ترجمه دیر به آلمانی

دیر

دیر

  • Abtei, Spät, Verspätet, Kloster, Lang, Lange, Länge, Sehnen, Weit

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی دیر در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • دیر (فرهنگ معین): (دَ یا دِ) [معر.] (اِ.) صومعه، محل عبادت راهبان مسیحی.، ~ خراب آباد کنایه از: دنیا، جهان مادی.، ~ مغان معبد زردشتیان.
  • دیر (فارسی به انگلیسی): Abbey, Behindhand, Belated, Belatedly, Cloister, Convent, Late, Slow, Monastery, Nunnery, Overdue, Priory, Tardily, Tardy, Temple
  • دیر (لغت نامه دهخدا): دیر. (ق) مدت متمادی. در برابر زود. (از برهان). مدتی بسیار پس از وقت موعود یا وقت معتاد. پس از زمانی که سزاوار بود. زمانی طویل. مقابل زود. مقابل زمانی کوتاه. مدتی دراز. بسیار زمان. دیر زمانی. مدتی مدید و طویل و طولانی. (یادداشت مؤلف). و با مصادری از این قبیل ترکیب شود: دیر آمدن. دیر آوردن. دیرپائیدن. دیر جنبیدن. دیر جو ...ادامه مطلب...
  • دیر (فارسی به عربی): بطیی، دیر، لمده طویله، متاخرا
  • دیر (عربی به فارسی): دیر , صومعه , خانقاه , کلیسا , نام کلیسای وست مینستر () , راهرو سرپوشیده , اطاق یا سلول راهبان وتارکان دنیا , ایوان , گوشه نشینی کردن , درصومعه گذاشتن , مجمع , خانقاه راهبان , رهبانگاه
  • دیر (فرهنگ عمید): جایی که راهبان در آن اقامت کنند و به گوشه‌گیری و عبادت بپردازند، صومعه،
    * دیر مغان: [قدیمی]
    آتشکده، عبادتگاه زردشتیان،
    (تصوف) مجلس عرفا و اولیا،
  • دیر‬ (فارسی به ترکی): geç
  • دیر (حل جدول): معبد راهب
  • دیر (فرهنگ فارسی هوشیار): مدتی بسیار پس از وقت موعود، مدت متمادی
  • دیر (فرهنگ فارسی آزاد): دَیر، صومعه-محل اقامت راهبان (جمع: اَدیار- اَدیِرَه، دُیُورَه)
  • دیر (فارسی به ایتالیایی): tardi