مترادف و متضاد عارضه

عارضه

عارضه

  • بیماری، کسالت، ناخوشی، اتفاق حادثه، رویداد، آسیب، آفت، بلا

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی عارضه در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • عارضه (فرهنگ معین): (اِفا.) مؤنث عارض، (اِ.) پیشامد، حادثه، بیماری، مرض، جمع عوارض. [خوانش: (رِ ض) [ع. عارضه]]
  • عارضه (فرهنگ عمید): حادثه،
    بیماری، مرض،
  • عارضه‬ (فارسی به ترکی): arıza
  • عارضه (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): پیامد، رخداد، ناهنجاری،
  • عارضه (فرهنگ فارسی هوشیار): حاجت، حادثه و پیش آمد