ترجمه لذیذ به انگلیسی

لذیذ

لذیذ

  • Ambrosial, Delectable, Delicate, Delicious, Flavorful, Luscious, Mouthwatering, Sweet, Tasty, Toothsome

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی لذیذ در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • لذیذ (فرهنگ معین): (لَ) [ع.] (ص.) گوارا، خوشمزه. ج. لذائذ.
  • لذیذ (لغت نامه دهخدا): لذیذ. [ل َ] (ع ص) بامزه. (منتهی الارب). خوش خوار. خوش خواره. خوشمزه. مزه ناک. (دهار). مزه دار. خوش خوراک. خوش. خوش طعم:
    آن خوشه بین فتاده بر او برگهای سبز
    هم دیدنش خجسته و هم خوردنش لذیذ.
    بشار مرغزی.
    لذت علمی چو از دانا به جان تو رسد
    زان سپس ناید بچشمت لذت جسمی لذیذ.
    ناصرخسرو.
    ...ادامه مطلب...
  • لذیذ (فارسی به عربی): لذیذ، مترف
  • لذیذ (عربی به فارسی): لذیذ , با سلیقه (درست شده) , خوش ذوق , باذوق , خوشمزه , باسلیقه تهیه شده , خوش طعم , گوارا , مطبوع , باب دندان , دندان مز
  • لذیذ (فرهنگ عمید): خوشمزه، گوارا،
  • لذیذ (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): خوشمزه
  • لذیذ (کلمات بیگانه به فارسی): خوشمزه
  • لذیذ (حل جدول): دلچسب
  • لذیذ (مترادف و متضاد زبان فارسی): خوش‌خوار، خوش‌طعم، خوشمزه،
    (متضاد) بدمزه
  • لذیذ (فرهنگ فارسی هوشیار): بامزه، خوش خوار، خوش طعم، گوارا
  • لذیذ (فرهنگ فارسی آزاد): لَذِیذ، پر لَذَّت، خوشمزه (جمع: لُذّ، لِذاذ)،
  • لذیذ (فارسی به ایتالیایی): squisito
نوشته‌های بلاگ جدولیاب