مترادف و متضاد بلیغ

بلیغ

بلیغ

  • رسا، شیوا، زبان‌آور، سخن‌آرا، چیره‌زبان، فصیح،

    (متضاد) الکن، نارسا

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی بلیغ در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • بلیغ (فرهنگ معین): زبان آور، رسا، شیوا. [خوانش: (بَ) [ع.] (ص.)]
  • بلیغ‌ (فارسی به انگلیسی): Eloquent, Silver-Tongued
  • بلیغ (لغت نامه دهخدا): بلیغ. [ب َ] (ع ص) مرد فصیح رساننده ٔ سخن آنجا که خواهد. (دهار). شخص فصیح که سخن را در جای خود نهد. (از اقرب الموارد). تیززبان. (غیاث) (آنندراج). فصیح که کنه ضمیر و مراد خود تواند به عبارت آوردن. گشاده زبان. گشاده سخن. (یادداشت مرحوم دهخدا). خوش بیان. شیرین سخن. سخنگوی برکمال. چیره زبان. سِرطِم. سَفّاک. مِسقَع. مِسهَج. ...ادامه مطلب...
  • بلیغ (فرهنگ عمید): فصیح، رسا،
    کامل، تمام،
    کسی که سخنش خوب و رسا باشد،
  • بلیغ (حل جدول): رسا
  • بلیغ (فرهنگ فارسی هوشیار): فصیح، رسا
  • بلیغ (فرهنگ فارسی آزاد): بَلیغ، فصیح، رسا، کسی که سخنش خوب و رسا باشد (جمع بٌلغاء)،
نوشته‌های بلاگ جدولیاب