ترجمه کشف به عربی

کشف

کشف

  • اکتشاف، حدس، مقدمه

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی کشف در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • کشف (فرهنگ معین): (مص م.) آشکار ساختن، پیدا کردن، (اِمص.) پیدایی. [خوانش: (کَ) [ع.]]
  • کشف‌ (فارسی به انگلیسی): Detection, Discovery, Find, Finding
  • کشف (لغت نامه دهخدا): کشف. [ک َ ش َ] (اِ) لاک پشت. کاسه پشت. سولاخ پا. باخه. سلحفاه. سلحفاد. (یادداشت مؤلف). سوراخ پا:
    چون کشف انبوه غوغائی بدید
    بانگ و ژخ مردمان خشم آورید.
    رودکی.
    روی و ریش و گردنش گفتی برای خنده را
    در بیابان زافه ای ترکیب کردی با کشف.
    (از حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی).
    زهره ٔ سلحف ...ادامه مطلب...
  • کشف (عربی به فارسی): فاش سازی , افشاء , بی پرده گویی
  • کشف (فرهنگ عمید): آشکار ساختن، پیدا کردن،
    برهنه کردن،
    پی بردن به چیزی که پیش از آن مجهول بوده،
    (تصوف) ظهور حقایق غیبی بر سالک،
  • کشف‬ (فارسی به ترکی): keşif
  • کشف (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): پیبرد، یافتن، یافته، پی برد، نویابی
  • کشف (حل جدول): پیدا کردن
  • کشف (مترادف و متضاد زبان فارسی): انکشاف، شهود، پیدا کردن، یافتن
  • کشف (فرهنگ فارسی هوشیار): برداشتگی پرده و پوشش از روی چیزی، نوپیدا کردگی، کشف اسرار کردن، پرده برداشتن
  • کشف (فرهنگ فارسی آزاد): کَشْف، در تَصَوُّف: ظهور حقائق معنوی و اسرار غیبی در قلب سالِک است،
  • کشف (فارسی به ایتالیایی): scoperta
  • کشف (فارسی به آلمانی): Entdeckung (f)