معنی گشاده دل در فرهنگ معین

گشاده دل

گشاده دل

  • (~. دِ) (ص مر.) بشاش، جوانمرد.

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی گشاده دل در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • گشاده دل (لغت نامه دهخدا): گشاده دل. [گ ُ دَ / دِ دِ] (ص مرکب) دلباز. مبسوط:
    که پیروز رفتی و بازآمدی
    گشاده دل و بی نیاز آمدی.
    فردوسی.
    || خوشحال و بافرح. (برهان) (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا):
    سپه یکسره پیش سام آمدند
    گشاده دل و شادکام آمدند.
    فردوسی.
    پذیره شدش رستم زال سام
    سپاهی گشاده دل و شاد ...ادامه مطلب...
  • گشاده دل (واژه پیشنهادی): کامروا
  • گشاده دل (فرهنگ فارسی هوشیار): ‎ دارای سعه صدر، بشاش شادمان، جوانمرد سخی.
نوشته‌های بلاگ جدولیاب