ترجمان در حل جدول

ترجمان

ترجمان

  • معادل فارسی ارگان

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی ترجمان در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • ترجمان (فرهنگ معین): مترجم، گزارنده، بازگو کننده، بیان کننده. [خوانش: (تَ جُ) [ع.] (ص.)]
  • ترجمان‌ (فارسی به انگلیسی): Interpretation, Translator, Translation
  • ترجمان (لغت نامه دهخدا): ترجمان. [ت َ ج ُ / ت َ ج َ / ت ُ ج َ / ت ُ ج ُ] (ع ص، اِ) شخصی را گویند که لغتی را بزبان دیگر تقریر نماید. (فرهنگ جهانگیری) (برهان). بیان کننده ٔ زبانی بزبانی، بفتح و ضم یکم و بضم و فتح سوم، پس دو در دو چهار بود و این محقق است از دیوان ادب، و پارسیان پچواک و ترزفان نیز گویندش. (شرفنامه ٔ منیری). تعریب ترزفان است، و در ...ادامه مطلب...
  • ترجمان (فرهنگ عمید): کسی که دو زبان بداند و مطلبی را از زبانی به زبان دیگر بیان کند، مترجم،
  • ترجمان (ترکی به فارسی): مترجم
  • ترجمان (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): ترزبان
  • ترجمان (مترادف و متضاد زبان فارسی): تعبیر، تفسیر، شرح، گزارش، نقل، گزارنده، مترجم، بیوگرافی، زندگی‌نامه، شرح‌حال
  • ترجمان (فرهنگ فارسی هوشیار): شخصی را گویند که لغتی را بزبان دیگر تقریر نماید، مترجم
  • ترجمان (فرهنگ فارسی آزاد): تَرْجُمان و تُرْجَمان، تَرْجَمَه کننده، مترجم، شرح دهنده (جمع: تَراجِمَه)،