معنی دریغ در فرهنگ معین

دریغ

دریغ

  • افسوس، اسف، کلمه ای که در حسرت و افسوس استعمال شود. [خوانش: (دِ یا دَ) (اِ.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی دریغ در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • دریغ‌ (فارسی به انگلیسی): Alas, Lament, Lamentation, Pity, Regret, Remorse, Shame, Sigh, Sorriness
  • دریغ (لغت نامه دهخدا): دریغ. [دِ/ دَ] (اِ) افسوس و اندوه و دشوار و اندوه کردن بر تقصیرات گذشته. (از برهان). افسوس و اندوه. (غیاث). صاحب آنندراج گوید کلمه ای است که در محل تأسف و تحسرگویند و بدین معنی با لفظ خوردن مستعمل است -انتهی.رنج و اندوه و آزار و پشیمانی و حسرت و افسوس و تأسف بر گناهان و تقصیرات گذشته و آه و زاری. (ناظم الاطباء). حسره ...ادامه مطلب...
  • دریغ (فارسی به عربی): شفقه
  • دریغ (فرهنگ عمید): افسوس، حسرت،
    (شبه جمله) کلمه‌ای که برای ابراز حسرت، پشیمانی، اندوه، و غم بر زبان آورده می‌شود: دریغ که او زد و رفت،
    (اسم مصدر) مضایقه، امتناع،
    * دریغ آمدن: = * دریغ داشتن
    * دریغ خوردن: (مصدر لازم) [قدیمی] افسوس خوردن،
    * دریغ داشتن: (مصدر متعدی)
    مضایقه ‌کردن از دادن چیزی به کسی، ...ادامه مطلب...
  • دریغ (حل جدول): افسوس، حسرت
  • دریغ (مترادف و متضاد زبان فارسی): افسوس، اندوه، پشیمانی، تاسف، تحسر، خودداری، مضایقه، واحسرتا، هیهات
  • دریغ (فرهنگ فارسی هوشیار): افسوس و اندوه و دشوار
  • دریغ (فارسی به آلمانی): Erbarmen, Mitleid (n), Schade (f)
نوشته‌های بلاگ جدولیاب