معنی لیث در فرهنگ هوشیار

لیث

لیث

  • ‎ شیر بیشه، زبان آور، تننده ی جهنده (اسم) شیر اسد جمع: لیوث: سلطا تکش. . . هم در مقام بزم غیثی سایل و هم در موقف رزم لیثی صایل. .، برج اسد شیر فلک شیر.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی لیث در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • لیث (فرهنگ معین): شیر، اسد، برج اسد. [خوانش: (لَ یا لِ) [ع.] (اِ.)]
  • لیث (نام های ایرانی): پسرانه، شیر درنده، نام پدر یعقوب پادشاه صفاری
  • لیث (لغت نامه دهخدا): لیث. [ل َ] (ع اِ) شیر. (منتهی الارب). اسد. شیر درنده. (غیاث). ج، لیوث. || نوعی عنکبوت که به جستن گیرد مگس را. (منتهی الارب). مگس گیر. ج، لیوث. (مهذب الاسماء). || لیث عفرین، شیر بیشه. || بیشه ٔ شیر. || جانورکی که در بن دیوار ماند. || جانورکی شبیه کربسه که بر سوار عارض شود و به دُم زند منسوب به عفرین که شهری است. (منتهی ...ادامه مطلب...
  • لیث (فرهنگ عمید): شیر نر،
    نوعی عنکبوت،
  • لیث (حل جدول): شیر نر
  • لیث (فرهنگ فارسی آزاد): لَیث، شیر، قوّت و شدّت (جمع: لُیُوث، مَلیَثَه)،