ترجمه شدید به انگلیسی

شدید

شدید

  • Extreme, Acute, Abysmal, Austere, Bad, Deadly, Brutal, Fierce, Consuming, Crucial, Crying, Deep, Desperate, Dire, Dour, Drastic, Driving, Excruciating, Great, Gusty, Harsh, Hearty, Heavy, Hot, Intemperate, Intense, Intensive, Intent, Sharp, Keen, Sore, Mighty, Mortal, Overpowering, Poigna

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی شدید در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • شدید (فرهنگ معین): سخت، قوی، فراوان، تند، ظالم. [خوانش: (شَ) [ع.] (ص.)]
  • شدید (لغت نامه دهخدا): شدید. [ش َ] (ع ص) دلاور. || توانا. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، شِداد، اشدّاء. (اقرب الموارد). || بخیل. || سخت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
    - شدیدالحنزوانه، کنایه است از تکبر و عظمت. (از اقرب الموارد).
    - شدیدأدید، از اتباع. (مهذب الاسماء).
    - شدیدالشکیمه، سخت لگام. سختگیر و متعصّب: شدیدالشکیم ...ادامه مطلب...
  • شدید (فارسی به عربی): بشده، حاد، شدید، عنیف، قاسی، قطری، متانق، متحمس، مرکز، مزمن
  • شدید (عربی به فارسی): شدید , دردناک , تالم اور , اندوه اورد
  • شدید (فرهنگ عمید): سخت، تند،
    [قدیمی] سختگیر،
  • شدید‬ (فارسی به ترکی): şiddetli
  • شدید (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): سخت، سهمگین
  • شدید (حل جدول): حاد
  • شدید (مترادف و متضاد زبان فارسی): اکید، بسیار، هنگفت، دشوار، زفت، سخت، قوی، محکم،
    (متضاد) خفیف
  • شدید (فرهنگ فارسی هوشیار): سخت، قوی، تند
  • شدید (فرهنگ فارسی آزاد): شَدِیْد، سخت- قوی- محکم- بلند- شجاع- شیر- بخیل و ممسک (جمع: شِداد- شُدُود- اَشَّداء)
  • شدید (فارسی به ایتالیایی): intenso
  • شدید (فارسی به آلمانی): Hart, Rabauke, Schwer, Vehement [adjective], Vehement [adverb], Widerstandsfähig, Zäh