ترجمه نگران‌ به انگلیسی

نگران‌

نگران‌

  • Anxious, Apprehensive, Concerned, Fearful, Insecure, Nervous, Perturbation, Shaky, Solicitous, Tense, Uneasy, Unquiet, Upset

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی نگران‌ در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • نگران (فرهنگ معین): منتظر، چشم به راه، اندیشناک، مضطرب. [خوانش: (نِ گَ) (ص فا.)]
  • نگران (لغت نامه دهخدا): نگران. [ن ِ گ َ] (نف) بیننده. (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات). آنکه می بیند و می نگرد. (ناظم الاطباء). در حال دیدن. در حال نگریستن. نگرنده. ناظر. باصر. (یادداشت مؤلف). توجه کننده. التفات کننده:
    گر جهان جمله به بد گفتن من برخیزند
    من و این کنج و به عبرت به جهان در نگران.
    انوری.
    ...ادامه مطلب...
  • نگران (فارسی به عربی): متردد
  • نگران (فرهنگ عمید): [مجاز] اندیشناک، دلواپس،
    [قدیمی، مجاز] چشم‌به‌راه، منتظر،
    [قدیمی] بیننده،
  • نگران (حل جدول): آشفته، دلواپس، مظطرب
  • نگران (مترادف و متضاد زبان فارسی): آشفته، پریشان، دلواپس، مشوش، مضطرب، چشم‌براه، منتظر، تماشاگر، ناظر
  • نگران (فرهنگ فارسی هوشیار): نگریستن، تامل کننده، متاهل، ناظر
  • نگران (فارسی به ایتالیایی): preoccupato