معنی گریلی در دهخدا

گریلی

گریلی

  • گریلی. [گ ِ] (اِخ) طایفه ای است که در نودهک سکنی دارند. رجوع به ترجمه ٔ سفرنامه مازندران و استرآباد رابینو ص 214 شود.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی گریلی در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • گریلی (فرهنگ عمید): گوشه‌ای در دستگاه شور،
  • گریلی (حل جدول): گوشه‌ای ضربی در دستگاه شور
  • گریلی (فرهنگ فارسی هوشیار): (اسم) قطعه ایست ضربی در دستگاه شور که در پرده شهناز نواخته میشود و دو ضرب یا چهار ضرب است.