معنی بهتان در فرهنگ معین

بهتان

بهتان

  • دروغ بستن، دروغ زدن، افتراء، نسبت بد دادن. [خوانش: (بُ) [ع.] (مص ل.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی بهتان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • بهتان‌ (فارسی به انگلیسی): Calumniation, Calumny
  • بهتان (لغت نامه دهخدا): بهتان. [ب ُ] (ع مص) دروغ بستن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). دروغ بستن. دروغ زدن. افترا گفتن. (فرهنگ فارسی معین). افترا و بلفظ نهادن و کردن و بستن بصله ٔ لفظ «بر» مستعمل میشود. (آنندراج) (غیاث). || زور گفتن. (تاج المصادر بیهقی). || (اِ مص، اِ) زور. دروغ و افترا. (ناظم الاطباء). دروغ و افترا و تهمت. (منتهی الارب). تر ...ادامه مطلب...
  • بهتان (فرهنگ عمید): دروغ،
    افترا، تهمت،
  • بهتان‬ (فارسی به ترکی): bühtan
  • بهتان (حل جدول): تهمت
  • بهتان (مترادف و متضاد زبان فارسی): افترا، ترفند، تهمت، دروغ، فریه، کذب، افترا زدن، افترا بستن، تهمت بستن، تهمت زدن، دروغ بستن، دروغ زدن
  • بهتان (فرهنگ فارسی هوشیار): هیتان پیغاره چفته باشته ‎ (مصدر) دروغ بستن دروغ زدن افترا گفتن، (اسم) ترفند تراشی افترا، (اسم) ترفند دروغ.