معنی آواز در فرهنگ معین

آواز

آواز

  • آوا، بانگ، نغمه، سرود، آهنگ، هر یک از دستگاه های موسیقی و گوشه های آن. [خوانش: (اِ.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی آواز در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • آواز (تعبیر خواب): آواز مرد درخواب، چون بلند بود، دلیل کند که در میان مردم بزرگی یابد. اگر کسی بیند که آوازش بلند گشته بود، دلیل کند بر قدر بلندی آواز، نامش بلند گردد. اگر بیند که آوازش ضعیف گشته، دلیل که بانگ و نامش ضعیف شود، چنانکه کس یاد او نکند. - محمد بن سیرین
  • آواز (فارسی به انگلیسی): Chanson, Sing, Song, Voice, Warble
  • آواز (لغت نامه دهخدا): آواز. (اِ) آوا. صوت. (صراح). بانگ:
    از آواز کوسش همی روز جنگ
    بدرّد دل شیر و چرم پلنگ.
    فردوسی.
    چو بشنید آواز او را تبرگ
    بر آن اسب جنگی چو شیر سترگ.
    فردوسی.
    خور جادوان بد چو رستم رسید
    از آواز او دیو شد ناپدید.
    فردوسی.
    پرستنده بشنید آواز اوی
    ندانست کودک ...ادامه مطلب...
  • آواز (فرهنگ عمید): بانگ، صوت،
    نغمه، آهنگ،
    بانگ آهنگین انسان همراه با کلام،
  • آواز‬ (فارسی به ترکی): şarkı, avaz
  • آواز (حل جدول): نغمه، آوا
  • آواز (مترادف و متضاد زبان فارسی): آوا، بانگ، صدا، صلا، صوت، ندا، آهنگ، ترانه، ترنم، چهچهه، سرود، سماع، نشید، نغمه
  • آواز (گویش مازندرانی): از مقامات سازی مازندران، که از موسیقی سنتی ایران برداشت...
  • آواز (فرهنگ فارسی هوشیار): صوت، بانگ
  • آواز (فارسی به ایتالیایی): canto