باستان در حل جدول

باستان

باستان

  • کهنه، گذشته، دیرین

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی باستان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • باستان (فرهنگ معین): (ص. اِ.) قدیم، گذشته.
  • باستان (نام های ایرانی): پسرانه، قدیمی، دیرینه، کهنه، گذشته (نگارش کردی: باستان)
  • باستان‌ (فارسی به انگلیسی): Ancient, Early, Elder, Old
  • باستان (لغت نامه دهخدا): باستان. (ص، اِ) کهنه. قدیم. (صحاح الفرس) (آنندراج) (انجمن آرای ناصری) (شعوری). گذشته. قدیم. دیرینه. (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری) (هفت قلزم). چیز گذشته. قدیم اَی ضد نو. (شرفنامه ٔ منیری). کهن. زمان گذشته:
    ز دانا تو نشنیدی این داستان
    که بر گوید از گفته ٔ باستان.
    فردوسی.
    تو از باستان یادگار منی ...ادامه مطلب...
  • باستان (فرهنگ عمید): کهنه، گذشته، دیرین،
    (اسم) زمان قدیم،
  • باستان (مترادف و متضاد زبان فارسی): دیرین، دیرینه، عتیق، کهن، گذشته،
    (متضاد) نو، نوین، جدید
  • باستان (فرهنگ فارسی هوشیار): کهنه، قدیم، دیرینه، کهن، زمان گذشته، ضد نو