ترجمه سرگردانی‌ به انگلیسی

سرگردانی‌

سرگردانی‌

  • Vagabondage, Wandering

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی سرگردانی‌ در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • سرگردانی (لغت نامه دهخدا): سرگردانی. [س َ گ َ] (حامص مرکب) حیرانی. تحیر. درماندگی. راه به جائی نداشتن. بیچارگی:
    در گردش خویش اگر مرا دست بدی
    خود را برهاندمی ز سرگردانی.
    خیام.
    ز سرگردانی تست اینکه پیوست
    به هر نااهل و اهلی میزنم دست.
    نظامی.
    همچو گویی کرده ای گم پا و سر
    این چه سرگردانی است ای بی خب ...ادامه مطلب...
  • سرگردانی (فارسی به عربی): تجول
  • سرگردانی (فرهنگ عمید): سرگشتگی، حیرت،
    آوارگی،
  • سرگردانی‬ (فارسی به ترکی): derbederlik
  • سرگردانی (حل جدول): سرگردانی
  • سرگردانی (مترادف و متضاد زبان فارسی): پریشانی، حیرانی، تحیر، حیرت، سرگشتگی، آوارگی، دربه‌دری، بلاتکلیفی
  • سرگردانی (فرهنگ فارسی هوشیار): ‎ سر گشتگی حیرانی، آوارگی دربدری.