معنی پست در فرهنگ معین

پست

پست

  • (پُ) (اِ.) مخفف پوست، جلد.

  • کار رساندن نامه ها و بسته ها از جایی به جای دیگر، سازمانی که عهده دار این کار است، محل خدمت، شغل و مقام اداری، وظیفه معین هر بازیکن در بازی های گروهی، نقش (فره).، ~ الکترونیک ایمیل، اکسپرس نوعی خدمات [خوانش: (~.) [فر.] (اِ.)]

  • پایین، نشیب، کوتاه، کم ارتفاع، فرومایه، بی سر و پا، خراب، بد، نابود، معدوم، ذلیل، زبون، دون، خوار، تنگ چشم، اندک بین، ناگوار، تلخ، هراسان، مشوش، بیزار، نفور، سست، ضعیف. [خوانش: (پَ) (ص.)]

  • هر نوع آرد، آرد بریان شده گندم یا جو، سپوس، پوست گندم یا جو. [خوانش: (پِ یاپَ) (اِ.)]

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی پست در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • پست‌ (فارسی به انگلیسی): Abject, Bastard, Base, Cheap-Jack, Coarse, Common, Crummy, Dirty, Effete, Gross, Post, Ignoble, Inferior, Insignificant, Shabby, Low, Low-Grade, Mail, Mangy, Matter, Menial, Mingy, Miserable, Pelting, Raffish, Scapegrace, Schlocky, Scrubby, Second-Class, Second-Rate, Servile, Shitty, Sh
  • پست (لغت نامه دهخدا): پست. [پ َ] (ص) مقابل بالا. پائین. تحت. سفل. زیر. مقابل بالا و روی. مقابل علو و فوق:
    بیامد چو گودرز را دید، دست
    بکش کرد وسر پیش بنهاد پست.
    فردوسی.
    بکش کرده دست و سرافکنده پست
    همی رفت تا جایگاه نشست.
    فردوسی.
    پراندیشه بنشست بر سان مست
    بکش کرده دست و سرافکنده پست.
    ف ...ادامه مطلب...
  • پست (فارسی به عربی): ارض مشاعه، اهانه، برید، تابع، تعش، حقیر، خادم، دنیی، رخیص، ردیء، سیی السمعه، شرس، صغیر، فاجر، فظ، فقیر، قلیلا، متواضع، مستوی واطی، مشاکس، منحط، نذل
  • پست (فرهنگ عمید): [مقابلِ بلند] کوتاه،
    [مقابلِ بالا] پایین،
    نشیب،
    خوار، زبون، فرومایه،
    بخیل، خسیس،
    * پست شدن: (مصدر لازم)
    خواروذلیل شدن،
    [قدیمی] با خاک یکسان شدن، منهدم گشتن،
    * پست شمردن: (مصدر متعدی) خواروذلیل پنداشتن، حقیر دانستن،
    * پست کردن: (مصدر متعدی)
    پایین آورد ...ادامه مطلب...
  • پست‬ (فارسی به ترکی): alçak
  • پست (حل جدول): فرومایه، اداره نامه رسانی
  • پست (واژه پیشنهادی): زبون
  • پست (گویش مازندرانی): آرد بریان شده
  • پست (فرهنگ فارسی هوشیار): پایین، تحت، زیر، کوتاه
  • پست (فارسی به ایتالیایی): meschino
  • پست (فارسی به آلمانی): Absenden, Anschlagen, Erniedrigt, Kriechend, Niedrig, Pfahl (m), Pfosten, Post (f), Posten, Unterw.rfig, Unterwu.rfig, Vera.chtlich [adjective], Verworfen, Abstempeln, Achter (prp.), Arm, Aufgeben, Bäumen, Bescheiden, Briefmarke (f), Briefpost (f), Demütig, Fem. [noun], Gepräge (f), Geringere, Hintere, Klein, Mangelhaf ...ادامه مطلب...