخواهد که به او بگوید مادرش کیست. او میگوید که تا وقتی مادرش را به او معرفی نکرده، نباید بمیرد. شب همگی در خانه قدیر سر میز شام هستند. زینب از اینکه دخترش را پس گرفته و ولی نیز دستگیر شده، خوشحال است و احساس آرامش میکند. کرم نیز طلاهای جمره را به او پس میدهد. اما قدیر به زینب می‌گوید که این تازه اول راه است و از این به بعد آنها دشمنان زیادی خواهند داشت که قصد ایجاد مشکل در زندگی آنها را دارند. سلیم در شرکت، مشغول بررسی پرونده‌ کرم است تا او را بهتر بشناسد و نقشه هایی دارد. همان لحظه، از طرف بی جان، کسی که سر دسته باند ولی است، به سلیم پیام می دهند که باید ولی را از بیمارستان فراری دهد.

تعدادی افراد مسلح به بیمارستان حمله کرده، و پلیسها را متفرق کرده و تیراندازی میکنند و موفق به بیرون بردن ولی از بیمارستان می شوند. بلما سر قرار با یعقوب و مرال می رود‌.او به یعقوب میگوید که در ازای کشتن جمره، به او پول خیلی خوبی میدهد. مرال این پیشنهاد را قبول کرده و میگوید که خودش جمره را می کشد. ولی به یک ساختمان منتقل می شود.زنی بالای سر او آمده و دست ولی را میگیرد. ولی به هوش می آید و با لبخند رو به آن زن میگوید :«مادرم رو گرفتن. اما روزگار بهم یه مادر دیگه داد»

قسمت 25 سریال ترکی برخورد
قسمت ۲۵ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۲۵ سریال ترکی برخورد

سلیم سعی دارد که جمره را آرام و توجیه کند، اما جمره با عصبانیت میگوید که دیگر دختر سلیم نیست و نمی‌تواند با دروغهای آنها زندگی کند. ولی به همراه آیلین به پشت بام می رود. ولی، آیلین را پنهان میکند و از او میخواهد که بیرون نیاید. قدیر، اسلحه ای به کرم میدهد و از او میخواهد که مراقب ساختمان و افراد ولی باشد. او مسئولیت تیر اندازی کرم را به عهده می‌گیرد. سپس به پشت بام آمده و با ولی رو در رو می شود. آنها مدام به سمت یکدیگر شلیک کرده و پنهان می شوند. جمره به همراه زینب به زیرزمین رفته و مراقب است تا زینب به طبقه بالا نرود. کرم نیز در ساختمان کشیک می دهد تا کسی داخل نیاید. سلیم به داخل ساختمان برگشته و بخاطر تهدید کرم، با او بحثش می شود. کرم با زور و تهدید او را از ساختمان بیرون می کند. قدیر و ولی در پشت بام مشغول بحث و تیر اندازی به یکدیگر هستند. قدیر به ولی میگوید که مقصر خود او بوده است که بخاطر کار خلاف باعث مرگ خانواده اش شده است.

او میگوید که آنها باز هم می‌توانند با یکدیگر برادر باشند. ولی میگوید که هرگز برادر دیگری نخواهد داشت.قدیر بالاخره ولی را گیر انداخته و به او تیر می زند. ولی در حالی که مجروح شده، به قدیر می‌گوید که مادر او را پیدا کرده است. قدیر شوکه می شود. ولی از حال می رود. قدیر با آمبولانس تماس میگیرد و ولی را به بیمارستان منتقل می کنند. او آیلین را پیدا کرده و به دست زینب می رساند. زینب از دیدن این خوشحال شده و او را به آغوش می‌کشد. سلیم با عصبانیت سراغ دمیر می آید و از تصور جاسوس بودن و همدستی او با قدیر و پلیس،با او دعوا میکند. دمیر چنین چیزی را انکار میکند. آنها به شماره ای که پیام داده بود تماس می‌گیرند. قدیر جواب داده و میگوید که پیام دادن کار او بوده است. او به عمد با حرفهایش، حرص سلیم را در می آورد. سلیم با عصبانیت با مدیر تماس میگیرد و خبر میدهد که قدیر بدون داشتن حکم قضایی و خارج از مأموریت، اقدام به حمله به ولی کرده است و خودش ماموریت خودسرانه ای انجام داده است.

مدیر از کارهای قدیر عصبی می شود. او به بیمارستان می رود و درجه و اسلحه قدیر را از او میگیرد. ولی در اتاق عمل است و وضعیت خوبی ندارد. کمی بعد، قدیر به خانه برمی‌گردد. جمره که دیگر قصد ندارد به خانه برگردد، تصمیم می‌گیرد به هتلی برود. کرم به اصرار او را همراهی میکند. از رفتار بین کرم و جمره مشخص است که علاقه ای دو طرفه بین آنها شکل گرفته است.

قسمت 24 سریال ترکی برخورد
قسمت ۲۴ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۲۴ سریال ترکی برخورد

جمره به شرکت رفته و به اتاق سلیم می رود، تا موبایل پنهانی او را پیدا کند. وقتی او در حال گشتن است، دمیر وارد اتاق می شود. جمره وانمود میکند که دنبال پرونده ای میگردد. دمیر به جمره نزدیک شده و میخواهد او را ببوسد، اما جمره به بهانه حرمت اتاق پدرش از او فاصله می‌گیرد و بیرون می رود. مدیر، قدیر را صدا زده و به او میگوید که بابت شکایت سلیم، مدتی از کار تعلیق شده و پرونده ولی را از او میگیرد. وقتی که قدیر متوجه می شود که سلیم بعد از گذشت چند ماه، تازه از او شکایت کرده است، به سلیم شک میکند و سریع با جمره تماس میگیرد. او به جمره میگوید که سلیم دیگر با ولی کار نمیکند و مطمئن است که کارهایش را به فردی مورد اعتماد خودش سپرده است. جمره میگوید که نزدیک ترین فرد به سلیم، دمیر است. او سریع به اتاق دمیر می رود و دنبال گوشی می گردد. سپس گوشی را داخل جیب کت دمیر پیدا میکند و با خودش تماس میگیرد تا شماره آن را پیدا کند. همان لحظه دمیر وارد اتاق می شود.

جمره سریع گوشی را سر جایش گذاشته و با بوسیدن دمیر، وانمود میکند که بخاطر او به اتاق آمده بود. سپس بیرون آمده و دهانش را با کراهت پاک میکند. زینب سر خاک پدرش می رود. ولی که از آیلین شنیده است که زینب بیشتر مواقع سر خاک پدرش می رود، به آنجا رفته تا زینب را ببیند. زینب با دیدن ولی، عصبانی می شود. ولی میگوید که اگر آیلین را به زینب بدهد، دیگر نمی‌تواند او را ببیند. او میگوید که زینب دیگر حالا فقط نقطه ضعف قدیر نیست، بلکه نقطه ضعف او نیز هست. زینب که چاقویی در جیب دارد، با خشم به ولی حمله کرده و چاقو را در شانه او فرو میکند. ولی با اسلحه به سمت زینب نشانه رفته و با تهدید او را از خودش دور می کند. کرم به خانه مادر مرال می رود.مرال در اتاقش، مشغول پاک کردن فیلم در کامپیوتر است. کرم پیش مرال می رود. مرال از دیدن کرم شوکه می شود و با نگاهی عاشقانه به او خیره می شود. کرم بی مقدمه از او فیلم را میخواهد.

مرال میگوید که فیلم را پاک کرده است. او از اینکه کرم به جمره علاقه دارد عصبی است و سعی دارد به کرم نزدیک شود، اما کرم از او فاصله می‌گیرد. مرال با حسرت به او میگوید که بخاطر کرم،تمام سعی اش را میکند تا به جمره کمک کند. زینب با قدیر در کافه قرار گذاشته و به او میگوید که ولی را دیده و او را با چاقو زخمی کرده است. قدیر از این کار زینب عصبی می شود. دمیر پیش سلیم آمده و به او میگوید که از خط ولی برای او پیامی آمده و از سلیم خواسته شده تا به دیدن ولی برود. قدیر به خانه می رود و به زینب میگوید که امشب حتما آیلین را پس خواهد گرفت. او نقشه ای کشیده و از کرم میخواهد که با هماهنگی او به آدرسی که ارسال میکند برود. شب، سلیم به خانه ولی می رود. ولی از دیدن او متعجب شده و میگوید که او پیامی نفرستاده و این یک تله است. او فوری دست آیلین را گرفته و میخواهد از آنجا فرار کند. سلیم نیز از در خانه بیرون می آید. او داخل کوچه، جمره را می‌بیند که با عصبانیت با او بخاطر دروغ‌هایش و همدستی با ولی و دانستن جای آیلین، دعوا میکند.

قسمت 23 سریال ترکی برخورد
قسمت ۲۳ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۲۳ سریال ترکی برخورد

قدیر بالاخره وارد ساختمان شده و وقتی زینب را در وضعیت آشفته می‌بیند ، او را بغل کرده و دلداری میدهد. در روز دادگاه، زینب به همراه جمره به عنوان وکیلش، در جلسه حاضر شده و تبرئه می شود. قدیر از او میخواهد که به عمد در مقابل خبرنگاران حرف بزند و با حرفهایش باعث شود تا ولی از رفتن منصرف شود، زیرا او مطمئن است که ولی قصد رفتن از کشور را دارد و آنوقت دیگر به آیلین دسترسی نخواهند داشت. زینب مقابل دوربین، میگوید که حاضر است کسی که به او بدی کرده را ببخشد و از او نفرت ندارد. او غیر مستقیم به ولی اشاره میکند. ولی به همراه آیلین قصد دارد سوار قایق شده و شهر را ترک کنند. او وقتی فیلم پخش شده زینب را در اخبار میبیند، از رفتن منصرف می شود. او تصمیم گرفته است که هر طور شده زینب را به دست بیاورد. در اداره، سلیم به همراه برگه ای پیش مدیر آمده و میگوید که از قدیر بخاطر خسارت و تیر اندازی در شرکتش شکایت کرده است. مدیر متعجب می شود و سپس با قدیر بخاطر چنین کاری دعوا میکند. قدیر به خانه می آید و به همراه کرم و جمره و زینب، مشغول نقشه کشیدن برای پیدا کردن آیلین هستند.

قدیر از جمره میخواهد که هر طور شده، موبایل پنهان پدرش را پیدا کند و شماره آن را به قدیر بدهد. از کرم نیز میخواهد که فیلمی که دست مرال است از او بگیرد. همچنین از زینب میخواهد که منتظر ولی باشد، زیرا او به زودی به سراغش می آید و از زینب میخواهد رفتار اشتباهی نکند. سلیم، دمیر را با خودش پیش ولی می برد و به او میگوید که از این به بعد کارها را به او می سپارد. او به ولی اطمینان میدهد که دمیر قابل اعتماد است. ولی دمیر را تهدید میکند که در صورت هرگونه خطایی، او را خواهد کشت. سپس با یکدیگر در مورد روند کارشان صحبت میکنند. او از دمیر میخواهد که پول هایش را پیدا کند و از طریق جاسوسش، به او برساند. همچنین تذکر میدهد که سیم‌کارت گوشی پنهان را بعد از استفاده،بیرون بیندازد. کرم به خانه مادرش می رود و وقتی میفهمد پدرش، مادرش را دوباره کتک زده، عصبانی شده و این بار پدرش را تهدید به مرگ میکند. سپس به مادرش امید میدهد که به زودی او را از آنجا می برد. در شرکت، سلیم پیش جمره می رود. جمره با سلیم خوب برخورد میکند و سعی دارد از رفتار او چیزی بفهمد. سلیم میگوید که وکالت ولی را کنار گذاشته است و دیگر نمیخواهد کاری که جمره را ناراحت میکند انجام دهد. جمره از او در مورد جای آیلین سوال میکند و سلیم در این مورد اظهار بی اطلاعی میکند و میگوید که اگر جای بچه را میدانست حتما خبر میداد. بعد از رفتن سلیم از اتاق، قدیر با جمره تماس گرفته و تاکید میکند که برای پیدا کردن آیلین او باید موبایل پنهان پدرش را پیدا کند.

قسمت 22 سریال ترکی برخورد
قسمت ۲۲ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۲۲ سریال ترکی برخورد

ولی با بهت و ناراحتی، بالای سر جنازه ها می رود و با گریه با آنها حرف می زند. در زمان حال، آیلین وقتی متوجه می شود که حال ولی بد شده و روی زمین افتاده، سریع قرص او را برداشته و داخل دهانش میگذارد‌. او ولی را نوازش میکند و از او میخواهد که زودتر خوب شود. زینب و قدیر منتظر خبری از سمت ولی هستند. ولی با زینب تماس میگیرد و آدرس دیگری به او میدهد. سپس به او میگوید که آیلین زندگی اش را نجات داده و از اینکه زینب دختر مهربانی تربیت کرده است، از او تشکر میکند. زینب به آدرس مورد نظر می رود تا طبق دستورهای ولی عمل کند. قدیر نیز همچنان تعو را تعقیب میکند. زینب به یک ساختمان متروکه می رود.قدیر با مدیر تماس میگیرد و آدرس را به او میگوید، اما از آنها میخواهد که فعلا اقدامی نکنند. مدیر از او میخواهد که بی اجازه و به اختیار خودش اقدامی نکند، اما قدیر میگوید که خودش به شخصه ولی را مجازات خواهد کرد. مدیر که نگران قدیر و کارهای او می شود، اکیپ خودش را به منطقه اعزام میکند. جمره سر قرار با مرال می رود. مرال بابت دادن فیلم از او پول میخواهد. جمره قبول نمیکند و قصد دارد برود.

همان لحظه، مرال فیلم را برای او پخش میکند. جمره با دیدن دمیر و بلما در حین رابطه، شوکه می شود. کرم خودش را به خانه قدیر می رساند و او را صدا می زند. او متوجه می شود کسی خانه نیست. کمی بعد، او از شدت خونریزی از حال می رود. غالب نیز به ساختمانی که زینب رفته است، می‌رود. زینب از دیدن او متعجب شده و از اینکه طبق نقشه عمل نکرده و در مکان خودش نمانده بود از غالب عصبانی می شود. او نگران آیلین است و میترسد که ولی دیگر بچه را به او ندهد. ولی به همراه تعداد زیادی از افرادش، در محله، پایین ساختمان، قدیر را به همراه اکیپ پلیس می بیند. او از اینکه زینب به همراه پلیس آمده است عصبانی شده، سپس وارد ساختمان می شود.‌قدیر قصد دارد به دنبال زینب برود اما افراد ولی جلوی او را گرفته و همه افراد پلیس را کتک زده و درگیری ایجاد می شود. ولی با زینب بخاطر خبر دادن به پلیس و هم‌دستی با قدیر دعوا میکند. سپس زینب را وادار میکند تا غالب را بکشد، وگرنه آیلین را به او نمی‌دهد. زینب با آشفتگی، چنینی کاری را رد میکند. ولی به زور، اسلحه را در دست زینب میگذارد و میگوید که در غیر این صورت آیلین را میکشد. سپس دست زینب را فشار میدهد تا به سمت غالب شلیک شود. او چندین گلوله به غالب می زند و او را میکشد. زینب با ناراحتی گریه می کند و جیغ میکشد. افراد ولی، جنازه غالب را برداشته و از آنجا می روند.

قسمت 21 سریال ترکی برخورد
قسمت ۲۱ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۲۱ سریال ترکی برخورد

جمره به خانه برمیگردد‌ و متوجه می شود که کرم از خانه فرار کرده است. او بخاطر حواس پرتی دمیر با او بحث میکند و با عصبانیت، از خانه خارج شده تا دنبال کرم برود. همان لحظه، مرال با جمره تماس میگیرد و با نگرانی حال کرم را از او می پرسد. جمره از اینکه مرال نگران کرم است حرصش گرفته و جواب او را نمی‌دهد. مرال بی مقدمه میگوید که فیلمی که جمره میخواهد دست اوست، و با او قرار میگذارد تا فیلم را به او بدهد. هنگامی که مرال قصد دارد از خانه خارج شود، یعقوب جلوی او را میگیرد. مرال به بهانه خبر گرفتن از وضعیت کرم برای فرار خودشان از دست پلیس، یعقوب را قانع میکند تا بتواند از خانه خارج بشود. زینب از در خانه بیرون آمده تا سراغ ولی برود. قدیر که دم خانه او رسیده است، زینب را تعقیب میکند. ولی در خانه حالش بد شده و روی زمین می افتد. او در این حالت، یاد زمان گذشته می افتد : مدیر به قدیر اطلاع میدهد که پودری که او برای آزمایش داده بود، مواد مخدر بوده است.

قدیر میگوید که متوجه خائن بینشان شده است، اما اسمی از او پیش مدیر نمی‌برد. سپس سراغ ولی می رود و بی مقدمه روی او اسلحه میکشد. ولی میگوید که بخاطر به دست آوردن پول بیشتر، دست به چنین کاری زده است. سپس از قدیر میخواهد که اجازه رفتن به او بدهد، زیرا افراد باند خانواده او را تهدید به مرگ کرده اند. قدیر اجازه رفتن به ولی را نمیدهد. ولی پافشاری کرده و میگوید که اگر اتفاقی برای خانواده اش بیفتد، قدیر عذاب وجدان خواهد گرفت. او سپس از دست قدیر فرار کرده و سوار ماشین می شود تا سر قرار برود، اما سر قرار ، متوجه می شود که صندوق او خالی است و قدیر تمام مواد را برداشته است. رییس باند، به افرادش زنگ می زند تا خبر بدهد که خانواده ولی را بکشند. ولی با او درگیر شده و خودش تیر میخورد. سپس به سختی سوار ماشین شده تا به سمت خانه برود. قدیر که نگران حرف ولی شده، خودش به سمت خانه ولی می رود.

خانواده ولی در خانه دور هم جمع شده و مشغول صحبت و بگو و بخند هستند و مادر او منتظر آمدن ولی است. افراد باند مواد مخدر، به سمت خانه حمله کرده و خانه را به رگبار می بندند. آنها پدر و مادر و خواهر و برادر ولی را میکشند. وقتی که قدیر به خانه می رسد، متوجه می شود که دیر شده است و همه افراد خانواده ولی کشته شده اند. او خودش نیز از افراد باند مواد مخدر، تیر میخورد. کمی بعد، ولی سراسیمه به خانه می رسد. قدیر با ناراحتی میگوید که دیر رسیده و نتوانسته است آنها را نجات دهد.

خلاصه داستان قسمت ۲۰ سریال ترکی برخورد

ولی شروع به لرزیدن کرده و سریع قرصی را که در دست دارد، میخورد. او در مقابل کنجکاوی آیلین، میگوید که اگر قرص ها را نخورد مریض شده و میمیرد. جمره با دمیر تماس گرفته و آدرس پارکینگ را میدهد تا او فوری خودش را به آنجا برساند. وقتی دمیر به پارکینگ می آید و وضعیت را میبیند، عصبانی شده و سعی میکند جمره را با خودش ببرد و از او میخواهد که دردسر درست نکند. اما جمره حاضر به رها کردن کرم نیست و میگوید که کرم به خاطر او مجروح شده است. او دمیر را راضی میکند تا کرم را سوار ماشین کرده و برای درمان به جایی ببرند. دمیر با اکراه قبول میکند. غالب با قدیر تماس گرفته و خبر میدهد که به استانبول آمده و برای دادن پول ها پیش او خواهد آمد. ولی به او میگوید که اگر به همراه پلیس بیاید، دخترش را خواهد کشت. جمره و دمیر، کرم را به همان ویلای روستایی که کرم و یعقوب دزدی کرده بودند می برند، و دکتری آشنا را برای مداوای او خبر میکنند. قدیر، یاد سالها قبل می افتد، که مدیر او را صدا زده و گفته بود که بین تیم آنها، یک نفر در حال همکاری با باند قاچاق مواد است و باید هرچه زودتر آن فرد را پیدا کنند. او از قدیر میخواهد که بین افراد جست و جو کند.

قدیر که به رفتارهای ولی شک دارد، پنهانی صندوق ماشین او را چک کرده و پودر سفیدی که داخل صندوق ریخته را برای آزمایش نزد مدیر می برد، اما اطلاع نمی‌دهد که آن را از کجا پیدا کرده. ولی دوباره برای جاسازی مواد پیش افراد باند می رود.یکی از افراد، اتاقی را به ولی نشان میدهد که افراد خانواده پستچی های دیگر را به عنوان ضمانت گرفته و چون آنها محموله را به موقع نرساندند، آنها را مقابل ولی می کشند. ولی شوکه می شود. آن فرد به ولی میگوید که ۱۲ ساعت فرصت دارد تا محموله را برساند، وگرنه خانواده او نیز کشته خواهند شد. همان شب، قدیر پیش ولی می رود، و غیر مستقیم به او میفهماند که متوجه کارهای اوست و از او میخواهد از این کار دست بکشد، اما ولی نیز غیر مستقیم به او میفهماند که ترجیح میدهد به کارش ادامه بدهد و به جای اینکه طعمه دیگران باشد، خودش کسی باشد که شکار میکند. در زمان حال، قدیر غالب را که در حال بردن ساک پول برای ولی است تعقیب میکند. غالب در ایس اتوبوس ایستاده و یک موتوری، کیف پول را از او میگیرد و یک آدرس به او میدهد.

قدیر که این نقشه ولی را می شناسد، به عمد دنبال غالب نمی رود. دکتر بعد از معاینه کرم میگوید که وضعیت او وخیم است و ممکن است بمیرد. بعد از رفتن دکتر، دمیر به جمره می‌گوید که مطمئن است فیلمی در کار نیست و علت این مسایل و پافشاری پلیس، بخاطر سلیم است، زیرا سلیم وکیل ولی جوهر است. جمره با شنیدن این حرف شوکه شده و با عصبانیت از خانه بیرون می آید او از دمیر میخواهد که مراقب کرم باشد. سپس به شرکت سلیم می رود و با او شروع به دعوا میکند. سلیم میگوید که بخاطر پول و رفاه او وکالت ولی را قبول کرده است، وگرنه با پرونده های کوچک به جایی نمی‌رسیدند. جمره با عصبانیت میگوید که دیگر اعتمادی به حرفهای سلیم ندارد و از این به بعد به همه چیز شک خواهد کرد. ولی با زینب تماس میگیرد و میگوید که آیلین را به غالب نمی‌دهد و فقط دست او می‌دهد.او از زینب میخواهد به آدرسی که او میگوید برود.

خلاصه داستان قسمت ۱۹ سریال ترکی برخورد

در پارکینگ، یعقوب اسلحه را روی سر جمره گذاشته و در حال تحقیر کردن کرم است. کرم یاد حرفهای نگهبان زندان می افتد که گفته بود مراقب باشد تا به قصد کمک، به کسی آسیب نزند. سپس به جمره نگاه میکند. غالب به همراه قدیر و زینب به یک ساختمان نیمه کاره می روند. قدیر به غالب میگوید که برای پیدا کردن آیلین، باید با یکدیگر متحد شده و طبق نقشه عمل کنند. سپس زینب میخواهد به تنهایی با غالب صحبت کند. او با عصبانیت سیلی به غالب می زند و او را مقصر تمام بدبختیهای هایش می داند . غالب میگوید که زینب هرگز به او علاقه نداشته و نگاهی که حالا به این مرد، یعنی قدیر دارد را تابحال به او نداشته است. زینب به قماربازی و خیانت‌های مکرر غالب اشاره میکند و حالا نیز آیلین را از او میخواهد. غالب میگوید که ولی آدم خیلی خطرناکی است، اما با این حال قبول میکند که با قدیر همکاری کند.

در پارکینگ، یعقوب به مرال میگوید که بین کرم و جمره یکی را برای کشتن انتخاب کند. مرال، مضطرب شده و در نهایت جمره را انتخاب میکند. همان لحظه کرم جلو آمده و با یعقوب درگیر می شود. در حین درگیری، یعقوب به کرم شلیک کرده و او را مجروح میکند. او به همراه مرال و دوستش سریع از آنجا فرار میکنند. جمره که از دست یعقوب رها شده، با نگرانی کنار کرم آمده و میخواهد او را به بیمارستان ببرد، اما کرم قبول نمیکند زیرا نمیخواهد دوباره به زندان برود. در مسیر، یعقوب از دست مرال عصبانی شده و میگوید که او حتما کرم را دوست دارد، زیرا او را برای کشتن انتخاب نکرد. مرال که در واقع کرم را دوست دارد، به یعقوب می گوید که به عمد بخاطر استفاده از جمره ، برای گرفتن پول از نامادری او چنین چیزی گفته است. او یعقوب را توجیه کرده و سپس به راهشان ادامه می‌دهند. ولی برای آیلین اسباب بازی های زیادی خریده تا او را سرگرم کند، اما آیلین تمایلی به بازی با آنها ندارد و میخواهد از آنجا برود.

ولی به او میگوید که رفتنش بستگی به رفتار پدر و مادر او دارد و اگر امروز آنها کاری که او میخواهد را انجام دهند، او میتواند برود. قدیر و زینب داخل ماشین هستند. قدیر، آهنگ مادرش را پخش می‌کند و یاد روزی می افتد که در پرورشگاه، به همراه زینب به این آهنگ گوش می‌دادند. او سپس به زینب دلداری میدهد که امروز همه چیز ختم به خیر می شود و او دخترش تحویل خواهد گرفت . در شرکت سلیم، او بخاطر قبول وکالت کرم، در حال بحث با دمیر است. او میگوید که شرکت آنها جای پرونده افراد کثیفی مانند کرم نیست. دمیر با طعنه به سلیم میگوید که او خودش نیز وکیل ولی است و قدیر بابت این قضیه شرکت آنها را تهدید کرده است. سلیم از حرف دمیر عصبی می شود.

سریال ترکی تصادف

خلاصه داستان قسمت ۱۸ سریال ترکی برخورد

ولی برای اینکه اعصاب قدیر را به هم بریزد، هماهنگ میکند تا از طرف پزشک قانونی، گوشواره های اسلی را که بعد از مرگ شناسایی شده اند، به اداره بفرستند. وقتی که مدیر، گوشواره ها را به قدیر می دهد،او به شدت به هم می‌ریزد و عصبی می شود. سپس وسط سالن اداره ایستاده و به همه می‌گوید که هر طور شده، باعث و بانی این ماجرا را پیدا کرده و او را به سزای اعمالش می رساند و هیچ رحمی نمیکند. وقتی قدیر از اداره بیرون می آید، زینب را دم در می بیند. زینب بخاطر آشفتگی قدیر، او را به رستورانی می‌برد تا کمی آرام شود . آنها به رستورانی می روند که در ایام قدیم از آنجا خاطره داشتند. قدیر، از دورانی که زینب او را ترک کرده بود صحبت میکند و از سختی هایش میگوید. او سپس میگوید که اسلی تمام رفتارهای او را تحمل کرده بود به او او علاقه داشت. قدیر نیز با وجود علاقه به زینب، با اسلی ازدواج کرده بود.

قدیر میگوید که اسلی هرگز در مورد احساس او نسبت به زینب سوالی نکرده بود، زیرا از جواب آن میترسید. بعد از رفتن قدیر از رستوران، پیامی برای او می آید که داخل آن، همان آهنگی است که مادر قدیر آن را خوانده بود. ولی به عمد آن آهنگ را فرستاده تا قدیر را اذیت کند. در رستوران، یک نفر جعبه ای روی میز زینب میگذارد که داخل آن یک موبایل است. ولی پشت خط، با زینب صحبت کرده و به او میگوید که با تحویل غالب و پول، آیلین را به او پس میدهد. او از زینب میخواهد که موضع خودش را بین او و قدیر مشخص کند.زینب میگوید که طرف اوست‌. غالب وقتی از نداشتن سوء پیشینه مطمئن می شود، با خیال راحت به ترکیه برمیگردد. او همان ابتدا در فرودگاه سراغ کمدش می رود و چمدان پول را برمیدارد و به سمت خانه می رود. کرم به جمره خبر میدهد که قرار است به دیدن یعقوب برود و فلش را نیز از او میگیرد.

جمره به اصرار همراه کرم می رود. کرم، جمره را دم در پارکینگ پیاده کرده و خودش داخل می رود. او مرال را می‌بیند که داخل پارکینگ منتظر او ایستاده است. کرم پیاده شده و بی مقدمه شروع به ابراز ناراحتی و گله از کار کثیف مرال و خیانتش میکند. مرال در سکوت فقط گریه میکند. همان لحظه، یعقوب به همراه جمره ، در حالی که اسلحه را روی سر او گذاشته است، پیش آنها می آید .دوست یعقوب و کرم نیز که با یعقوب هماهنگی کرده بود، همراه اوست. تاکسی ای که غالب از فرودگاه سوار آن شده بود، ناگهان گوشه خیابان نگه داشته و قدیر یه عنوان راننده آن پیاده می شود. زینب نیز به آنجا آمده و هر دو، با علی صحبت میکنند و قدیر به او میگوید که باید با آنها همکاری کند.

قسمت ۱۷ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۱۷ سریال ترکی برخورد

وقتی ولی کلیپ زینب را در اخبار می بیند، نیت او را میفهمد و از اینکه زینب کارش را خوب بلد است، خوشش می آید. در خانه مادر کرم، مشغول خدمت کردن به پدر کرم و دوستان اوست که طبق معمول در خانه آنها بساط مشروب خوری راه انداخته اند. پدر کرم با مادر او بد رفتاری کرده و او را مقابل دوستانش تحقیر میکند. کرم از زندان آزاد می شود. او هنگام بیرون آمدن، از نگهبان می شنود که پسری را که از او در مقابل لات های زندان دفاع کرده بود، به دست همان افراد کشته شده است. کرم به شدت عصبی شده و دادو بیداد میکند. نگهبان میگوید که کرم بخاطر مراقبت از آن پسر، باعث مرگ او شد. او کرم را نصیحت کرده و می‌گوید که از این به بعد حواسش باشد تا به جای خوبی کردن به کسی، به او آسیب نرساند.

کرم با ناراحتی بیرون می آید. جمره، دم در منتظر او ایستاده است. کرم به او می‌گوید که هر زمان فیلم را به دست آورد، به او خبر میدهد. غالب، با آشنایان خود تماس گرفته و از آنها میخواهد که وضعیت سو پیشینه و تحت تعقیب بودن او را چک کنند. کرم به خانه قدیر می رود. قدیر از او میخواهد که در آن خانه زندگی کند و از این به بعد زندگی جدیدی برای خودش بسازد. او همچنین کرم را تهدید میکند که دیگر حق انجام هیچگونه خلافی ندارد. یعقوب سر قرار می رود. او متوجه می شود که دمیر نیامده و او را سرکار گذاشته است. او با عصبانیت سوار ماشین شده و با دوستش به سمت هتل برمیگردد. دمیر که او را زیر نظر گرفته است، آنها را تعقیب میکند. کرم با دوستش، که یعقوب نیز داخل ماشین اوست، تماس میگیرد. او سراغ یعقوب را از او میگیرد، و وقتی می فهمد که دوستش قرار است برای بعد از ظهر، ماشینش را به یعقوب قرض بدهد، از او میخواهد که خودش به جای او ماشین را ببرد تا یعقوب را غافلگیر کند.

یعقوب حرفهای کرم را می شنود. وقتی یعقوب به هتل می رسد، دمیر به اتاق او می آید و بی مقدمه شروع به کتک زدن یعقوب می کند. او فیلم را از گوشی یعقوب پاک کرده و فلش را نیز از او میگیرد و بعد از گوشمالی حسابی یعقوب، از انجا می رود. او با خوشحالی پیش بلما رفته و خبر میدهد که دیگر تهدیدی در کار نیست و فیلمها را گرفته است. ولی ، یادش می آید که در سال ۲۰۰۷، هنگامی که پلیس بود، با یک باند مواد مخدر همکاری میکرد و مواد آنها را جابجا میکرد. او حتی سر این ماجرا، همراه خودش را که قبل از قدیر با او کار میکرد، کشته بود.

قسمت ۱۶ سریال ترکی برخورد

خلاصه داستان قسمت ۱۶ سریال ترکی برخورد

وقتی که ولی از غذاخوری بیرون می آید،حواسش نیست و در خیابان به کسی تنه می زند. آن فرد از دست ولی عصبانی می شود و با او بحث میکند. ولی که ذهنش درگیر است، از آن رهگذر کلافه شده و او را به کوچه ای خلوت می برد و در حد مرگ کتک می زند.قدیر، یاد دوران کودکی خودش و زینب در پرورشگاه می افتد.قدیر هدفونی در گوشش گذاشته و با واکمن به صدایی گوش می دهد. زینب پیش او می آید و قدیر میگوید که داخل آن کاست، صدای مادر اوست که آن را برای قدیر گذاشته است. او و زینب هر دو به صدای ضبط شده ی زنی که آواز میخواند، گوش می دهند. زینب و قدیر هر دو اطمینان دارند که روزی پدرو مادرشان به دنبال آنها می آیند و آنها را از پرورشگاه می برند. در زمان حال، زینب با عصبانیت به قدیر میگوید که پدرش هرگز به دنبال او برنگشت و او نمیخواهد که آیلین نیز چشم انتظار او باشد و نا امید شود.

قدیر به او قول میدهد که آیلین را پیدا میکند، اما از او میخواهد که دیگر بی اطلاع از او کاری نکند. سپس قبل از اینکه مدیر متوجه فرار زینب بشود، او را به سمت خانه می برد‌. دمیر به اتاق کار جمره می رود و در مورد علت عوض شدن تصمیم او سوال میکند. جمره می‌گوید که بخاطر پاک شدن خون روی زمین، به بلما شک دارد. دمیر که خودش خون را پاک کرده است، در ظاهر به جمره حق میدهد.‌ جمره از دمیر میخواهد که وکالت کرم را به عهده بگیرد و هر طور شده او را زودتر از زندان بیرون بیاورد. دمیر کلافه می شود اما جمره روی حرف خود تاکید میکند. مرال به خانه مادری اش می رود تا وسایلش را جمع کند. او در این حین، فیلم مورد نظر را پنهانی روی فلش خودش نیز کپی میکند. سپس هنگامی که داخل ماشین، پیش یعقوب برمیگردد، به یعقوب میگوید که او فلش را در هتل جا گذاشته بود و آن را به یعقوب پس میدهد. یعقوب از اینکه مرال تا الان فلش را به او پس نداده بود متعجب می شود، اما مرال میگوید که این موضوع را فراموش کرده بود.

دمیر به ملاقات کرم می رود و میگوید که وکیل اوست، و خبر میدهد که او فردا آزاد می شود، اما او را آدم فرصت طلبی میخواند که قصد بازی دادن جمره را دارد و به دروغ در مورد فیلم به جمره وعده داده است. کرم می‌گوید که بعد از آزاد شدن این قضیه را به آنها ثابت خواهد کرد. وقتی قدیر زینب را به خانه می آورد، کمی بغد، حکم منع استفاده از دستبند الکترونیکی زینب صادر می شود و او منع تعقیب می شود.قدیر از اینکه زینب دیگر قابل کنترل نخواهد بود، عصبی شده و کادرخودش و محافظین را از دم خانه جمع کرده و می روند. سلیم سر قرار با ولی می رود و به او یادآوری میکند که تنها چند روز تا تحویل پول فرصت دارد. ولی از تهدید او عصبی شده و به او یادآوری میکند که برای فهمیدن جمره، در مورد اینکه سلیم وکیل اوست، و نابود شدن زندگی سلیم بخاطر این مسأله نیز چیز زیادی نمانده و همچنین در این صورت جمره، علت واقعی مرگ مادرش را نیز خواهد فهمید.

سلیم دفاعی ندارد و سکوت میکند. بلما به دمیر در مورد گرفتن شماره یعقوب خبر میدهد.دمیر با یعقوب تماس میگیرد و میگوید که پول حاضر است، و برای فردا با یکدیگر قرار میگذارند. در اداره، قدیر آرشیو فیلمهای فرودگاه را چک کرده و غالب را کنترل میکند، و متوجه گذاشتن چمدان پول داخل کمد می رود. او پیش مدیر می رود و درخواست ده میلیون یورو پول تقلبی میکند تا چمدان ها را عوض کنند. زینب برای اینکه بتواند غالب را برگرداند، به کمک جمره یک کلیپ از خودش تهیه میکند و داخل آن از رنج و عذاب دزدیده شدن دخترش، و تلاش تنهایی خودش بخاطر نبودن پدر آیلین صحبت میکند. او سعی دارد با تحریک احساسات غالب او را برگرداند.کلیپ زینب در تلویزیون پخش می شود و همه آن را می بیند.

خلاصه داستان قسمت ۱۵ سریال ترکی برخورد

در سال ۲۰۰۷، ولی و قدیر صبح در استادیوم بیدار می شوند. ولی ، صحبتهای قدیر را به روی او می آورد. قدیر از اینکه در حالت مستی، همه چیز را برای ولی تعریف کرده است، عصبی می شود. آنها برای خوردن سوپ به رستوران می روند. ولی در مورد زینب و احساسات قدیر نسبت به او سوال میکند. قدیر برای او درد و دل میکند، و میگوید که بعد از رفتن زینب، او فقط اسلی را در زندگی اش به عنوان یک دوست دارد که برای او از دوران یتیم‌خانه مانده است. ولی از او سوال میکند که اگر روزی زینب از او کمک بخواهد، بخاطر او هرکاری حاضر است انجام دهد؟ قدیر چنین چیزی را تایید میکند.
در زمان حال، ولی به این فکر میکند که قدیر در حال حاضر چنین کاری را میکند، و او از نقطه ضعف قدیر استفاده کرده است. زینب اصرار دارد تا دخترش را ببیند. ولی کمی با او بحث کرده، و سپس در خانه رهایش میکند تا خودش آیلین را پیدا کند. زینب اتاق دخترش را پیدا کرده و سراغ او می رود، و آیلین را بغل کرده و خیالش راحت می شود. ولی با قدیر تماس میگیرد و بابت اینکه زینب پیش او رفته است، قدیر را حرص میدهد. قدیر با عصبانیت او را تهدید میکند که حق ندارد آسیبی به آنها برساند. زینب در اتاق، از آیلین میخواهد که پشتش به در باشد و تحت هیچ شرایطی بر نگردد.
سپس وقتی یکی از افراد ولی به اتاق می آید، از پشت سر به او ضربه می زند و او را نقش بر زمین میکند. ولی صدایی از اتاق شنیده و به سرعت به آنجا می آید.
زینب ولی را نیز از پشت سر می زند و سپس به سرعت سمت آیلین رفته و او را بغل میکند تا با یکدیگر فرار کنند، اما همان لحظه، ولی از جایش بلند شده و ضربه محکمی به سر زینب می زند و او را زخمی میکند. زینب با ناتوانی روی زمین می افتد. او وقتی چشم باز میکند، داخل یک غذاخوری است و ولی مقابل او نشسته و با خونسردی سوپ می خورد. او به زینب میگوید که تنها راه پس گرفتن دخترش، آوردن غالب است.
ولی متوجه می شود که تا دقایق دیگر قدیر به آنجا می رسد. برای همین از آنجا می رود. چند لحظه بعد، قدیر به غذاخوری رسیده و زینب را می‌بیند و بخاطر فرار کردنش او را دعوا میکند. در شرکت سلیم، او و بلما و دمیر در اتاق هستند که یعقوب، به عنوان یک گلفروش، سبد گلی را برای بلما به اتاق می آورد و سپس منظور دار، به او کارت ویزیت داده و می رود.بلما با دیدن او هول شده و استرس میگیرد. کمی بعد، جمره به شرکت آمده و به آنها اعلام میکند که شکایتش را از کرم پس گرفته است، و از رفتن به آمریکا منصرف شده و تصمیم دارد بماند و روی پرونده اش کار کند.بلما و دمیر عصبی شده و سلیم نیز شوکه می شود.

 

سریال ترکی تصادف

خلاصه داستان قسمت ۱۴ سریال ترکی تصادف (برخورد)

قدیر، یاد سال ۲۰۰۷، اوایل آشنایی اش با ولی می افتد‌ . آنها بعد از یک عملیات، به رستورانی می روند‌. ولی در مورد علت پلیس شدن قدیر از او سوال میکند و اصرار دارد تا در مورد زندگی او بداند. قدیر کلافه شده و میگوید که او خانواده ای ندارد و در یتیم‌خانه بزرگ شده است. ولی متعجب می شود. قدیر میگوید که علت پلیس شدن او، پیدا کردن مادرش بوده است. آنها سپس مشروب خورده و مست می شوند. ولی به قدیر می‌گوید که قصد دارد شب به خانه او بیاید. قدیر، ولی را به استادیوم می برد و به او میگوید که خانه او‌ آنجاست. سپس بخاطر مست بودن، به عشقش به زینب اعتراف میکند و میگوید که به عشق او شعری درست کرده و هر هفته در استادیوم آن شعر را به همراه هواداران می خواند. در زمان حال، جمره به اداره می رود و با قدیر در مورد کرم صحبت میکند.

او میخواهد که از طریق قدیر به این اطمینان برسد و که کرم بیگناه است و میتواند حرفهای او را باور کند. قدیر از او میخواهد که خودش به این باور برسد و با چشمان باز نسبت به ماجرا، تصمیمش را بگیرد. قدیر، شب به محل کشیک خانه دستیار ولی می رود و آدم را به خانه می فرستد تا استراحت کند. جمره به خانه ای که محل حادثه بود، می رود. او یادش می آید که آن شب خون زیادی از او ریخته شده بود، اما وقتی می بیند که هیچ اثری از خون نبوده و بلما نیز چنین چیزی را انکار کرده است، دو دل می شود، اما باز هم نمیخواهد حقیقت را قبول کند و سپس با برداشتن پاسپورت خود، با قصد رفتن به آمریکا از خانه بیرون می رود. صبح ، مادر کرم که بیرون خانه خوابیده است، با صدای شوهرش که به او دستور صبحانه می دهد، بیدار شده و از سر ناچاری دوباره به خانه برمی‌گردد. زینب، طبق آموزشهایی که ولی به او داده است، به بهانه حمام رفتن، دستبند الکترونیکی را به نحوی از خودش جدا میکند و سپس از پنجره فرار میکند.

وقتی از اداره با آدم تماس گرفته و میگویند که ارتباط با دستبند قطع شده است، آنها سریع دنبال زینب می‌گردند. زینب از خانه خارج شده و از طریق تاکسی و مترو، خودش را به محل قرار می رساند. وقتی قدیر خبر فرار زینب را می شنود، به شدت از دست افرادش عصبانی می شود.اما از آنها میخواهد که فعلا هیچ خبری به مدیر ندهند. همان لحظه، دستیار ولی به خانه خانواده‌ اش می آید و هنگام بیرون آمدن، قدیر او را تعقیب میکند. ولی، وقتی دستیارش را از پنجره می بیند، از آنجایی که فهمیده است که او قانونش را زیر پا گذاشته و پنهانی پیش خانواده اش رفته، قبل از اینکه قدیر بتواند او را دستگیر کند، با نشانه گیری او، سرش را هدف قرار داده و او را در جا میکشد. قدیر که درست پشت سر او بوده، شوکه می شود. ولی وسایلش را جمع کرده و از آن ساختمان می رود.

قدیر وقتی نمیتواند ولی را پیدا کند، با عصبانیت برمیگردد. جمره با یادآوری پاک شدن خون از روی زمین، و نشانه های دیگر ، تصمیم قطعی خودش را میگیرد . او نامه پذیرش دانشگاه از آمریکا را پاره میکند و سپس به ملاقات کرم می رود. او به کرم میگوید که حرفهای او را باور میکند و شکایتش را پس می‌گیرد، و فیلم را از او میخواهد. افراد ولی، زینب را با چشمانی بسته پیش ولی می رسانند. ولی به زینب می‌گوید که او باید غالب و قدیر را به او بدهد، زیرا میخواهد قدیر را از طریق کسی که دوستش دارد، بکشد.

سریال ترکی تصادف

خلاصه داستان قسمت ۱۳ سریال ترکی تصادف (برخورد)

در خانه، زینب متوجه صدای ویبره یک گوشی داخل کشور می شود. او با تعجب گوشی را پیدا کرده و جواب میدهد. پشت خط، ولی از او میخواهد که موضعش را مشخص کند و اگر میخواهد دخترش را ببیند، به حرفهای او گوش کند. زینب می فهمد که افراد ولی از طریق پنجره، وارد اتاق شده و گوشی را جاسازی کرده اند. او به ولی میگوید که بخاطر دخترش هرکاری حاضر است انجام دهد. ولی به او آموزش میدهد که چگونه بتواند پیش او بیاید. در اداره، قدیر که یکی از افراد نزدیک ولی را شناسایی کرده است، به همکارانش می سپارد تا خانه آن شخص را زیر نظر بگیرند تا هر زمان او آمد، تعقیبش کنند و به ولی برسند. در خانه زینب، او با جمره مشغول صحبت می شوند و از ادامه روند وضعیت اخیر گله میکند. جمره که فکرش درگیر کرم است، در این مورد با زینب مشورت میکند.

زینب میگوید که اگر قدیر کرم را بیگناه میداند، پس او قطعا بیگناه است. در زندان، مادر کرم به ملاقات او می آید. کرم از اینکه بعد از اینهمه سال مادرش این بار نگران او شده و به دیدنش آمده، از او گله میکند. او مادرش را بخاطر اینکه به زندگی با پدرش تن داده، سرزنش میکند و به او میگوید که برگشتن به آن خانه اشتباه است و آنجا دریچه جهنم است. کمی بعد از مادرش، قدیر نیز به دیدن کرم می آید. او بعد از نصیحت کردن کرم، مقداری پول کف دست او میگذارد. کرم بعد از ملاقات با قدیر، عصبی شده و وقتی به بند بازمی‌گردد، با همه کتک کاری میکند و سپس به انفرادی منتقل می شود. هنگامی که قدیر از زندان بیرون می آید، با آدم، دستیار خودش تماس میگیرد و از او میخواهد که یعقوب را برای او پیدا کند.

او مطمئن است که همه چیز زیر سر یعقوب است و کرم قربانی نقشه یعقوب شده است. مادر کرم وقتی به خانه برمی‌گردد، دم در یاد حرفهای کرم می افتد و به در خانه به چشم ورودی جهنم نگاه میکند. او از رفتن به داخل خانه منصرف می شود اما چون جایی را ندارد، دم در خانه روی تخت مینشیند. دمیر و بلما در استخر هستند. دمیر به بلما میگوید که جمره از طریق کرم، ماجرای فیلم را فهمیده است. بلما بابت این قضیه مضطرب می‌شود. دمیر میگوید که باید منتظر یعقوب باشند تا او را گیر بیاورند، و سپس او میداند که چگونه با یعقوب برخورد کند تا فیلم را از او بگیرد. قدیر و آدم، دم خانه فردی که از افراد ولی است می روند و منتظر آمدن او میمانند. آدم به قدیر می‌گوید که در اداره، همه در مورد رابطه صمیمی و برادرانه ولی و قدیر صحبت میکنند. قدیر میگوید که این قضیه درست است و آنها زمانی مثل دو برادر بودند.

خلاصه داستان قسمت ۱۲ سریال ترکی تصادف (برخورد)

بلما در یک بار با دمیر قرار میگذارد. او از شدت استرس، مشروب زیادی خورده و مست کرده است. وقتی دمیر به بار می آید، بلما به او میگوید که او نمی‌تواند به این راحتی از بلما دست بکشد و به آمریکا برود. دمیر متوجه حرفهای بلما نمی شود. بلما ماجرای آسانسور و فیلمشان را برای او تعریف میکند و میگوید که آن فرد مبلغ سه میلیون لیره از آنها میخواهد. دمیر به شدت عصبانی شده و آنجا را ترک میکند. در زندان، هنگام غذا کرم سر میز پسری مظلوم که توانایی دفاع از خود را ندارد می نشیند. یکی از قلدرهای زندان، سینی غذای آن پسر را برمیدارد. کرم عصبانی شده و سینی را پس می‌گیرد و سپس با او بحث میکند. آن مرد قلدر، کرم را تهدید میکند که دیر یا زود حساب او را خواهد رسید. جمره با دمیر قرار شام میگذارد. او برای دمیر تعریف میکند که به دیدن کرم در زندان رفته بود. او میگوید که کرم حرفهای بی ربطی در مورد تنها نبودن بلما در خانه و وجود داشتن یک فیلم، زده بود. دمیر شوکه شده و خودش را کنترل میکند.

او به جمره میگوید که رفتن او پیش کرم اشتباه بوده و از او میخواهد که دیگر به هیچ وجه به آنجا نرود. شب، زینب با ناراحتی، لباس آیلین را بغل کرده و با نگرانی به او فکر میکند. در زندان، کرم به دستشویی رفته و چاقویی را پنهانی بیرون می آورد و آن را تیز میکند و در جوراب خودش پنهان میکند. صبح روز بعد، قدیر به خانه زینب می آید و او را بخاطر غذا نخوردن و ضعیف شدن سرزنش میکند. سپس خودش دست به کار شده و برای زینب املت درست میکند و میز می‌چیند. آنها سر میز می نشینند. زینب یادآوری میکند که سالهاست با یکدیگر پشت میز غذا نبوده اند. قدیر با یادآوری این مسأله، از سر میز بلند شده و بدون هیچ حرفی از خانه می رود. همان لحظه، غالب با زینب تماس میگیرد. زینب با عصبانیت با او دعوا میکند و او را مقصر این مصیبت ها می داند. غالب زینب را بخاطر همکاری نکردن با او مقصر میداند و سپس میگوید که پلیس، آیلین را پیدا خواهد کرد و از دست او کاری بر نمی‌آید.

زینب با او دعوا کرده و گوشی را قطع میکند. جمره به شرکت پدرش می رود. سلیم به اصرار و با عصبانیت از او میخواهد که وکالت پرونده‌ زینب را رها کند ،اما جمره قبول نمیکند و اجازه دخالت به سلیم را نمی‌دهد. کمی بعد، دمیر پنهانی با سلیم صحبت کرده و می‌گوید که او به زودی جمره را برای رفتن به آمریکا آماده می کند و جای نگرانی نخواهد بود. او از سلیم میخواهد که به جمره فشار نیاورد، زیرا این کار باعث لج کردن او می شود. قدیر به شرکت سلیم می رود. او سلیم را در مورد ولی تهدید میکند و میگوید که او باید دختر دزدیده شده را پس بیاورد. سلیم، وکالت ولی را انکار میکند. قدیر عصبانی شده و با شلیک اسلحه، شیشه اتاق سلیم را به نشانه تهدید می شکند و می رود.

 

خلاصه داستان قسمت ۱۱ سریال ترکی تصادف (برخورد)

ولی بعد از اینکه با قدیر بحث کرده و دوباره او را تهدید به نابودی میکند، از آنجا می رود. قدیر عصبانی است، اما نمی‌تواند کاری بکند. او که فهمیده است ولی، ممکن است به زینب و یا دختر او آسیبی برساند تا انتقامش را از قدیر بگیرد، به خانه زینب می رود و به او میگوید که او آشنایی دیرینه ای با ولی دارد، و بخاطر خصومت شخصی که بین آنهاست، ولی سعی دارد از طریق زینب و دخترش او را اذیت کند. زینب نگران می شود، اما با این حال از قدیر میخواهد که او را تنها نگذارد. قدیر متاثر می شود و سپس به زینب قول میدهد که هرطور شده دختر او را پیدا کرده و برمیگرداند. یعقوب و مرال به رستوران می روند.

یعقوب با خوشحالی، ماجرای اخاذی را برای مرال تعریف میکند و از حالا شروع به برنامه ریزی برای خرج آن پول می کند. در زندان، جمره از حرفهای کرم عصبانی می شود و بخاطر اینکه به نامادری او تهمت می زند، با او دعوا میکند. کرم با حرفهایش جمره را به چالش می کشد، که نباید حرفهای همه را باور کند و انسان ساده ای باشد. جمره با خودش فکر میکند که از زمانی که متولد شده و مادرش را از دست داده، همیشه حرف اطرافیانش را باور کرده و با چنین روندی زندگی کرده است. او که ناخواسته تحت تاثیر کرم قرار گرفته است، بعد از تهدید کرم به مجازات سنگینش، از آنجا می رود. قدیر یادش می آید که سالها قبل، وقتی که او تازه به شعبه منتقل شده بود ، مدیر، او را با ولی، که سر کمیسر قهاری بود آشنا کرده و از ولی خواسته بود تا با قدیر همکاری کند.

ولی که علاقه ای به کار کردن با شخص دیگری را نداشت، از ابتدا با قدیر لج کرده بود و سعی داشت او را از سرش باز کند و از او میخواست که به شعبه دیگری برود، اما قدیر نیز مانند او لجباز بود و قصد داشت توانایی هایش را نشان دهد. ولی مجبور بود با قدیر کار کند و او را همراه خودش سر صحنه های جرم ببرد. قدیر پیش مدیر می رود. او در مورد آزادی ولی از زندان سوال میکند. مدیر میگوید که ولی بخاطر داشتن وکیل خوب، توانست از زندان آزاد بشود. قدیر سراغ وکیل را میگیرد تا او را پیدا کند. او خوب میداند که ولی تمام کارهای او را می فهمد و گویی در ذهن او زندگی میکند. ولی نیز، چنین حسی نسبت به قدیر دارد. ولی با سلیم، که وکیل او بوده است، قرار گذاشته و به او میگوید که قدیر به زودی او را پیدا کرده و سراغش خواهد آمد. او در مورد لو رفتن وکالت و همکاری سلیم با خودش، و عکس العمل جمره در مورد این موضوع به سلیم هشدار میدهد، و سعی دارد او را وادار کند که تابع حرفهای او باشد.

خلاصه داستان قسمت ۱۰ سریال ترکی تصادف (برخورد)

قدیر به استادیوم خالی می رود و کرم را در آنجا میبیند. او ابتدا کرم را بخاطر کارش نصیحت میکند و از او دلخور است، اما وقتی سکوت کرم را میبیند، عصبانی شده و با او دعوا میکند. کرم همچنان جوابی بخاطر کارش نمی‌دهد. قدیر کرم را با خودش به کلانتری می برد. ولی، با سلیم، پدر جمره سر قرار می رود.‌ سلیم پیگیر پول ها می شود. ولی میگوید که هنگام دریافت پول به مشکل خورده و سپس دختر بچه ای را به گروگان گرفته، اما هنوز نتوانسته است پول را پس بگیرد. سلیم عصبی و کلافه می شود و به او میگوید هر طور شده باید پول را پیدا کند، زیرا آن پول مال شخصی دیگری است. دمیر و بلما در رستوران هستند. بلما به دمیر پیشنهاد غیر مستقیمی میدهد که برای منصرف کردن جمره از رفتن به آمریکا، سلیم را از سر راهشان بردارد و خودش جای او را بگیرد. همان لحظه، جمره با دمیر تماس گرفته و با خوشحالی به او میگوید که ضارب او دستگیر شده و حالا او برای شناسایی‌ مجرم، در راه کلانتری است. دمیر هول می شود و تصمیم می‌گیرد خودش نیز به کلانتری برود. او کار خودشان را تمام شده می داند. در کلانتری، قدیر هرکار میکند نمی‌تواند از کرم حرفی بکشد.
وقتی جمره برای دیدن کرم می آید، با حرص به او میگوید که او را به زندان می اندازد و او سالها در آنجا خواهد ماند. کرم، یاد شبی می افتد که به خانه آمده بود و پدرش را به همراه دوستانش در حال مشروب خوری و پای بساط دیده بود و با او دعوای سنگینی کرده بود. پدر او، مادرش را کتک زده و کرم در درگیری با پدرش، شیشه ای را به کمر او فرو میکند. قدیر با جمره صحبت کرده و به او میگوید که کرم پسر بدی نیست و آن روز بی دلیل درحال برگشت به محل حادثه نبوده است. جمره بی اهمیت به حرف قدیر،بیرون می آید. دمیر از اینکه کرم چیزی به جمره نگفته، خوشحال می شود. کرم را به زندان منتقل می‌کنند. ذهن جمره درگیر حرفهای قدیر و واکنش کرم می شود. روز بعد، او به عنوان وکیل به زندان رفته و به دیدن کرم می رود. او متوجه می شود که کرم بخاطر نجات جان او به محل حادثه برگشته بود.
همچنین کرم به او میگوید که آن شب، نامادری اش در خانه تنها نبوده و او فیلمی از آن شب دارد، که در ازای آن آزادی اش او میخواهد. بلما به شرکت رفته تا به دیدن دمیر برود. یعقوب همزمان با او سوار آسانسور شده و بی مقدمه، فیلم را به او نشان میدهد و سپس درخواست پول کلانی میکند و میگوید که با او قرار میگذارد و اگر پول را آماده نکند، فیلم را در اینترنت پخش خواهد کرد. بلما شوکه می شود. قدیر در حیاط پرورشگاه نشسته است. ولی از پشت میله ها، او را میبیند و با یکدیگر رو در رو می شوند. او میگوید که فقط در ازای پول، بچه را پس میدهد. آنها با یکدیگر بحثشان شده و ولی در مورد مادر قدیر، به او طعنه می زند. قدیر به شدت عصبانی می شود.

خلاصه داستان قسمت ۱ تا ۶ سریال ترکی تصادف (برخورد)

داستان این سریال با یک تصادف آغاز می‌شود. زندگی چهار نفر در این تصادف به یکدیگر گره می خورد و زندگی هیچ کدام از آنها بعد از این حادثه دیگر مثل سابق نخواهد شد. نام این چهار نفر قدیرریال جمره، کرم و زینب است.
قدیر (با بازی Kıvanç Tatlıtuğ) یک سرکمیسر مدیریت امنیت در بخش جرم های برنامه ریزی شده در استانبول است. او در کنار همسر و دخترش زندگی خوب و شادی دارد. قدیر مردی بسیار کاری است و سر نترسی دارد و از اینکه خودش را به خطر بیندارد هیچ واهمه‌ای ندارد. او در حد مرگ عاشق خانواده‌اش است و تمام تلاشش را می‌کند تا بهترین همسر و بهترین پدر باشد و در زندگی‌اش هم هیچ چیز و هیچ کسی جز همسر و دختر دوست داشتنی‌اش ندارد. قدیر درواقع در یتیم خانه بزرگ شده و با همسرش هم در همان جا آشنا شده است. به جز خانواده‌اش، به کارش هم عشق می‌ورزد و یک تیم فوتبال را هم دوست دارد. او برای تماشای تمام بازی‌های فوتبال می‌رود و تیم محبوبش را تشویق میکند. یک روز خانواده‌اش را هم همراه خود برای تماشای فوتبال به ورزشگاه می‌برد اما یک اتفاق غیرقابل پیش بینی برای آنها رخ می‌دهد. به خاطر حملات تروریستی صورت گرفته در بیرون استادیوم همسر و فرزند قدیر می‌میرند و زندگی برای قدیر روی دیگری پیدا می کند.

قدیر خودش را به خاطر این اتفاق سرزنش می‌کند و با خودش فکر می کند اگر همسر و دخترش را مجبور نمی کرد برای تماشای فوتبال به ورزشگاه بروند الان آنها زنده بودند. او آنقدر افسرده و دل شکسته و ناامید از زندگی می‌شود که احساس می‌کند شاید بهتر باشد او هم به زندگی‌اش پایان ببخشد. یک تصادف و سانحه رانندگی در تازه‌ای به روی زندگی او باز می‌کند و به جای خودکشی کردن او را به زندگی برمی‌گرداند. قدیر بعدا با دوست دوران کودکی‌اش از یتیم خانه، ملاقات می‌کند. زینب (الچین سانگو) الان یک مدیر موفق بانک است که دوست دوران کودکی قدیر در یتیم خانه بوده است. وقتی او یک دختر بچه کوچک بوده پدرش که افسر پلیس بود هنگام انجام وظیفه از دنیا می‌رود و زینب در یتیم خانه بزرگ می‌شود. او بعد از رشد کردن در یتیم خانه از تنهایی ترس پیدا می کند.
زینب زندگی مرفهی دارد و آدم تقریبا ثروتمندی است اما ازدواج موفق نداشته است. او متوجه می شود که همسرش گالیپ (با بازی اسماعیل دمیرسی) دوباره روابط فرازناشویی دارد. این بار او تصمیم می‌گیرد از همسرش طلاق بگیرد و در کنار دختر کوچولویش زندگی جدیدی را آغاز کند. با این همه خیلی زود متوجه می‌شود که همسرش به خاطر قمار بازی بدهی بسیار سنگینی بالا آورده است و در یک سری فعالیت‌های کالاهای قاچاق دست دارد. اگرچه زنیب واقعا تصمیم دارد از همسرش جدا شود اما خود را در موقعیت بسیار دشواری می‌بیند. شوهر زینب با تمام پول‌هایی که از قاچاقچی‌های دزدیده است به خارج از کشور فرار می کند. بعد از آن سرکرده مافیا، ولی (با بازی انور سیلاک) از زینب می‌خواهد که همه بدهی همسرش را به آنها پس بدهد و برای رسیدن به این خواسته‌شان دختر زینب را می‌ربایند. اگر زینب از بانکی که در آنجا کار می‌کند پول بدزدد و بدهی شوهرش را پرداخت کند قادر خواهد بود دخترش را دوباره ببیند.

زندگی زینب وضعیت بد و اسف بازی پیدا می‌کند. او حتی نمی‌توانند این مسائل را با پلیس درمیان بگذارد. او هیچ راه دیگری مقابل خود نمی‌بیند جز اینکه از بانک محل کارش پول بدزدد و دخترش را نجات دهد. به همین خاطر هر کاری که ولی می‌خواهد انجام می‌دهد و از بانک پول می‌دزدد. زینب در مسیر رفتن به محلی که قرار است دخترش را ببیند، توسط پلیس متوقف می‌شود اما موفق می‌شود از دست پلیس فرار کند اما دچار یک سانحه رانندگی می‌شود و در آنجا وقتی که مایوس و بی امید به کمک نیاز دارد دوست دوران کودکی‌اش قدیر را می‌بیند.
از طرف دیگر جمره ( با بازی ملیسا اسلی پاموک) یک وکیل موفق است که مدتی است با دمیر ( با بازی هاکان کورتاش) نامزد کرده است. به نظر می‌رسد جمره زندگی ایده آلی دارد: شغل خوب، ثروت، پدری که توجه خاصی به او دارد و یک نامزد رمانتیک! اما واقعیت این است که زندگی ایده آل و بی عیب و نقص او روی دروغ ساخته شده است. نامزد جمره با نامادری او یک رابطه‌ی پنهانی دارد و از جمره برای رسیدن به هد‌ف‌هایش سوءاستفاده می‌کند. جمره که از تمام از مسائل بی خبر است فکر می‌کند که یک نامزد منحصر به فرد دارد که تمام رویا و آرزویش ازدواج با او می‌باشد. با این حال دیوار زندگی ایده آل او هم فرو می‌ریزد. یک روز جممره به خانه‌اش می‌رود و در آنجا با چند سارق مواجه می‌شود که به او خنجر می‌زنند. جمره در مسیر رفتن به بیمارستان دچار یک سانحه رانندگی و تصادف می‌شود و بعد از این اتفاق زندگی او هم کاملا دستخوش تغییر می‌شود.

در آخر، کرم (با بازی آلپرن دویماز)یک مرد جوان است که پنج سال گذشته زندگی‌اش را به خاطر آسیب زدن به پدرش در زندان سپری کرده است. او به قید ضمانت تازه از زندان بیرون آمده است. او در زندگی به جز یک دوست دختر دوست داشتنی هیچ چیز دیگری ندارد و طرفدار دوآتشه تی فوتبال «سارییر» است. درست مثل قدیر، کرم هم برای تماشای همه بازی‌های تیم محبوبش به استادیوم می‌رود و تیم محبوبش را تشویق می کند. او در استادیوم سر همین فوتبال با قدیر آشنا شده و او را همانند برادر بزرگتر خودش می‌داند.کرم بعد از آزاد شدن از زندان تصمیم می‌گیرد به هیچ وجه دیگر درگیر هیچ مشکلی نشود. به همین خاطر در پی یک شغل آبرومند است. او خیلی سخت و پرتلاش در جستجوی کار است اما موفق نمی‌شود شغل مناسبی پیدا کند. به همین خاطر مجبور می‌شود پیشنهاد یکی از دوستانش را بپذیرد و در یک نقش دزدی شرکت کند. اگرچه این نقش دزدی ماجرای آسانی به نظر می‌رسد اما یک اتفاق غیر قابل پیش بینی رخ می‌دهد و کرم به شکل اتفاق به صاحب خانه‌ای که برای دزدی به آنجارفته‌اند، جمره زخم وارد می کند. بعد از این حادثه ناگوار، کرم و دوستانش از آنجا فرار می‌کنند اما کرم نمی‌تواند چشمان دختری که به او زخم وارد کرده فراموش کند. او فکر می‌کند آن دختر به خاطر خونی که از او رفته خواهد مرد و به همین خاطر تصمیم می‌گیرد و برگردد و جان آن دختر را نجات بدهد. در همین راستا، کرم هم درگیر تصادف آن شب می‌شود و زندگی‌اش از آنجا دچار تغییر می‌شود.

در این سریال خواهید دید که چطور زندگی چهار نفر مختلف با یک تصادف به هم گره می‌خورد. قدیر تصمیم دارد با یک تصادف عمدی خودش را به کشتن بدهد اما این تصادف شروع ماجرای این سریال می‌شود و زندگی سه نفر دیگر را به سه ماشین مختلف را تحت تاثیر قرار می‌دهد و بعد از این حادثه هرگز این ۴ نفر خودشان را از همدیگر جدا نمی‌کنند چراکه تقدیر آنها به هم گره خورده است.

[تعداد: ۲   میانگین: ۳.۵/۵]
۰ ۰ vote
Article Rating
برچسب ها
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x
بستن