مترادف و متضاد میان

میان

میان

  • بین، مرکز، میانه، وسط، کمر، تو، داخل، مابین

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی میان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • میان (فرهنگ معین): وسط، کمر، درون، داخل، بین. [خوانش: [په.] (اِ.)]
  • میان‌ (فارسی به انگلیسی): Between, Borderline, Inter-, Median, Mid, Mid-, Middle, Midst
  • میان (لغت نامه دهخدا): میان. (اِ، ق) وسط هر چیز مانند میان مجلس و میان شهر یا میان باغ و امثال آن. (از انجمن آرا). وسط چیزی. (آنندراج) (غیاث). در مقابل کنار باشد و به عربی وسط گویند. (از برهان). بین. (ترجمان القرآن جرجانی). آن جایی از درون هر سطحی که از کنارهای آن سطح فاصله داشته و دور باشد. هر محلی در داخل سطحی که بعد و دوری آن از کناره های ...ادامه مطلب...
  • میان (فارسی به عربی): بین، تدخل، خصر، مرکز
  • میان (فرهنگ عمید): وسط،
    درون، داخل،
    (زیست‌شناسی) [قدیمی] کمر،
    [قدیمی] کمربند،
    [قدیمی] غلاف،
    * میان بستن: (مصدر لازم) [قدیمی]
    کمربند بستن،
    [مجاز] آماده شدن برای کاری،
  • میان‬ (فارسی به ترکی): ara, orta, arasında, arası
  • میان (حل جدول): درون، وسط
  • میان (واژه پیشنهادی): لا
  • میان (فرهنگ فارسی هوشیار): وسط هر چیز مانند میان مجلس و شهر و یا میان باغ و امثال آن
  • میان (فرهنگ فارسی آزاد): مَیّان، کذّاب، بسیار دروغگو،
  • میان (فارسی به ایتالیایی): fra
  • میان (فارسی به آلمانی): Mitten; unter, Taille (f), Taille [noun]