مترادف و متضاد ترساندن

ترساندن

ترساندن

  • ارعاب، تخویف، تهدید، به وحشت انداختن، متوحش ساختن، بیمناک کردن، مرعوب ساختن، ترسانیدن، ترس‌دادن، مرعوب ساختن، هراساندن

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی ترساندن در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • ترساندن (فرهنگ معین): (تَ دَ) (مص م.) بیم دادن.
  • ترساندن‌ (فارسی به انگلیسی): Daunt, Frighten, Horrify, Scare, Unnerve
  • ترساندن (لغت نامه دهخدا): ترساندن. [ت َ دَ] (مص) ترسانیدن. تهدید. ارهاب. بیم دادن:
    به لشکر بترسان بداندیش را
    به ژرفی نگه کن پس و پیش را.
    فردوسی.
    همی کودکی بی خرد داندم
    بگرز و بشمشیر ترساندم.
    فردوسی.
    کردند وعده ٔ دیگری زین به نیامد باورش
    از غدر ترساند همی پرغدر دهر کافرش.
    ناصرخسرو.
    ا ...ادامه مطلب...
  • ترساندن (فارسی به عربی): اخف، ارتجف، اردع، امقت، بقره، تحدید، جاموسه، خوف، رهبه، روع، شاطی، شبح، شجار، لطمه
  • ترساندن (فرهنگ عمید): بیم دادن، کسی را دچار ترس و بیم کردن،
  • ترساندن‬ (فارسی به ترکی): korkutmak
  • ترساندن (حل جدول): اهابت
  • ترساندن (فرهنگ فارسی هوشیار): تهدید، بیم دادن
  • ترساندن (فارسی به ایتالیایی): spaventare