معنی کلیشه در فرهنگ هوشیار

کلیشه

کلیشه

  • فرانسوی سایرخش سای از سودن (حک) ورخش (عکس تصویر) (اسم) تصویر یا نوشته ای که بر فلز یا چوب حک کنند و آنرا بهنگام چاپ کردن کتاب مجله و غیره بکار برند. توضیح وقتی بخواهند خطی را عینا چاپ کنند اول عکس آنرا در روی فیلم یا شیشه حساس میگیرند سپس یک قطعه زینگ را حساس کرده و همان شیشه یا فیلم را بروی آن کپیه میکنند. بعد زینک را ظاهر کرده و بروی آن مرکب میمالند و از روی مرکب پودر مخصوصی میریزند و در ظرفی مقداری اسید نیتریک (تیزاب) رقیق ریخته زینک را در توی آن قرار میدهند و ظرف را تکان میدهند تا اسید محلی خالی از نوشته زینک را در خود حل کرده و نوشته در روی زینک بطور بر جسته ظاهر میگردد. سپس آنرا در روی تخته ای ببلندی حروف میخ کوبی کرده برای چاپ آماده میسازند.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی کلیشه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • کلیشه (فرهنگ معین): نوشته یا تصویری حک شده روی فلز که در چاپ از آن استفاده کنند، قالب، باسمه. [خوانش: (کِ ش) [فر.] (اِ.)]
  • کلیشه‌ (فارسی به انگلیسی): Cliché, Engraving, Etching, Plate, Stereotype
  • کلیشه (لغت نامه دهخدا): کلیشه. [ک ِ ش ِ] (فرانسوی، اِ) در اصطلاح چاپ، تصویر یا نوشته ای که بر فلز یا چوب حک کنند و آن را بهنگام چاپ کردن کتاب، مجله و غیره بکار برند. وقتی بخواهند خطی را عیناً چاپ کنند، اول عکس آن را در روی فیلم یا شیشه ٔ حساس می گیرند، سپس یک قطعه زینک را حساس کرده همان شیشه یا فیلم را به روی آن کپیه می کنند، بعد زینک را ظاهر ...ادامه مطلب...
  • کلیشه (فارسی به عربی): قالب جاهز
  • کلیشه (فرهنگ عمید): نوشته یا تصویری که برای چاپ روی چوب یا فلز حک کنند،
    [مجاز] هر چیز تکراری،
  • کلیشه (حل جدول): ماتریس
  • کلیشه (اصطلاحات سینمایی): این عبارت در موارد زیر به کار می رود: 1- زبان مبتذلی که به علت استفاده زیاد، تاثیر و گاه معنای اصلی خود را از دست داده است. 2- شخصیت های نمونه و پیش پا افتاده ای که در اثر استفاده بیش از حد در فیلم ها، تاثیر و کارایی خود را از دست داده اند. در سینما این واژه همچنین به معنای هر عنصر تصویری یا تکنیکی که از بس تکرار شده، ...ادامه مطلب...