معنی سهر در فرهنگ هوشیار

سهر

سهر

  • به خواب نرفتن ‎ (صفت) سرخ، (اسم) گاو سرخ سهر گاو، گاو بقر: چو بر شاه تازی بگسترد مهر بیاورد فربه یکی ماده سهر. ‎ (مصدر) بیدار ماندن به شب، (اسم) بیداری.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی سهر در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • سهر (فرهنگ معین): (مص ل.) بیدار ماندن شب، (اِمص.) بیداری. [خوانش: (سَ هَ) [ع.]]
  • سهر (لغت نامه دهخدا): سهر. [س َ هََ] (ع مص) بیدار ماندن. (منتهی الارب). بی خواب شدن. (تاج المصادر بیهقی). نه خواب شدن. (المصادر زوزنی ص 295). || (اِمص) بیداری که مقابل خواب باشد. (برهان). بیداری. (منتهی الارب) (دهار). بی خوابی. (زمخشری):
    بوقت آنکه همه خلق گرم خواب شوند
    تو در شتاب سفر بوده ای و رنج سهر.
    فرخی.
    همخوابه ...ادامه مطلب...
  • سهر (فرهنگ عمید): بیدار ماندن، بیدار ماندن در شب، ‌بیداری،
  • سهر (حل جدول): بیدار ماندن
  • سهر (مترادف و متضاد زبان فارسی): بیداری، شب بیداری، بیدار ماندن
  • سهر (فرهنگ فارسی آزاد): سَهَر، (سَهِرَ- یَسْهَرُ) بیدار ماندن و بخواب نرفتن در شب- نخوابیدن در شب