خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی استانبول ظالم + جزئیات داستان

سریال ترکی استانبول ظالم سریالی ست با داستان پرکشش که سبب شده طرفداران زیادی در ترکیه و برخی دیگر از کشورها به دست بیاورد. مخاطبان ایرانی این سریال از طرفداران پروپا قرص آن هستند. استانبول ظالم خط داستانی مشخصی دارد و در کنار آن وقوع ماجراهایی دیگر بر جذابیت سریال افزوده است. سریال استانبول ظالم روزهای دوشنبه ساعت ۲۰ به وقت Turky از Kanal D پخش می شود که هر قسمت آن ۱۳۰ دقیقه می باشد. تکرار این سریال روز بعد ساعت ۲۱ از همین شبکه است.

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی استانبول ظالم

داستان سریال ترکی استانبول ظالم درباره مردی معلول است که پس از مراجعه خانواده ای از یک شهر کوچک به استانبول ، زندگی او به طرز چشمگیری تغییر می کند. پس از فهمیدن اینکه مادر شوهرش با آقا کاراکای توافق کرده است ، چگونه رفتار خواهد کرد؟ چه کار خواهد کرد که کرن هنگامی که یاد می گیرد که قرار است به جای سنک با نادیم معلول ازدواج کند؟ آیا Cemre با مراقبت و معالجه خود موفق به نجات جان نادیم خواهد شد؟ آیا سنیز موفق خواهد شد اسرار خود را حفظ کند؟ آیا سرن در نهایت رویاهای خود را برای ثروتمند شدن برآورده می کند؟ آیا سنک یک عشق واقعی پیدا خواهد کرد؟ زندگی خانواده کاراکای بعد از آمدن سیر و فرزندانش چگونه تغییر خواهد کرد؟ آیا ندیم دوباره سلامتش را باز می یابد؟

آقا کاراکای (Fikret Kuskan) یک تاجر موفق است. او در یک عمارت بزرگ به همراه همسر زیبا و جاه طلب خود، پسر غیرمسئول، دختر بی سرپرست و برادرزاده معلولش Nedim زندگی می کند. وقتی برادر بزرگتر آقای کاراکای سالها پیش کشته شد، ثروتش به او رسید. غیر از ثروت مسئولیت برادرزاده ۸ ساله اش نیز به عهده او قرار گرفت. او برادر زاده اش را بزرگ کرد و در اتفاقی غیر منتظره او فلج شد. همسرش سنیز می خواهد ندیم را از بین ببرد. زیرا ندیم شاهد رازهایی هست که سنیز نمی خواهد کسی بداند. او ندیم را از راهی مخفی معتاد می کند. از این طریق او وضعیت ندیم را بدتر می نماید. آقای کاراکای می داند که مشکل قلبی دارد. او در خطر مرگ است و می خواهد برای برادر زاده اش کاری کند. تصمیم میگیرد کسی را پیدا کند که بخاطر پول با ندیم ازدواج کند.

کرن کسی ست که برای ازدواج با ندیم بشرط ثروتمند شدن کاندید می شود. اما کرن نمی داند که او عروس یک فرد معلول خواهد بود. او گمان می کند که با یک وارث خوش تیپ ازدواج می کند. به همین دلیل، او قبول می کند که عروس خانواده Karacay شوید. سهر (دنیز اوگور) یک زن محافظه کار است. او تمام تلاش خود را می کند تا پس از درگذشت همسرش ، خانواده خود را در کنار هم نگه دارد. او سه فرزند خود را به تنهایی بزرگ کرده است. دختر بزرگترش جمره (Sera Kutlubey) دختر مناسبی است که به عنوان پرستار فعالیت می کند. دختر کوچکترش کرن (بهار صحین) دختری جاه طلب است که برای رسیدن به اهداف خود از انجام کارهای بد خودداری نمی کند. تنها پسرش سیوان (ادریس نبی تاسکین) یک جوان است که تمام تلاش خود را برای محافظت از خانواده اش انجام می دهد.

پس از آتش زدن خانه آنها ، سهر چاره‌ای جز رفتن به استانبول ندارد. وقتی به استانبول می رسند، در ساختمانی واقع در نزدیکی عمارت کاراکای مستقر می شوند. با این حال ، هیچ کس نمی داند که آنها در این عمارت بزرگ چه می کنند. در ابتدا تصور می شود آنها برای کار به اینجا آمده اند. صهیر به زودی در می یابد که آمدنش به استانبول برای فروش دخترش بوده است.

ماجراهای قسمت آخر فصل اول استانبول ظالم حیرت زده تان خواهدکرد و احتمالا خواهید فهمید که حدس هایتان اشتباه بوده و واقعا، همان طوری که شعار سریال می گوید، «هیچ کس تا زمانی که آزموده نشده، بیگناه نیست. از روی اسم »استانبول ظالم» می شد در مورد داستانش حدس هایی زد. بله! ظلمی در جریان است. ولی نه در استانبول، در یک خانه. هرچند مسافرانی که با اجبار و فریب از آنتاکیا به استانبول و به این خانه آمده اند سبب تلخی روزگارشان را مهاجرت و آمدن به این شهر می دانند. البته این فقط مهمانان نیستند که مورد ظلم قرار می گیرند. ماجرا از جایی آغاز می شود که دخترزیبا و جاه طلب او، جرن با وسوسه های مادربزرگش و به هوای ازدواج با تنها پسر تاجری ثروتمند در استانبول نامزدی اش را به هم می زند و برای اینکه مادرش را مجبور به رفتن کند خانه شان را به آتش می کشد. اما جرن خیلی زود می فهمد که خام یک فریب بزرگ شده و او قرار است زن برادرزاده ی علیل این تاجر شود. این برخورد اول این دو خانواده است و سحر می فهمد که این همه راه را برای فروختن دخترش به استانبول آمده. اما ماجرا عوض می شود.

دختر بزرگ تر سحر یعنی جمره که یک پرستار است از طرف آگاه کاراچای موظف می شود از ندیم برادرزاده اش نگهداری کند و بقیه خانواده به عنوان خدمه عمارت او مشغول به کار می شوند. اما جرن دست بردار نیست و سعی می کند به جنک، پسر آگاه نزدیک شود. جنک که پسر خوشگذرانی است به پیشنهادهای جرن نه نمی گوید اما در حقیقت از جمره خوشش می آید. روزها به این صورت سپری می شود و جمره تمام تلاش خود را برای پرستاری از ندیم می کند و به مرور متوجه می شود با اینکه بیماری ندیم رو به بهبود است به طرز عجیبی حالش بدتر می شود…

تاکنون ۱۰۵ قسمت از این سریال پخش شده است که در این مطلب از سایت جدولیاب شاهد خلاصه داستان های قسمت های باقی مانده از این سریال خواهید بود، پس با ما همراه باشید.

قسمت 119 سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۱۹ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۹ سریال ترکی استانبول ظالم

ندیم با همه مسئولین مالی هماهنگ کرده و از آنها میخواهد که مبلغ مورد نظر را تهیه کنند، اما علت درخواست این پول را به کسی نمی‌گوید. او بخاطر تعطیل بودن بانک ها در آخر هفته و اینکه نمیتواند پول جابجا کند، عصبی است. جرن نیز به شرکت آمده و با دیدن وضعیت ندیم، نگران می شود، اما ندیم به او چیزی نمی‌گوید. جرن چشمم به گوشی ندیم افتاده و کلیپ جمره را داخل آن می بیند. او به شدت شوکه می شود و گریه اش می گیرد. ندیم وقتی میفهمد که جرن فیلم را دیده، از او میخواهد که این ماجرا را به هیچکس نگوید و قول میدهد که جمره را نجات دهد. جرن مدام گریه میکند و نگران جمره است. جنک به سمت تالار مراسم شب گذشته می رود تا دوربین ها را چک کند. او در دوربین میبیند که جمره همراه زنی به پارکینگ رفته، و سپس با ماشینی او را از پارکینگ خارج میکنند. او یادش می آید که آن همان ماشینی بود که مقابل او ترمز زده بود، و بیشتر حرصش میگیرد. جنک شماره پلاک ماشین را برمیدارد و سریع بیرون می رود. جمره به سختی خودش را روی زمین انداخته و با اره ای که روی زمین است، طناب دستانش را باز میکند. او به سمت گوشی می رود و همه جا دنبال آنتن گشته و نهایتاً به زور، لوکیشنش را به همان شماره ندیم ارسال میکند و سریع با او تماس میگیرد، و به جرن که گوشی را جواب میدهد، میگوید که آدرسش را ارسال کرده است.

جرن دنبال ندیم میگردد، اما او را پیدا نمیکند. او سریع با جنک تماس میگیرد و آدرس را برای او ارسال میکند و از او میخواهد که جمره را نجات دهد. جنک نیز سریع به سمت ادرس می رود‌. آگاه وقتی می فهمد که ندیم دنبال جابجایی پول زیادی است، با جنک تماس میگیرد تا بفهمد ماجرا چیست. جنک میگوید که در شرکت نیست، زیرا جمره را دزدیده اند و دنبال او میگردد. آگاه شوکه می شود. جنک به او میگوید که به هیچ وجه به پلیس خبر ندهند و خودش دنبال جمره می رود. آگاه با عصبانیت ماجرای دزدیده شدن جمره را به افرادش میگوید. سحر صدای آگاه را می شنود و حالش بد می شود. او بی حال روی زمین می افتد و آگاه بالای سرش می رود تا آرامش کند. او میگوید که جمره را پیدا خواهد کرد، و سپس سریع بیرون می آید و از داملا میخواهد که برای سحر دکتر خبر کند. جمره به دنبال راه فرار، از در پشتی بیرون می رود. همان لحظه آن مرد دزد می رسد و وقتی می‌بیند که جمره نیست، دنبال او میگردد. جمره داخل جنگل می رود و فقط در حال دویدن است. آن مرد نیز به دنبال جمره داخل جنگل می رود. جمره داخل گودالی خودش را پنهان میکند. آن مرد، جمره را پیدا کرده و دوباره داخل سردخانه برمیگرداند.

او جمره را داخل یخچال سردخانه برده و درجه آن را کم کرده و در را قفل میکند. در خانه، جیوان وقتی می فهمد که جمره را دزدیده اند، از اینکه کسی به او چیزی نگفته است، عصبانی می شود و سوار ماشین شده تا به شرکت برود. داملا نیز به همراه جیوان می رود. در راه، شنیز با داملا تماس گرفته و داملا ماجرا را به او میگوید. شنیز شوکه شده و بعد از قطع تماس، با عصبانیت به نوچه اش زنگ می زند و میگوید که افرادش مورد اعتماد نبودند و باعث بدبختی او خواهند شد. ندیم، پول را تهیه میکند. آگاه سریع به شرکت رفته و سعی دارد جلوی ندیم‌ را بگیرد و میخواهد به پلیس خبر بدهد . همان لحظه، دزد دوباره تماس گرفته و آدرسی را به ندیم میدهد تا تنهایی به همراه پول به آنجا برود. ندیم به سرعت و بی اهمیت به همه، از شرکت بیرون می آید.‌جیوان نیز پشت سر او بیرون آمده و داملا دنبال او می رود تا تنها نباشد. آگاه از دیدن این همه مصیبت و نگرانی، حالش بد می شود و همکاران سریع او را روی مبل می نشاندند و دکتر بالای سر او می آورند.

قسمت ۱۱۸ سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۱۸ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۸ سریال ترکی استانبول ظالم

اویا که میبیند جمره جواب تماس‌های تلفنش را نمی‌دهد، برای دیدن او به خانه آگاه می آید، اما متوجه ماجرای طلاق جمره و رفتن او به خانه سرایداری میشود. جنک از دیدن او متعجب و کنجکاو می شود و علت دیدارهای مکرر اخیر او با جمره را جویا می شود. اویا میگوید که باید خود جمره را ببیند، و سپس می رود. سحر به اتاق می رود تا جمره را بیدار کند، اما متوجه می شود که او شب به خانه نیامده. سحر به شدت نگران شده، ولی نریمان میگوید که او بی دلیل نگران است و حتما جمره شب را پیش جنک برگشته است. سحر به عمارت می رود و خبر جمره را میگیرد. جنک میگوید که جمره برای استراحت به سفر رفته است. سحر از اینکه جمره به او چیزی نگفته، متعجب می شود و به این قضیه شک میکند. او به خانه برمی‌گردد و میبیند که چمدان جمره دست نخورده است و حتی شارژش را نیز نبرده است.

او با نگرانی به سمت عمارت رفته و به جنک میگوید که جمره، وسایلش در خانه است و مطمئن است که سفر نرفته است. جنک نیز کمی نگران شده و تصمیم می‌گیرد دنبال جمره بگردد. شنیز برای اینکه واکنش بقیه از گم شدن جمره را بفهمد، با داملا تماس میگیرد. داملا که تازه از خواب بیدار شده از چیزی خبر ندارد و میگوید که همه چیز امن و امان است. شنیز با خودش فکر میکند که جمره برای کسی اهمیتی ندارد. ندیم با اویا قرار میگذارد و به کافه می رود. او به اویا ماجرای باشاک را میگوید و از او میخواهد که به باشاک کمک کند. اویا نیز قبول میکند. دوستان شنیز با او تماس می‌گیرند و او را به دور همی در رستوران دعوت می‌کنند. شنیز برای اینکه مقابل دیگران خودش را سرپا نشان دهد، این دعوت را قبول میکند. او با دوستانش به رستوران رفته و در مقابل کنجکاوی های آنها، به دروغ میگوید که بخاطر تمرکز روی پروژه‌ ای از عمارت بیرون آمده و مشکلی با آگاه ندارد و آگاه اصرار دارد که او به عمارت برگردد.

همان لحظه آگاه به همراه دوستانش برای نهار به رستوران می آید.او با دیدن شنیز، رویش را برمیگرداند. دوستان شنیز به او کنایه می زنند و شنیز خجالت زده می شود. جنک از ترمینال و بیمارستان ها خبر میگیرد، اما جایی اسم جمره ثبت نشده است. او آدرس آخرین سیگنال گوشی جمره را پیدا کرده و به سمت آنجا، که جایی پرت در جاده است می رود. او به شدت نگران شده است‌. مردی که جمره را به سردخانه برده، سراغش می رود. او به جمره که مدام جیغ و داد میکند، میگوید که دنبال پول است و باید با شوهرش تماس بگیرد و از او پول بخواهد. جمره میگوید که شماره شوهرش را حفظ نیست. مرد عصبی شده و میگوید که جمره را می کشد. جمره می ترسد و میگوید که شماره دیگری به او میدهد. او شماره ندیم را که حفظ است، به مرد میدهد و از او میخواهد که با او کاری نداشته باشد. جنک، به آدرس سیگنال وسط جاده می رسد.

او سردرگم همه جا را نگاه میکند و سپس روی زمین، گوشی جمره را می بیند. او هول شده و نمی‌داند باید چه کند. ندیم به شرکت می رود. کمی بعد، آن مرد فیلمی از جمره با دست و پای بسته برای ندیم میفرستد‌.او سپس گوشی را روی زمین پرت میکند و بیرون می رود.ندیم با دیدن فیلم به شدت شوکه می شود. همان لحظه ، آن مرد از تلفن عمومی با ندیم تماس گرفته و تقاضای مبلغ خیلی بالایی را در ازای آزادی جمره میکند. ندیم حرف او را قبول میکند و با عصبانیت میگوید که باید صدای جمره را بشنود، اما آن مرد تماس را قطع میکند.

قسمت 117 سریال ترکی استانبول ظالم
قسمت ۱۱۷ سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۷ سریال ترکی استانبول ظالم

در مراسم، شنیز مقابل آگاه می‌گوید که بخاطر پسرش به این مراسم آمده بود. آگاه از او میخواهد که برود و سعی در نزدیک کردن خودش به خانواده نداشته باشد. جنک که از دست نمایش دادن شنیز عصبی شده است، دم در می‌آید. ماشینی که جمره را دزدیده، تازه از پارکینگ بیرون آمده و با سرعت به جنک نزدیک شده، و نزدیک است با او تصادف کند. همان لحظه جمره در حال به هوش آمدن است، که سریع او را بیهوش میکنند تا جنک او را نبیند ،و سپس عذرخواهی کرده و می روند. شنیز پنهانی به گوشه ای رفته، و با افرادی که جمره را دزدیده اند صحبت میکند و میفهمد که کارشان را انجام داده اند. جرن که به شنیز شک دارد، از پشت سر به حرفهای او گوش می‌دهد، اما متوجه نمی شود که ماجرا چیست. او پیش نریمان آمده و میگوید که مطمئن است شنیز در حال نقشه کشیدن است و کاری میکند. دزد ها، جمره را به یک کلبه ای خارج از شهر می برند و کمی بعد،فردی که برای شنیز کار میکند، برای آنها پولشان را بابت این کار می آورد. آن سه نفر تصمیم دارند که نیمه شب جمره را بکشند و از کشور خارج شوند‌. در مراسم، جنک دنبال جمره می گردد، اما او را پیدا نمیکند. او نگران جمره می شود و با او تماس میگیرد، اما گوشی جمره خاموش است. او با تصور اینکه جمره به خانه رفته است، بعد از تمام شدن مراسم، خودش نیز به همراه داملا به خانه برمی‌گردد، اما نیمه شب نگران شده ‌و برای اطمینان میخواهد به خانه سحر برود.

داملا جلوی او را میگیرد و میگوید که حتما جمره در خانه است و فردا سراغش برود. همان لحظه از گوشی جمره از طرف دزدها پیامی برای جنک می آید، که نوشته است به استراحت احتیاج دارد، برای همین مدتی از آنجا رفته است. جنک با تصور حقیقت این پیام، به اتاق برمیگردد‌. دو نفر از دزدها، تصمیم میگیرند که نفر سوم را فریب دهند و خودشان به همراه پول ها فرار کنند. آنها آن مرد را با کتک بیهوش می کنند و داخل اتاقی که او و جمره هستند، شیر گاز باز میکنند تا آنها بمیرند و سپس خودشان فرار میکنند. نوچه شنیز با او تماس میگیرد و خبر میدهد که دزدها عملیات را انجام داده اند و حالا در حال فرار هستند. شنیز با تصور اینکه جمره کشته شده است، از طرفی خیالش راحت شده، اما از طرفی از اینکه چنین کاری کرده کمی ناراحت است. کمی بعد،آن مرد به هوش می آید و سریع در را شکسته و گاز را می بندد. او وقتی می فهمد که دوستانش فرار کرده اند، عصبی می شود. سپس جمره را که تازه به هوش آمده، به زور از آن کلبه بیرون آورده و به یک سردخانه بزرگ می برد‌ و دست و پایش را می بندد. صبح، نورتن در حال صحبت تلفنی با دختر خود است و متوجه می شود که پسری که با مخالفت او، با دخترش باشاک دوست شده و سپس باشاک از او حامله شده بود، بعد از زایمان او را ترک کرده است. باشاک عصبی و ناراحت است و میگوید که قصد خودکشی دارد و همچنین به خواهش های نورتن برای آمدن به خانه آگاه اهمیت نمیدهد. ندیم حرفهای نورتن را می شنود و وقتی از ناراحتی او مطلع می شود، تصمیم می‌گیرد به باشاک کمک کند. او شماره باشاک را از نورتن میگیرد.

سریال ترکی استانبول ظالم قسمت 116
سریال ترکی استانبول ظالم قسمت ۱۱۶

خلاصه داستان قسمت ۱۱۶ سریال ترکی استانبول ظالم

اویا بعد از رفتن ندیم، باز هم با جمره تماس میگیرد، اما جمره جواب او را نمی‌دهد و با خودش به این فکر میکند که باید این مسأله بین جنک و ندیم را حل کند‌. در شرکت، جنک از وکیل خود میخواهد که پروتکل طلاق را درست کند.کمی بعد در راهرو، وکیل پیش جنک آمده و برگه های توافقنامه طلاق را به او میدهد. ندیم این صحنه را میبیند و متعجب می شود. همان لحظه، جرن از راه می رسد و سریع پیش ندیم می آید و به او میگوید که باید در مورد این مسأله با او صحبت کند. او ندیم را به اتاق برده و میگوید که در خانه متوجه شده بود که آگاه با جنک در مورد نقشه ای صحبت میکنند، و تصمیم دارند حواس او را از کارهای شرکت پرت کنند و اینگونه که مشخص است، این نقشه طلاق جنک و جمره است. او روی ندیم تاثیر می‌گذارد. کمی بعد، جمره به شرکت می آید و به اتاق جنک می رود. او برگه های طلاق را امضا میکند و سپس جنک نیز با دستانی لرزان و با ناراحتی، برگه ها را امضا می زند. آنها از اتاق بیرون می آیند و داخل راهرو، ندیم‌ و جرن را همراه با صاحب پروژه جدید می بینند. جنک عصبی شده و میخواهد جلو برود ،اما جمره جلوی او را میگیرد. ندیم بلند میگوید که این قرارداد بدون حضور آگاه صورت گرفته و ارتباطی به او ندارد،و خودش این پروژه را به تنهایی مدیریت میکند. کمی بعد، جنک با عصبانیت به اتاق ندیم می رود. جمره نیز سعی دارد جلوی او را بگیرد. آنها با یکدیگر دعوا می‌کنند و سپس جمره، جنک را بیرون می برد تا آرام کند.

شنیز که نمی‌داند باید چه کند، برای اینکه شب به ویلا نرود تا واقعیت را نگوید، بخیه های شکمش را با قیچی پاره میکند و سپس به داملا و جنک زنگ می زند تا پیش او بیایند. جنک، جمره را با خودش می برد تا نگاهی به شکم شنیز بیندازد. جمره، شکم شنیز را پانسمان می کند و وقتی آنها هستند، به او میگوید که این کارها فایده ای ندارد و برای شب که مراسمی برای قرارداد شرکت برگزار می شود،باید بیاید و مقابل همه حقیقت را بگوید ،وگرنه خودش این کار را میکند. اویا از نادر میخواهد که یک کپی دیگر از جواب تست خون برای او بیاورد. او با خواندن نتیجه آزمایش متوجه می شود که ندیم و جنک برادر هستند و شوکه می شود. جنک به خانه می رود و به آگاه در مورد کارهای ندیم و همچنین مراسم شرکت میگوید . او از آگاه میخواهد که برای شب او را تنها نگذارد. ندیم نیز از راه می رسد و وقتی حرفهای جنک را می شنود، عصبی می شود و دوباره دعوا میکنند. آگاه به ندیم میگوید که تمام این سالها برای شرکت زحمت کشیده است، اما ندیم میگوید که آنها تمام این سالها حق او را گرفته اند و حالا نوبت اوست که به اموالش رسیدگی کند. بعد از رفتن ندیم، آگاه که تصمیمی گرفته است، با کسی تماس میگیرد و هماهنگی انجام میدهد. جمره چمدانش را جمع کرده و عمارت را ترک میکند و به خانه پیش سحر و نریمان می رود.

شب، مراسم مهمانی بزرگی برای شرکت در یک تالار برگزار می شود. جرن دم در کنار ندیم ایستاده و مدام در حال پر کردن ندیم نسبت به همه است. کمی بعد، جمره نیز به خواهش جنک برای آخرین بار به عنوان زن او، به مراسم می آید. او با چشمهایش دنبال شنیز میگردد.شنیز با تلفن با کسی، چیزی را هماهنگ میکند و سپس داخل سالن می آید. کمی بعد، آگاه برای سخنرانی روی سن می رود و اعلام میکند که از کار کناره گیری میکند و از این به بعد تمام اختیاراتش را به جنک می سپارد. ندیم از شنیدن این حرف عصبی می شود. بعد از او، شنیز روی سن می رود و در مورد این افتخار به جنک تبریک میگوید. او سپس پایین آمده و وقتی جمره می بیند که او حقیقت را نمی‌گوید، میخواهد خودش با جنک صحبت کند. جنک به بهانه کار داشتن، صحبت را به تعویق می اندازد. همان لحظه، زنی به بهانه کمک خواستن از جمره پیش او آمده و میگوید که حال شوهرش بد شده است. جمره همراه او به پارکینگ می رود. دو سه نفر داخل ماشین، جمره را گرفته و او را بیهوش میکنند و سپس می برند.

قسمت ۱۱۵ سریال استانبول ظالم
قسمت ۱۱۵ سریال استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۵ سریال ترکی استانبول ظالم

شنیز وقتی با داملا تماس میگیرد و میفهمد که در خانه دعوا شده و آگاه بیرون آمده است، میداند که او به کدام رستوران می رود. او به عمد حاضر شده و آنجا می رود و آگاه را می بیند. او پیش آگاه نشسته و تظاهر به نگرانی برای بچه ها میکند و سعی دارد آگاه را نسبت به ندیم پر کند و از اشتباهات او برای آگاه میگوید. او میخواهد دوباره به آگاه نزدیک شود. آگاه بی اهمیت به شنیز، از جایش بلند شده و از رستوران می رود. جمره بعد از صحبت با ندیم، با ناراحتی به خانه سرایداری پیش مادرش رفته و با گریه به او پناه می‌آورد و خبر میدهد که تصمیم به طلاق گرفته است ،و میگوید که آنها تظاهر به ازدواج واقعی کرده بودند اما اینگونه نبوده. سحر سعی دارد جمره را آرام کند و به او دلداری میدهد. از طرف دیگر، جرن پیش نریمان آمده و در مورد تصمیم طلاق جمره و جنک به او میگوید. نریمان عصبی شده و به جرن میگوید که نباید این اتفاق بیفتد، وگرنه ندیم به سمت جمره خواهد رفت و او را کنار خواهد گذاشت.

صبح، جمره پیش آگاه رفته و در مورد تصمیم طلاقشان به او نیز خبر میدهد. آگاه به او میگوید که بابت این قضیه ناراحت است زیرا جمره را مثل داملا دوست دارد و او را به عنوان عروس قبول دارد زیرا صادق و مورد اعتماد است. با این حال به تصمیم آنها احترام میگذارد. جرن از داخل سالن تمام این حرفها را می شنود و حرصش میگیرد. جمره به اتاق برمیگردد‌ و به جنک میگوید که خبر تصمیمشان را به آگاه داده است. سپس جنک نیز پیش آگاه می رود و با او در این مورد صحبت میکند. آگاه متوجه است که جنک به جمره علاقه دارد، اما جنک چیزی نمی‌گوید و تاکید میکند که این ازدواج فرمالیته بوده است. جمره با ناراحتی از خانه بیرون می آید و سپس با شنیز تماس میگیرد و میگوید که باید او را ببیند. جرن دوباره پیش نریمان می رود و میگوید که جمره با آگاه نیز صحبت کرده است و طلاقشان قطعی است.

نریمان به جرن میگوید که باید مدام پیش ندیم باشد و او را پر کند، و به او بگوید که طلاق آنها طبق نقشه آگاه برای جلب توجه و حواس پرتی ندیم است. ندیم پیش اویا می رود. او میخواهد علت توجه بیش از حد اویا را نسبت به خودش بداند. اویا به ندیم میکیچپ که او نیز زندگی سختی داشته و در دوران کودکی ستم دیده است و برای همین ندیم را درک می‌کند و حس میکند که آنها شبیه هم هستند. جمره پیش شنیز می رود.ا شنیز که علت آمدن تو را نمیداند، قیافه گرفته و تصور میکند که او بخاطر تشکر از بخشیدن ندیم آمده است. جمره به شنیز میگوید که میداند ندیم و جنک برادر هستند و برگه تست را به شنیز نشان میدهد، و به او میگوید که تا امشب مهلت دارد تا حقیقت را به همه بگوید،وگرنه خودش این کار را خواهد کرد. شنیز شوکه شده و از جمره خواهش میکند که به او مهلت بدهد تا خودش ماجرا را کم کم درست کند، اما جمره قبول نمیکند.

قسمت ۱۱۴ سریال استانبول ظالم
قسمت ۱۱۴ سریال استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۴ سریال ترکی استانبول ظالم

صبح روز بعد، ندیم که در ذهنش نقشه هایی دارد، از جرن میخواهد که حاضر شود تا با هم به شرکت بروند، زیرا کارهای زیادی دارند. جرن از اینکه میبیند ندیم او را برای کارهایش میخواهد و به شرکت می برد، خوشحال می شود. جمره نیز صبح دوباره به مطب اویا رفته تا با او صحبت کند، زیرا روز قبل بخاطر آمدن جنک، نتوانسته بود. اما اویا هنوز نیامده است. همان لحظه، منشی برگه تست جنک را به اتاق خالی اویا می برد. جمره وقتی اسم جنک را می شنود، به بهانه ای به اتاق رفته و نامه را برمیدارد و بیرون می رود. او داخل پارکی رفته و نامه را باز میکند و با خواندن آن متوجه می شود که آگاه پدر جنک نیست و جنک و ندیم برادر هستند. او به شدت شوکه می شود. اویا وقتی به مطب می رود، نامه را پیدا نمیکند و متوجه می شود که حمزه آن را برداشته و عصبی می شود. او با جمره تماس می‌گیرد، اما جمره جواب نمی‌دهد. جمره تصمیم می‌گیرد هر طور شده رابطه جنک و ندیم را خوب کند ،حتی به قیمت اینکه برای خودش تاوان داشته باشد.

شب در خانه، ندیم خبر می دهد که قرار است برای شام مهمان بیاید. آگاه از اینکه ندیم سر خود شده و بی اطلاع او مهمان نیز دعوت میکند، عصبی می شود و با او بحث میکند. کمی بعد، شخصی که قرار بود روی پروژه او سرمایه‌گذاری کنند، به آنجا می آید. ندیم به همه می‌گوید که امروز قرارداد پروژه را بسته اند و می‌خواهند در مورد کار صحبت کنند. آگاه از اینکه ندیم خودش بدون مشورت این کار را کرده عصبی می شود. جنک نیز شروع به بحث با ندیم میکند و به او میگوید که هیچ مهارت و تخصص و تجربه ای در مورد کار ندارد. ندیم از اینکه جنک او را تحقیر میکند حرصش میگیرد و بعد از رفتن مهمان، با او دعوا کرده و آنها دست به یقه می شوند. حمزه مدام به این فکر میکند که آنها برادر هستند و نباید با یکدیگر در بیفتند. او جنک را به اتاق می برد و بخاطر دعوا کردن با ندیم با او بحث میکند. جنک میگوید که جمره بخاطر کمک و نزدیک شدن به ندیم با او ازدواج کرد اما ندیم به آنها پشت کرده است و کار او بی نتیجه بوده. جمره عصبی شده و میگوید که پس سدیکز کارشان تمام شده و باید طلاق بگیرند. جنک نیز تایید می‌کند. جرن که پشت در اتاق آنها ایستاده حرفشان را می شنود جمره با عصبانیت بیرون آمده و به پارک می رود.

او یاد حرف اویا می افتد که به او گفته بود دیگر نباید از ندیم فاصله بگیرد و باید کاری که میخواهد را انجام بدهد تا یه ندیم نیز اجازه بدهد خواسته زندگی اش را انتخاب کند. او به ندیم پیام میدهد و از او میخواهد پیشش بیاید تا حرف بزنند. ندیم به پارک می رود و جمره با ناراحتی از عوض شدن او و دشمن شدنش با همه گله میکند. ندیم میگوید که از روزی که جمره دست او را رها کرد و سراغ جنک رفت، دیگر از چشم او افتاده و بعد از این نیز هیچ چیزی بین آنها وجود ندارد و سبک زندگی او تغییر کرده است. او سپس بی اهمیت به جمره می رود.

قسمت ۱۱۳ سریال استانبول ظالم
قسمت ۱۱۳ سریال استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۳ سریال ترکی استانبول ظالم

قاضی بخاطر پس گرفتن شکایت شنیز، حکم را تغییر داده و ندیم به صورت مشروط آزاد می شود. بعد از دادگاه، داملا و جنک با حرص از شنیز دلیل کارش را می پرسند. شنیز می‌گوید که این کار را فقط بخاطر آگاه کرده و از خود گذشتگی کرده است و برای همین ندیم را بخشیده است.‌جرن با حرص جلو آمده و با طعنه به شنیز میگوید که فیلم بازی کردنش فایده ای ندارد و او قصد بازگشت به عمارت را دارد. شنیز می‌گوید که او نمیخواهد به عمارت برگردد. جرن جا میخورد. داملا به شنیز اصرار دارد تا به امارت برگردد، اما شنیز قبول نمیکند. آگاه به شنیز میگوید که میتواند به واحد برجشان برود. وقتی شنیز در برج مستقر می‌شود، اویا نیز به آنجا می رود تا با شنیز صحبت کند. از طرف دیگر، جمره که مطمئن است شنیز نقشه ای دارد به سمت خانه او می رود تا ببیند نقشه او چیست.

او از پشت دیوار حرفهای اویا و شنیز را می شنود و متوجه می شود که شنیز با تهدید اویا به اینکه رابطه او با پدر ندیم را لو میدهد، او را مجبور به رضایت کرده است. جمره از شنیدن این حرف شوکه شده و سریع آنجا را ترک میکند. اویا به شنیز میگوید که باید از ندیم‌ فاصله بگیرد. شنیز از اویا حرصش گرفته و دلیل اهمیت ندیم برای او را نمی‌فهمد. وقتی اویا بیرون می آید، یا نادر تماس میگیرد و از او میخواهد که تست دی ان ای جنک و آگاه را بگیرد. جنک همان لحظه وارد برج می شود تا به دیدن شنیز برود و از دور اویا را می بیند او از آمدن اویا به آنجا متعجب می شود و وقتی به خانه می رود، با عصبانیت پیگیر علت آمدن اویا و همچنین علت رضایت دادن او می شود و مطمئن است که شنیز بی دلیل چنین کاری نمی‌کند و حتما منفعتی برایش دارد. شنیز چیزی بروز نمی‌دهد و جنک با عصبانیت بیرون می آید.

شنیز با کسی تماس میگیرد تا در مورد اویا تحقیق کنند. ندیم که عصبی است،سر راه پیاده شده و به پارک ساحلی می زود. آگاه نیز کمی بعد به آنجا می آید. ندیم با عصبانیت به آگاه میگوید که بخاطر اینکه از او در مورد ارتکاب قتل سوال کرده بود و یعنی به او شک داشته ، از دست او عصبانی است و آگاه دیگر از چشمش افتاده و از این به بعد دشمن او محسوب می شود و جنگ بینشان آغاز می شود. آگاه از تندروی ندیم شوکه می شود و میگوید که خود او با پنهانی رفتن به هتل پیش شنیز و دادن وکالت به جرن، دشمنی را با او شروع کرده است. او سعی دارد ندیم را به خودش بیاورد اما فایده ندارد. جمره برای اینکه در مورد چیزهایی که شنیده با اویا صحبت کند، به سمت مطب او می رود. اویا از دیدن او متعجب شده و جمره خودش می‌گوید که همه حرفهای آنها را شنیده است. همان لحظه، جنک نیز بخاطر اینکه اویا را در خانه مادرش دیده بود به آنجا می آید‌.

اویا بهانه ای برای دیدن او می آورد و او و جمره چیزی به روی جنک نمی آورند. سپس، اویا برای گرفتن تست از جنک، لیوان آبی که به او داده بود را ارسال میکند. داملا برای شنیز مقداری خرید کرده و به خانه او می رود و میگوید که گاهی پیش او خواهد ماند. شنیز به عمد مقابل او برای آگاه ابراز نگرانی میکند و از داملا میخواهد هوای پدرش را داشته باشد. جنک به اتاق آگاه می رود و میگوید که دیگر از این وضعیت خسته شده و به یک پدر برای راهنمایی کردنش نیاز دارد. آگاه متاثر شده و جنک را بغل میکند.

قسمت ۱۱۲ سریال استانبول ظالم
قسمت ۱۱۲ سریال استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۲ سریال ترکی استانبول ظالم

جیوان به حیاط می رود و به داملا که در بالکن ایستاده است خیره می شود. سحر به عمد بیرون آمده و جیوان را داخل می آورد. از طرف شرکت با آگاه تماس می‌گیرند و خبر می‌دهند که جرن و وکیلش به شرکت آمده و همه چیز را به هم ریخته اند. آگاه مجبور می شود به شرکت برود. او میزنید که جرن در اتاق جلسه به همراه سرمایه‌گذاران جدید نشسته و میگوید که همکاری با آنها را قبول نمیکند. اگا به شدت عصبانی می شود و میخواهد جرن را بیرون کند اما جرن با نشان دادن برگه وکالت اختیاراتش آگاه را شوکه می کند. آگاه با عصبانیت همه را از اتاق بیرون کرده و با جرن دعوا میکند و تصور میکند که جرن امضای ندیم را جعل کرده است، اما جرن میگوید که خود ندیم چنین تصمیمی گرفته است.

جمره دوباره به کلانتری رفته و یا اصرار بالاخره موفق می شود که داخل برود و ندیم را ببیند. او به ندیم میگوید که او را باور دارد و میداند که او چنین کاری نکرده است. بر خلاف انتظار او، ندیم یا سردی و بی محلی از او میخواهد که برود زیرا دیگر چیزی برای او اهمیت ندارد. جمره ناراحت شده و بیرون می آید. جنک که از خانه حمزه را تعقیب کرده بود، دم در کلانتری ایستاده است. جمره از دیدن او جا می خورد. همان لحظه، مامور ها ندیم را بیرون می آورند تا به دادگاه ببرند. جنک با دیدن ندیم عصبی شده و شروع به دادو بیداد میکند. ندیم را سوار ماشین کرده و می برند. اویا پیش نادر به بیمارستان می رود. آنها از شیشه به داخل اتاقی نگاه میکنند. نادر به ا‌ویا میگوید که :«تونست به زندگی ادامه بده.» آنها هر دو خوشحال می شوند.

اویا سپس به بیمارستان شنیز می رود. او به اتاق شنیز رفته و میگوید که میخواهد با او صحبت کند. جنک و جمره ابتدا به بیمارستان می روند و به شنیز سر می زنند، و میگویند که قرار است برای محاکمه به دادگاه بروند. آنها از مادرشان حمایت کرده و سپس می روند. در سالن دادگاه، جرن نشسته و با آمدن داملا و جنک، جلو رفته و دوباره با آنها بحث میکند. کمی بعد، بر خلاف تصور جرن، آگاه نیز می آید. جلسه دادگاه شروع می شود. جمره نیز به جلسه آمده و اویا نیز می آید. وکیل شنیز شروع به صحبت کرده و میگوید که طبق مدارک و شواهد، ندیم گناهکار است و شنیز از بچگی او را مانند پسر خودش بزرگ کرده و به او رسیدگی کرده بود اما ندیم قصد کشتن او را داشته. سپس وکیل دچندیم حرفهایش را می زند.

وقتی که قاضی نظر و دفاعیه ندیم را می پرسد، ندیم سکوت کرده و جرمش را می‌پذیرد. وکیل او شروع به دفاع کرده و می‌گوید که ندیم همچنان در شوک حادثه است. قاضی حکمش را صادر کرده و و ندیم را به شانزده سال حبس محکوم می‌کند.اویا نگران است و مدام به در نگاه میکند. همان لحظه، شنیز از در وارد می شود.او مقابل قاضی قرار گرفته و میگوید که در روز حادثه، ندیم به قصد او را نزده است،و شکایتش را پس می‌گیرد. همگی از این قضیه متعجب می شوند.

 

داستان قسمت 111 سریال استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۱ سریال ترکی استانبول ظالم

شب، دوباره جیوان در بیمارستان پیش داملا که در سالن انتظار ایستاده‌ است ،می رود‌. داملا دوباره او را پس زده و به او میگوید که آنها مناسب هم نیستند و باید همه چیز تمام شود. جیوان با ناراحتی حرف او را قبول کرده و از آنجا می رود. داملا بخاطر اینکه خلاف میلش عمل کرده است، ناراحت است. نریمان سعی دارد خودکار را از کت آگاه بردارد. او به اتاق آگاه می رود و اصرار دارد تا آگاه را به بهانه ای بیرون بفرستد، اما آگاه که حوصله ندارد، به حرف او اهمیتی نمی‌دهد. جمره به کلانتری می رود تا ندیم را ببیند. جرن از دیدن او عصبی شده و شروع به تحقیر و توهین جمره میکند و مأمور نیز میگوید بخاطر نداشتن نسبت نزدیک با ندیم، نمیتواند او را ببیند. جرن داخل بازداشتگاه پیش ندیم می رود و میگوید که همه جوره از او حمایت خواهد کرد و همچنین میگوید که در این مدت هیچکس پیگیر او نبوده و حتی جمره نیز پیش شنیز در بیمارستان رفته و طرف اوست. ندیم از شنیدن این حرف حسابی ناراحت می شود. او از جرن میخواهد که برایش وکیل بگیرد. وقتی جرن به خانه می بود پنهانی به اتاق آگاه رفته و خودکار را از کت او برمیدارد.

سپس پیش جنک می رود و پشت سر جمره صحبت میکند و میگوید که زنش بی خبر از او برای دیدن ندیم آمده بود. همان لحظه جمره نیز از راه می رسد و جرن مقابل او از جنک میخواهد که زنش را جمع کند. جمره عصبی می شود ولی چیزی نمی‌گوید. جنک با حرص به جمره میگوید که باید دست از دفاع از ندیم بردارد زیرا طبق گزارشات پزشک قانونی ، اثر انگشت ندیم تطابق داشته و او گناهکار است. جمره شوکه و ناراحت می شود. صبح، وکیل پیش ندیم رفته و ندیم وکالت نام اختیارات شرکت و اموالش را در به جرن می سپارد. در خانه، جرن با خوشحالی در حال حاضر شدن است و حسابی به خودش رسیده است.‌ نریمان به اتاق آمده و او را بخاطر رسیدن یه موفقیت تحسین میکند. او وقتی در کشو ، خودکار را میبیند، از جرن میخواهد که فایل را پاک کند اما جرن میگوید که شاید روزی به دردی بخورد و این کار را نمیکند.

نریمان از ترس اینکه جرن از خودکار استفاده نکند و جایگاهش را از دست ندهد، وقتی که جرن از اتاق بیرون می رود، آن را پاک میکند. کمی بعد، داملا با عصبانیت به اتاق جرن آمده و به زور او را بیرون می آورد و میگوید که حق زندگی در این خانه را ندارد و هرچیزی که به ندیم مربوط است، نباید در این خانه باشد. آنها با یکدیگر دعوا می‌کنند. آگاه آمده و به داملا میگوید که کسی از خانه بیرون نمی‌رود. داملا از دست آگاه ناراحت و عصبی می شود. جرن با حرص میگوید که الان به همه ثابت میکند که ندیم بی گناه است . او به اتاقش رفته و خودکار را برمیدارد، اما میفهمد که فایل پاک شده است. او با عصبانیت پیش نریمان رفته و با او دعوای شدیدی میکند و به او میگوید که حق دخالت در زندگی او و تصمیماتش را ندارد. نریمان از کار خود راضی است و با خونسردی تخمه می شکند.

 

سریال ترکی استانبول ظالم
سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۱۰ سریال ترکی استانبول ظالم

داملا را سریع در بیمارستان بستری میکنند و به او آرامبخش می زنند تا کمی حالش بهتر شود آگاه با ناراحتی بالای سر داملا می رود و در دل خود میگوید که متوجه تلاش داملا برای نگه داشتن خانواده است، اما او باید قبول کند که مادرش بلاهای زیادی سر ندیم آورده است. داملا به هوش آمده و با آگاه صحبت میکند. او از اینکه آگاه هنوز هم طرف ندیم است، ناراحت و دلخور است. آگاه از اتاق بیرون آمده و داملا را به جنک می سپارد تا به کلانتری برود. جنک از اینکه در این وضعیت و با وجود اینکه میداند چنین کاری از ندیم بر می آمد، پیش او می رود، متعجب است. با این حال، آگاه میگوید که مقصر همه مشکلات شنیز بوده و هنوز نیز چیزی از طرف کلانتری قطعی نیست. از طرف دیگر دکتر ها به آگاه میگویند که خوشبختانه چاقو به اعضای اصلی بدن شنیز نخورده و حال عمومی او خوب است. جیوان، به همراه یک عروسک خرس بزرگ به اتاق داملا می رود. داملا ابتدا خوشحال شده اما سپس با یادآوری حرفهای سحر ، قیافه میگیرد و با جیوان خوب برخورد نکرده و از او میخواهد برود. در خانه، جرن با استرس دنبال راه حلی است تا بتواند خودکار را به دست بیاورد. نریمان از اینکه جرن به فکر کمک به ندیم است حرصش میگیرد و به او میگوید که باید خودکار را پیدا کرده و اگر به نفع ندیم بود، آن را نابود کند تا ندیم در زندان بماند و او تمامی ثروت او را صاحب شود. جرن از حرف نریمان کلافه می شود. جرن به کلانتری می رود و وقتی میفهمد که خودکار دست آگاه است، میخواهد هر طور شده آن را بگیرد اما موفق نمی شود.

آگاه و جرن متوجه می شوند که طبق نتیجه آزمایش، خون شنیز با خون روی دستهای ندیم و مطابقت داشته است. در بیمارستان، جنک بالای سر شنیز می زود و با دلخوری میگوید که او به قدری بدی کرده که هیچکس او را باور ندارد و او نیز تا زمانی که حقیقت مشخص نشود ، شنیز را باور ندارد. شنیز که به هوش آمده، به عمد چشمانش را باز نمیکند. او به خاطر می آورد که در هتل، ندیم چاقوی خونی را با حرص زمین انداخته و از اتاق بیرون آمده بود. شنیز چاقو را برداشته و خودش آن را محکم داخل شکمش فرو برده بود. یک دکتر به کلانتری آمده و به ندیم میگوید که با توجه به چک کردن پرونده روانشناسی او، متوجه خشم و نفرت او از شنیز هستند و علت کار او‌ را درک می‌کنند. ندیم عصبانی می شود و میگوید که او این کار را نکرده است. داملا و جنک متوجه می شوند که جواب آزمایش خون و اثر انگشت ندیم مثبت بوده. جنک دوباره به اتاق شنیز رفته و میگوید که حالا باورش شده است و او حق داشته و ندیم مقصر بوده است. این بار شنیز چشمانش را باز میکند. جنک، داملا را صدا زده و بالای سر مادرش می آید. آنها از به هوش آمدن شنیز خوشحال می شوند. آگاه به بازداشتگاه می رود تا ندیم را ببیند. او با ناراحتی از ندیم سوال میکند که آیا او این کار را انجام داده است یا نه.  ندیم جواب او را نمی‌دهد و به اصرار و خواهش‌های عمویش توجهی نمیکند و با او حرف نمی زند. آگاه مجبور می شود بیرون برود. ندیم از اینکه فکر میکند آگاه او را عامل این حادثه میداند و قاتل بودن او را باور دارد، عصبانی است و با آگاه نیز دشمن شده است. کمی بعد، اویا به کلانتری آمده و به دیدن ندیم می رود. او اصرار دارد تا به ندیم کمک کند اما ندیم میگوید که به کمک او احتیاجی ندارد و خودم مشکلش را حل میکند. اویا بیرون آمده و سوار ماشین نادر می شود. او به نادر میگوید که حقیقت را به ندیم نگفته است.

 

خلاصه داستان قسمت ۱۰۹ سریال ترکی استانبول ظالم

در هتل وقتی که شنیز با حرفهایش ندیم را به شدت عصبانی میکند ندیم با حرص چاقو را در دستان خون الودش فشار میدهد. کمی بعد او از اتاق بیرون می اید. سپس شنیز در حالی که شکمش غرق خون شده روی زمین می افتد و خودش را به سمت بیرون میکشد. ندیم سریع سوار اسانسور میشود و میرود. خدمه هتل وقتی شنیز را در ان حال میبینند فورا با امبولانس تماس میگیرند. ندیم وحشت زده به دستان خون الودش نگاه میکند و سپس سوار تاکسی میشود و به سمت خانه میرود. او به اگاه زنگ میزند و میگوید که به خانه می اید و همه چیز را تعریف میکند. اگاه نگران شده و نمیداند که چه اتفاقی افتاده است. وقتی ندیم به خانه میرسد جرن با نگرانی جلو میرود و مدام از او سوال میکند که چه شده. او تصور میکند که ندیم قصد دارد راز شنیز و پدرش را به اگاه بگوید.

جمره و جنک هم در همان لحظه سر میرسند. همه داخل خانه میروند. اگاه با دیدن ندیم از او میپرسد که چه شده. ندیم دستان خونی اش را از جیبش بیرون می اورد و همه وحشت زده به او نگاه میکنند. قبل از این که ندیم بخواهد چیزی بگوید پلیس ها به خانه اگاه می ایند و میگویند که باسد ندیم را به جرم اقدام به قتل شنیز دستگیر کنند. همه شکه میشوند و اگاه در ناباوری از ندیم سوال میپرسد که او واقعا این کار را کرده یا نه. ندیم هیچ حرفی نمیزند. جرن با جیغ و داد میگوید که ندیم چنین کاری نکرده و داملا هم از ناراحتی حالش بد شده و با تصور مرگ مادرش گریه میکند و با داد و بیداد حرصش را سر ندیم خالی میکند. پلیس ندیم را میبرد و اگاه و جرن به کلانتری میروند. جنک و داملا وقتی میفهمند که شنیز زنده است به سمت بیمارستان میروند. در کلانتری ندیم چیزی نمیگوید و در مقابل بازجویی ها سکوت میکند. هیچ کس جز داملا باور ندارد که ندیم چنین کاری کرده باشد. جنک و جمره میدانند که ندیم حس انتقام شدیدی نسبت به شنیز داشته اما با این حال میدانند که ندیم این کار را نمیکند.

بعد از بازجویی ندیم اورا تا زمان مشخص شدن ازمایش خون های صحنه جرم به بازداشت گاه میفرستند. انها وسایل اضافه ندیم را از او تحویل میگیرند. جرن با استرس با مادربزرگش تماس میگیرد و میگوید که چون از رفتن ندیم پیش شنیز خبر داشته داخل خودکار او دستگاه ضبط صدا گذاشته و همه چیز با ان مشخص میشود. نریمان به او میگوید که هرطور شده ان خودکار را باید پیدا کند. جرن به اتاق پیش پلیس میرود و میگوید که وسایل شوهرش را میخواهد. پلیس میگوید که وسایل را به پدر ندیم تحویل داده. اگاه پلاستیک وسایل ندیم را به جهانگیر میدهد تا به خانه ببرد. خودکار از داخل نایلون به زمین می افتد و اگاه ان را برمیدارد و به داخل جیب کتش میگذارد. جرن سریع پیش اگاه میرود و سراغ وسایل ندیم را میگیرد. او وقتی میفهمد که وسایل پیش جهانگیر است با هدف گرفتن خودکار فورا به سمت خانه میرود‌.

اگاه از وکیلش میخواهد که هرچه سریعتر به این قضیه رسیدگی کند. او سپس به سمت بیمارستان میرود. داملا از دیدن اگاه عصبانی میشود و به او میگوید که پیش ندیم که برایش مهمتر است برگردد. اوندیم را قاتل مادرش میداند و حمایت اگاه را در چنین شرایطی درک نمیکند. او از شدت فشار عصبی حالش بد میشود و قش میکند.
در خانه جرن متوجه میشود که خودکار بین وسایل نیست و عصبانی میشود.

خلاصه داستان قسمت ۱۰۸ سریال ترکی استانبول ظالم

جیوان و داملا بخاطر درگیری در کافه، بازداشت شده اند. از اداره آگاهی به سحر زنگ زده و خبر می‌دهند. سحر با عجله به اداره رفته تا ببیند چه شده است. دوست داملا (مریچ) در درگیری شدید بینی اش شکسته و حالا از جیوان شکایت کرده. سحر از پدر او خواهش می‌کند که رضایت دهد. اما آنها سفت و سخت هستند و کوتاه نمی‌آیند. ناگهان آگاه سر می‌رسد و با جذبه ای که دارد قضیه را حل می‌کند. ابتدا داملا و سپس جیوان آزاد می‌شوند. آگاه و سحر از دست بچه ها عصبانی هستند. سحر قبول نمی‌کند که همراه آگاه به خانه بروند. او می‌گوید: « ما با امکانات خودمون میایم تا همه جایگاه خودشونو بدونن.» آگاه می‌فهمد که منظور سحر، جیوان است. پس از رفتن آنها، سحر به پسرش سیلی می‌زند زیرا باعث سرافکندگی اش شده است. سپس با اتوبوس به خانه می‌روند. جرن بخاطر تصمیم ندیم برای طلاق استرس دارد و دنبال راهی می‌گردد تا طلاق نگیرد. ندیم می‌آید و از لج جمره، دیگر نمیخواهد طلاق بگیرد. جرن از خوشحالی پرواز می‌کند. آن شب جمره پانسمان جنک را تجدید می‌کند. روز بعد، شنیز با ندیم تماس میگیرد و به دروغ می‌گوید شکست را قبول کرده و قصد دارد رازهایی در مورد ممتاز به ندیم بگوید. جرن پنهانی صحبت های ندیم را میشنود.

او مطمئن است شنیز دوباره نقشه ای دارد. برای همین یک خودکاری که صدا را ضبط می‌کند در جیب ندیم جاسازی می‌کند. سپس او را راهی می‌کند. جنک عقیده دارد که ندیم هیچگاه او را نمیبخشد. او به ندیم حق می‌دهد و می‌گوید: « اگه منم جای ندیم بودم، کسایی رو که این بلا رو سرم آوردن هیچوقت نمیبخشیدم.» جمره می‌داند که قلب ندیم بزرگ تر از این حرفاست و باید به او مهلت داد. داملا مدام در باغچه قدم می‌زند و منتظر جیوان است. سحر سراغش رفته و میگوید دست از سر پسرش بردارد زیرا اینکار آخر و عاقبت خوبی ندارد. داملا سکوت کرده و با ناراحتی خود را در اتاق مادرش حبس می‌کند. او با گریه به عکس خانوادگی‌ شان نگاه می‌کند. آگاه با نگرانی وارد اتاق می‌شود و دخترش را دلداری می‌دهد. شنیز آماده شده و منتظر آمدن ندیم است. او در حال خوردن غذا است که ندیم سر می‌رسد. شنیز تعریف می‌کند که پدر ندیم مردی هوس باز بوده و با زنان زیادی بازی کرده است. شنیز چاقویی که خریده را بیرون می‌آورد و با فریاد می‌گوید: « بابای تو یه بی‌شرف بود.»

سپس به ندیم حمله می‌کند. ندیم جا خالی داده و چاقو را به سختی می‌گیرد. طوری که دستش را می‌برد. شنیز روی میز شیشه ای می‌افتد و زخمی می‌شود. او به سختی بلند شده و به حرف هایش ادامه می‌دهد:« بابات از تو و مادرت متنفر بود. تو یه بدبختی هستی که ترحم و دلسوزی عمو نسیبش شده.» ندیم چاقو به دست با تنفر به شنیز نگاه می‌کند.کمی بعد، با دستان خونین از اتاق بیرون می‌آید و شنیز روی زمین می‌افتد…

 

سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۰۷ سریال ترکی استانبول ظالم

شنیز پس از بانک مستقیم به شرکت میرود. نگهبانی تلاش می‌کند مانع او شود. تا اینکه ندیم می‌آید. شنیز برای ندیم خط و نشان می‌کشد که در این جنگ پیروز خواهد شد. ندیم او را تهدید می‌کند که از خانواده اش دور شود وگرنه رابطه نامشروع شنیز و ممتاز را به آگاه می‌گوید. خنده روی لب های شنیز خشک شده و ازآنجا می‌رود. جرن به هتل برای دیدن شنیز می‌رود. او رفته تا تیکه بیندازد و از نقشه شنیز سر دربیاورد. شنیز او را بیرون کرده و می‌گوید که ندیم بزودی جرن را طلاق خواهد داد زیرا دیگر احتیاجی به او ندارد. آگاه به شرکت رفته و از آمدن شنیز باخبر می‌شود. او علت آمدن شنیز را از ندیم می‌پرسد. ندیم می‌گوید که بخاطر حساب خالی آمده بود و مشکلی وجود ندارد. جرن نیز به شرکت آمده تا ندیم را ببیند. ندیم می‌گوید به تازگی تصمیم گرفته تغییراتی در زندگی اش بدهد. او یک زندگی آرام بدون دوز و کلک میخواهد. پس از مقدمه چینی می‌گوید:« ما باید طلاق بگیریم. کار ما تموم شده.» جرن صدای ضبط شده ندیم را پخش می‌کند. صدایی که از روی ریکوردر ضبط کرده است. ندیم جا می‌خورد و می‌پرسد که از کجا پیدایش کرده. جرن می‌گوید:« حالا که یه زندگی بدون راز میخوای من اینو به عموت نشون میدم.»

ندیم مانع می‌شود و آن ویس را از گوشی جرن پاک می‌کند. شنیز پولی در حساب ندارد و شاهین قبول نمی‌کند بدون پول برایش کار کند. شنیز مجبور می‌شود دستبند طلایش را بفروشد. فروشنده شنیز را می‌شناسد و پس از رفتن او، به جنک تلفنی خبر می‌دهد. شنیز به مغازه اسلحه فروشی می‌رود و یک چاقو می‌خرد. جنک دستبند مادرش را دوباره خریده و برایش می‌برد. او به مادرش می‌گوید اگر پولی احتیاج داشت خبر بدهد. شنیز فکر می‌کند بلایی که بر سرش آمده ناحقی بوده. جنک دیگر حوصله داستان های مادرش را ندارد زیرا شنیز همیشه حق به جانب است. شنیز وقتی میبیند پسرش هم به او پشت کرده، تصمیم میگیرد نقشه اش را عملی کند. سحر، داملا و جیوان را باهم میبیند و می‌فهمد آن دو باهم رابطه دارند. آنها به کافی شاپی رفته اند تا حال و هوای داملا عوض شود. ناگهان پسری که دوست داملا بود و از جیوان کتک خورده بود با افرادش می‌آید. آنها در کافه کتک کاری می‌کنند. آگاه تنهایی با جمره صحبت کرده. او جمره را دختر خود می‌نامد و از کارهای گذشته اش معذرت می‌خواهد.

سپس ادامه می‌دهد که خصومت بین جنک و ندیم باید پایان یابد و اینکار به دستان جمره انجام می‌شود. او از جمره میخواهد جنک را انتخاب کند تا این خصومت تمام شود. جمره با حالی آشفته از خانه بیرون رفته و در ساحل قدم می‌زند. ندیم در راه خانه جمره را می‌بیند و نزدیک می‌شود. او تصمیم جدیدش را توضیح می‌دهد که قصد دارد از دنیای تاریکی و انتقام بیرون بیاید. او دستش را به سمت جمره بلند کرده و می‌گوید:« اگه تو دستمو بگیری میتونم همون ندیم سابق بشم.» جمره با گریه برای ندیم آرزوی موفقیت می‌کند و تنهایش می‌گذارد. او جلوی ندیم سراغ جنک رفته و دستان او را می‌گیرد. ندیم که دلشکسته و کفری شده، دوباره به فکر انتقام می‌افتد.

 

سریال ترکی استانبول ظالم

خلاصه داستان قسمت ۱۰۶ سریال ترکی استانبول ظالم

اگاه در تنهایی به فکر فرو رفته که ندیم می آید. او از ندیم معذرت خواهی میکند چرا که طی تین سالها متوجه قضیه نشده بود. همچنین تلاش جمره را که میخواست روی واقعی ندیم را نشان بدهد نمیدید. اگاه دوباره از ندیم میپرسد که ایا باز هم رتز دیگری وجود دارد؟ ندیم احساساتی شده و نمیخواهد عمویش را ناراحت کند. او اگاه را تنها خانواده اش میداند و جز او کسی را ندارد. انها یکدیگر را در اغوش میگیرند. نریمان از این که شنیزبیرون شده خوشحال است و در پوست خود نمیگنجد. شنیز در کوچه پس کوچه ها قدم میزند تا این که تصمیم میگیرد به اپارتمان جنک برود. او هیچ پولی برای کرایه تاکسی ندارد برای همین به دربان ساختمان میگوید بی زحمت کرایه تاکسی را بدهد. انها که از اگاه دستور گرفته اند این کار را نمیکنند. جرن که حدس میزند شنیز به ان ساختمان برود انجا امده تا خارو ذلیل شدن شنیز را به چشم ببیند و لذت ببرد. شنیز از نگهبانی کلید سوییت را میخواهد اما انها میگویند که اگاه دستور داده این کار را نکنند. شنیز برایشان نقش بازی میکند تا تحقیر نشود تا این که با جرن روبرو میشود. جرن اورا تحقیر میکند و لذت میبرد. شنیز که از همه جا رانده شده دیگر جایی برای ماندن ندارد. او تلفنی قرض میگیرد تا به بچه هایش زنگ بزند.

داملا از این که مادرش زنگ زده خوشحال میشود و ادرس میگیرد. او با جیوان سراغ شنیز میرود و پشت میز مینشیند. شنیز از سرما یخ زده و چیزی برای پوشیدن ندارد. جیوان کت خود را روی شنیز می اندازد. شنیز با تعجب به او نگاه میکند و بدرفتاری هایش با جیوان را به یاد می اورد. سپس تشکر میکند. شنیز به داملا توضیح میدهد که ندیم پر از کینه و نفرت است و این گونه اگاه را پر میکند. داملا برای مادرش اتاقی در هتل میگیرد همچنین لباس ها و گوشی مادرش را از خانه برایش اورده است. او کمی پول نقد به شنیز میدهد که خمراهش باشد. جمره به جنک کمک میکند تا لباسش را عوض کند. کمی بعد اگاه می اید تا تنهایی با پسرش صحبت کند. او میگوید اتفاقاتی که افتاده و من بی خبر بودم همش تقصیر منه تو هرکاری کرده باشی پسر منی از این به بعد تلاش کن دل ندیم رو بدست بیاری اینطوری همه چی درست میشه. اگاه ان شب تلفنی از وکیلش میخواهد فرم طلاقی اماده کند و فرار نیست مهریه یا نفقه ای به شنیز بدهداو حلقه ازدواجش را بیرون می اورد. ندیم به دیدن اویا رفته و میگوید حاضر است بار سنگین راز هایش را به دوش بکشد اما عمویش نا احت نشود. به درخواست ندیم اویا صدای ضبط شده را پاک میکند. ندیم تصمیم گرفته تغییراتی در زندگیش بدهد و دیگر نمیخواهد به جلسه روانشناسی بیاید.

اویا شکه میشود و خواهش میکند هر از گاهی به عنوان خواهر به او سر بزند. بعد از رفتن ندیم اویا زیر لب میگوید هیچ وقت تنهات نمیذارم. شنیز با شاهین قرار ملاقات میگذارد کسی که قبلا ادم اگاه بوده ولی با شنیز کار میکرده. شاهین میگوید پس از ان جریان ها به زندان افتاده و دیگر نتوانسته کار پیدا کند.شنیز نقشه ای دارد که میخواهد توضیح دهد.

[تعداد: ۲   میانگین: ۳/۵]
۰ ۰ vote
Article Rating
برچسب ها
ایمیل برای اطلاع رسانی
بهم خبر بده
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
0
Would love your thoughts, please comment.x
()
x