مترادف و متضاد بهر

بهر

بهر

  • بخش، بهره، حصه، حظ، سهم، قسمت، نصیب، برای، به‌جهت، به‌خاطر، به‌منظور، پاره، جزء

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی بهر در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • بهر (فرهنگ معین): (حر اض.) برای، جهت.
  • بهر (فارسی به انگلیسی): For, Part, Portion, Ratio
  • بهر (لغت نامه دهخدا): بهر. [ب َ] (اِ) حصه. نصیب. حظ. بهره. (برهان). نصیب. قسمت. (آنندراج) (انجمن آرا). حصه. نصیب. بهره. (رشیدی) (جهانگیری). حصه. نصیب. قسمت. بخش. (ناظم الاطباء). بهره. حظ. نصیب. قسمت. (فرهنگ فارسی معین). فرخنج. نیاوه. آوخ. (یادداشت بخط مؤلف):
    بپرسید تا زآن گرانمایه شهر
    که دارد همی زاختر و فال بهر.
    فردوسی. ...ادامه مطلب...
  • بهر (فارسی به عربی): خارج القسمه
  • بهر (فرهنگ عمید): قسمت، بخش،
    نصیب،
  • بهر (حل جدول): نصیب،قسمت،بخش،برای
  • بهر (گویش مازندرانی): شهد، مخفف بهره و زیادتی
  • بهر (فرهنگ فارسی هوشیار): نصیب، قسمت، بهره، حظ
  • بهر (فرهنگ فارسی آزاد): بَهر، روشنی، غلبه، فخر، افتراء و تهمت، محرومیت، هلاک، حیرت،