طالع در حل جدول

طالع

طالع

  • اقبال، بخت، شانس، فال

  • شانس، اقبال، فال

بخش پیشنهاد معنی و ارسال نظرات
جهت پیشنهاد معنی لطفا وارد حساب کاربری خود شوید. در صورتی که هنوز عضو جدول یاب نشده اید از اینجا ثبت نام کنید
امتیاز شما به نتایج جستجوی طالع در سایت جدول یاب:
معنی این واژه در بانک های دیگر
  • طالع (فرهنگ معین): (اِفا.) طلوع کننده، (اِ.) بخت، اقبال. [خوانش: (لِ) [ع.]]
  • طالع (نام های ایرانی): پسرانه، طلوع کننده، بخت و اقبال
  • طالع‌ (فارسی به انگلیسی): Ascending, Fortune, Hazard, Horoscope, Omen, Renascent, Rising, Star
  • طالع (لغت نامه دهخدا): طالع. [ل ِ] (ع ص) برآینده. (دهار) (غیاث اللغات). صعودکننده. طلوع کننده. بازغ. شارق، مقابل غارب:
    که من بحسن تو ماهی ندیده ام طالع
    که من بقد تو سروی ندیده ام مایل.
    سعدی.
    || (اِ) دراصطلاح احکامیان جزوی از منطقهالبروج که بر افق شرقی است، حین ولادت مولود یا سؤال سائل. برجی که هنگام ولادت یا وقت سو ...ادامه مطلب...
  • طالع (فارسی به عربی): ثروه، حظ، طالع
  • طالع (عربی به فارسی): زیج , طالع , زایچه , جدول ساعات روز , فال , نشانه , پیشگویی , بفال نیک گرفتن
  • طالع (فرهنگ عمید): [مجاز] بخت، اقبال، سرنوشت،
    جزئی از منطقهالبروج در افق شرقی که قدما معتقد به نحوست یا سعادت آن در زمان مورد نظر خود بوده‌اند،
    [قدیمی] تفٲلی که از طلوع ستاره بزنند راجع به سعد یا نحس،
    (صفت) [قدیمی] طلوع‌کننده،
    * طالع میمون: [قدیمی، مجاز] طالع مبارک، طالع خجسته، طالع فرخنده، بخت فرخنده، طالع سع ...ادامه مطلب...
  • طالع‬ (فارسی به ترکی): talih
  • طالع (فرهنگ واژه‌های فارسی سره): بخت
  • طالع (کلمات بیگانه به فارسی): بخت
  • طالع (مترادف و متضاد زبان فارسی): اختر، اقبال، بخت، دولت، شانس، فال، هور،
    (متضاد) ادبار، نصیب، قسمت، سرنوشت، برآینده،
    (متضاد) افول‌کننده، آفل، طلوع‌کننده، شارق
  • طالع (فرهنگ فارسی هوشیار): بر آینده، صعود کننده، طلوع کننده
  • طالع (فرهنگ فارسی آزاد): طالِع، بخت-هلال- فجر کاذب (جمع:طُلَّع-طَوالِع)،
  • طالع (فارسی به آلمانی): Glück (n)